ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله نوجوانی

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله نوجوانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مرحله ای از مراحل تحول و رشد انسان است که محدوده سنی آنرا بین 11-12 سالگی تا 18-19 سالگی می دانند. البته این محدوده سنی به زعم برخی صاحب نظران به 3 مرحله ابتدای نوجوانی از 11 تا 15 سالگی؛ اواسط نوجوانی 14 تا 17 سالگی و اواخر نوجوانی از 17 سالگی به بعد تا 18 یا 19 سالگی تقسیم می شود. این مرحله را با رشد سریع قد و وزن و تغییرات فیزیولوژیکی متناسب می دانند که البته جنبه های روان شناختی و ارتباطی نوجوان نیز در این دوره، تغییرات قابل توجهی خواهد داشت.
پدیده قابل ملاحظه ای که در این مرحله اتفاق می افتد و از آن به نوعی تعبیر به بحران می کنند، بلوغ نام دارد. در واقع بلوغ به اولین مرحله نوجوانی اطلاق می گردد؛ یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود.
پدیده بحرانی دیگر در دوره نوجوانی، بحران هویت است؛ نگرانی در مورد جواب این سئوال که « من کیستم؟ » و در همین حین استقلال (موجودی مستقل و جدا شدن) را تمرین می کند.
نگرش شایعی که درباره دوره نوجوانی وجود دارد اینکه، هم از نظر والدین و هم از نظر نوجوانان این دوران، دورانی دشوارتر از سالهای اولیه کودکی قلمداد شده است، لذا افراد را با دشواری هایی مواجه می کند. این مواجهه گویا فراموشی بزرگسالان از دشواری های دوران نوجوانی خودشان را تایید می کند و چنین وضعیتی می تواند به همدلی و تفاهم با نوجوان آسیب بزند. در همین راستا برای بررسی تغییرات چند جانبه دوران نوجوانی، به نظر می آید داشتن دیدگاه جامع و چند بعدی می تواند به جمع بندی مطالب و فهم این دوره کمک کند.

 


دیدگاه زیستی – روانی و اجتماعی ) Biopsychosocial (
با توجه به این مدل می توان به جنبه های فیزیولوژیکی، روان شناختی و ارتباطی نوجوان و نوجوانی پرداخت.
از دیدگاه زیستی؛ ورود به مرحله نوجوانی منجر به افزایش فعالیت غده هیپوفیز به صورتی می شود که هورمون هایی را که قبلاً ترشح نمی کرد، ترشح کند. ترشح این هورمون ها، به نوبه خود منجر به فعالیت غدد داخلی دیگر شده، ترشح هورمون های دیگر را باعث می شود؛ مثل هورمون های جنسی و هورمون های رشد. این هورمون ها و هورمون های دیگر از راه های پیچیده ای با هم در کنش متقابل هستند تا پیشروی منظم رشد جسمانی و فیزیولوژیکی را برانگیزند. آنچه در این دوره اتفاق می افتد جهش نموی نوجوانی است که به میزان ازدیاد سریع قد و وزن اطلاق می گردد و با بلوغ جنسی توام است.
* بخاطر ازدیاد سریع قد و وزن در این دوره، نیازهای غذایی نوجوانان در سال های رشد به طور چشمگیری افزایش می یابد.
* بخاطر تفاوت در رشد اعضاء مختلف بدن (تغییر در تناسب اعضاء بدن)، نوجوانان موقتاً احساس ناخوشایندی پیدا می کنند. اظهار نظرات والدین در خصوص تغییرات جسمی نوجوان می تواند هم آسیب زننده باشد و هم آرامش بخش و اطمینان دهنده.
