ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مدرنیسم

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله مدرنیسم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

پیشگفتار
این تحقیق به صورت یک مجموعه مختصر ارائه شده است که مباحث تقریبا به صورت ناگسسته عرضه شده ولی به علت جالب بودن بعضی مطالب درصدد مطرح کردن آنها برآمدم.
در این تحقیق هفت مبحث بررسی شده که برای تعریف کلی از مدرنیته و رابطه آن با سنتهای قدیم بحثی با عنوان معمای مدرنیته ذکر شده است . مطالب دیگر به ترتیب : رابطه مدرنیته با متافیزک ومقوله انسان گرایی آن بازاندیشی مدرنیت، مدرنیت وابعاد نهادی آن ،درآمدی بر معنای اصطلاح جهان سوم که هر انسانی بارها و بارها بآ آن برخورد می کند و بی آنکه به معنی آن بپردازد از کنارش عبور کرده است ، جهانی شدن مدرنیت واینکه تحولی همه گیر است و در پایان چکیده ای از مطالب آورده شده است.
در روزگار مدرن یعنی دوره همخوانی با قالبهای تکنولوژیک ، چیزی مهمتر از این نیست که آدمی دریابد که خویشتن او چند پاره شده فرد ابزاری اش راه را بر پیشرفت حقیقی او بسته است و الگویی یکة خرد باوری اش هیچ نیست مگر ابزار به بند کشیدن او این مبارزه یعنی آگاهی از شرایط تحقق آزادی و برانگیختن شور فردیت در هر کس.

معمای مدرنیته
تعریفهایی که از مدرنیته ارائه شده اند چندان فراوان متنوع وحتی با هم متضادند که اگر بگوییم این واژه ی بسیار رایج در علوم اجتماعی تاریخ نگاری وفلسفه ی امروز یکی از مبهم ترین اصطلاح ها نیز به شمار می آید حرف تازه ای پیش نکشیده ایم. تاکنون هیچ کس نتوانسته تعریفی یکه نهایی و کامل و قطعی از واژه مدرن و از مفاهیمی که همراه با آن مطرح می شوند همچون مدرنیته مدرنیزاسیون و پسامدرن ارائه کند و به نظر می رسد که حتی ارائه یک تعریف براساس فصل مشترک تعریفهای موجود ازمدرنیته نیز ممکن نباشد.
واژه مدرن که در تمام زبانهای اروپایی و در بسیاری از زبانهای دیگر از جمله در فارسی امروزی ما رایج شده لفظ لاتینی modemus است که خود از قید mode مشتق شده است. در زمان لاتین معنای mode«این اواخر، به تازگی ، گذشته ای بسیار نزدیک بود. به گمان بعضی از تاریخ نگاران لفظ moderni را رومیان در اواخر سده‌ی پنجم در مورد ارزشها و باورهای پذیرفته شده قدیمی که با لفظ مورد ارزشها وباورهای مشکوک جدید به کار می بردند ارزشهایی که در تقابل بودند با باورهای پذیرفته شده قدیمی که با لفظ antiqui مشخص می شدند.
بسیاری از مردم که واژه مدرن را درگفتار هر روزه خود به جای چیزی نو به کار می‌برند در اصل مقصودشان همان چیزی نو امروزی است که جایگزین چیزهای کهنه و غیر قابل قبول شده است. از نظر شماری از نظریه پردازان علوم اجتماعی نیز ،مشروعیت مدرن بودن یا مدریته از پیکارش با سنت ها نتیجه می شود و عقیده دارند که مدرنیته یعنی منش شیوه زندگی امروزی جدید که به جای منش کهن زیستن نشسته و انرا نفی کرده باشد شارل بودلر این تعریف از مدرنیته را نادقیق می داند. مدرن بودن به گمان او یعنی درک این واقعیت که چیزهایی از زندگی کهنه در زندگی نو باقی مانده اند وما باید با آنها بجنگیم. مدرنیته یعنی در حال جنگ بودن با سنت ها و باورهای کهنه ای که همراه شده اند با آنچه ما شیوه تازه زیستن می نامیم آن هم نه در شکلهای قدیمی خودبلکه در شلکهای امروزی که بازشناختن شان گاه کار بسیار دشواری است.
جهان امروز این اصل را به عنوان اصل اساسی پذیرفته است که سکون وتکرار و رجوع به گذشته اصل نیست بلکه حرکت و تغییر و پیشرفت اصل است.حقیقت بی‌زمان ومکان و مطلق موهوم است و اصل با واقعیت متغیر نسبی موجود درزمان و مکان است. بدین ترتیب است که دنیای امروز را غوغای ترقی و پیشرفت فراگرفته است.
موج درگیری میان قدیمی ها و مدرن ها در قرون وسطی تشدید می شود. نویسندگانی را می یابیم که بر مدرنیسم زمانه شان نسبت به عصر کهن پای می فشرند.مشهورترین مجادله ای که میان قدیمی ها و مدرن ها جریان داشت درپایان قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم شروع می‌شود. مدرنیت به شیوه هایی از زندگی یا سازمان اجتماعی مربوط می شود که از سده هفدهم به بعد دراروپا پیدا شد و به تدریج نفوذی کم و بیش جهانی پیدا کرد. این تعریف مدرنیت را به یک دوره زمانی و یک جایگاه جغرافیایی اولیه مربوط میسازد ولی در ضمن ویژگیهای عمده اش را در جعبه سیاه سربسته باقی می گذارد.
بحث فرهنگی پردامنه ای که در تاریخ اندیشه های اروپایی به عنوان رویارویی باستانیان و مدرن ها مشهور شده و لحظه ای مهم را در زندگی فکری و معنوی اروپا به ویژه انگلستان وفرانسه در پایان سده هفدهم مشخص می کند براساس ضرورت درک چگونگی رویارویی با سنت ها مطرح شد. در این جدال مساله مرکزی این بود که فیلسوفان و نویسندگان امروزی تا چه حد می توانند خود را بی نیاز از سنت باستان یعنی سنت فکری ادبی یونان وروم بدانند؟ آیا می توان گفت که امروزی ها به دلیل پیشرفت دانش بشری درچنان موقعیتی قرار گرفته اند که دیگر نیازی به سنتهای کهن فکری خود ندارند؟ برخی از شرکت کنندگان در این بحث روزگار تمدن های باستانی و فرهنگ های کهن را با تمام عظمت دستاوردهاشان به ایام کودکی در زندگی یک انسان همانند میکردند و دوران مدرن یا زمان حاضر را به مثابه ایام بلوغ جسمانی و فکری انسان می شناختند. همان طور که در کل زندگی یک انسان دوران کودکی مرحله ای ضروری و گریز ناپذیر است که باید از آن گذشت تا به روزگار بلوغ و قدرت جسمانی وفکری رسید وجود فرهنگ کلاسیک و سرچشمه های یونانی و سامی نیز برای تکامل فرهنگ اروپایی ضروری بود. این همانند انگاشتن فرهنگ یونان با دوران کودکی زندگی انسان استعاره رایجی باقی ماند.در این همانند تاریخ با زندگی انسان مفهوم توسعه نهفته است که دربرداشتن امروزی از مدرنیته نیز نقش کلیدی دارد :مرحله تازه ، هر چند بدون پله های پیشین به دست نمی آید ولی نسبت به آن پله ها در حکم حرکتی به جلو یا توسعه ای مادی ومعنوی محسوب می شود . گفته برنارد شارتری که جان سالزبری نویسنده سده دوازدهم آنرا تکرارکرد. اینکه ما امروزی ها همچون کوتوله هایی هستیم که برفراز شانه های غولها یعنی بزرگان وفرهنگ کهن ایستاده اند و از این روشاهد چشم اندازی هستند گسترده تر از آنچه خود غولها می بیند. هر چه هم سازندگان فرهنگ باستان را از سازندگان فرهنگ امروز بزرگتر بدانیم باز نمی توانیم انکار کنیم که امروزی از تمامی دانش و بینش آنان بهره می برند وخود نیز چیزی حتی اندک ، بدان می افزایند.
مفاهیم کلیدی دیگری هم که تا پایان سده هجدهم تصوری تازه از زندگی و آزادی را فراهم آوردند ریشه در همان عنصر داشتند مفاهیمی چون فردیت مالیکت سرمایه دار نه ضرورت استنتاج قوانین از زندگی هر روزه از میان رفتن حق فرزند ارشد دولت استوار به نمایندگی تفکیک قوا وغیره.
در قلمرو حقوق وقانون گسست از سنت ها ،معنایی مشخص دارد: جدایی از قوانینی که براساس زندگی هر روزه تعیین وتدقیق نشده باشند و سرچشمه آن ها به متون مقدس گذشته ها، سنت ها و باورهای عتیق باز گردد.
اصل توجیه کننده تدوین قوانین زمینی باور به کارکرد در نهایت درست فرد انسانی است. این اصل احتمال خطا در فعالیت اجتماعی انسانی را نفی نمی کنداما براساس این باور بنا شده است که سرانجام افراد با تکیه بر نیروی عقل جمعی خود خواهند دانست که راه درست چیست. این قبول مرکزیت عقل انسانی در بحث از مدرنیته بسیار مهم است به راستی می توان گفت که شیوه رادیکال پذیرش یا رد ادعاهای آن به پذیرش یا در این ادعا منتهی می شود که پایه واساس سعادت انسان پیروی از احکام عقل است. به همین دلیل خردباوری همواره در مرکز بحث متفکرانی قرار داشته که به سنجش ادعاهای مدرنیته پرداخته اند.
با این که شما تعریف های ارائه شده از مدرنیته بسیار زیاد است ولی تلاش در جهت اینکه آن ها را در دو دسته کلی جای دهیم تاکنون ناموفق نبوده است . می توان بیشتر تعریف ها را در یکی از آن دو دسته کلی جای داد.رسته اول مدرنیته را همچون شکل یا ساختاری اجتماعی-فرهنگی و در نتیجه واقعیتی یا دورانی تاریخی مطرح می کند در حالی که دسته دوم آن را به مثابه حالتی رویکردی فلسفی یا جهان بینی تازه ای پیش کشید.
نمونه ای عالی از ارزیابی مدرنیته بحث میشل فوکوست. فوکو با آغاز از نوشته مشهور کانت روشنگری چیست؟ نشان داد که از دیدگاه کانت که مدافع مدرنتیه بود در روزگار روشنگری و پس از آن همخوان با جان مایه های بنیادین روشنگری یعنی بلوغ فکری، سیاسی واجتماعی آدمیان «امروزی بودن» و «امروزی زیستن » انسان پیش از هر چیز در حکم خواست با خبری از موقعیت امروزی خویشتن است. همین تلاش برای درک موقعیت حالت کنونی سبب می شود که مدرنیته همچون یک معضل فلسفی جلوه کند.کسی که بخواهد به طور جدی درباره امروز یعنی روزگار مدرن بیندیشد و بحث کند چاره ای جز این ندارد که توان خود را صرف شناخت جایگاه یا موقعیت امروزی خودش کند و این شناخت را با در نظر گرفتن ادعاهای اصلی مدرنتیه یا بهتر بگوییم با ارزیابی و سنجش آن ادعاها به انجام رساند.از نکته ذکر شده می توان نتیجه گرفت که معضل کسی که خود را به عنوان انسان مدرن می شناسد فقط فلسفی نیست بلکه فلسفی -اخلاقی است.
مدرنیته یک پیشنهاد است نه نتیجه نهایی حرکتی تاریخی. می توان گفت می شود این گونه زندگی کرد ولی نمی توان گفت : این گونه زندگی کردن بهترین یا یگانه زندگی انسان است . مدرنیته یکی از شکلهای کنار هم قرار گرفتن عناصر است و چیزی بیش از این هم نیست.

 

انسان گرایی
مارتین هیدگر در تحسین صفحات کتاب مفاهیم بنیادین متافیزیک: جهان، متناهی ، تنهایی که مجموعه ای است اکز درسهایش در دانشگاه فرایبورگ، نوشته که «متافیزیک چیست؟» و راه را برسوال دیگری یعنی انسان چیست؟» می گشاید. فلسفه مساله ای است انسانی یعنی امری مرتبط به انسان. اما راست این است که نمی دانیم انسان چیست؟ هیدگر پرسید: «انسان چیست؟ سربلندی آفرینش است یا گمراهی ، سوءتفاهمی بزرگ ، فاسدی؟ وقتی ما در مورد چیزی که انسان است بسیار کم می دانیم چگونه گوهر ما می تواند در نظرمان بیگانه نباشد؟ هیدگر باز می پرسد «انسان چیست؟ عابری ؟ راستایی؟ توفانی که سیاره ما را پرخروش می کند؟ بازگشتی خدایان نفرتی از آنان ؟ ما نمی دانیم امامی بینیم که در این سرشت معمایی ،فلسفه روی می نماید. بعد می نویسد« دورانی که ما آن را مدرن می خوانیم با این حقیقت تعریف می شود که انسان مرکز و ملاک تمامی هستندگان است.»
از نظر هیدگر در روزگار ما معنای انسان گرایی پشت معنای نوع دوستی پنهان می شود اما مفهوم واقعی آن چنین است :گوهر انسان برای حقیقت هستی نکته بنیادین است به بیان دیگر انسان گرایی ادعا می کند که فهم هستی فقط از راه فهم گوهر انسان ممکن است این معنای متافیزیکی تلاش برای شنیدن آوای هستی را به پژوهش نسبت انسان و جهان همچون دو امر متفاوت تقلیل می دهد وبراساس باور به مفهوم انسان نوعی یا نوع انسان استوار است .ولی این منش کلی بحث از انسان سبب نمی شود که تمایزهای درونی این نوع برجسته نشود و پایگانی برای تشخیص انسان برتر فراهم نیاید. این منش متافیزیکی انسان گرایی سبب می شود که در بیشتر زبانهای اروپایی واژگانی به معنای انسانیت در مورد انسان نوعی چنان به کار می رود که جا برای کارکرد ایدئولوژیک انسان گرایی باز بماند.
پس میتوان نتیجه گرفت که ادعای متافیزیکی مدرنیته (انسان گرایی) این است که انسان قادر به شناخت وجود هست موجودات و قادر به معنا کردن آن هاست. انسان می تواند چیزها را به شیوه دلخواه خود بنا به میل خود نباشد بخواند ومعنا کند خود را مالک آنها میداند و حق دخل و تصرف در آنها را برای خود قائل می شود. بنیاد متافیزیکی مدرنیته یعنی اساس خواست سالاری بر جهان طبیعی و عینی در دوران رنسانس شکل گرفت. در روزگار رنسانس اختراع صنعت چاپ در حکم ابداع برداشتی تازه از انسان بود. موجودی که می تواند عقایدش را به اطلاع انبوهی از مخاطبان برساندوارتباطی فرهنگی در گستره ای بسیار وسیع از نظر زمانی و مکانی برقرار کند.
انسان رنسانس همچون آن مرد برهنه در طرح مشهور لئونادوداوینچی خود را در مرکز دایره ای می یابد که می توان آن را دایره خلقت خواند او اشرف مخلوقات است.

 

باز اندیشی در مدرنیت
تضاد با سنت ذاتی مفهوم مدرنیت است همچنان که پیش از این آوردم بسیاری از ترکیبهای مدرن و سنتی را می توان در محیطهای اجتماعی عینی پیدا کرد. در فرهنگهای سنتی گذشته مرد احترام است و نمادها ارزش دارند به خاطر آن که تجربه نسلها را دربر می گیرد و تداوم می بخشد.سنت یکی از شیوه های تلفیق نظارت باز اندیشانه کنش با سازماندهی زمانی -مکانی اجتماع است. سنت وسیله برخورد با زمان ومکان است و هر فعالیت یاتجربه خاص را در رشته تداوم گذشته حال و آینده جای می دهد و این رشته تداوم نیز به نوبه با عملکرد های اجتماعی تکرار شونده ساختار می گیرد. سنت یکسره ایستا نیست زیرا برای هر نسل تازه ای دوباره باید اختراع گردد در زمانی که یک نسل نو میراث فرهنگی اش را از نسل پیش از خود میگیرد سنت در برابر دگرگونی در زمینه هایی که نشانگر های زمانی ومکانی جداگانه اندکی در آنها وجود داشته باشند و دگرگونی بر حسب آنها نتواند صورت معنی داری پیدا کند چندان مقاومت نمی کند.
در فرهنگهای شفاهی، سنت به معنای کامل آن شناخته شده نیست هر چند که این فرهنگها سنتی ترین فرهنگها به شمار می آیند. برای فهم سنت به گونه ای متمایز از شیوه های دیگر سازماندهی کنش و تجربه باید به شیوه هایی در زمان و مکان رسوخ کرد که تنها بااختراع خط امکان پذیرند. خط سطح فاصله گیری زمانی - مکانی را گسترش می دهد و چشم اندازی از گذشته ،حال وآینده را ایجاد می کند که در آن تخصیص بازاندیشانه دانش را می توان از سنت تعیین شده جدا کرد. به هر روی در تمدنهای پیش از مدرن باز اندیشی هنوز تا اندازه زیادی محدود به باز تفسیر وتوضیح سنت بود چندان که در ترازوی زمان کفه گذشته بسیار سنگینتر از کفه آینده بود. وانگهی از آنجا به نوشتن در انحصار اقلیت بود روال عادی بخشیدن به زندگی روزانه همچنان به سنت به معنای کهن آن وابسته بود.
با پیدایش مدرنیت بازاندیشی خصلت دیگری به خود میگیرد. دراین دوره باز اندیشی وارد مبنای باز تولید نظام می شود به گونه ای که اندیشه وکنش پیوسته در یکدیگر انعکاس می یابند عادی سازی زندگی اجتماعی هیچ گونه ارتباط ذاتی با گذشته ندارد مگر در مواردی که اتفاقا بتوان به شیوه ای اصولی از عمل گذشته در پرتو دانش آینده دفاع کرد. تصویب عملکرد به خاطر سنتی بودن دیگر کارایی نخواهد داشت: تنهادر پرتو دانشی که اعتبارش را از سنت نگرفته باشد می توان سنت را توجیه کرد. این به این معناست که سنت در ترکیب رخوت عادت ، حتی در مدرنترین جوامع همچنان می تواند نقش بازی کند. اما این نقش عموما بسیار کم اهمیت تر از آن چیزی است که نویسندگانی که بر تلفیق سنت و مدرنیت در جهان معاصر تاکید می کنند ادعا میکنند. زیرا سنت توجیه شده آن سنتی است که لباس عاریه به تن کرده و هویت اش را تنها از بازاندیشی مدرن دارد.