* رشد عضلات بدن و استخوان ها بخصوص در پسرها، باعث می شود سازگاری آنها با مرکز ثقل بدن و مرکز زمین بهم بریزد. گزارشی که والدین در این مقطع می دهند این است که « نمی دانیم چرا هر چی پسرمان بزرگتر می شه، به جای اینکه منظم بشه، شلخته تر می شه و برای انجام کارهای شخصی اش تنبلی می کند». نوجوان تا هنگامی که بتواند با افزایش حجم عضلات و در کل افزایش قد و وزنش کنار بیاید و سازگار بشود به زمان نیاز دارد و والدین هم می توانند با درک این موضوع، به نیاز آنها احترام بگذارند و این موضوع برای آنها بسیار همدلانه و خوشحال کننده است. به آنها اعتماد به نفس می دهد.
* تغییرات رشدی و نیاز به سازگاری با آن باعث می شود نوجوانان به خصوصیات جسمانی خود توجه بسیاری داشته باشند. به خوش تیپ بودن خودشان خیلی اهمیت می دهند. تصور آنها از خوش تیپی خیلی تحت تاثیر نظرات والدین، گروه همسالان، فرهنگ بومی و واردات فرهنگی کشورهای دیگر است. آنچه که اهمیت دارد توجه به این مسئله است که تصویر ذهنی آنها از خودشان به شدت تحت تاثیر تغییرات جسمی و فیزیولوژیکی قرار دارد. این همان Body Image یعنی تصویر بدن است. نوجوانی که در دوران کودکی و در سنین دبستان به تصویر ثابتی از جسم خودش رسیده است، این تصویر دردوران نوجوانی از اواخر دوره راهنمایی، بهم می ریزد و به شدت عزت نفس او را درگیر می کند. او اگر در این درگیری بتواند سازگاری متناسبی با این تغییرات وسیع بدست آورده و به یک تصویر واضح و قابل قبول از خودش برسد، شاهد اعتماد به نفس بالا در او خواهیم بود. این تصویر به او کمک خواهد کرد که بتواند به بخشی از جواب این سئوال که « من کیستم » برسد و اگر نرسد، اعتماد به نفس او تحت تاثیر این آشفتگی، پایین آمده، حتی تاثیر آن در کارکرد و حوزه های دیگر را شاهد خواهیم بود؛ مثل خانواده، ارتباط با همسالان، مدرسه و ... .
آنچه که والدین گزارش می دهند اینکه «پسر ما نمی دانیم چرا همش وقتش را جلوی آینه می گذراند. او از ما خواسته یک آینه قدی داخل اتاقش نصب کنیم. وقتی می خواهیم برویم مهمانی، از دستش کلافه می شویم، همش بهانه میاره که لباس ندارم و همش ما را معطل خودش میکند».
از دیدگاه روان شناختی؛ آنچه اهمیت دارد والدین به آن آگاه باشند این است که نوجوان بخاطر رشد توانایی شناختی که به نوعی اشاره به ورود او به سطح تفکر عملیات صوری (انتزاعی) دارد. علاوه بر اینکه درباره خودش زیاد فکر می کند، تصور می کند دیگران هم با موشکافی عیبجویانه، خصوصیات شخصیتی، احساسات، رفتار و ظاهر او را زیر نظر دارند. این تصور باعث می شود که نوجوان بیشتر به خودش مشغول شود؛ چیزی که از سمت والدین ابراز می شود این است که در چنین موقعیت هایی، « فرزندمان می گوید که شما بروید من نمی آیم».