 

مدرنیت یا پسامدرنیت
بحث بازاندیشی را می توان به بحثهایی راجع به پسامد مدرنیت پیوند داد. پسامد مدرنیسم اگر برایش معنایی قائل باشیم بیشتر به سبکها یا جنبشهای درون ادبیات ، نقاشی ، هنرهای تجسمی و معماری راجع است. این مکتب به جنبه هایی از بازاندیشی زیبا شناختی در مورد ماهیت مدرنیت کار دارد. مدرنیسم هر چند که گهگاه به گونه ای تقریبا مبهم معرفی شده دیدگاه قابل تشخیص در این حوزه های گوناگون بوده است ولی می توان گفت که جریانهای دیگر پسامد مدرنیست جای آن را گرفته است.
پسامد مدرنیت جدا از معنای عام وارد شدن به دوره ای از تفاوت نمایان از گذشته معمولا به یکی از این معانی است این که که ماکشف کرده ایم هیچ چیز را با قطعیت نمی توان دانست زیرا نشان داده شده است که همه بنیادهای پیشین معرفت شناسی اعتماد پذیرند: دیگر اینکه تاریخ تهی از فرجام شناسی است و در نتیجه از هیچ روایتی از پیشرفت نمی توان به گونه توجیه پذیری دفاع کرد : و سرانجام این که ، با چیرگی روز افزون نگرانیهای بومشناختی و شاید رواج جنبشهای نوپدید اجتماعی، برنامه کارسیاسی واجتماعی تازه ای به وجود آمده است. امروزه کمتر کسی است که پسامد مدرنیت را با جایگزینی سوسیالیسم به جای سرمایه داری یکی گیرد در صورتیکه زمانی این نظر بسیار پذیرفته شده بود.

 

ابعاد نهادی مدرنیت
پس از اشاره کوتاهی که مدرنیت و پسامدرنیت داشتم توضیحی درباره ابعاد مدرنیت در این مرحله از بحث خالی از اهمیت نیست. بیشتر چشم اندازها یا نظریه های جامعه شناختی گرایش به این دارند که هسته نهادی واحد و مسلطی را در جوامع مدرن پیدا کنند. سرمایه داری و صنعتگر را باید دو بعد یا دو مجموعه نواری، شاخص و دخیل در نهادهای مدرن بشمار آورد. ابتدا این دو مقوله را به مختصر می دهم وسپس با بیان بعد سوم وچهارم بحث را ادامه می دهم.
سرمایه داری یک نظام تولید کالاست که بر رابطه میان مالیکت سرمایه و کار دستمزدی بدون مالکیت استوار است و این رابطه محور اصلی یک نظام طبقاتی را میسازند. فعالیت اقتصادی سرمایه دارانه به تولید برای بازارهای رقابت آمیز و قیمتهایی وابسته است که به سرمایه گذاران تولید کنندگان و مصرف کنندگان به یکسان علامت می دهند. جامعه سرمایه داران را می توان به عنوان یک شاخه فرعی متمایز جامعه مدرن به معنای نوعی آن به شمار می آورد. جامعه سرمایه داری نظامی است که ویژگیهای نهادی خاصی دارد که چون توضیحی در حد یک تعریف داشتیم از بیان ویژگیهای نهادی جامعه سرمایه داری صرفنظر می کنم.
بعد دوم یعنی صنعتگرانی ویژگی عمده اش کاربرد منابع بی جان نیروی مادی در تولید کالاهست همراه با نقش کانونی ماشین آلات در فراگرد تولید صنعتگرایی به سازمان تولید اجتماعی با قاعده ای نیاز دارد تا بتوان میان فعالیت بشری ماشین آلات و درون داده ها و برون داده های مواد خام و کالا هماهنگی برقرار کند. صنعتگران را نباید در قالب تنگی که در اوایل انقلاب صنعتی داشت در نظر گرفت. تصویری که ما از انقلاب صنعتی در اوایل آن داریم تصویری از قدرت ناشی از ذغال سنگ و بخار ماشین آلات بزرگ و سنگینی است که در کارگاه ها و کارخانه های دود گرفته با سروصدا کار می‌کنند.
گذشته ا زاین موقعیتها مفهوم صنعتگرایی محیطهای تکنولوژی بالایی را نیز دربر می‌گیرد که در آنها نیروی برق تنها منبع نیرو و مدارهای ریز تنها وسیله مکانیزه به شمار می آیند. از این گذشته صنعتگرایی نه تنها بر محل کار بلکه برترابری ارتباطات و زندگی خانگی نیز تاثیر می گذارد.
بین از توضیح دو مبحث صنعگرایی و سرمایه داری به این نتیجه می رسیم که نظام اداری دولت سرمایه داری و کلا دولتهای مدرن را باید برحسب نظارت تنظیم شده بر حوزه های کشوری مرزبندی شده تفسیر کرد.پس بعد از سرمایه داری و صنعتگرایی دستگاههای حراست سومین بعد نهادی مدرنیت را می سازند. حراست به مواظبت از فعالیتهای اتباع یک کشور در پهنه سیاسی اطلاق می شود. هر چند که اهمیت حراست به عنوان یک پایه قدرت اداری به هیچ روی محدود به این قلمرو نیست این مراقبت ممکن است مستقیم باشد مانند بسیاری از نمونه های مورد بحث فوکو مانند مراقبت و زندانها مدارس یا کارگاههای سرباز اما به گونه ای مختصر جنبه ای غیر مستقیم دارد و مبتنی بر نظارت براطلاعات دارد.
بعد نهادی چهارم که بعد از این سه

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 42   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدرنیسم

دانلود مقاله عوامل ظهور کشاورزی فشرده

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله عوامل ظهور کشاورزی فشرده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

کشاورزی مدرن فشرده تنهاظرف 30تا40 سال گذشته ،در نتیجه پیشرفت های علمی وفنی که در طی جنگ جهانی دوم و بلافاصله بعد از آن رخ داده ظهورکرد و در این مورد عوامل مربوطه عبارتند از:
1- افزایش مکانیزاسیون کشاورزی: ومتعاقب آن جایگزین انرژی که قبلا بوسیله حیوانات بارکش وانسان تامین می شد به وسیله ی انرژی تراکتور وافزایش تعداد زیادی از ادوات برای مراحل مختلف در فرآیند زراعت و دامپروری در حال حاضر تعداد اندکی از گیاهان زراعی تجاری بصورت غیر مکانیزه کشت می شوند.
2- افزایش استفاده از مواد شیمیایی به صورت کود،حشره کش وعلف کش وداروهای دامی وغیره.
3- توسعه سریع برنامه های اصلاح بناتات واصلاح دام با تولید واریته هایی با عملکرد بالا که این واریته ها پتانسیل کامل خود را تنها با مصرف زیاد عناصر غذایی کسب می کنند و خصوصیات رشد آنها هماهنگ با زراعت مکانیزه می باشد.دامهای اصلاح شده نیز متکی به مصرف زیاد مواد غذایی هستند بعلاوه فشرده شدن کشاورزی، همراه با تخصصی شدن انواع زراعت ومجزا کردن تولیدات زراعی ودامی از نظر مکانی،تمرکز تولید محصولات زراعی در زمینهای که استعداد زیادتری برای کشاورزی دارند و بالاترین درآمد را بر اساس سرمایه گذاری انجام شده دارند،بوده است. در این مورد اندازهی واحد های تولید نیز در واکنش به افزایش هزینه ی نهاده ها، با سرعتی بیشتر از قیمت کسب شده از بازده بزرگتر شده است . در حالیکه کشاورزی فشرده به یک محیط بیو فیزیکی خاص منحصر نیست این نوع کشاورزی بیشتر در مناطق معتدله ی مرطوب
دنیا،بخصوص در کشورهای توسعه یافته در آمریکای شمالی واروپای غربی و در طرحهای مدرن آبیاریو در کشاورزی مناطق حاره ای توسعه یافته است.
(در میان غلات ،گندم وذرت بطور گسترده ای کشت می شود. گیاهان زراعی ریشه ای و غدهای مناطق معتدله شامل سیب زمینی سفید و تعدادی از گو نه های جنسی Brassica از قبیل کلم علوفه ای شلغم وچغندر قند،در مناطق معتدله نیز همانند مناطق حاره بقولات دانه ای بعد از غلات از نظر عملکرد و سطح زیر کشت،در ردیف دوم قرار دارند. در میان آنها سویا،اوبیاونخود در بالاترین ردیف قرار دارند. آنها بخصوص کیاهان زراعی چند منظوره ی با ارزشی هستند که غذا و علوفه تولید می کنند و همزمان باعث افزایش ازت و مواد آلی خاک می شوند.)
2- زراعت فشرده:
توسعه کشاورزی در مناطق معتدله از طریق جایگزینی کشت ممتد،به جای روشهای سنتی کشت علفهای چمنی به صورت
متناوب با گیاه زراعی بوده است. در کشت سنتی گیاه غلات (گندم وذرت) با نیاز های غذایی و شخم متناوب با یک گیاه زراعی تا بستانه مانند:گیاهان علوفه ای ریشه ای،سویا یا لوبیا به صورت متناوب با مخلوطی از علفهای چمنی و بقولات
علوفه ای چند ساله که 3تا6سال زمین را اشغال می کند بوده است. مزیت اصلی تناوب علف چمنی با گیاه زراعی،
ممانعت از ازدیاد علفهای هرز،آفات وبیماریهاوحفظ حا صلخیزی خاک است. علف چمنی کود دامی وسرک دریافت
می کند و در نهایت با شخم به زیر خاک می رود و باعث افزایش مواد آلی خاک می شود.
ازدهه 1950 به علت افزایش استده از کودهای معدنی وتوسعه گیاهان زراعی پرمصول که به عناصر غذایی بیشتری نیاز د ارند ، سیستم های تناوب زراعی به تدریج تغییر کرده یا منسووخ شده اند . که شامل چایگزینی نیروی کارگری وحیوانات بارکش باماشینهاین بزرگتر بوده است که می توان ازکمباین که یکی از مهمترین آنهاست نام برد . استفا ده از علف کشها وافت کشها وتنظیم کننده های رشد هم افزایش یافت .
حفظ حاسلخیزی خاک دیگر به سیستم تناوب زراعی خاص واستفاده از کود د امی وابسته نیست وافزایش سرت عملیات در نتیجه مکانیزاسیون باعث انعطاف پذیری بیشتر در انتخاب گیاهان زراعی وسیستم هیا زراعت شده است. در مناطقی که از نظر اقلیمی برای زراعت مناسب هستند ، زراعت مداوم کم وبیش ، جایگین تناوب علفهای چمنی وگیاه زراعی شده است.
سادگی ترکیب گیاهان زراعی با تخصصی شدن گیاهان زراعی همراه شده است .

 

خصوصیات کشاورزی فشرده :
1- جدایی انسان از طبیعت (Domination of nature)
استفاده بدون محدودیت از منافع طبیعی عدم توجه به دوباره به گردش در اوردن ضایعات مزرعه ودر یک کلام برهم زدن نظم طبیعی اکوسیستم ها از مهمترین اثرات جانبی استفاده ازاین سیستم هاست .
2-رقابت (Cimpetition)
پیروان کشاورزی فشرده رقابت رایکی از اصول اساسی در فرایند تولید می د انند . تاکید بر علایق ومنافع فردی عدم نیاز به همکاری ، سنتهای مربوط به فعالیتهای کشاورزی ، همچنین فرهنگ روستایی به کنار گذاشته شده ، عدم نیاز کشاورز به جوامع کوچک روستایی ، حداقل نیاز به نیروی کارگر ویکنواختی در کارهای کشاورزی ، تاکید بر جنبه های تجاری (اقتصادی ) در انجام فعالیتهای کشاورزی وتاکید بیشتر بر سرعت کار ومنافع بیشتر دراین قسمت قابل بحث وبررسی هستند
3-بهره برداری بی رویه (Exploition) از دیگر خصوصیات وعناصر کلید ی کشاورزی فشرده امروزی بهره برد اری بی رویه است که در یک جمع بندی کلی حول موارد ذیل بحث می کند :
الف ) نادیده گرفتن هزینه های غیر مستقیم
ب ) اهمیت به منافع کوتاه مدت
ج) وابستگی شدید به منابع تجدید ناشنوده
د) وابستگی به رشد اقتصادی وبالارفتن سطح مصرف
هـ ) تاکید بر موفقیتهای اقتصادی ومالی
4- تخصصی شدن (Specialzation)
در این سیستم ها زرات عمدتا تک محصولی Mono culture است . لزوم حفظ تنوع ژنتیکی به عنوان یکی از منابع مهم در ایجاد پایداری در سیستم هایتک کشتی با کمی نابسامانی روبرو می گردد.
توجه به این نکته که گیاهان زراعی د ارای خاصیت بافرشوندگی کمی هستند . در واقع رو ی اوردن به سیستم های تک کشتی باعث پراکنش جغرافیایی وسیع یک ژنوم خاص در سطح منطقه وسیعی می گردد که عدم انطباق احتمالی یکی از شرایط لازم برا ی طی مراحل رشد وتکامل ان می تواند محصول را از رسیک پذیری بالایی برخورد ار کند و نهایتا از لحاظ توجیه پذیری اقتصادی با نوعی بی تضمینی روبرو گردد . از طرفی استفاده از گیاهان زراعی باترکیب ژنتیکی یکسان این ضرورت را خود به خود پیش می اورد که واریته های بومی منطقه که در طول دوران تکامل منطقه ایجاد گردیده واز عوامل ثبات اکوسیستم هستند حذف شده وجای خود رابه واریته های پر بازده بدهند که ثباتشان منوط به اعمال نهاده های خارجی است.
3- عواقب سیستم های تک کشتی :
1- اسیب پذیرشدن گیاهان زراعی نسبت به هجوم افات ، علفهای هرز ،عوامل بیماریزا ودیگر گیاهخواران در واقع در ارائه چنین سیستم هایی مقدار زیادی فضای خالی اکولوژیک ایجاد می گردد که مهاجمان بالقوه ای می توانند ان را اشغال کنند . در مراحل اولیه حمله افات ، فقدان دشمنان طبیعی موجب می گردد تا خسارت ناشی از هجوم از سطح استانه اقتصادی فراتر رود وکنترل انها رادر مراحل بعدی از لحاظ اقتصادی غیر موجه سازد . یکنواختی کشتهای تک محصولی به همراه شرایط محیطی مناسب که به همراه ابیاری وافزایش حاصلخیزی بوجود می اید باعث رشد علفهای هرز می گردد . علفهای هرز به صورت غیر قابل کنترلی افزایش یافته وکاملا سطح مزرعه را می پوشانند که عملکرد را کاهش می دهد ، از طرفی خسارت گیاهان توسط عوامل بیماریزا باعث کم شدن توانایی گیاه در رقابت با علفهای هرز می گردد . مجموع این موارد باعث ایجاد یک شبکه غذایی ناخواسته می گردد که باعث کاهش شدید عملکردمی گردد.
2- لزوم اعمال نهاده های خارجی به صورت مکرر
یکنواختی گیاهان زراعی در یک بخش اززمین سبب می شود تا دریک مدت زمان معین وبطور همزمان گیاهان زراعی از منابع مشابهی بهره برد اری کنند . خصوصا اگر این گیاه زراعی بطور مداوم ومکرر در این زمین مورد کشت قرارگیرد وریشه های گیاه مرتبا از یک عمق مشخص بهر ه برد اری کنند در نتیجه لزوم اعمال نهاده های خارجی خصوصا کودهای شیمیایی باتاکید بیشتر کود ازت امری اجتناب ناپذیر می شود . مواد الی به حداقل کاهش می یابد وثبات ساختمان خاک از بین می رود . تحت چنین شرایطی خطر فرسایش ابی د راثر رواناب سطحی در خاکهای سنگین تر وفرسایش بادی در خاکهای سبکتر افزایش می یابد . به منظور کاهش اثرات مخرب کشت وکار مداوم بعضی از زارعین از تکنیکهای شخم حداقل استفاده می کنند که شامل کاشت بذر در خاکهای شخم نخورده است .
3- کاهش تنوع ژنتیکی
اکوسیستم های طبیعی د ارای تنوع ژنتیکی بالایی هستند که سبب افزایش ثبات انها در برابر شرایط متغیر می گردد ، در حالیکه سیستم های فعلی کشاورزی وگونه های زراعی مورد استفاده به دلیل انتخاب مداوم د ارای یکنواختی ژنتیکی بالایی هستند که نهایتا به علت محدود بودن حساسیت بیشتری نسبت به نوسانات بالقوه محیطی نشان د اده وخسارت ناشی از حشرات وپاتوژنها را افزایش می دهد .
4- بزرگ شدن مزارع و واحدهای زراعی :
این مسئله سبب گردید ، تا کشاورزان خرده پا در بسیاری از موارد از سیستم خار ج شوند اگرچه این کشاورزان تولید چندان بالایی نداشتند ن اما در مجموع با ارائه یک سیستم کم نهاده باتولید کم در سطوح کوچک بخشی از تولید را به عهده می گرفتند . بزرگ شدن مزارع وواحدهای زراعی باعث ایجاد نوعی تملک ازاضی گردید که تولید را در بسیاری از جاها به دست ثروتمندان وسرمایه گذاران سپرد تا ازان به عنوا ن حربه ای برا ی بهره کشی از اقشار ضعیف تر استفاد ه کنند .
5- ایجاد شرایط نامناسب برای میکروارگانیزم های خاک وکاهش درصد مواد الی :
متعاقب فراهم شدن امکان شرایط نامناسب برای رشد موجود ات زنده خاک وامکان شرایط کاشت بیشتر ومداوم عملیاتهای زراعی به شدت اعمال می گردد که زیروروشدن بیش از حد خاک از جمله موارد ی است که با برهم زدن شرایط خاک زراعی موجب می گردد تا خاک بیش از حد در معرض اکسیداسیون قرار بگیرند. بصورتیکه نزول مواد الی خاک در این شرایط زیاد خواهد بود .
6- ایجاد فشردگی (Comaction)
فشردگی در خاک باعث ایجاد مشکلات زهکشی در اثر ایجاد لایه نفوذ ناپذیر می شود. رفت وآ مد ماشین الات در زمینهای زراعی باعث ایجاد فشردگی در بافت خاک زمینها می گردد ، این مسئله باعث از بین رفتن ساختمان خاکدانه ها می شود که از طرفی سبب افزایش رواناب های وفرسایش آ بی خواهد گردید . همچنین در زمینهای سبک بافت موجب تشدید فرسایش بادی خواهد گردید .

 


7- سرشارسازی (Eutrophication)
عدم تعادل در سیستم های کشاورزی باعث تلفات عناصر غذایی مورد نیاز گیاه از طریق ورود به آ بهای سطحی و زیرزمینی می شود. این مسئله به پدیده سرشار سازی مرسوم است . علاوه بر آلودگی ذخایر مورد استفاده بشر ( آبهای زیرزمینی ) باعث کاهش تنوع وفراوانی فون وفلور در آ بهای سطحی نیز می شود . اضافه شدن فسفر به مواد امونیاکی باعث ازبین رفتن ماهیها وسایر بی مهرگان آبزی می گردد. فضولات حاصل از دامداریهای صنعتی به علت نبودن وسایل مناسب حمل ونقل وزمین کافی از مهمترین منابع فسفره هستند . مواد ارگاتیک موجود در این فضولات به دلیل بالابودن نیاز بیولوژیکی انها به اکسیژن باعث کاهش میزان اکسیژن آب می شود . افزایش سرعت فرسایش خاکها در زمینهای زراعی تحت سیستم های کشاورزی فعلی نیز باعث آزادشدن بیشتر فسفر وورود ان به آبهای سطحی می شوند . آلودگی رسوبی رسوبی در بستر سنگریزه ای رود خانه ها یک خطر جدی برا ی گونه های با ارزش ماهیها به شمار می رود. وجود نیترات در غیاب فسفر مشکل زیادی از نظر سرشارسازی ایجاد نمی کند ولی وجود ان در آب شرب می تواند برای سلامت انسان مضر باشد . بیماری متا هموگلوبین از انتقال نتیرات به منابع ابهای زیرزمینی وانتقال ان به بدن انسان بوجود می اید.
4-کشاورزی فشرده وتاثیر بر چرخه های غذا
بایک نگاه دقیق به روند تولید محصولات زراعی یک نکته را به روشنی در می یابیم وان اینست که در سیستم های تولید زراعی که د امپروری هم جز لاینفک ان می باشد انسان بانوعی انحصار طلبی در لفافه خود خواهی روبرو است . تولید کننده الزاما بایستی گیاهی باشد یعنی از ارقامی که ما می خواهیم . این محدود شدن مختص تولید کننده بعنوان اولین حلقه زنجیره نیست بلکه در مراحل بعدی زنجیره غذایی نیز انسان در متمرکز نمودن جریان انرژی د ریک گونه خاص علفخوار مشغول است . بنابراین باتوجه به توضیحات بالا در اکوسیستم های زراعی اولا طول زنجیره های غذایی کوتاه می گردد که به سبب تاثیر مستقیم بر روی تنوع گونه ای وکاهش داد ن این فاکتور ، عامل بی ثباتی است . ثانیا چرخه های بیولوژیک که اساس ان حفظ توازن عناصر غذایی است دچار اختلال می گردد.
لذا در زمینه های اثرات منفی سیستم های کشاورزی بر چرخه های عناصر غذایی چها ر بخش قابل ذکر است :
1) تاکید روی زنجیره های چرا ی کوتاه که به قیمت حذف زنجیره های غذایی تجزیه کننده به وجود می آید .
2) حذف گونه های نامطلوب یارقبای سطوح غذایی توسط انسان
3) بخشی از فرایندهای طبیعی موثر در ثبات سیستم ها که با اثرات اکولوژیکی شدید همراه است .
4) خارج کردن بخش زیادی از انرژی از سطح اکوسیستم در قالب تولیدات زراعی ود امپروری .
5- جایگاه تناوب زراعی در سیستم های کشاورزی فشرده
گفته شده که :
ازدهه 1950به علت افزایش استفاده از کودهای معدنی وتوسعه گیاهان زراعی پر محصول که وابستگی به اعمال نهاد ه های خارجی دارند موجب ایجاد تغییر ویا منسوخ شدن سیستم های تناوب زراعی گردید که در سیستم های کشاورز ی
سنتی جایگاه ویژه ای د اشت . تناوب زراعت به دلیل نقشی که در حفظ حاصلخیزی خاک ، جلوگیری از شیوع بیماریهای خاص یک گیاه در اثر کشت ممتد ، کاهش اثرات اللوپاتیک ، کنترل علفهای هرز و یا بهبود ذخیره آ ب زمین در طی دوران ایش وامکان احیای زمین د ارد ، ا زاهمیت ویژه ای برخورد ار است سیستم های فعلی کشاورزی با ارائه سیستم های تک کشتی وگیاهان زراعی تجاری که د ارای گسترش ریشه ای ونیازهای یکنواخت هستند ، باعث بهر ه برد اری از یک عمق خاص خاک زراعی از نظر منابع غذایی وآب گردیده است .
اگر اصول تناوب که در واقع ایجاد کننده نوعی تنوعی در مصرف منابع بود وامکان احیا ذخایر آ ب و مواد غذایی در بعضی از مواقع سال ( د رقالب آیش ) فراهم می آورند ، اجرا نشوند به اصطلاح خاک دچار نوعی خستگی یا فقر تدریجی می گردد ومتعاقب حاصلخیزی وباروی خاک تحت تاثیر قرار می گیرند . اینچنین اثراتی در دراز مدت ، تضمین حیات نسل اینده راضمن مغایرت با اصول توسعه پایدار به خطر می اندازد .
6- کشاورزی فشرده ومکانیزاسیون
در واقع پس از ظهور مکانیزاسیون بود که کشاورزی همپای صنعت سیستم هیا تولید گردید . در یک بررسی دقیق تر ظهور مکانیزاسیون از لحاظ اجتماعی باعث کم رنگ شدن نقش نیروی انسانی وگرفته شدن بعضی از فرصتهای شغلی از کشاورزان وافراد وابسته گردید . در نمودی واضح تر مشکلاتی از قبیل مهاجرت از روستاهها به شهرها ، کمتر شد ن نقش حیوانات د راکوسیستم های زراعی ، کاربر د گسترده تر انرژی ومنابع موجود ، لزوم ایجاد صنایع وابسته به ماشین آ لات ، افزایش آلودگی های زیست محیطی ویکسری از فاکتورهای وابسته گردید .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   15 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله عوامل ظهور کشاورزی فشرده

دانلود مقاله اخلاق

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله اخلاق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 
باب اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد
بخش اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خود
(مطالب مربوط به آن ، ضمن شش امر، مورد گفتگو قرار میگیرد):
1- ضرورت و لزوم اخلاص و پاکسازى نیت
نخستین آداب و آئینهاى مربوط به معلم و شاگرد که باید (در امر تعلیم و تعلم ) به عنوان یک امر ضرورى و قطعى مورد توجه قرار گیرد این است که در پویائى از علم و یا بذل و اعطاء آن به دیگران ، داراى خلوص نیت باشند (یعنى باید معلم و شاگرد در مسیر تعلیم و تعلم در جهت هدفى الهى و انسانى گام بردارند، و هیچگونه شوائب انتفاعى و مادى را با این هدف الهى نیامیزند)؛ زیرا محور و کانون ارزش علم و رفتار هر کسى بر قصد و نیت است که اعمال و رفتار انسان گاهى همچون سفال و کوزه شکسته اى - فاقد ارزش و اعتبار مى شود. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار در ظل نیت و جهت یابى ، و هدف گیرى درست و الهى ، همانند گوهرى گرانبها آنچنان داراى ارزش و اعتبار مى گردد که نمیتوان آنرا به علت گرانمایگى ، ارزیابى کرد. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار، به خاطر هدف گیریهاى نادرست و غیرانسانى به صورت وزر و وبالى بر دوش انسان سنگینى کرده ، و برگه هاى جرم و گناه فزونترى بر صفحات پرونده اعمال سیاه او اضافه خواهد نمود، اگر چه این اعمال به صورت اعمال واجب و تکالیف حتمى الاجراء او باشد.
بنابراین لازم است که معلم و شاگرد در اعمال و کوششهاى خود صرفا خدا و طاعت از فرمان او و پیراستن خویش (از رذائل ) و ارشاد بندگان خدا به حقایق دین را منظور نهائى خود قرار دهند. آنها نباید در انجام وظائف خویش ، هدف دیگرى را در قصد و نیت خود راه دهند؛ یعنى نباید اغراض و هدفهاى دنیائى و نادرست و کم ارزشى را - که موجب لذت و خوارى و فرومایگى آنها نزد خدا، و باعث خشم او، و از دست دادن سعادت و نیکبختى جاوید سراى پسین ، و محرومیت از اجر و پاداش دائمى مى گردد - در مد نظر گیرند.
اینگونه اهداف و اغراض دنیائى و نادرست و کم ارزش ، عبارتند از: حب مال ، جاه طلبى ، نام جوئى و تشخص ، نمودیابى در میان اقران و همگنان ، برترى جوئى نسبت به همالان ، بالیدن نسبت به برادران ایمانى و امثال آنها از هدفهاى نادرستى (که همت انسانى را دستخوش ابتذال ساخته و انسان را به فرومایگى شخصیت سوق میدهند)، و مآلا اشخاص را به صورت ((زیانکارترین افرادى درمى آورد که مساعى و کوششهاى آنان در زندگى ، فاقد جهت یابى و آمیخته با گمراهى و سرگشتگى است و این چنین افرادى مى پندارند که رفتار و کار درستى را در پیش گرفته اند (130)
الف - رهنمودهاى قرآن کریم براى ایجاد اخلاص نیت :
آن عامل جامع و اساسى - که مى تواند اخلاص نیت را در رفتار انسان به ثمر رساند - تصفیه و پالایش درون و باطن از هر گونه آلایشها است . به این معنى که باید انسان سر و باطن خویش را از ملاحظه و توجه به غیر خدا - از طریق عبادت و بندگى او - پاکسازى کند. خداوند متعال در این باره مى فرماید:
(( ((فاعبدالله مخلصا له الدین الا لله الدین الخالص )) )) (131)
پس خداى را با خلوص نیت در آئین دارى ، بندگى کن ، هان اى انسان ! دین و آئین خالص و پاکیزه از آن خداى متعال و براى او است .
و یا اینکه مى فرماید:
(( ((و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤ توا الزکوة و ذلک دین القیمة )) )) (132)
انسانها - صرفا - ماءمور و موظفند که خداى را با آمیزه اخلاص در دیندارى ، و درونى پالایش شده پرستش نمایند، و نماز را به پاى دارند و زکوة را بپردازند، - و این است دین و آئین استوار و پایدار و راه راست زندگى انسانى .
خداوند متعال (وصول به مقام سعادت و نیل به لطف و رحمت خویش را بر پایه توحید در عبادت و بندگى ، و تصفیه باطن استوار ساخته ، آنجا که ) مى فرماید:
(( ((فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا)) )) (133)
آنکه براى وصول به لطف و رحمت پروردگارش امیدوار است باید رفتار شایسته اى را در پیش گیرد، و هیچ کس و هیچ چیز را در مسیر بندگى پروردگارش ، شریک و انباز او قرار ندهد.
گویند: این آیه درباره افرادى نازل شده است که در اعمال و رفتار خود، جویاى رضاى غیرخدا هستند، و براى جلب ستایش مردم به عبادت مى پردازند.
خداوند متعال (درباره محرومیت و ناکامى دنیاپرستان از لذات و نعماى اخروى ) مى فرماید:
(( ((من کان یرید حرث الآخرة نزد له فى حرثه ، و من کان یرید حرث الدنیا نؤ ته منها و ماله فى الآخرة من نصیب )) )) (134)
اگر کسى کوشش خویش را در تحصیل فراورده هاى اخروى مصروف دارد، ما به نفع او بر این فراورده ها مى افزائیم . و چنانچه هم و عنایت و اراده خود را در تحصیل فراورده هاى دنیوى محدود سازد، این هدف را براى او تاءمین مى کنیم ، ولى براى او از بهره هاى آخرت ، نصیبى نخواهد بود.
و نیز چنین مى فرماید:
(( ((من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید، ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا)) )) (135)
اگر کسى دنیاى شتابنده و زودگذر را هدف زندگانى خود قرار دهد و فقط خواهان آن باشد، ما - بر حسب اراده و مشیت خویش - خواسته هاى او را با شتاب و سرعت برآورده مى سازیم ، ولى در بازپس ، آتش دوزخ را براى او آماده مى نمائیم تا با وضعى نکوهیده و حالتى سرافکنده و رانده شده به آن درآید و طعم تلخ آنرا بچشد.