در اینجا باید به پیامی که نوجوان به ما انتقال می دهد توجه کرد. او از طریق نیامدن هم بخشی از فشاری که احساس می کند را کنترل می کند و همه اینکه فرصت می کند به خودش بیشتر بپردازد. مکرر از سمت والدین گزارش می شود که « نمی دانیم چرا فرزند ما در این دوره گوشه گیر شده، بیشتر توی خودش است و وقتی می خواهد در مورد مسئله ای اظهار نظر بکند، فلسفه می بافد و غلو می کند». او با این کار همانطور که گفته شد، هم بخشی از اضطراب درونی اش را کاهش می دهد، هم اینکه بخاطر رشد شناختی اش که به او توانایی فکر کردن درباره خودش و پیرامونش را می دهد، توانایی فرضیه سازی واستدلال کردن را تمرین می کند. فلسفه بافی یک مکانیزم دفاعی روانی برای اوست که او در این دوره به آن نیاز دارد. رشد شناختی نوجوان را می توان در جنبه های مختلف دید؛ توانایی تفکر صوری به نوجوان این امکان را می دهد که علاوه بر توجه به وضعیت موجود امور، بتواند وضعیت احتمالی امور را نیز پیش بینی کند. او به مدد این توانایی همیشه موجود و ممکن را مقایسه می کند و کشف می کند که غالباً آنچه موجود است چیزی کم دارد. او کشف می کند پدر و مادرش که تا یک زمان در چشم او موجودی آرمانی محسوب می شدند، موجوداتی زمینی هستند. می تواند در ارزش های پدر و مادر شک کند، آنها را با ارزش های پدر و مادرهای دیگر که نوجوانان خود را بیشتر درک می کنند مقایسه کند. آگاهی نوجوان از تفاوت بین موجود و ممکن، به سرکش شدن او کمک می کند. چیزی که به وفور در این دوران مشاهده می شود انتقاد سرسختانه آنان از نظام های اجتماعی، سیاسی و مذهبی خانوده و اجتماعش و اشتغال ذهنی آنان به ساختن نظام های جانشین (که غالباً بسیار مفصل و نظری است) می باشد. این وضعیت در واقع انعکاسی از توانایی او در عملیات انتزاعی (صوری) است و به نوعی برای او تمرین توانایی های شناختی و استقلال محسوب می شود.
قبل از اینکه وارد موضوع استقلال بشویم و به نیاز نوجوان برای تامین این حس بپردازیم، مسئله بلوغ جنسی نوجوان را مورد بررسی قرار می دهیم که این پدیده بر روی نوجوان چه تاثیری می گذارد؟
نوجوان از طرق چندی به مسئله بلوغ جنسی خود می رسد، بعد از بررسی صفات ثانویه جنسی، احتلام شبانه است. تجربه ای که به غایت برای نوجوان بکر و شگفت انگیز می باشد اما برای والدین! نمی دانیم؟ نمی دانیم که آنها وقتی با این مسئله یعنی بلوغ جنسی فرزندشان روبه رو می شوند چه واکنشی نشان می دهند؟ حتی اگر نحوه پاسخ و عکس العمل والدین در وهله اول در اولین پاسخ نوجوان به بلوغ جنسی اش نقش نداشته باشد (کمتر نقش داشته باشد) در پاسخ بعدی نوجوان و احساس بلوغ جنسی (هویت جنسی) او نقش بسیار بسزائی دارد.
بسیاری از پسرها و دخترها، به خصوص در اولین سالهای نوجوانی آموزش لازم را از والدین، مدرسه یا همسالان نمی گیرند و با ترس های بیجا، خود را شکنجه می دهند و در خلوت خود هزار بار خود را شکنجه می دهند. اساساً نوجوان در فضای زیستی ای به سر می برد که تقریباً هر چیزی ممکن است معنای جنسی برای او داشته باشد. هرچند نوجوان به توانایی خود در نعوظ به عنوان نشانه مردانگی افتخار کند ولی در عین حال ممکن است از اینکه نمی تواند این واکنش را کنترل کند دچار احساس شرمندگی و نگرانی شود. از اینکه بخواهد درکلاس بایستد احساس نگرانی کند.