باید معلم و شاگرد در قیام به شعائر اسلام و عمل به ظواهر احکام ، همواره پاى بند و مراقب باشند از قبیل : اقامه نمازهاى یومیه در مساجد به صورت جماعت ، و انجام آن در اوقات شریف و ساعات فضیلت اداء آن ، سلام و تحیت گرم و تواءم با آمیزه صمیمیت نسبت به تمام مردم - اعم از عالم و عامى - چه در آغازکردن به سلام و چه در پاسخ دادن به آن ، امر به معروف و نهى از منکر، صبر و تحمل آزار و رنج در طریق امر به معروف و نهى از منکر، و دعوت مردم به حق . آرى باید آنان از بذل جان در راه خدا دریغ نورزند و سراپاى وجود خود را در طریق رضاى خداوند قرار دهند و از سرزنش هیچ سرزنش گرى ، ترس و بیمى به دل خود راه ندهند. و در اداء چنین وظائف ، به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) و سایرانبیاء (علیهم السلام ) تاءسى جویند، و یادآور رنجها و محنتهائى گردند که پیامبران الهى در طریق قیام به اوامر و تکالیف آسمانى ، دچار آنها گشتند.
معلم و شاگرد نباید در رفتار آشکار و نهان خویش ، صرفا به اعمالى که شرعا مباح و جایز است بسنده کنند. باید بکوشند که خود را با زیبنده ترین و کاملترین اعمال ظاهرى و باطنى بیارایند؛ زیرا علماء و دانشمندان - در نظر توده مردم - الگوهاى سازنده و سرمشقهائى هستند که آنانرا تحت تاءثیر قرار مى دهند. آنان به عنوان مرجع و مرکزى تلقى مى گردند که مردم را به سوى خویش جلب مى کنند.
علماء و دانشمندان ، حجتهاى خداوند متعال و ادله و برهانهاى او بر توده مردم مى باشند که گاهى براى فراگیرى راه و رسم زندگانى ، افرادى مراقب این علماء هستند که این علماء آنها را نمى بینند، و نیز افرادى از این علماء پیروى مى کنند و آنانرا الگوى خود قرار میدهد که این علماء از آنها آگاهى ندارند (یعنى افرادى آشنا و ناآشنا - که علماء و دانشمندان ، آنها را نه مى بینند و نه مى شناسند - پیرو دانشمندان بوده ، و رفتار و گفتار آنها را سرمشق قرار مى دهند).
بنابراین اگر عالم و دانشمند از نظر انتفاع و برخوردارى از علم و آگاهى خویش ، محروم و بیگانه باشد، قطعا دیگران در انتفاع و بهره گیرى از علم و دانش او، محرومتر و بیگانه ترند. به همین جهت لغزش عالم و دانشمند با توجه به مفاسدى که از این رهگذر بر آن مترتب است و زیان آن به توده مردم مى رسد - (هر چند که این لغزش ، اندک و ناچیز باشد) - عظیم و غیرقابل اغماض خواهد بود.
باید معلم و شاگرد به رفتار و خویهائى ستوده ، پاى بند و متخلق باشند، اخلاق و رفتارى که در شریعت اسلام بدآنها عنایت و توجه شده و تعالیم اسلامى ، مردم را بدآنها تشویق کرده است . عالم و دانشمند باید با خصلت هائى ستوده و شیوه ها و صفاتى پسندیده آراسته باشند تا از رهگذر آنها مراتب رضاى پروردگار را به خود جلب کنند، از قبیل : جود و سخاء، گشاده روئى (که نباید افراطآمیز بوده و از حد اعتدال فراتر رود)، فرونشاندن خشم ، بى آزار بودن ، تحمل آزار دیگران ، بردبارى ، پایمردى و مردانگى و احترام به افکار عمومى ؛ (البته در صورتى که این افکار صحیح و عاقلانه باشد)، تنزه و خوددارى از کسب هاى پست و فرومایه ، از خودگذشتگى ، کم توقع بودن و خوددارى از فزون جوئى ، انصاف ، عدم توقع انصاف از دیگران نسبت به خود (ترک انصاف طلبى )، سپاسدارى از اشخاص نیکوکار، کوشش در تاءمین حوائج مردم ، بذل جاه و مقام (در راه خدمات دینى و انسانى )، وساطت هاى انسانى (در حمایت از ضعفاء)، بذل لطف و محبت به تهى دستان و نیازمندان ، اظهار دوستى نسبت به همسایگان و خویشاوندان ، احسان به زیردستان ، احتراز از قهقهه و شوخى هاى مفرط، حفظ همبستگى با ترس و اندوه ، شکسته نفسى و فروتنى و خاموشى که خوف و خشیت را در چهره و رفتار و حرکات و سکنات و نطق و سکوت آنها نمایان سازد، به گونه اى که اگر نگاه کسى بدآنها افتد این نگاه ، یاد خدا را در دلش بیدار نماید. باید جهات ظاهرى و چهره رفتارشان ، حاکى از علم ، و نمایانگر التزام و همبستگى آنها با آئین هاى دینى - اعم از آداب قولى و عملى ظاهرى و باطنى - باشد.
به عنوان مثال : آنگاه که عالم و دانشمند و یا شاگرد و دانشجو به تلاوت قرآن مشغول مى گردند (آداب قولى ) نباید تلاوت آنها (در چهارچوب قرائت و خواندن محض ، محدود باشد؛ بلکه ) در معانى قرآن بیندیشند: (آداب باطنى )، و به اوامر و دستورات قرآن عمل کنند، و از منهیات و محرمات قرآن عملا ابراز انزجار نمایند. آنگاه که در خلال آیات با وعده و وعید (و بشارت و تهدید) مواجه گشتند به سرعت از آن عبور نکنند؛ بلکه با درنگهاى اندیشمندانه خود درباره آنها تاءمل و تدبر نمایند و به وظائف و حدودى که قرآن کریم مشخص ساخته است قیام کنند. خداى را با دل و زبان یاد نموده و بدینسان قلب و زبانشان را - به منظور اینکه همیشه به یاد خدا باشند - با ادعیه و اذکار شبانه روزى و نماز و روزه و حج مستحب (پس از عمل به واجبات ) به جریان اندازند (و هیچگاه از این سیلان و جریان و جنبش ، بازنایستد). و در مورد عبادت - که سازمان دهنده رابطه نزدیک انسان با خدا است - صرفا به علم و آگاهى خود اکتفاء نکنند؛ (بلکه علم خود را با عمل و کردار بیامیزند)؛ زیرا در غیراینصورت ، دچار قساوت قلب و تیرگى روح مى گردند. چنانکه ما (در مبحث مربوط به لزوم عمل به علم ) از این هشدار دریغ نکردیم ، (و مطالب زیادى درباره بکاربستن علم بازگو نمودیم ).
معلم و شاگرد باید بدن و ظاهر خویش را - بیش از دیگران - نظیف و پاکیزه نگاهدارند و خود را با چرک زدائى و چیدن ناخن و زدودن مویهائى که زدودن و ستردن آنها مطلوب است بپیرایند، و از بویهاى ناخوش آیند بپرهیزند (و خویشتن را خوشبو ساخته ) و موها (ى سر و صورت ) را با شانه کردن بیارایند. و بالاخره در پیروى از سنتها و روشهاى ستوده و پسندیده و تعالیم متین و والاى دینى و اخلاقى ، کوشا باشند.
معلم و شاگرد باید خود را از اخلاق ناستوده و اوصاف نامطلوب ، تهذیب و تصفیه نمایند. این اخلاق و اوصاف ناستوده عبارتند از:
حسد، تظاهر و خودنمائى ، عجب و خودپسندى ، تحقیر و کوچک شمردن دیگران (هرچند که دیگران به درجاتى از او پست تر و دون رتبه تر باشند)، کینه ، ستم و تجاوز به حقوق دیگران ، خشم گرفتن براى غیرخدا، و دسیسه گرى و نیرنگ ، بخل و دریغ ‌کارى ، خبث سریرت و پلیدى باطن ، خوشحالى مفرط، طمع و آزمندى ، فخر، تکبر و خود بزرگ بینى ، رقابت در امور دنیوى و مباهات به آنها، سازشکارى ، خودآرائى براى مردم ، ستایش جوئى از مردم در برابر کارهائى که انجام نداده است ، چشم پوشى از عیوب خویشتن و عیبجوئى و خرده گیرى از دیگران ، غیرت و تعصب براى غیرخدا، غیبت و بدگوئى پشت سر مردم ، سخن چینى ، بهتان و افتراء، زشتى در گفتار، دروغ ، (و امثال آنها). این اوصاف و خصلتهاى ناستوده ، با تفصیل و تهدیدهاى مربوط به آنها و نیز داروهاى درمان بخش آنها، و عوامل و موجباتى که انسان را به این اوصاف و حالات سوق میدهد، و علل و عواملى که انسان را از این اوصاف بیمناک و یا گریزان مى سازد، (همه این مطالب ) در جاى ویژه خود (یعنى علم اخلاق ) ثبت و ضبط و تدوین شده است .
منظور از یادکردن صفات پسندیده و اوصاف ناپسند در کتاب حاضر، این است که معلم و شاگرد را هشدارى باشد تا کلیاتى از این صفات را بازشناسى کرده و به طور اجمال از لحاظ تخلق به آنها، آگاهى نسبى به دست آورند.
این اوصاف و حالات - اگرچه از لحاظ اخلاقى در میان همه مردم ، اعم از عالم و عامى داراى مرز مشترکى است (و هر انسانى باید به اوصاف پسندیده ، متخلق و آراسته بوده و از اوصاف ناستوده ؛ مبرى و پیراسته باشد)؛ ولى باید معلم و شاگرد در شناسائى این اوصاف و اتصاف به آنها و یا اجتناب از آنها در مقایسه با هر طبقه دیگرى ، احساس نیاز بیشترى بنمایند. لذا ما این مساءله (یعنى لزوم آراستگى به اخلاق حمیده و پیراستگى از اخلاق ناپسندیده ) را مستقلا به عنوان یکى از آداب معلم و شاگرد یاد کردیم ؛ زیرا علم و دانش به گفته یکى از بزرگان ، عبادت قلب و درون انسان است و قلب انسان با عبادت ، آباد و معمور مى شود؛ و علم در حقیقت عبارت از نماز سر و عبادت درونى انسان مى باشد.
نماز - که به عنوان وظیفه جوارح و اندام انسان ، بر مردم تکلیف شده است - آنگاه صحیح و درست است که بدن و جوارح آدمى از هرگونه حدث و خبثى ، پاکیزه ، و از هرگونه آلودگى بدنى و پلیدى اندام ، طاهر باشد. همچنین علم - که عبادت باطن و نماز قلب و سر انسان است - وقتى صحیح و باارزش است که روح انسان را از هر گونه پلیدى هاى اخلاقى تطهیر شود (و در غیراینصورت ، علم انسانى فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود). خداوند متعال نور و پرتو علم را در قلبى که آلوده به تیرگیها و خویهاى ناستوده است راه نمى دهد؛ چنانکه امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((علم و دانش با کثرت و تکرار تعلم و یادگیرى به دست نمى آید، بلکه علم ، نورى است که خداوند - بر حسب مشیت خویش - در دل افرادى قرار مى دهد که خواهان هدایت و راهنمائى آنها است )) (210) .
ابن مسعود گفته است : ((علم از رهگذر کثرت روایت و نقل آن به دست نمى آید، بلکه نورى است که در دل افکنده مى شود)) (211) .
از همین جا نتیجه مى گیریم که علم و دانش صرفا عبارت از حاضرالذهن بودن نسبت به معلومات و اطلاعات ، و انباشتن و ذخیره ساختن معارف ویژه در وعاء و ظرف نیروى حافظه نمى باشد. اگرچه علم در اصطلاح توده مردم عامى ؛ عبارت از همین انباشتن ذهن به اطلاعات و آگاهى هاى مخصوص است ؛ (ولى نمى توان نام علم واقعى را بر آن اطلاق کرد)؛ چون علم ، عبارت از همان نورى است که از چنان علمى برمى خیزد؛ و منشاء بصیرت و بینش و ترس و خشیت از خدا مى گردد. چنانکه قبلا توضیح چنین مطلبى بیان شد. (آرى شاگرد و معلم در لابلاى بصیرت و خشیت - از رهگذر خودیابى - خداى خویش را مى یابند و نسبت به او احساس بصیرت و بینائى نموده و ترس و بیمى از او در دلشان راه مى یابد).
این بود پاره و مجموعه اى از آداب و وظائفى که باید معلم و شاگرد مشترکا نسبت به خود بدآنها پاى بند باشند. و اکثر این وظائف به مسئله لزوم عمل به علم و بکارگرفتن آن بازمى گردد. ولى ما این وظائف را در کنار عمل به علم ، به طور جداگانه یاد کردیم (و آنها را تحت عناوین مختلف ، بررسى نمودیم )؛ چون براى مقام و منزلت این وظائف اهمیت زیادى قائلیم و مى خواهیم در طى آنها معلم و شاگرد را به اصول و مبانى و ضوابط فضائل ، هشدار داده و بدآنها آگاهشان سازیم .
بخش دوم : آداب و وظائف معلم و شاگرد در درس و سایر اشتغالات
(محتواى این بخش ضمن شش امر مورد بحث قرار مى گیرد):
1- مداومت و استمرار بحث و اشتغالات علمى
باید معلم و شاگرد در اشتغالات علمى - اعم از خواندن ، مطالعه ، نگارش و حاشیه نویسى ، مباحثه ، مذاکره ، تفکر و تدبر، حفظ و از بر کردن ، اقراء(212) ، و امثال آنها همواره کوشا باشند. و باید ملازمت و همبستگى با اشتغالات علمى را مطلوب خویش برشمرده و آنرا سرمایه زندگانى خود تلقى نمایند. و حتى الامکان به کارهاى غیرعلمى - یعنى به امور دنیوى سرگرم نشوند؛ ولى در صورت عدم امکان مى توانند اشتغالات به امور دنیوى را به قدر ضرورت و نیازهاى اولیه محدود سازند. البته باید توجه داشته باشند که اشتغالات غیر علمى و رسیدگى به ضروریات اولیه دنیوى - بر حسب نیازهاى روزمره زندگى - آنگاه معقول است که معلم و شاگرد نیازهاى علمى خود را برآورده ساخته و وظائف مربوط به آنرا اداء کرده باشند. به همین جهت گفته اند: ((تمام وجود خویش را در اختیار علم قرار ده ، تا خود علم ، مقدارى از خویشتن را در اختیار تو قرار دهد و شمه اى از خود را به تو عطاء کند)).
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((خداوند (عز و جل ) گوید: مذاکرات و گفتگوهاى علمى در میان بندگانم - به شرط آنکه این مذاکرات ، آنانرا به امر و فرمان و شناخت من ، رهنمون باشد - از عواملى است که مى تواند قلبهاى مرده و دلهاى خفته را زنده و بیدار سازد)). (213)
امام باقر (علیه السلام ) فرمود: ((خداى بیامرزاد بنده اى را که علم و دانش را حیات بخشیده و آنرا زنده کرده است . عرض کردند: کیفیت احیاء علم چیست ؟ فرمود: به این صورت است که دینداران و افراد باتقوى از طریق مذاکره و گفتگوهاى علمى ، (به علم و دانش ، روح تازه اى ببخشند و آنرا احیاء نمایند) )) (214) .
از همان امام (علیه السلام ) نقل شده است که گفت : ((مذاکره و گفتگوهاى علمى به عنوان درس و بررسى است ، و درس و بررسى و مطالعه ، به عنوان نماز و عبادتى نیکو به شمار مى آید)).
2- خوددارى از مراء و جدال و ستیزه جوئى در بحث
پرسشهائى که معلم و یا شاگرد مطرح مى سازند نباید به منظور آزار رساندن و وانمود ساختن عجز و ناتوانى و طعنه زدن به شخصیت علمى طرف باشد؛ بلکه باید به صورت پرسش شاگرد باشد که براى خدا از معلم - به منظور فراگیرى و کسب اطلاع - سؤ ال مى کند. و نیز پرسش معلم از شاگرد باید به منظور ارشاد به حقیقت و واقعیت باشد و خدا را در این مسیر در مد نظر گیرند و همدیگر را به خیر رهنمون سازند. یعنى طرفین باید از سؤ الهاى خود ارشاد و راهنمائى و یا استرشاد و راه یابى را در نظر گیرند. با چنین شرائطى است که هدف عالى تعلیم و تعلم ، پدیدار شده و شجره علم ، رشد خود را آغاز نموده و نهال آن بارور مى گردد.
اما اگر هدف پرسش کننده صرفا عبارت از خودنمائى و ستیزه جوئى باشد و بخواهد از راه سؤ ال پیچ کردن ، غلبه و پیروزى خویش و از بکارافتادن طرف را به رخ دیگران بکشد، این روش و چنین هدف گیرى ها در جان و دل انسان نیروهاى پست و فرومایه و عادات پلیدى را به ثمر مى رساند، عاداتى که خشم خدا را برمى انگیزد.
علاوه بر اینکه مراء و جدال ، موجب فرومایگى روح و جلب خشم الهى مى گردد، مفاسد و معاصى متعدد دیگرى را براى انسان به ارمغان مى آورد که این معاصى و مفاسد عبارتند از: آزار رساندن به طرف ، نادان و بیسواد قلمداد کردن او، خدشه دار ساختن او، خودستائى ، پاکیزه انگارى خویشتن ، و امثال آنها از رفتارها و حالاتى که از گناهان گرانبار و از عیوبى به شمار مى آیند که در سنت و راه و رسم دین مقدس اسلام به سختى از آنها نهى شده است . (غائله سوء و نتایج شوم پرسشهاى ستیزه آمیز و عارى از هدف الهى و علمى ، به همین جا ختم نمى شود؛ بلکه ) از رهگذر آن ، زندگانى انسان دستخوش پریشانى و اضطراب مى گردد؛ زیرا اگر تو با فرد سفیه و نابخرد - به منظور خودنمائى - به جدال و ستیز برخیزى ، رفتار سفیهانه او، ترا مى آزارد. و اگر با فرد صبور و بردبار و دوراندیش بستیزى ، ترا از خویش مى راند و نسبت به تو کینه به دل مى گیرد.
الف - احادیث در نکوهش جدال و ستیز در بحث :
خداوند متعال از زبان پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) و امامان (علیهم السلام ) شدت حرمت و ممنوعیت جدال و ستیز و درگیریهائى را - که فاقد هدف الهى و علمى است - به مردم اعلام فرموده است :
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((با برادر ایمانى خود به جدال و ستیز برنخیز، و با او مزاح و شوخى مکن ، و وعده اى را که به آن وفا نمى کنى با او در میان نگذار)) (215) .
و نیز فرمود: ((اگر کسى از ستیز و جدال خوددارى کند، و با وجود اینکه خود را ذیحق مى داند از درگیرى در سخن صرف نظر نماید، خانه و سراى آرام بخشى در قله هاى رفیع بهشت براى او بناء و مهیا مى گردد. و اگر کسى از جدال خوددارى نماید - حتى در حالیکه حق با او نیست و یاوه مى گوید - براى او سرائى در کرانه و پیرامون و یا میانه بهشت بنا مى شود)) (216) .
و همو فرمود: ((جدال و ستیزه جوئى را کنار بگذارید؛ زیرا حکمت آنرا بازنمى یابى ، و نیز از فتنه و آشوب و آفات آن در امان نمى مانى )) (217) . (یعنى هیچکس حکمتى را از لابلاى جدال و ستیزه جوئى به دست نیاورده و نیز از آفات آن درامان نمانده است ).
ام سلمه (همسر رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) )گفت : که آنحضرت فرمود: ((نخستین پیمانى که خداوند متعال با من منعقد ساخت ، و (مرا از آن نهى فرمود) - پس از نهى از پرستش بت ها و شرب خمر - همان درگیرى و ستیز با مردم است (218) . (یعنى خداوند با من پیمان بست که به ترتیب ، بت پرستى و شرب خمر ننمایم و با مردم نزاع نکنم ).
و فرمود: ((فقط گروه و جامعه اى دچار گمرهى و سرگشتگى مى شوند که جدال و ستیز میان آنها راه یافته است ، و علت اساسى گمراهى آنها وجود حالت ستیزه جوئى در میان آنان است )) (219) .
و نیز گفت : ((هیچ بنده اى از بندگان خدا به تکمیل حقیقت ایمان خود توفیق نمى یابد مگر آنگاه - که با وجود ذیحق بودن - دست از نزاع و درگیرى (و خودنمائى ) بردارد)) (220) .
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((جدال و ستیزه جوئى ، یک بیمارى پنهان و غدارى مى باشد. در انسان ، هیچ خصلتى بدتر از آن وجود ندارد. ستیزه جوئى ، مشخص خوى ابلیس و نسبت او است . هیچ فردى در هیچ حالتى گرفتار آن نمى گردد مگر کسى که از خودشناسى و مردم شناسى بى بهره ، و از شناخت حقایق دین ، محروم است )) (221) . (اینگونه افراد که گرفتار خودباختگى هستند، و ارج و پایه انسانى خویش را نمى شناسند و از مردم شناسى نیز بى بهره اند و فاقد احساس وابستگى با تعالیم و حقایق دینى مى باشند، ستیزه جوئى و درگیرى با مردم را پیشه خود ساخته و بدون آنکه از این نزاعها و خودنمائیها بهره اى را عائد خویش و یا دیگران نمایند، موجبات رنج و آزار و پریشانى روانى خود و دیگران را فراهم مى آورند، و مآلا، جامعه اى که با اینگونه ستیزه جوئى فرم یافته است دستخوش هرج و مرج مى گردد. چنین جامعه اى نه تنها راهى فراسوى آن براى سازندگى باز نمى شود؛ بلکه سرگشتگى و سراسیمگى و بالاخره انحطاط و نابودى ، آنرا تهدید مى کند).
گویند: شخصى به امام حسین (علیه السلام ) عرض کرد: بنشین تا با هم در مسائل مربوط به دین مناظره کنیم . حضرت فرمود: فلانى ! من در دین و آئین خود با بصیرت هستم و راه هدایت براى من مکشوف و روشن است . اگر تو درباره دیندارى و آئین خویش ، از نادانى و بى اطلاعى رنج میبرى ! برو کاوش و جستجو کن . (شئون انسانى و معنوى من اجازه نمى دهد که دست اندر کار جدال و ستیز گردم ) مرا با جدال چه کار است ؟ به هوش باش که شیطان ، آدمى را وسوسه مى کند و با سخنهاى در گوشى با انسان ، به نجوى و رازگوئى مشغول مى شود و مى گوید: از جدال و ستیز دریغ مکن ، با مردم مناظره کن ؛ چون ممکن است (کناره گیرى و چشم پوشى از آن ) این تصور را در مردم به وجود آورد که تو از لحاظ بینش دینى ، عاجز و ناتوان ، و گرفتار جهل و نادانى هستى )).
ب - انواع جدال با مردم :
((جدال و مراء با مردم (که ریشه آن ، حس خودنمائى و خویشتن آرائى و اعتراض به سخن دیگران است ) از چهار صورت بیرون نیست :
1- ممکن است جدال و درگیرى ، مربوط به مسئله اى باشد که طرفین نزاع کاملا از آن وقوف و آگاهى داشته و در اساس و بنیاد آن مساءله ، هیچگونه اختلافى با هم نداشته باشند. بنابراین نزاع و درگیرى طرفین در آن مساءله ، موجب از دست نهادن اخلاق و آداب حسنه و نصیحت و اندرزهاى دینى گشته و در نتیجه ، آندو پویاى فضیحت و رسوائى و بدنامى خود خواهند بود. و مآلا علم و دانش را از این رهگذر تباه و بى مقدار خواهند ساخت .
2- و یا آنکه طرفین ، گرفتار جهل و بى اطلاعى نسبت به آن مساءله مى باشند. در این صورت ، نزاع آنها جز اظهار جهل و نادانى و ستیزه جوئى و اصرار در ابراز بى اطلاعى ، نتیجه و ثمر دیگرى نخواهد داشت و نیز تلاش و درگیرى آنها به خاطر جهل خواهد بود.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  178  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اخلاق

دانلود مقاله مراحل تولید عسل

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله مراحل تولید عسل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

1ـ1ـ مشخصه طرح :
عنوان طرح تهیه عسل و بسته‌بندی در بسته‌های 50 و 100 گرمی (صادراتی ) می‌باشد . طبق استاندارد شماره 92 ایران چنین تعریف شده است : عسل محصولی است طبیعی که توسط زنبورهای عسل از شهد گل و یا شهد قسمتهای دیگر گیاه در کندو بوجود می‌آید . و ویژگیهای عمومی آن می‌بایست بر طبق استاندارد تدوین شده باشد . محصول جنبی این طرح موم می‌باشد و ظرفیت تولیدی طرح 125 کیلوگرم عسل بسته‌بندی شده در ظروف 50 و 100 گرمی یکبار مصرف در ساعت می‌باشد .
2ـ1ـ فرآیند تولید :
عسل شان پس از خروج از کندو در گرمخانه قرار داده شده و سپس بوسیله دستگاه اکستراکتور ، عسل از موم جدا سازی می‌شود . عسل بدست آمده سپس صاف شده و پس از پاستوریزاسیون بوسیله دستگاه بسته‌بندی اتوماتیک بسته‌بندی می‌شود .
3ـ1ـ شرایط عملیاتی :
تعداد روز کاری در سال 270 روز و بر اساس یک شیفت 8 ساعته محاسبه شده است .

 

4ـ1ـ در صد تامین مواد اولیه :
ماده اولیه اصلی یعنی عسل کلاً از داخل کشور تهیه می‌شود و مواد بسته بندی وارداتی است و می‌توان گفت که 90 درصد مواد اولیه داخلی و 10 درصد وارداتی می‌باشد .
5ـ1ـ تعداد کارکنان :‌
مدیریت یک نفر ، پرسنل تولیدی شامل 7 نفر کارگر و دو تکنسین ، اداری و مالی 2 نفر ،‌نگهبهان و خدماتی 1 نفر ، راننده و تداکاتچی 1 نفر ، تاسیساتی یکنفر ،‌جمع پرسنل 15 نفر .
6ـ1ـ تاسیسات زیر بنایی :‌
کل توان برق 80 کیلووات : فرآیند 54 کیلوات ، تاسیسات 16 کیلو وات ،‌اضطراری 11 کیلو وات ، آب مصرفی روزانه در حد استاندارد آب آشامیدنی و به میزان 5 متر مکعب در روز قابل تامین از شبکه سراسری .
روزانه حدود 200 لیتر گازوئیل جهت دیگ بخار به مصرف می‌رسد .
سیستم جمع آوری و تصفیه و دفع فاضلاب بطریق سپتیک تانک پیش بینی شده است .

 

 

 


7ـ1ـ دستگاهها و تجهیزات خط تولید :
فقط دستگاه‌ بسته‌بندی اتوماتیک عسل در بسته‌های 50 و 100 گرمی خارجی می‌باشد و کل هزینه ارزی 230000 دلار و کل هزینه ریالی 230000 هزار ریال می‌باشد .
8ـ1ـ زمین و ساختمانها :
مساحت زمین 2500 متر مربع ،‌کل زیر بنا 725 متر مربع ،‌سالن تولید 200 متر مربع ،‌انبارها 310متر مربع ،‌تاسیسات 80 متر مربع ، دارای 45 متر مربع ، نگهبانی 30 متر مربع . سرویس بهداشتی 15 متر مربع ، نمازخانه و نهار خوری 20 متر مربع ، گرمخانه 20 متر مربع و آزمایشگاه 15متر مربع .
9ـ1ـ سرمایه گذاری :
سرمایه ثابت 291066 هزار ریال ، سرمایه در گردش 200267 هزار ریال و کل سرمایه گذاری 491333 هزار ریال می‌باشد .
سرمایه گذاری مجری بمیران 40 درصد 201333 هزار ریال و وام بلند مدت 170000 هزار ریال و وام کوتاه مدت 120000 هزار ریال میباشند .

 


10ـ1ـ قیمت تمام شده :
کل هزینه‌های ثابت تولید 58542 هزار ریال و کل هزینه‌های متغیر تولید 802312 هزار ریال می‌باشد و قیمت تمام شده هر کیلو محصول تولیدی 3188 ریال است .
11ـ1ـ قیمت فروش :‌
قیمت فروش محصول از قرار هر کیلو 4000 ریال محاسبه شده است .
12ـ1ـ شاخصهای اقتصادی :
سود ویژه در ظرفیت‌ نهائی 215146 هزار ریال ، ارزش افزوده خالص 269237 هزار ریال ، نقطه سر به سر 21 درصد ، نرخ بازدهی 35 درصد ، دوره برگشت سرمایه 4/2 سال و سرمایه گذاری ثابه سرانه 19404 هزار ریال می‌باشند .
2ـ کلیات :
مقدمه :
ماده اوله بیشتر عسلی که در دنیا تولید می‌شود شهد گلها است ،‌این شهد توسط زنبور عسل جمع‌آوری و در داخل کندو تبدیل به عسل می‌شود . شهد و گرده در واقع طمعه‌ای است که اغلب گیاهانی که نیاز به گرده افشانی توسط حشرات دارند ، تولید کرده تا حشرات را بطرف خود جلب نمایند .
زنبوران عسل مهمترین حشرات گرده افاشت بوده و در واقع می‌توان گفت که عسل محصول جنبی عمل گرده افشانی است . ارزش سالیانه محصولاتی که بکمک حشرات گرده افشان تولید می‌شوند بیش از دویست میلیارد ریال بوده در حالیکه ارزش سالیانه عسل در دنیا حدود چهار میلیارد ریال می‌باشد . از بین حشرات بالا زنبور عسل معمولی یا Apismellifera بیشترین را تولید می‌نماید .
بنابر آنچه شد ، بیشترین عسل دنیا از شهد گل گیاهانی که احتیاج به حشرات گرده افشان دارند توسط زنبور و با مدیریت زنبور دار تولید می‌شود. در این رابطه نقش زنبور عسل بسیار جالب توجه است . سوخت یک زنبور در حال پرواز حدود 2/1 میلی گرم عسل در کیلو متر یا بعبارت دیگر یک لیتر عسل در هر سه میلیون کیلومتر می باشد . برای تولید هر یک کیلوگرم عسل اضافی که به بازار عرضه می‌شود ،زنبور عسل هشت کیلوگرم دیگر عسل برای دوام وبقاء خود احتیاج دارد . برای تولید عسل بالا مسافتی جمعاً معادل شش دور گردش در مدار زمین ( و با سوختی معادل 25 گرم برای هر دور ) طی شده است . بعبارت دیگر برای تولید هر شیشه نیم کیلوئی عسل که به بازار عرضه می‌شود و مابعنوان مصرف کننده بسرعت آن را مورد استفاده قرار می‌دهیم . زنبوران مجموعاً مسافتی معادل سه دور گردش در مدار زمین را طی کرده و در هز دورگردش 25 گرم عسل بعنوان سوخت مصرف کرده‌اند .
بیشترین عسلی که زنبوران تولید می‌نمایند مورد مصرف خودشان قرار گرفته و زنبور دار فقط عسل اضافی یا در واقع مازاد بر احتیاج کندو را برداشت می‌نماید . بطور کلی تولید عسل در هر منطقه بستگی به عوامل زیر دارد :
الف :‌ میزان شهد و گرده و عسلک گیاهان منطقه ( گرده پروتئین لازم برای نوزادان زنبور عسل را فراهم می‌نماید . )
ب : محدوده و قدرت چرای زنبوران در منطقه :‌
ج : وجود جمعیت کافی برای بهره‌برداری از منابع شهد .
د : آب و هوا مشخص می‌نماید چه مقدار از استعدادهای شهد و زنبور قابل بهره‌برداری و استفاده خواهد بود .
بطور کلی طبق آمار ارائه شده توسط سازمان دامپروری کشور این صنعت در شرایط کنونی باعث اشتغال 40000 نفر زنبور دار گردیده است که در غالب 168 شرکت تعاونی زنبور داری متشکل می‌باشند که طبق آخرین آمار دارای 000, 800, 1 کندوی مدرن و حدود 300000 کندوی بومی می‌باشند که تولید سالیانه آنها نزدیک به 20000 تن عسل می‌باشد .
1ـ2ـ انواع عسل : عسل به چند طریق طبقه بندی می‌شود .
الف : بر حسب توع شهد ( مانند عسل مرکبات ،‌عسل اقاقیا ،‌عسل کوه و … )
ج :‌بر حسب نوع ارائه به بازار ، مانند عسل شان یا عسل تصفیه شده .
1ـ2ـ1ـ خواص فیزیکی عسل :
از نقطه نظر فیزیکی عسلی که از شان استخراج می‌شود مایعی است محتوی مقادیر متفاوتی از مواد مختلف از قبیل یونهای معدنی ، ساکارید‌ها و مواد آلی محلول ،‌مولکولهای پروئین و پلی ساکارید‌هائی که بشکل کلوئید در آن پخش می‌باشند و همچنین اسپرهای مخمر‌ها و قارچ‌ و مواد درشتر مانند گرده .
از آنجائیکه بیشترین ماه تشکیل دهنده عسل قندها هستند . اغلب خواص فیزیکی آن بستگی به تراکم و انواع کربوهیدراتهای موجود در آن دارد.
گرچه عسل ظاهراً شربتی است که بطور متوسط 84 درصد مواد جامد آن را گلوکز ( دکستروز) و فروکتور ( لولوز) تشکیل می‌دهند ولی خصوصیات فیزیکی آن ( ویسکوزیته ، ضریب شکست ) تا حدودی با محلول قند اینورت ( مخلوطی از گلوکز و فروکتوز که در اثر هیدرولیز سوکروز حاصل می‌شود . ) که به همان میزان آب داشته باشد متفاوت است . خصوصیات بالا بسته به میزان آب عسل یا مواد جامد آن تغییر می‌کند . میزان آب عسل برای تولیدکنندگان ، کارخانه‌های بسته‌بندی و بخار عسل از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است زیرا میزان آب رابطه مستقیمی با تخمیرو ترش شدن و در نتیجه فاسد شدن عسل دارد .
1ـ2ـ2ـ خاصیت آب پذیری :
خاصیت آب پذیری یا هیگروسپکی هر ماده عبارتست از قدرت آن ماده در جذب رطوبت هوا . این خاصیت معمولاً‌ با رطوبت نسبی محیطی که آن ماده در آن بحالت تعادل در می‌آید بیان می‌شود . حالت تعادل خالتی است که در آن جسم نه آب از دست داده و نه آب جذب نماید . عسل نیز بعنوان یک محلول غلیظ قندی دارای خاصیت هیگروسپکی قابل ملاحظه‌ای می‌باشد .اهمیت خاصیت هیگروسپکی عسل بدو علت زیر میباشد :
الف :‌عسل با جذب آب ( که تحت شرایط معینی انجام می‌گیرد ) رقیق شده و در نتیجه در معرض تخمیر و ترش شدن قرار می‌گیرد .
ب : شیرینی جات : نانهاو سایر مواد غذایی که در تهیه آنها عسل بکار رود نرم و تازه خواهند ماند . بهمین دلیل برای حفظ رطوبت و جلوگیری از خشک شدن زیاده از حد توتون نیز از عسل استفاده می‌شود .
وقتی عسلی در مجاور هوا قرار می‌گیرد ، بر حسب درجه حرارت و رطوبت نسبی هوا یا رطوبت را جذب می‌نماید و یا از دست خواهد داد .
برای هر عسل رطوبت نسبی معینی وجود دارد که میزان آب عسل در آن تغییری نخواهد کرد . این رسوبت نسبی “ رطوبت نسبی تعادل ” خوانده می‌شود . رطوبت تعادل بر حسب میزان و ترکیباب عسل متغیر است البته تغییرات انواع عسل چندان زیاد نیست . عسلی که 4/17 درصد آب دارد با محیطی که رطوبت نسبی آن 58 درصد می‌باشد بحالت تعادل در می‌آید
( یعنی در این رطوبت نسبی عسل نه آب جذب کرده و نه از دست خواهد داد.) لایه سطحی عسل با سرعت بیشتری آب را جذب می‌نماید . آب جذب شده به آهستگی به اعماق عسل نفوذ خواهد کرده ، وقتی که عسل در مجاورت هوای خشک قرار می‌گیرد با کندی آب خود را از دست می‌دهد . زیرادر لایه سطحی عسل پوسته‌ای تشکیل می‌شود مانع خروج آب می‌گردد . بنابراین جذب سریع آب و شل شدن قسمتهای روئی عسل باعث تخمیر آن شده و در ضمن اینکه آب جذب شده به اعماق عسل نفوذ می‌نماید رشد مخمر‌ها و پیشرفت آلودگی نیز بیشتر می‌شود .
آب زیادی عسل را می‌توان با قرار دادن در معرض هوائی که رطوبت نسبی کمتری نسبت به رطوبت نسبی عسل دارد خارج نمود . زنبورداران با در نظر گرفتن خاصیت آب پذیری و خطرات ترش شدن عسلهائی که در صد آب آنها بالا باشد باید هم در موقع برداشت و استخراج ، بسته‌بندی و شیشه کردن و هم محل و شرایط نگهداری عسل نکات لازم را رعایت کرده تا کیفیت محصواشان حفظ شود .
1ـ2ـ3ـ غلظت ( ویسکوزیته )
ویسکوزیته هر جسم در واقع عبارتست از مقاومت آن در مقابل سیالیت ، زنبورداران نیز عسل را بر حسب ویسکوزیته آن با انواع غلیظ و رقیق طبقه‌بندی نموده و معمولاً هر چه عسل غلیظ‌تر باشد آن را مرغوبتر می‌دانند .
ویسکوزیته عسل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است .عسلی که غلیظ باشد بسختی از ظرف خارج شده و استخراج آن نیز مشکل است . همچنین صاف شدن ، خارج شدن حباب هوا و صافی کردن آن بسختی صورت می‌گیرد .
غلظت عسل در اثر حرارت کاهش یافتهو این عمل باعث سهولت استخراج و صاف کردن آن می‌شود.

 