 

پدیده بلوغ و روبه رو شدن با صفات ثانویه جنسی، نگرش های جنسی و جنسیتی والدین را درگیر می کند. برخی مواقع نحوه رفتار و طرز فکر والدین از پدیده بلوغ جنسی فرزندشان به نگرش آنها به جنسیت خودشان مربوط می شود. والدینی که نگاه شرم گونه در موردمسائل جنسیتی خودشان دارند و یا هر گونه رابطه بین دو جنس را گناه آلود یا کثیف می پندارند، این نگاه را به پدیده بلوغ جنسی فرزندشان هم دارند. در واقع ممکن است در اعماق ذهن خود بلوغ را نوعی آفت یا آسیب به محصول پاک و سالم خود (کودک قبلاً خود) ببینند نه یک شکفتگی و توانمندی و بالندگی. برخوردهای تحقیرآمیز با تغییراتی مثل تغییر صدا، سبیل درآوردن و غیره آسیب جدی به احساس هویت جنسی و اعتماد به نفس نوجوان می زند. در صورتیکه والدین برخود معقولانه و درستی داشته باشند، بسیاری از واکنش های منفی این دوره یا از بین می رود یا کمتر می شود. پس لازمه برخورد درست و صحیح با این مسئله، آگاهی و آرامش خود آنهاست. اکثر اوقات دیده شده که ترس از وارد شدن به این مسئله، باعث پاک کردن صورت مسئله شده است.
پدیده بسیار مهم دیگر، استقلال طلبی نوجوان است؛ « من مخالفت می کنم پس هستم». پیش رفتن به سوی استقلال از تکالیف اصلی نوجوانان است. اگر نوجوان نتواند تضاد بین تداوم احساس وابستگی به والدین ومیل به استقلال را حل کند دچار مشکلاتی خواهد شد. نوجوان باید این توانایی را در خودش ایجاد کند تا در حدی منطقی از والدینش جدا شود و استقلال بدست آورد. در غیر این صورت به سختی می تواند با همسالانش روابطی معقول داشته یا در آینده رفتار جنسی معقولانه ای داشته باشد وجهت گیری شغلی و احساس هویت او نیز دچار مشکلاتی خواهد شد.
استقلال واقعی از والدین کار چندان ساده ای نیست. انگیزه ها و مشوق های وابستگی و استقلال هر دو قوی هستند و باعث می شوند که نوجوان دچار تضاد شود. این مسئله که نوجوان تا چه حد در مواجهه با مستقل شدن دچار مشکل می شود به طور کلی به سه چیز بستگی دارد: الف) نگرش های کلی اجتماعی درباره استقلال نوجوانان در فرهنگی که نوجوان در آن زندگی می کند، ب) شیوه های فرزند پروری و الگوی رفتاری که والدین نوجوان به او نشان می دهند، و ج) کنش متقابل با همسالان.
از دیدگاه اجتماعی (ارتباطی)؛ درباره ارتباط با گروه همسالان، آنها این امکان را بوجود می آورند که نوجوان چگونگی کنترل رفتار اجتماعی را بیاموزد، در او مهارت های مربوط به سنش ایجاد شود و نیز مسائل و احساساتش را با آن ها در میان بگذارد. این نباید سبب گلایه خانواده ها شود که چرا نوجوانشان به گروه همسالان توجه می کند. تاثیرپذیری از گروه همسالان طبیعی است اما اگر خانواده سیستم ارزشی خود را به صورت یکدست و بدون اختلاف نظر و تغییر دائم رای و همراه با حاکمیت استدلال و منطق (به دور از زور و خشونت) ارائه کرده باشد، نهایتاً نوجوان الگوهای خانواده را اجرا خواهد کرد. والدین زمانی می توانند بیشترین نفوذ را در فرزندان خود داشته باشند که آنان را درک کنند و مشتاق کمک به آنان باشند. علاوه بر این نوجوانانی که چنین والدینی دارند نیازی نمی بینند بین نفوذ والدین و بهترین دوستان خود تفاوتی قائل شوند. نوجوانانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند و به خود متکی ترند می توانند بی آنکه به شدت متکی به والدین یا همسالان باشند و به تفاوت بین همسالان و والدین اهمیتی بدهند، از تجارب همه آنها استفاده کنند.