1ـ2ـ4ـ وزن حجمی یا دانسیته :
وزن حجمی یا دانسیته عبارتست از وزن آن در واحد حجم . دانسیته معمولاً بر حسب کیلوگرم در متر مکعب یا گرم در میلی لیتر ( یا واحدهای دیگر) بیان می‌شود . در ایران سنجش چنین خاصیتی زیاد رایج نیست و در استاندارد عسل نقش ندارد ولی در بعضی از کشورها مثلاً در آمریکا هر 4 لیتر عسل درجه یک باید 5/5 کیلوگرم وزن داشته باشد یا بعبارت دیگر وزن عسلی که در یک ظرف چهار لیتری قرار دارد باید حدود 5/5 کیلو گرم باشد .
1ـ2ـ5ـ وزن مخصوص :
وزن مخصوص هر جسم عبارتست از نسبت وزن حجم معینی از آن به وزن همان حجم آب . وزن مخصوص عسل با دانسیته‌ای که در بالا ذکر شده معادل 4129/1 میباشد .دانسیته و وزن مخصوص را میتوان با وزن کردن حجم معینی از عسل یا با استفاده از هیدرومتر و یا دستگاه مخصوص اندازه‌گیری وزن مخصوص را تعیین کرد .
عسلهایی که دانسیته متفاوت داشته باشند با هم مخلوط نشدهو آنهائیکه وزن مخصوص بیشتری دارند در زیر عسلهای سبکتر ( یعنی آنهائیکه درصد آب بیشتری دارند ) جمع خواهند شد . بنابراین تولید کنندگان و یا کارخانه‌های بسته‌بندی عسل باید متوجه امر بوده و دقت کافی در مخلوط کردن انواع عسل بعمل آورند.
1ـ2ـ6ـ ضریب شکست :
ضریب شکست یا رفراکتیوایندکس هر جسم عبارت است از نسبت عبور نور از آن به عبور همان نور از هوا . اهمیت این خاصیت در این است که روشی سریع ، دقیق و ساده ‌ای رابرای اندازه‌گیری آب عسل فراهم می‌آورند. بدین ترتیب که با استفاده از دستگاه رفراکتومتر میزان آب عسل ( در مقایسه با سایر روشها مانند هیدرومتری ، خشک کردن و …) به سهولت قابل اندازه‌گیری است . برای اندازه‌گیری آب عسل میزان کمی از آن لازم است ( حدود یک قطره ) و باید دقت کافی بعمل آید تا نمونه مورد آزمایش معرف کل عسل مورد نظر باشد .
1ـ2ـ7ـ رنگ عسل :‌
رنگ عسل از بی‌رنگ‌ ، زرد روشن ،‌کهربائی قرمز تا تقریباً تیره متغییر است . البته عسل با رنگهای آبی و سبز دیده شده است . رنگ عسل معمولاً بستگی به شهد گل دارد .این خاصیت در بازار پسندی عسل تاثیر زیادی دارد . عسل در اثر مرور زمان و نگهدار ی در انبار تیره‌تر خواهد شد. البته باید متذگر شد که رنگ عسل یک خاصیت کیفی نبوده و با مرغوبیت آن رابطه‌ای ندارد .
1ـ2ـ8ـ ترکیب عسل :‌
رطوبت : رطوبت عسل ( در داخل شان ) آبی است که پس از عمل آوردن و غلیظ کردن شهد توسط زنبور در آن باقی می‌ماند . غلیظ شدن در رسیدن عسل بعوامل زیادی از جمله شرایط آب و هوائی و میزان اولیه آب شهدی که به کندو وارد می‌شود بستگی دارد ، میزان آب یکی از خواص بسیار مهم عسل می‌باشد و تاثیر زیادی روی حفظ کیفیت ، شکرک زدن و غلظت آن دارد . متاسفانه زنبورداران به این مسئله توجه زیادی نداشته و زحمتی برای اندازه‌گیری آن بخود نمیدهند . زیر زنبور داران یا با این موضوع آشنا نیستند و یا آنهائیکه آشنائی دارند توجه زیادی نگرده و حتی استاندارد موجود هم رعایت نمی‌شود .
1ـ2ـ9ـ قندهای عسل :
عسل یک ماده کربوهیدراتی است که 9/99-95 درصد از مواد جامد آن را قندهائی تشکیل می‌دهند که چندین سال است روی آنها مطالعه می شود و اخیراً نیز اطلاعات جدیدی در مورد قندهای عسل منتشر شده است . قندهای ساده یا منوساکارید‌ها در اقع مواد تشکیل دهنده قندهای پیچیده تر می‌باشند . از قندهای ساده می‌توان دکستروز و لولوز موجود در در عسل رانام برد . دی ساکاریدهای قندهائی هستند که از دو منوساکارید که به اشکال مختلف بهم متصل می‌شوند تشکیل می‌گردد . از نمونه‌های دی‌ساکارید می‌توان مالتوز ( قند مالت ) ساکارز یا ( قند معمولی ) و لاکتوز یا (قند شیر) را نام برد. قندهای پیچیده‌تر از سه یا تعداد بیشتری منوساکارید تشکیل می‌شوند .
تا اواسط قرن حاضر چنین تصور می‌شود که عسل از مخلوطی دکستروز ، لولوز و کربوهیدرات ناشناخته دیگری بنام ( دکستین عسل ) تشکیل شده است . بکار گرفتن روشهای قدرتمند تجزیه عسل توسط محققین مختلف در بیست سال گذشته معلوم کرده است که علاوه بر دکستروز و لولوز و ساکارز ، عسل مجموعه‌ خیلی پیچیده ای از قندهای مختلف می‌باشد .
بسیاری از این قندها در شهد وجود نداشته و در مراحل رسیدن عسل و در انبار تحت تاثیر آنزیمها و اسیدهای عسل تولید میشود . قندهای ساده (دکستروز و لولوز ) قندهای غالب عسل بوده و اینها باعث شیرینی ، خاصیت جذب رطوبت و ایجاد انرژی و خواص فیزیکی عسل می‌شوند . در تمام عسلهائی که از شهد گل تشکیل می‌شوند نسبت لولوز از دکستروز بیشتر است و فقط در عسلهائی که سریعاً شکرک می‌زنند مانند عسل گل قاصد و منداب نسبت دکستروز از لولوز بیشتر است.
1ـ2ـ10ـ اسیدهای عسل :‌
اسیدیته یا در واقع ترشی عسل بعلت شیرینی زیاد آن تا حد زیادی پوشیده مانده است . علاوه بر مجموعه عوامل دیگر اسید‌ها نیز در طعم عسل تاثیر داشته و علاوه بر آن میزان اسیدیته عسل به پایداری عسل در مقابل میکروارگانیسم می‌افزاید . دانشمندان مختلف اسیدهای زیر را در عسل پیدا کرده اند .
استیک ، بوتریک ، سیتریک ، مالیک ، ساکسینیک ، گلوکونیک ، لاکتیک و پیروگلوتامیک ،‌فسفریک کلریدریک ،‌اگزالیک ،‌ ماله‌‌ایک ،‌فرمیک .
البته علاوه بر اسیدهای نام برده بالا اسیدهای دیگری از جمله چندین نوع اسیدآمینه نیز در عسل وجود دارد . مطالعات اخیر محققین نشان داده که میزان اسیدگلوکونیک موجود در عسل بمیزان قابل توجهی از اسیدهای دیگر بیشتر می‌باشد ،‌این اسید توسط اثر آنزیمها روی دگستروز عسل تولید می‌شود .
1ـ2ـ11ـ مواد معدنی :
مواد معدنی عسل را معمولاً یا بصورت خاکستر و یا مواد معدنی تشکیل دهنده آن نشان می‌دهند . ولی بین دو صدم تا یک درصد نوسان
دارد .‌( 1-02/0 % )
گرچه مقدار معدنی عسل زیاد نیست ولی جانشین کردن آن بجای قند معمولی در جیره غذایی باعث افزایش جذب مواد معدنی می‌گردد و بدین ترتیب این خاصیت نیز باید بسایر ارزشهای عسل اضافه شود .
اخیراً با آزمایشاتی که انجام شده معلوم گردیده است که عسلهای تیره دارای مواد مصرفی بیشتری هستند .
1ـ2ـ12ـ آنزیمهای عسل :‌
آنزیمها مواد پیچیده‌ای هستند که در سلولهای موجود زنده تشکیل شده و هزاران واکنش و فرآیند حیات را انجام می‌دهند بدون وجود آنزیم‌ها چنین فرآیندهای حیاتی قابل انجام نمی‌باشد.
مهمترین آنزیمی که در عسل وجود دارد ( انورتاز) است که ساکارز شهد را به قندهای اینورت یعنی دکستروز و لولوز که مهمترین قندهای عسل هستند تبدیل می‌نمایند .
یکی دیگر از آنزیمهای عسل دیاستاز (آمیلاز) می‌باشد که مبدأ و کار آن در عسل ناشناخته است . اهمیت این آنزیم در سهولت اندازه‌گیری و بی‌ثابت بودن آن در مقابل گرما و حرارت می‌باشد . اروپائیان که عسل حرارت داده نشده را ترجیح می دهند از وجود این آنزیم بعنوان شاخصی برای تشخیص عسل حرارت دیده استفاده می‌کنند . حتی گاهی اوقات عسل حرارت دیده کالائی درجه 2 بحساب آمده ( مثلاً در آلمان ) و به قیمت پائینتری بفروش می‌رسد . از طرفی مطالعات اخیر نشان داده که میزان دیاستاز عسلهای حرارت ندیده در اثر مرور زمان افت کرده یا از بین خواهد رفت . در درجه حرارت معمولی اطاق 26-23 درجه سانتی گراد در عرض 17 ماه نیمی از دیاستاز عسل از بین خواهد رفت . سایر آنزیمهایئی که در عسل دیده شده کاتالاز و فسفاتاز می‌باشد .
وجود آنزیم گلوکز اسید از توسط وایت و همگارانش در سال 1963 در عسل گزارش گردیده است . این آنزیم از غدد حلقی زنبور منشاء گرفته و گلوکز را به اسید گلوکونیک ، فراوانترین اسید عسل و پر اکسید هیدروژن تبدیل می‌کند .
1ـ2ـ13ـ ویتامینهای عسل :‌
عسل حاوی مقدار جزئی ویتامینهای A ، انواع ویتامینB ، ویتامین
C- -E – D و H می‌باشد . ولی از نقطه نظر میزان احتیاج روزانه انسان به ویتامینهای مختلف ،‌عسل در تامین آنها نقش قابل توجهی ندارد .
1ـ2ـ14ـ دکسترین عسل :‌
دکسترین عسل مولکولهای سینگین وزن مواد کربوهیدراتی موجود در عسل می‌باشند . دکسترین نشاسته زنجیره‌هائی از گلوکز می‌باشند که بعلت شکستن ناقص نشاسته تشکیل می‌شود . در حالیکه دکسترین عسل با داشتن لولوز از آن کاملاً متمایز می‌باشد . بنابراین از این طریق می‌توان مخلوط کردن شیره ذرت ( که ماده‌ای شبیه عسل است )با عسل را تشخیص داد .
1ـ2ـ15ـ کلوئیدهای عسل :
کلوئیدها حد فاصل بین مواد معلق (مثلاً دانه گرده ) و محلول حقیقی (قندهای عسل) می باشند . تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد که کلوئیدهای عسل مواد صمغ مانند غیر بلوری بوده که از پروتئین ها ، مومها ، قندهای پنج کربنه و اجراء غیر آلی تشکیل شده است . اثر کلوئیدها روی تعضی خواص عسل مانند ،‌کف کردن ،‌رنگ و کدری نیز مطالعه شده است . عسل‌های روشن معمولاً 2/0 درصد و عسلهای تیره حدود یک درصد مواد کلوئیدی دارند .
1ـ2ـ16ـ طعم و عطر عسل :
از نقطه نظر زنبور داران و مصرف کنندگان ، عطرو طعم عسل از مهمترین خواص آن بشمار می‌آید . ولی متاسفانه تولیدکنندگان و فروشندگان عسل در عملیاتی که در عمل آوردن و بسته‌بندی آن انجام می‌دهند دقت کافی در حفظ این خاصیت مهم بعمل نمی‌آورند.
بسیاری از این مواد که اثر اصلی را دارا هستند فرار بوده بنابراین اهمیت کنترل حرارت دادن عسل برای جلوگیری از شکرک زدن آن بخوبی آشکار می‌گردد . علاوه بر حرارت ،‌شرایط محل نگهداری عسل نیز در حفظ طعم و عطر آن تاثیر بسزایی دارد . با توسعه دستگاهای بسیار حساس ،‌موادی که در طعم و بوی عسل دخالت دارند تاحدود زیادی شناخته شده است و تا کنون 50 ماده که دراین خاصیت موثرند تشخیص داده شده است .
1ـ2ـ17ـ بطور کلی مواد تشکیل دهنده عسل در جدول ذیل نشان داده شده است . این مواد در یک پیوند یا 6/453 گرم عسل بصورت گرم درصد بیان شده‌اند .
اجراء اصلی درصد مقداربرحسب گرم
آب 20/17 78
لولوز(قندمیوه) 19/38 20/173
دکستروز(قندانگور) 28/31 9/141
سوکرروز ( قند معمولی) 31/1 9/5
مالتوز و سایردیساکاریدهای کاهش یافته 31/7 2/33
قندهای عالیتر 50/1 8/6
اسیدها 57/0 6/2
پروتئین 26/0 2/1
خاکستر 17/0 8/0
رنگها ، مواد معطر ،‌آنزیمها و غیره 21/2 10
جمع کل 100 6/453
2ـ2ـ چگونگی و میزان بکارگیری :
محصول تولیدی یعنی عسل بسته‌بندی شده بصورت مستقیم خوراکی می‌رسد . ولی در کشورهای دیگر موارد استفاده دیگری نیز دارد که از آنجمله می‌توان به این موارد اشاره کرد : الف ـ استفاده از عسل در طباخی ، شیرینی پزی و نانوائی که در این صورت محصول بدست آمده نه تنها خوش عطر می باشد بلکه بعلت اینکه رطوبت جذب خواهد نمود برای مدت طولانی‌تری تازه و نرم و خوش خوراک باقی خواهد ماند .
ب : بعنوان یک ماده شیرین کننده در ترکیب بعضی از شربتها و داروها.
ج :‌بعنوان یک ماده شیرین کننده ، در ترکیب غذای کودکان و نوزادان .
د : بعنوان یک دارو در درمان برخی از بیماریها از قبیل بالابردن فعالیت استروژن ، افزایش اشتها،‌تاثیرات توقف کارائی اعصاب پاراسمپاتیک ، استعمال سطحی در معالجه سوختگی و زخمها ،‌عفونتهای دستگاه تنفسی و …
3ـ2ـ کالا‌های قابل جانشینی :‌
ماده‌ای که از نظر شکل ظاهری ،‌رنگ و سایر خواص و ویژگیهای فنی شباهت زیادی به عسل دارد ،‌شربت ذرت یا گلوکز تجارتی یا بعبارتی قند انورت می‌باشد . که از هیدرولیز نشاسته ذرت یا گندم بدست می‌آید . و بعنوان تقلب با عسل مخلوط می‌گردد . همچنین در کشورهای دیگر با کنترل شرایط ئیدرولیز نشاسته و افزودن مواد معطر عسل مصنوعی تهیه می‌نماید . انواع مربا و مارمالاد نیز می‌تونند بجای عسل در تغذیه بکار روند .
4ـ2ـ قیمت و امکان فروش :‌
قیمت عسل بستهبه درجه مرغوبیت آن بین کیلوئی 3000 الی 7000 ریال متغیر است . و بعلت عطرو طعم و مزه و خواصی که برای آن ذکر شده است خواهان زیاد دارد . با ارائه یک بسته بندی جالب و شکیل می‌توان در کشورهای دیگر نیز برای محصول مشتریان خوبی پیدا کرد .
قیمت فروش محصول تولیدی در این طرح با هزینه بسته‌بندی کیلوئی 4000 ریال در نظر گرفته شده است که رقم معقولی است و از نظر بازاریابی مشکلی نخواهد داشت .
3ـ بررسی فنی :‌
1ـ3ـ اصول فرآیند تولید :‌
شانهای عسل را پس از خارج ساختن از کندو به گرمخانه منتقل نموده و در حرارت بین 38 الی 46 درجه سانتی گراد بصورت طبقاتی روی هم می چینیم و ضمن اینکه سیالیت عسل زیاد می‌شود می‌توان عمل کنترل رطوبت را نیز در گرمخانه انجام داد . بدین ترتیب که عسلهائیکه رطوبت زیادتر از حد معمول دارند در گرمخانه مقداری از رطوبت خود را از دست می دهند و در مورد عسلهائیکه زیادتر از حد معمول غلیظ هستند می‌توان با وارد کردن رطوبت در گرمخانه رطوبت آنها را افزایش داد . سپس بوسیله دستگاه اکستراکتور که در جداره آن آب 46 درجه سانتی گراد جریان دارد عملت جدا سازی عسل از شانها صورت می‌گیرد . سپس بمنظور کنترل شکرک زدن عسل را بمدت نیم ساعت در حرارت 67 درجه سانتی گراد نگهداری کرده و سپس آن را صاف نموده و پس از آن بوسیله دستگاه اتوماتیک در بسته‌های 50 و 100 گرمی بسته بندی می‌شود .
2ـ3ـ نکات علمی و گزینش بهینه ترین شرایط :
بهترین طعم و مطبوعیت در عسل کاملاً رسیده موقعی است که در داخل شان قرار داشته باشد . کوشش بشر برای تبدیل و استفاده از آن ناچاراً تا حدودی به کیفیت عسل صدمه وارد می‌آورد ولی میزان این صدمه بستگی به نوع عملیاتی دارد که تولیدکنندگان ،‌سایر دست اندرکاران و فروشندگان روی عسل انجام می‌دهند . بازار مصرف امروزی طالب عسلی است که ترش نشود و برای مدت طولانی بصورت مایع باقی مانده ( شکرک نزند) و ظاهر مورد پسندی هم داشته باشد . بدست آوردن چنین اهدافی گاهی اوقات بقیمت از بین رفتن عطر و طعم عسل ،‌که با ارزش ترین سرمایه آن است ،‌تمام خواخد شد . البته با بکار گرفتن روشهای صحیح می‌توان هم کیفیت عسل را حفظ نمود و هم به اهداف مورد نظر دست یافت .
حرارت دادن عسل تنها راه عملی برای جلوگیری از شکرک زدن و تخمیر آن می‌باشد ولی خود می‌تواند یکی از علل از بین رفتن کیفیت عسل گردد . بسیاری از دست اندرکاران از ترس شکرک زدن عسل بطور کاملاً بی‌رویه آن را حرارت می‌دهند ،‌بطوریکه در واقع به آنچه بعنوان عسل عرضه می‌شود نمی‌توان نان این ماده طبیعی را اطلاق نمود . ذیلاً آنچه ه در سطح کوچک می‌تون انجام داد شرح داده و امید است با رعایت نکات اساسی کیفیت محصول که برای تولید آن زحمات زیادی کشیده شده است حفظ گردد .
الف :‌اولین قدم در تولید عسل مرغوب در زنبورستان شروع می‌شود و زنبوردار باید نکاب مربوطه را دقیقاً مراعات نماید ، مثلاً عسل باید در شانهای جداگانه ذخیره شود و شانهائی که به پرورش نوزاد اختصاص دارد برای ذخیره عسلی که به بازار عرضه می‌شود مناسب نیست زیرا هم محتوی مقدار زیادی گرده بوده و هم رنگ عسل را تیره‌تر می‌نماید و هم باعث تسریع شکرک زده خواهدشد . بهتر است زنبوردارانیکه از تمام طبقه استفاده می کنند و از بدنه قاب هم عسل برداشت می‌نمایند حداقل عسل ایندو را جدا گانه استخراج کرده و با هم مخلوط نکنند.
ب :‌اطاق کوچکی که حتی المقدور کف و دیوارهای آن قابل شستشو باشد و بتوان آن را براحتی گرم کرد به استخراج عسل اختصاص داده شود .
ج :‌کنترل کیفیت یا آب عسل یکی از عوامل اصلی در حفظ کیفیت عسل می‌باشد . در اطاق گرمی که 38 درجه سانتی گراد حرارت داشته باشد . چند نیم طبقه یا طبقه رارویهم چیده و توسط پنکه حرارتی را که از اجاق برقی و امثال آن تولید می‌شود بداخل طبقات هدایت کرده تا آب آنها تبخیر شود . این عمل حدوداً یک روزباید ادامه یابد .
عسل نقاط خشک و کوهستانی ممکن است خیلی غلیظ بوده و لازم باشد که با آب پاشی در کف اطاق گرم و به جریان انداختن هوای مرطوب آب عسل راافزایش داد . این عمل به سهولت استخراج عسل نیز کمک کرده واز شکستن شانها در داخل اکستراکتور جلوگیری می‌نمایند.
د :‌چون عسلی که از اکستراکتوز خارج می‌شود معمولاً محتوی ذرات ریز و درشت موم می‌باشد . باید آن را صاف کرد برای اینکار می‌توان از بشکه‌های دو جداره استفاده نمود . در جدار خارجی این ظروف دو جداره آب گرم 46 درجه سانتی گراد جریان داده می‌شود . پس از مدتی مواد درشت سبک در بالا و ذرات سنگین در ته ظرف جمع می شود . مواد درشت رامی‌توان از بالا جمع آوری کرد و با تعبیه شیر خروجی ظرف دو جداره کمی بالاتر از کف ظرف از وارد شدن مواد ریز ته نشین شده به داخل شیشه‌‌ها جلوگیری می‌شود .
5ـ قبل از بسته بندی نهائی عسل برای ارائه به بازار معمولاً جهت جلوگیری از شکرت زدن و ترش شدن باید آن را حرارت داد . البته بعضی عسلها که بطور حتم شکرک نمی‌زنند را بهتر است پس از صاف کردن بسته‌بندی کرد تا از از بین رفتن عطر و طعم طبیعی آنها جلوگیری شود . برای حرارت دادن عسل بمدت نیم ساعت در 67 درجه سانتی گراد نگهداری می‌شود ،‌سپس عسل را از صافی ریز گذرانیده و بسته‌بندی می‌نمایند .
و‌:‌هرگز نباید عسل را بطور مستقیم حرارت داد و در مراحل حرارت دادن باید آن را بهم زد .