واقعیت این است آنچه که ما شاهد آن در رفتار نوجوانان هستیم (کارکردها)، از درون ارتباط ما با نوجوان برمی خیزد. به عبارتی کیفیت ارتباط ما با نوجوان چگونه است؟ نوجوان چه ادراکی از شیوه های ارتباط والدینشان با آنها دارند؟ این همان است که به سبک های فرزند پروری معروف است که در زیر به آنها اشاره می کنم.
برخی از والدین ممکن است خودکامه باشند(صرفاً به نوجوان بگویند چه باید بکند).
ممکن است مقتدر باشند ( نوجوان می تواند اظهار نظر کند ولی در تصمیم گیری دخالتی ندارد).
دموکرات یا قاطع و اطمینان بخش باشند (نوجوان در بحث هایی که به رفتارش مربوط می شود آزادانه شرکت می کند و حتی ممکن است تصمیم گیری هم بکند، ولی اقتدار نهایی در دست والدین باقی می ماند).
مساوات طلب باشند (بین والدین و فرزندان چندان تفاوتی از لحاظ نقشی که دارند وجود ندارد).
سهل گیر باشند (تصمیمها در جهت خواسته های نوجوان گرفته می شود و نوجوان آزاد است به خواسته های والدین اعتنائی نکند).
شواهد نشان می دهد که والدین دموکرات و قاطع اطمینان بخش به احتمال بالایی، فرزندانی دارای اعتماد به نفس بالا، عزت نفس زیاد و مستقل و با احساس مسئولیت دارند. این نوجوانان احساس میکنند مورد مهر و محبت هستند و والدینشان به قدر کافی به آنان آزادی می دهند و معتقدند که والدین در مورد « عقاید، قوانین یا اصول طرز رفتار مسئولانه» منصف هستند. چنین والدینی روابط کلامی را تشویق می کنند و وقتی که از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده می کنند و نوجوان را از چیزی منع می کنند یا از اوانتظار دارند، برایش این وضعیت را توضیح می دهند. چنین ارتباطی نوجوان را تشویق میکند تا با والدین خود همانند سازی کند. همانند سازی که بیشتر بر اساس محبت واحترام والدین به نوجوان است نه بی اعتنایی و سهل انگاری. آنان با سرمشق دهی به نوجوان نشان می دهند که خود مختاری ممکن است، ولی در چهارچوب دموکراتیک.

 


روان شناسی نوجوانی
(مسائل اساسی در مطالعه روان شناسی رشد و نوجوانی)
1-نکات اساسی در روان شناسی رشد
روانشناسی رشد را می توان هم به صورت دوره های سنی و هم به شیوه موضوعی ارائه کرد. روانشناسی رشد علمی است که فرآیند تحولات نسبتاً نظامدار زیستی شناختی، عاطفی و اجتماعی فرد در طول زندگی از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام مرگ مطالعه می‌کند. منظور از تحولات نظامدار تغییراتی است که معمولاً با نظم معین رخ می‌دهد و در یک زمان نسبتاً طولانی دوام می آورد. با توجه به جوانب مختلف رشد (زیستی، شناختی، روانی و رفتاری) و با ملاحظه اصلی ترین وجوه تشابه و تفاوت رشد روانی در سنین مختلف و نمودهای آن در دوره های زندگی تقسیم بندی زیر را به عمل آورده‌اند.
دوره پیش از تولد
دوره شیرخواردگی
دوره کودکی اول
دوره کودکی دوم
دوره نوجوانی
دوره جوانی
دوره میانسالی
دوره پختگی
دوره پیری
(انعقاد نقطه تا تولید
(تولد تا 2 سالگی)
(کودکستانی) 2-6 سالگی
(دبستانی) 6-12 سالگی
12 تا 20 سالگی
20 تا 30 سالگی
30 تا 50 سالگی
50 تا 65 سالگی
65 سال به بعد
بقیه مقاله در ادامه متن !
دوره های سنی که در این تقسیم بندی ارائه شده سنین متوسط و تقریبی است. هر یک را می توان به دوره های کوتاهتر نیز تقسیم کرد. برای مثال می توانیم دوره نوجوانی را به سه دوره کوتاهتر اوایل، اواسط و اواخر بلوغ تقسیم کنیم. مثلاً ممکن است یک دختر معین در سن 10 سالگی بلوغ خود را آغاز کند در حالی که سن شروع بلوغ یک پسر معین چه بسا در 15 سالگی باشد همچنین یک نوجوان بالغ ممکن است زندگی خانوادکی نیز تشکیل داده و صاحب فرزند نیز شده باشد و عملاً در اواسط دوره نوجوانی جای گرفته باشد آغاز و پایان هر یک از دوره های رشد ناشی از تأثیر و تأثر متقابل عوامل مختلف زیستی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی است.
(نظریه تحلیل روانی در رشد نوجوانی)
در میان نظریه های روانشناسی کمتر نظریه ای را می توان یافت که به اندازه نظریه تحلیل روانی (روان تحلیل گری) بر روانشناسی جدید تأثیر بخشیده باشد. این نظریه را فروید پزشک اتریشی ارائه کرد که در آن طبیعت آدمی به صورتی متفاوت از پیش مطرح می شود در این نظریه زندگی فرد تحت تأثیر انگیزش ها و تعارضات عمدتاً ناآگاهانه است و شخصیت فرد بر اساس تجزیه های اولیه زندگی او شکل می گیرد محور نظریه فروید این است که آدمی دارای نیازهای نیرومند زیستی است که باید برآورد شوند به نظر او هر فردی برخوردار از مقدار معینی انرژی روانی است که آن را صرف ارضای غرایز خود می‌کند به تدریج که کودک رشد می‌کند این انرژی روانی در سه بخش شخصیت یعنی نهاد، خود و فرا خود تقسیم می شوند. مشکلات روانی موقعی بروز می‌کند که این مقدار معین از انرژی روانی به صورت نامتعادلی بین نهاد، خود و فرا خود توزیع می شود. نظریه تحلیل روانی، نوجوانی را ناشی از افزایش غریزه می داند که به مرجله نهفتگی پایان می‌دهد و به دنبال آن توجه دوباره به مسأله ادیپی و کشش نوجوان به جنس مخالف و تراز انتقام جنس موافق پدیدار می شود در این مرحله با رشد نظام باز تولید و از جمله افزایش هورمونی درگیری و فشار شدید جنسی ایجاد می‌شود و در نتیجه بر کنترل غریزه جنسی مرحله نفهتگی پایان می‌دهد در این مرحله هدف اصلی غریزه جنسی همان باز تولید زیستی است اما یادگیری چگونگی برخورد جامعه پسند با نیروی جنسی تعارضاتی برای هر فرد همراه است نیروی لیبیدو در دوره نوجوانی و اوایل جوانی صرف فعالیتهایی از قبیل دوست یابی، دست یابی به خصوصیات شغلی، ابراز عشق و ازدواج می شود و مقدمات ارضای رشد یافته غریزه جنسی از طریق صاحب فرزند شدن فراهم می آید فروید معتقد است که آدمی تا پایان عم در همین مرحله باقی می ماند.
(رشد هویت و مبارزه برای استقلال)
رشد هویت را معمولاً یکی از جنبه های (رشد خود) به حساب می آورند رشد خود یک مبحث مهم در روانشناسی رشد است که معمولاً موضوع های آن عبارتند از: رشد خودانگار یا مفهوم خود، عزت نفس یا ارزش نهادن بر شایستگی خود، رد انگیزش پیشرفت و خود انگاره تحصیلی، رشد کنترل خود، رشد شناخت دیگران با رشد شناخت اجتماعی و رشد هویت.