 

3ـ3ـ نمودار گردش مواد در کارخانه بسته بندی عسل :‌

 

 

 

 

 

3ـ4ـ کنترل کیفیت :‌
مهمترین تقلبی که در عسل صورت می‌گیرد مخلوط کردن عسل با گلوکز تجارتی و قند انورت می‌باشد . و کنترل عسل وارد شده به کارخانه بسته بندی عسل با گلوکز تجارتی یا قند انورت مخلوط شده باشد محصول حاصله قابل عرضه به بازارهای خارجی نخواهد بود .
ذیلاً روشهای کیی کنترل عسل از نظر مخلوط شدن با موادمذکور تشریح شده است .
4ـ3ـ1ـ آزمون وجود گلوکز تجارتی ( روش کیفی )
مقداری عسل را در هم حجم خودش آب حل کرده و چند قطره محلول ید ( یک گرم ید ،‌سه گرم یدرو پتاسیم و 50 میلی لیتر آب مقطر ) به آن بیفزائید . اگر گلوکز تجارتی در نمونه موجود باشد رنگ محلول قرمز یا بنفش می‌گردد . نوع رنگ مربوط به نوع گلوکز بکار رفته در عسل می‌باشد . آزمایش شاهد را با یک عسل خالص که رنگ آن تقریباً مشابه همان رنگ عسل مورد آزمایش باشد انجام دهید . تا مقایسه رنگی دقیق و صحیح انجام گیرد . اگر عسل پر رنگ باشد و مقدار درصد گلوکز اضافه شده به آن نیز کم باشد با اضافه کردن مقداری الکل به عسل دکسترین آن را رسوب دهید و بگذارید بماند تا رسوب کاملاً ته نشین شود ( صاف نمایید ) محلول فوقانی را خارج نموده و رسوب را در آب گرم حل نمائید و پس از سرد شدن آزمایش را مطابق آنچکه در بالا ذکر شد انجام دهید .
4ـ3ـ2ـ آزمون وجود قند انورت ( روش کیفی )
وجود قند انورت در عسل رامی‌توان از روی وجود هیدروکسی متیل فورفورال تشخیص داد . برای اینکار 10 میلی‌لیتر از محلول 50 درصد عسل را یدر یک لوله آزمایش ریخته و به آن 5 میلی لیتر اتراتلیک بیفزایید و بملایمت تکان دهید و بگذارید بماند تا طبقه اتری جدا و صاف شود 20 میلی لیتر از طبقه اتری را در یک لوله آزمایش کوچک ریخته و چند قطره بزرگ محلول رروزسینول (یک گرم رزورسینول در 100 میلی لیتر اسیدکلرئیدریک) که تازه تهیه شده به آن بیفزائید و بهم بزنید . اگر در عرض یک دقیقه رنگ قرمز آلبالوئی ظاهر شد معلوم می‌شود که هیدروکسی متیل فورفورال که معرف قند انورت تجارتی است وجود دارد .
5ـ3ـ نگهداری عسل :‌
با توجه به اینکه مصرف عسل از صورت فصلی خارج شده و در سراسر سال بفروش می‌رسد و همچنین گاهی اوقات بعلت کسادی بازار ، تولید کنندگان مجبورند عسل خود را انبار نمایند . لذا نگهداری و انبار کردن صحیح عسل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است . به تغییراتی که در طول مدت نگهداری عسل حاصل می‌شود اخیراً پی برده شده است . از قدیم مشخص بود که رنگ عسل در اثر مرور زمان تیره می‌شود .
میلوم (MILUM 1948) نشان داد که حرارت دادن عسل روی تغییر رنگ بعدی آن اثر ندارد .
آزمایشات او رابطه درجه حرارت محیط نگهداری عسل و تیره شدن آن را تأیید می‌کند .
دو بور DEBOER 1934)) مشاهده کرد که تغییراتی که در اثر حرارت دادن در عسل بوجود می‌آید مشابه تغییراتی است ه در اثر نگهداری طولانی آن بوجود می‌آید . او خصوصاً به تولید هیدروکسی متیل فورفورال که در اثر تجزیه مواد قندی عسل و کاهش آنزیمهای حاصل می‌شود ،‌اشاره می‌کند . دانشمندان مذکور با محققین قبلی که معتقد بودند نسبت فروکتوز به دکستروز کاهش پیدا می‌کند موافقت ندارند .
اخیراً وایت و همکارانش (WHITE , RIETHOF AND KUSHNIRL 1961)
به این نتیجه رسیدند که با نگهداری عسل در حرارت معمولی ( حدود 25 درجه سانتی‌گراد ) حدود 9 درصد از قند‌های ساده آن به قندهای پیچیده‌تر تبدیل شده و در اسن واکنش میزان از بین رفتن دکستروز دو برابر لولوز می‌باشد . بدین ترتیب نسبت لولوز به دکستروز بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا می‌کند . اسیدیته بعضی از انواع عسلهانیز در اثر نگهداری افزایش پیدا کرده ،‌و بعد از 17 ماه نیمی از دیاستازهای عسل از بین خواهد رفت . بنابراین دیاستازهای عسل حرارت ندیده نیز اگر برای مدت طولانی نگهداری شود کاهش پیدا خواهد کرد .
با نگهداری عسل در درجه حرارت پائین تر از10 درجه سانتی‌گراد از کلیه تغییرات نامطلوب بالا می‌توان اجتناب کرد . عسلی که در درجه پائین نگهداری شود ، حتی پس از سالها از نظر خصوصیات ، طعم و عطر و رنگ با عسل تازه هیچگونه تفاوتی نخواهدداشت .
باید بخاطر داشت که در درجه حرارت بین 10 الی 16 درجه سانتی گراد از نقطه نظر تخمیر ، خصوصاً برای عسل حرارت داده نشده بسیار خطرناک است همچنین باید از نگهداری عسل در حرارتهای بین 27 الی 32 درجه سانتی‌گراد خصوصاً 32 تا 38 درجه سانتی گراد ،‌حتی برای مدت کوتاه نیز اجتناب کرد زیرا از بین رفتن رنگ ،‌طعم و آنزیم در این درجات بسیار با سرعت انجام می‌گیرد .

 

 

 

4ـ برآورد‌های نفتی :‌
1ـ4ـ ظرفیت ، برنامه تولید و شرایط عملکرد واحد:
ظرفیت این واحد تولیدی 125 کیلو گرم عسل بسته بندی‌های 50 و 100 گرمی یکبار مصرف صادراتی در هر ساعت می‌باشد و با در نظر گرفتن 8 ساعت کار در هر شیفت و 270 روز کاری در سال و بر اساس یک شیفت کاری در هر روز ، ظرفیت کلی واحد یک تن در روز یا 270 تن در سال میباشد .
2ـ4ـ مشخصات فنی ،‌منابع تامین ، میزان مصرف و ضایعات مواد اولیه
ماده اولیه اصلی در تولید محصول عسل می‌باشد که ممکن است بصورت موم گرفته شده یا نشده از زنبور داران خریداری گردد و طبق تعریف استاندارد شماره 92 ایران عسل محصولی است طبیعی که توسط زنبورهای عسل از شهد گل و یا شهد قسمتهای دیگر گیاه در کندو بوجود می‌آید .
میزان مصرف عسل بسته به اینکه موم آن گرفته شده یا نشده باشد فرق می‌کند در این طرح چون هدف تولید عسل صدراتی می‌باشد و کیفیت عسل بسیار اهمیت دارد . عسل خریداری شده از زنبورداران بصورت با موم خواهد بود تا در کارگاه شرایط عمل کنترل شده و از حرارت دادن زیاد عسل جلوگیری شود تا کیفیت عسل تولیدی در حد بالا باشد . بنابراین کل عسل ورودی به کارخانه با موم فرض شده و بدین ترتیب با در نظر گرفتن دو درصد ضایعات میزان مصرف عسل با موم 300 تن در سال خواهد بود . منبع تامین عسل زنبورداران هر منطقه خواهند بود .
از جمله مواد اولیه دیگر در تولید محصول ،‌مواد بسته‌بندی می‌باشد که عبارتند از رول پی وی سی یا مواد پلاستیکی دیگر که برای توید ته ظرف مورد استفاده قرار می‌گیرد . فویل آلومینیوم چاپ شده برای بستن در بسته‌ها ، و کارتن‌ برای بسته‌بندی نهائی می‌باشد .
از مواد بسته بندی فوق رول پی وی سی و فویل آلومینیوم که بصورت رول چاپ شده می‌باشد وارداتی هستند و کارگاه می تواند مستقیماً نسبت به ورد آنها اقدام نماید و یا غیر مستقیم از وارد ‌کنندگان داخلی خریداری کند . (البته فویل آلومینیم در داخل کشور تولید می‌شود ولی کیفیت فویل تولیدی و همچنین امکانات چاپ روی فویل در حد مطلوب صادراتی نمی‌باشد .) برای مواد بسته‌بندی 5% ضایعات در نظر گرفته می‌شود . و بدین ترتیب مقدار مصرف رول پی وی سی در سال 3 تن و مقدار مصرف فویل آلومینیم چاپ شده 1 تن در سال می‌باشد . کارتن در داخل کشور قابل تامین است و با در نظر گرفتن یک درصد ضایعات و اینکه کارتها 5 کیلوئی باشند تعداد 54500 عدد کارتن در سال مورد نیاز خواهد بود .

 

3ـ4ـ دستگاهها و تجهیزات خط تولید :
با توجه به نمودار گردش مواد ارائه شده در بند 3ـ3ـ دستگاهها و تجهیزات خط تولید عبارتند از :‌سینی‌ها و گاریهای چند طبقه مخصوص چیدن شانهای عسل در گرمخانه ، گرمخانه ، اکستراکتور، مخزن جمع‌اوری عسل ،‌صافی ،‌مخزن جمع آوری عسل ،‌مخزن جمع آوری موم ،‌مخزن 50 و 100 گرمی .
کلیه دستگاها و تجهیزات مذکور در فوق قابل ساخت در داخل کشور می‌باشند . دستگاه بسته‌بندی اتوماتیک عسل توسط شرکت مهد کوه واقع در قزوین و بقیه دستگاهها بوسیله اغلب شرکتهای داخل ساخته می‌شوند .
اما با توجه به اینکه تولید عسل صادراتی مد نظر می‌باشد دستگاه بسته‌بندی اتوماتیک خارجی در نظر گرفته شده است و این دستگاههای بسته‌بندی بوسیله اکثر کشورهای اروپائی و بعضی کشورهای آسیایی ساخته می‌شوند .

 

 

 


4ـ4ـ تاسیسات عمومی :
برای آزمایشگاه کارگاه یکسری وسائل آزمایشگاهی از قبیل :‌ظروف شیشه‌ای ،‌اتوکلاو ،‌کوره الکتریکی ، اجاق گاز و وسائل عمومی دیگر مورد نیاز می‌باشد که بعلت زیادی تعداد از ذکر نام تک تک آنها خودداری می‌گردد . ولیست وسائل آزمایشگاهی را می توان از کتابهای منوال یا جزوات استاندارد و اداره نظارت بر مواد غدایی استخراج نمود .
در این کارگاه بعلت اینکه وسائل نقلیه و دستگاههای زیادی وجود ندارد به تعمیر گاه احتیاجی نمی‌باشد فقط محلی بعنوان انبار نگهداری لوازم یدکی و یکسری ابزار آلات عمومی در نظر گرفته می‌شود .
برای حمل و نقل عمومی و امور تدارکاتی یک دستگاه وانت در نظر گرفته می‌شود . برای گرمایش ساختمانهای تولیدی و اداری از سیستم شوفاژ و برای سرمایش از کولر استفاده می‌شود . انبار محصول نیز با استفاده از دو دستگاه کولر گازی خنک می‌گردد . برای مصارف گرمائی در خط توید یکدستگاه دیگ بخار و سختی گیر و سایر ضمائم در نظر گرفته می‌شود . همچنین مخزنی بعنوان ذخیره سوخت جهت مصارف گرمائی و دیگ بخار لازم است .
چون در این کارگاه آب فقط برای شستشوی دستگا‌هها و سالنها و مصارف بهداشتی و آشامیدنی مورد نیاز می‌باشد به آب زیادی احتیاج نیست و می‌توان از طریق حق انشعاب و لوله‌کشی و نصب یک منبع اقدام به این کار نمود و یا در محلهائی که آب لوله‌کشی وجود ندارد بوسیله‌ حفر یک چاه کوچک و نصب منبع هوائی و پمپ و لوله کشی و عملیات تصفیه ساده آب مورد نیاز را تامین نمود .
تهویه هوای سالنها با نصب چند عدد تهویه انجام خواهد شد . و یک دستگاه کمپرسور هوا به جهت ایجاد فشار برای شستشوی سالنها و دستگاهها در نظر گرفته می‌شود .
برای تصفیه فاضلاب از سیستم سپتیک و چند عدد کپسول آتش‌نشانی جهت اطفاء حریق در قسمتهای تولیدی و اداری نصب می‌گردد . یکدستگاه باسکلول کوچک جهت توزیع مواد ورودی و خروجی از کارگاه لازم است .
برق رسانی از طریق خرید انشعاب و نصب ترانس و کابل کشی و غیره از شبکه سراسری بمیزان 150 آمپر معادل 81 کیلو وات با توجه به مصارف برق دستگاههای تولیدی ،‌ تاسیسات ،‌روشنائی سالنها و محوطه تامین خواهد شد .

 

5ـ4ـ نیروی انسانی :‌
پرسنل مورد نیاز این واحد عبارتند از : یکنفر بعنوان سرپرست واحد ، یکنفر بعنوان مسئول فنی ، یک نفر تکنسین جهت ماشین آلات و تجهیزات و تاسیسات ،‌یکنفر کارگر بعنوان اپراتور دستگاه بسته بندی ، 6 نفر کارگر ساده برای قسمتهای تولیدی و انبار و کارتن گذاری و نقل و انتقالات مواد اولیه و محصول ،‌یکنفر به عنوان متصدی دیگ بخرا و تابلو برق و ژنراتور اضطراری ، یکنفر بعنوان اداری و مالی یکنفر بعنوان نگهبان ، یکنفر بعنوان آبدارچی و نظافتچی ،‌یکنفر بعنوان راننده و تدارکات ، بدین ترتیب کل پرسنل این واحد تولیدی 15 نفر می‌باشد .
6ـ4ـ سطح زیربنا :
ماشین آلات مورد استفاده در خط تولید شامل دو عدد اکستراکتور ،‌یک عدد مخزن جمع‌اوری عسل ،‌یک عدد صافی اولیه ، یک عدد مخزن جمع ‌آوری عسل بعد از صاف شدن ، یک عدد مخزن جمع آوری موم ،‌یک عدد صافی ثانویه ، یکعدد مخزن جهت محصول نهایی و یک عدد دستگاه بسته بندی می‌باشد .
نه قلم اولیه از نظر ابعد تقریباً با هم مساوی هستند و ابعاد هر کدام حدود 2×2 متر می‌باشد که به این ترتیب 36=4×9 متر مربع فضا برای استقرارا این ماشین آلات لازم است . ابعاد دستگاه بسته بندی 4×1 متر می‌باشد . بدین ترتیب کل فضای اشغالی برای ماشین آلات تولیدی 40 متر مربع می‌باشد . مقدار 6 متر مربع فضا برای دو عدد میز کار و مقدار 20 مترمربع هم فضا برای گاریهای حمل و نقل که ده عدد می‌باشد در نظر کرفته می‌شود .
بدین ترتیب جمع فضای اشغالی 20+6+40=66 متر مربع می باشد و با در نظر گرفتن فضای لازم برای رفت و آمد و مانور اپراتورها و فاصله ماشین آلات از دیوارها و از یکدیگر و مقداری هم بعنوان ضریب اطمینان کل فضای سالن تولید 200 متر مربع در نظر گرفته شده است .
با توجه به اینکه عسل در هر سال دوبار برداشت می‌شود (بهاره و پائیزه‌) باید در اول هر فصل برداشت عسل مورد نیاز کارگاه را خریداری نمود بدین ترتیب لازم است که انبار عسل گنجایش ذخیره‌سازی حدود 150 تن عسل را داشته باشد و اگر در هر متر مربع انبار بتوان بک تن عسل را که در جعبه‌های 100 کیلوئی دیخته شده روی هم قرارا داد بدین ترتیب سطح زیر بنای لازم برای نگهداری عسل 150 متر مربع می‌شود و با در نظر گرفتن فضای لازم برای عبور و مرور 200 متر مربع فضا جهت نگهداری عسل کفایت می‌کند .
برای نگهداری کارتن و لوازم بسته بندی با توجه به اینکه کارتها روی هم تاخورده هستند و هر کارتن تاخورده پنج کیلوئی حدود یک سانت قطر دارد و می‌توان تا ارتفاع سه متر کارتها را روی هم چید . بدین ترتیب در هر متر مربع حداقل 300 کارتن قابل نگهداری است بدین ترتیب برای نگهداری 9000 عدد کارتن ( مقدار مورد نیاز برای دو ماه ) 30 متر مربع فضا لازم است و با توجه به فضای لازم جهت عبور و مرور ، حجم انبار مواد بسته‌بندی 40 متر مربع در نظر گرفته می‌شود .
عسل بسته‌بندی شده در کارتنهای پنج کیلوئی را می‌توان تا ارتفاع دو متری روی هم چید و اگر در هر متر مربع حدود یک تن عسل بسته بندی شده در کارتن روی هم قرار گیرند برای ذخیره سازی 50 تن محصول (مقدار تولید در ظرف دو ماه ) به 50 متر مربع فضا نیاز می‌باشد و با توجه به فضای لازم برای عبور و مرور 70 متر فضا برای انبار محصول کفایت می‌کند .
مقادر 12 متر مربع فضا برای انبار لوازم یدگی و ابزار آلات و 48 متر مربع برای استقرار ژنراتور اضطراری و تابلو برق در نظر گرفته میشود .
برای گرمخانه نیز 20 متر مربع فضا لازم می‌باشد . همچنین 15 متر مربع فضا برای آزمایشگاه در نظر گرفته می‌شود . بدین ترتیب کل سطح زیر بنا 725 متر مربع می‌باشد .
با توجه به سطح زیر بنا اگر مقدار زمین مورد لزوم را حدود 5/3 برابر فرض نمائیم مقدار زمین مورد نیاز تقریباً 2500 متر مربع خواهد بود .
اگر ابعاد زمین را 40 متر مربع در 5/62 متر مربع کنیم محیط زمین 205 متر خواهد بود و اگر اطراف زمین به ارتفاع 2 متر حصار کشی شود جمعاً 410 متر مربع دیوار کشی خواهیم داشت .
با توجه به اینکه لازم است اطراف سالنها و انبارها و قسمتهای اداری به عرض حدود یک متر آسفالت شود همچنین از درب ورودی تا ورودی سالن تولید و انبارها و قسمتهای اداری خیابان کشی شود حدوداً 300 متر مربع خیابان کشی خواهیم داشت . وبا در نظر گرفته 15 % از مساحت زمین بعنوان فضای سبز تقریباً 400 متر مربع نیز فضای سبز ایجاد خواهد شد .