 

رشد هویت:پدیده نوجوانی با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان از خود می‌پرسد (من کیستم؟) این پرسش را که چند سال ادامه خواهد یافت (جستجوی هویت می نامند) در واقع مسأله این است که چه می شود که هیچ فردی نه مانند کسانی می شود که قبل از او در این جهان زیسته اند مانند کسانی خواهد شد که پس از او به این جهان خواهند آمد. نوجوانیکه با این پرسش اساسی رو به رو است می داند که به زودی باید مسئولین زندگی خویش را شخصاً بر عهده گیرد و از خود می پرسد: باید چگونه زندگی کنم؟ چه حرفه ای را باید انتخاب کنم؟ در ارتباط با جنس مخالف و زندگی خانوادگی آتی خود چه خواهم کرد؟ با کدام باورها و ارزشها باید زندگی کنم؟ با ارتباط با جنس مخالف و زندگی آتی خود چه خواهم کرد؟ پاسخ به این پرسش ها آسان نیست و معمولاً با مقداری تشویق نیز همراه است. شاید بتوان گفت تشویق والدین کمتر از خود نوجوانان نیست نوجوانانی که سعی می‌کند بال های خود را بگشایند و به دنیای خاص خویش پرواز کنند و والدینی که گاهی به دلیل وابستگی به فرزند خود و استقلال جویی او نگرانند و گاهی به دلیل مخاطراتی که در پرواز غیر قابل پیش بینی از آشیانه ی مألوف، در کمین نوجوان آن هاست اساس ایمنی نمی کنند. در این میان ممکن است نوجوان دچار این احساس شود که والدین او به جای آنکه کمکش کنند وی را آرام و به حال خود نمی گذارند.
رشد مفهوم خود:توصیفی که کودک پیش دبستانی از خود ارائه می‌دهد یک توصیف کاملاً عینی است و به ویژگی های جسمی، وسایلی که مال اوست و فعالیت هایی که می تواند انجام دهد مربوط می شود از سن 8 سالگی کودک می تواند با استفاده از اسنادهای روانی درونی خود را توصیف کند. در سن و سال نوجوانی، خودانگاره فرد کاملتر و انتزاعی می شود و نه تنها شامل توصیف صفات کیفی او (حالات، باورها و ارزش ها) بلکه در بر گیرنده دانش وی درباره چگونگی تعامل این ویژگی ها با یکدیگر و عواملی که به رفتار او تأثیر می گذارند نیز هست.
عزت نفس: عزت نفس یا ارزش نهادن به ویژگی های خود در حدود سن 8 سالگی آشکار می شود و کودک به تعریف از شایستگی های جسمی، رفتاری، اجتماعی و دروسی خود می پردازد و یک ارزش عمومی برای خود قائل می شود هر چند کودکان از نظر شایستگی هایی که به خود نسبت می دهند با یکدیگر متفاوتند اما عمدتاً ارزش‌های مشابهی را پر اهمیت تلقی می کنند. در آغاز نوجوانی معمولاً این عزت نفس در گروهی از نوجوانان قدری کاهش می یابد اما بسیاری از نوجوانان می توانند با تغییرات بدنی و روانی و اجتماعی خود سازگار شوند و به تدریج که سال اول بلوغ را پست سر می گذارند عزت نفس بیشتری پیدا می کنند. عزت نفس در نوجوانانی که از یک سو در محیط خانوادگی گرم و حمایت کننده و آزاد زندگی می کنند و از سوی دیگر در مسائل تحصیلی و شخصی و اجتماعی توفیق کافی دارند قویتر است. عزت نفس نتیجه ی ارزشیابی خودانگاره است بیشتر نوجوانان به طور فزاینده ای یک خود ایده آل را که در مقایسه ی دائمی با خود واقعی آنان است در خویشتن رشد می دهند نتیجه این ارزشیابی، احساس خوب بودن یا خوب نبودن خود است همزمان با فاصله گرفتن از بزرگسالان و مبارزه برای استقلال در اوایل نوجوانی، خودآگاهی و انتقاد از خود در نوجوانان زیاد می شود. خیال پردازی و آزمایش های واقعی و رقابت پیشگی اواسط دوره نوجوانی به تدریج بر رشد عزت نفس منجر می شود. تجاربی که نوجوان در جریان ایفای نقش ها بدست می آورد و رفتارهای مناسب مورد پذیرش و تقویت دیگران، موجبات تلفیق و هماهنگی عناصر تشکیل دهنده خود در اواخر دوره نوجوانی را فراهم می آورد و سبب می شود تا او به یک خود نسبتاً منسجم تبدیل یابد این امر ثبات عزت نفس در نوجوان و انگیزه پیشرفت او را فراهم می سازد.