 

 

 

 

 

 

 

5ـ بررسیهای مالی و اقتصادی :‌
1ـ5ـ جداول مواد اولیه ،‌انرژی و نیروی انسانی :‌
الف :‌ جدول ارزش مواد اولیه :‌
ردیف نام مواد اولیه محل تامین مصرف سالیانه واحد هزینه واحد هزینه کل (هزار ریال
1 عسل یا موم داخلی 300 تن 3250000ریال 9750000
2 رول پی وی سی وارداتی 3 تن 39000000ریال 117000
3 رول آلومینیومی
چاپ شده وارداتی 1 تن 54600000ریال 54600
4 کارتن پنج کیلوئی داخلی 54500 عدد 1560 ریال 85020
جمع کل 769740
دلار با نرخ رقابتی 600

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مراحل تولید عسل

دانلودمقاله هندسه

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله هندسه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


مقدمه :
هندسه شاخه از ریاضیات است که اشکال و اندازه ها را مورد سر و کار دارد. هندسه ممکن است به عنوان علم فضا نیز انگاشته شود. همانطور که یک حسابگر مورد سر و کار دارد. با مسائلی را که شامل محاسبه(شمارش)است، هندسه نیز مسائلی را که در برگیرندۀ فضا است توضیح و ربط می دهد. هندسه پایۀ به ما این امکان را می دهد تا خصوصیاتی را مانند مساحت و محیط اشکال دو بعدی و سطوح صاف و حجم های اشکالی سه بعدی را تعیین کنیم.
افراد از فرمول های مشتق شده از هندسه را در زندگی روزمره برای کارهایی مانند مقدار رنگ لازمه برای رنگ آمیزی دیوارهای یک خانه یا برای محاسبۀ مقدار آب یک آکواریوم استفاده می کنند.
متدلوژی (روش شناسی)
هندسه قطعات مستقل ادراکی ساده را برای ایجاد با ساختارهای منطقی پیچنده ترکیب می کند. این قطعات مستقل شامل موارد تعریف نشده، اصطلاحات تعریف شده و قضیه ما می باشند. ترکیب این اجزاء زنجیره هایی از برهان ها را بوجود می آورد که نتایج موسوم به قضیه ها را حمایت (تأیید) می کند.
 اصطلاحات تعریف نشده :
بعضی از مفاهیم اصلی در هندسه به صورت مفاهیم ساده تری بیان نشده اند. معروفترین آنها نقطه، خط و صفحه است. این مفاهیم اساسی از تجربیات روزانه بوجود آمده است. بنابراین تجربه از مکانی که یک شیئی است منتهی به ایده ای از یک مکان ثابت و دقیق می شود.
آنچه که اصطلاح "نقطه" به آن اشاره دارد مفهوم شهودی و مبتنی بر درک است. اجسام فیزیکی زیادی مفهوم "نقطه" را ارائه می دهند. از جمله گوشۀ یک قطعه، نوک یک مداد و یا نقطه ای روی یک صفحه کاغذ.
این چیزها مذل، نحوۀ نمایش یا تصویر نقطه نامیده میشود. گرچه موارد فوق تقریباً فقط مفهومی در ذهن را ارائه می دهند. بطور مشابه، یک ردیف از نقطه های موجود در یک رشته محکم کشیده شده، لبۀ یک میز یا میلۀ پرچم که بصورت نامحدودی در دو جهت امتداد یافته اند خط نامیده میشود.
واژۀ "صفحه" یک سطح مسطح را توصیف می کند. مانند کف اطاق، صفحۀ نمایش یا تخته سیاه. اما با این فرض که در همۀ جهات بصورت نامحدودی امتداد یافته است. و این بدین معنی است که صفحه هم مانند یک خط که انتها ندارد، لبه ندارد. سایر اصطلاحات تعریف نشده ارتباط بین نقطه ها، خطوط و صفحات را توضیح می دهد مانند ارتباط بیان شده بوسیلۀ این عبارت نقطه ای که روی یک خط قرار می گیرد."
 اصطلاحات تعریف شده :
اصطلاحات تعریف نشده می توانند برای تعریف سایر اصطلاحات ترکیب شوند مثلاً نقاطی در یک خط مستقیم قرار نگرفته اند، همان نقاطی هستند که روی همان خط قرار نمی گیرند. پاره خط بخشی از یک خط است که شامل دو نقطۀ خاص است و همۀ نقطه ها بین آن دو نقطه خاص قرار می گیرد.
در حالیکه (ray) بخشی از یک خط است که شامل نقطۀ خاص موسوم به نقطۀ انتهایی و همۀ نقاطی است که بطور نامحدودی در یک طرف نقطۀ انتهائی امتداد یافته اند.
اصطلاحات تعریف شده می توانند با یکدیگر و با اصطلاحات تعریف نشده به منظور تعریف اصطلاحات بیشتر ترکیب شوند.
به عنوان مثال، یک زاویه ترکیبی از دو خط یا دو پرتو مختلفی است که در یک نقطه پایانی مشترک هستند. همینطور یک مثلث از سه نقطۀ غیر واقع در یک امتداد پاره خطهایی که بین آنها قرار دارد تشکیل شده است.

 

قضیه ها:
قضیه ها، یا اصل ها، ثابت نشده اند اما فرضیه هایی هستند که پذیرفته شدۀ جهانی هستند. مثلاً "فقط و فقط یک خط وجود دارد که از دو نقطۀ معین می گذرد". سیستم متشکل از یک سری قضیه های نامتناقض اصول کلی راجع به اصطلاحات تعریف نشدۀ نقطه، خط و صفحه را با قضیه های استنباط شده از این اصول کلی را هندسه گویند .
مجموعه های متفاوت قضیه ها کل سیستمهای متفاوت هندسه را تعیین می کنند. اگر قصیه های انتخاب شده بوسیلۀ تجربۀ فضای فیزیکی ارائه شوند، بنابراین بطور منطقی انتظار می رود تا نتایج بدقت با تجربیات مربوط به فضا ارتباط نزدیکی داشته باشد. اما چون هر سری از قضیه ها حتماً باید بر اساس مشاهدۀ ناقص و تقریبی انتخاب شوند بنابراین آنها به احتمال زیاد برای فضای واقعی بطور تقریبی قابل اعمال هستند.
بنابراین تعجب آور نیست که هر هندسه خاصی برای مسائل فضای واقعی غیر کاربردی یا فقط تا حدی کاربردی از کار درآید.
برهان ها:
برهان بطور منطقی از قضیه ها نتیجه گیری میوند. این فرآیند نتیجه گیری و قیاس یک دلیل (ثبات) نامیده میشود. هر مرحله از یک برهان باید بوسیلۀ یکی از قضیه ها یا بوسیلۀ یک برهانی که قبلاً ثابت شده است توجیه شد. یک برهان ساده به عنوان مثال اثبات می کند که یک خطی که با یکی از دو خط موازی است با هر دو خط هم موازی است. خطوط موازی خطوطی هستند همیشه در تمام طول خود به یک اندازه از هم فاصله دارند.
در اثبات یک برهان در هندسه، ما از یک سری از قضیه ها نتیجه ای را استنباط می کنیم.
هندسۀ اقلیدسی
شاید آشناترین هندسه و هندسه شهودی و مبتنی بر درک هندسۀ اقلیدسی نامیده شود. هندسه اقلیدسی همیشه جنبه های جهان هر روزه را شامل می شود و بعداً از اقلیدس، ریاضی دان یونان باستان که آن را پایه گذاری کرد، نامگذاری شد در حالیکه قضیه های هندسۀ اقلیدسی بنظر پذیرفتنی هستند وقتی که برای فضای فیزیکی جهان ما بکار برده میشود. شواهدی وجود دارد که هندسۀ اقلیدسی سیستم کاملی برای توصیف فضا نیست.
هندسه اقلیدسی دو بعدی اغلب هندسۀ سطح نامیده می شود. هندسۀ اقلیدسی سه بعدی اغلب اشاره به هندسۀ فضایی (سه بعدی) دارد. هندسۀ مسطح اشکالی را مورد بررسی قرار می دهد که بطور کامل در یک سطح قرار دارند. یک سطح ممکن است بر حسب دو بعد طول و عرض اندازه گیری شوند. هندسۀ فضائی (سه بعدی) اشکالی را مورد بررسی قرار می دهد که سه بعد دارند : طول، عرض و ارتفاع
مقاطع مخروطی، یک موضوع مطالعه شده رایج هندسه، خطوط منحنی دو بعدی هستند که بوسیلۀ برش یک صفحه از میان یک مخروط تو خالی سه بعدی بوجود می آید.
A : قضیه های اقلیدس
اقلیدس، حدود 300 سال قبل از میلاد مسیح می زیست، دریافت که فقط تعداد کمی از قضیه های زیر بنای برهان هندسی مختلف تا آن زمان شناخته شده بودند. او تعیین کرد که این برهان ها فقط از پیچ قضیه می توانند نتیجه گیری شوند.
1- یک خط مستقیم ممکن است از میان هر یک از دو نقطه داده شده کشیده شود.
2- یک خط مستقیم ممکن است بطور نامحدود کشیده شود یا در هر نقطه ای محدود شود.
3- یک دایره ممکن است با استفاده از هر نقطه داده شده به عنوان مرکز و با هر شعاع داده شده رسم شود. (فاصله از مرکز تا هر نقطه روی دایره)
4- همۀ زاویه های قائمه یکسان هستند (یک زاویه قائمه زاویه 90 درجه را اندازه گیری می کند. دو شکل هندسی یکسان هستند اگر آنها بتوانند حرکت داده شوند یا چرخانده شوند به طوری که دقیقاً همپوشانی داشته باشند )
5- یک خط مستقیم داده شده و نقطه ای که روی خط قرار ندارد، یکی و فقط یک خط مستقیم ممکن است رسم شود که موازی با خط اول باشد و از نقطه هم عبور کند.
این پیچ قضیه می تواند در ترکیب با اصطلاحات تعریف شده متعدد برای اثبات خصوصیات اشکال دو یا سه بعدی مانند مساحت ها و محیط ها استفاده شود. این خصوصیت ها می توانند در جای خود برای اثبات برهان های هندسی پیچیده تری استفاده شوند.
B : اشکال اقلیدسی دو بعدی
اشکالی که به عنوان هندسۀ دو بعدی محسوب می شوند عبارتند از: دایره ها، چند ضلعی ها، مثلث ها و چهار ضلعی ها هستند . مثلث ها در واقع چند ضلعی های سه ضلع هستند. چهار ضلعی ها چند ضلعی چهار ضلع هستند .

 


B1 : دایره ها
دایره یک خط منحنی صفحه ای است که همۀ نقطه های روی آن از یک نقطۀ واقع در صفحه بنام مرکز به یک اندازه فاصله دارد. فقط یک دایره ممکن است رسم شود که از سه نقطه ای که در یک غیر واقع بر یک امتداد هستند عبور کند. واژه دایره بعضی اوقات دلالت می کند بر کل قسمتی که بوسیلۀ یک خط منحنی احاطه شده باشد تا فقط فقط نقاط روی خط منحنی .
دایره های هم مرکز دایره هایی هستند که یک مرکز مشترک دارند. یک زاویه، زاویه مرگزی دایره نامیده می شود که اگر رأس آن (نقطه ای که دو ضلع زاویه به هم برسند) در مرکز باشد و اضلاعش از مرکز دور شوند. محیط دایره به 360 درجۀ مساوی تقسیم می شود و مقدار درجه یک زاویه مساوی است با مقدار درجه در کمان روبروی روی دایره.
مساحت دایره مساوی است با حاصلضرب محیط در قطر تقسیم بر چهار یا َ مساوی است با . نسبت محیط به قطر تقریباً 3014159 است. این عدد ثابت "پی" نامیده می شود و یک عدد نامحدود از ارقام بدون تکرار دارد. سطح یک دایره ممکن است بصورت A=Pr2 نوشته شود در حالیکه r شعاع است به همین شکل، محیط برابر است با حاصلضرب قطر در عدد ثابت پی C=pd .
چند ضلعی ها
شش ضلعی
چند ضلعی طرحی بسته و محدود است با چند خط راست، اگر تمام اضلاع چند ضلعی ها طولهای اضلاعشان با آنها طول مساوی باشد و همچنین زوایا نیز با هم مساوی باشد این چند ضلعی را یک کثیر الاضلاع منتظم گویند. ارتفاع یک کثیر الاضلاع منتظم فاصله عمودی مرکز تا یکی از اضلاع است مساحت یک چند ضلعی برابر است با  نصف ارتفاع و محیط ap A= .
مثلث
یک مثلث یک شکل مسطح محدود با سه خط راست است یک مثلث نامشخص از سه ضلع نامساوی تشکیل شده ( منظور طولهای نامساوی)
مثلث متساوی الساقین از دو ضلع مساوی و یک مثلث متساوی الاضلاع از سه ضلع مساوی، در یک مثلث متساوی الساقین دو ضلع و دو زاویه با هم مساوی هستند و در یک متساوی الاضلاع همه زوایا و ضلعها با هم مساوی هستند یک مثلث قائم الزاویه مثلثی است که یک ضلع قائمه دارد.
ضلع مقابل به زاویه قائمه وتر نامیده می شود . قضیه مشهور فیثاغورثی بیان می کند که مربع وتر مثلث قائم الزاویه برابر مجموع مربعات دو ضلع دیگر است C2=a2+b2 .
زوایا درون یک مثلث همان زوایا در داخل هستند آنها ایجاد می کنند متصل کردن یک ضلع با زاویه های درونی زاویه دیگر. مجموع زوایای درونی یک مثلث مساوی با 180 درجه است مساوی با مجموع زوایای درونی دور را به شکل زاویه در بیاورید ( مجموع درونی شکل با زاویه بیرونی شکل مساوی می باشد).
یک خط از نوک رأس یک مثلث به وسط پاره خط روبرو (ضلع روبرو) کشیده بعد یک خط از نوک رأس مثلث به نقطه دو سوم از نقطه میانی وصل کرده و همچنین خطی بر درازای یک ارتفاع مثلث از نوک به ضلع روبرو قائم کشیده شود (دو خط عمودی هستند اگر آنها در یک زاویه قائم به هم برسند) دو مثلث سازگار هستند اگر از یکی از حالات زیر پیروی کنند :
1- دو زاویه و یک ضلع مثلث با دو زاویه و یک ضلع مثلث دیگر مطابق باشد.
2- دو ضلع زاویه در بر گیرنده یک مثلث مساوی با دو ضلع هستند.
3- سه ضلع یک مثلث مساوی با سه ضلع دیگر هستند اگر مثلث ها بدون از بین بردن صفحه مشترک بتوانند بر هم مطابق اگر دو مثلث با زاویه های مساوی باشند آیا می توان گفت شبیه و اضلاع متناسب به یکدیگر هستند.
مساحت هر سه پایه های ضربی مساوی بر اساس نیمی از یک پایه و ارتفاع قائم است ah A=(هر ضلع قاعده مثلث ) را می تواند بررسی شده باشد اما معمولاٌ ضلع روی وتر نیز تعیین شده است، اگر مثلث متساوی الاضلاع است مساحت آن بدست می آید یک جایی که طول ضلع است اگر اضلاع هر مثلث c,b,a باشند مساحت آن را به وسیلۀ یک رابط معین است اعتبار دادن به ریاضیدان یونان باستان ارشمیدس جایی که نصف محیط است .
چهار گوش ها
یک چهار گوش شکل و طرحی محدود با چهار خط راست است آنها چندین روش آشنا چهار گوش ها هستند چندین چهار گوش است که به انواع آن آشنا هستید؛
ذوزنقه ها مربوط به چهار گوشها هستند که دو ضلع موازی نامساوی از طول دارند؛
متوازی الاضلاع ها مربوط به چهارگوشها هستند که اضلاع روبرو دارند از طول مساوی یک لوزی یک متوازی الاضلاع است (همچنین مربوط به یک چهارگوش ) با اضلاع مساوی یک راست گوشه متوازی الاضلاع است مربع نیز یک متوازی الاضلاع است با زوایای قائمه. مورب های یک متوازی الاضلاع از یکدیگر عبور می کنند اگر همچنین متوازی الضلاع یک راست گوشه است مورب ها هستند مساوی باشد مربوط به چهارگوشهای بی قاعده چهار ضلع نامساوی و ناموازی دارند مساحت یک ذوزنقه نصف مجموع اضلاع در ارتفاع
برای بی قاعده چهارگوش ها یک روش خوب برای معلوم کردن مساحت آن است که با یک خط مورب آن را به دو مثلث تقسیم کرد بنابراین شخص مساحت دو مثلث را پیدا کرده و به هم اضافه می کند .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  32  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله هندسه