کودکان آینه پدر و مادر
نویسنده: احمد قطبی
دوران نوزادی و کودکی از مهم ترین دوران شکل گیری شخصیت انسان است و شاکله اولیه تربیت در نخستین سال های زندگی انسان شکل خواهد گرفت، اولین پایگاهی که هر انسان در آن قدم می گذارد، خانواده است. در دین اسلام، خانواده دارای اهمیت بالایی است و در متون دینی پیرامون نقش و جایگاه خانواده در تربیت انسان مباحث مختلفی مطرح شده است.
حدود پنجاه ماه در ابتدای زندگی، انسان فقط از محیط خانواده و رفتارهای درون آن درس می گیرد و در آن تربیت می شود. یعنی بیش از یک هزار و پانصد روز و آن هم تمام وقت، به عبارت دیگر سی وشش هزار ساعت، خانواده در این مدت رسالت سنگینی دارد و باید با تمام توان، در تربیت فرزند خود بکوشد.
خانواده با رعایت اصول و راه کارهای زیر می تواند در نهادینه سازی معارف دینی به فرزند خود قدم های مؤثری بردارد.
انتقال دانش دینی؛ آموختن، مقدمه عمل است و تا انسان چیزی را نیاموزد، امکان عمل به آن را نخواهد داشت. معارف دینی از جمله مسایلی است که هر انسانی باید از همان دوران کودکی، آن را بیاموزد و آرام آرام در او بینش توحیدی بوجود آمده و موجب تعالی رفتار او گردد. همان گونه که نفقه و تأمین نیازهای جسمی فرزند از وظایف پدر است، تأمین نیازهای معنوی و اجتماعی او نیز بر پدر واجب است. نماز، قرآن، دستورات شرعی، آداب معاشرت و بسیاری مسایل دیگر از جمله اموری است که یاد دادن آن به فرزندان، وظیفه خانواده و به طور خاص پدر و مادر می باشد.
الگوی رفتاری:
علاوه بر این که والدین تلاش می کنند معارف دینی را به فرزندانشان بیاموزند باید در عمل به آن معارف، خود الگوی کاملی باشند و در رفتار، آموزش قبلی را تکمیل نمایند.
در دوران کودکی که انسان فقط در خانواده حضور دارد و شاکله دینی خود را از رفتار، کردار و گفتار خانواده می گیرد، والدین و اعضاء خانواده باید رفتار و گفتار خود را چنان تنظیم نمایند که محصول آن تثبیت اندیشه دینی در فرزند باشد. در غیر این صورت انتظار داشتن فرزندی صالح و خلفی شایسته انتظاری بی جا و غیرمنطقی است.
کودک همه هستی خود را از پدر و مادر می داند و با تقلید از آنان می کوشد خود را به ایشان نزدیک کرده، از حمایت آنان محروم نماند. یقیناً رفتارهای ناسالم؛ خشونت، بدرفتاری، ضرب و شتم، بی توجهی، بی مهری و... بر روی فرزند اثر خواهد گذاشت و شخصیت انسانی کودک را تحت الشعاع قرارخواهد داد.
لبخند پدر و نوازش مادر، بذر عاطفه در وجود فرزند کاشته و آرام آرام شخصیت او را به ثمر می رساند، ولی تندی و بی مهری، خشونت و بدرفتاری، فرزند را نسبت به پدر و مادر، بدبین کرده تا جایی که فرزند دنبال پیداکردن پشتوانه ای دیگر می گردد، و می کوشد فضایی تازه برای آرمیدن پیدا کند.
انزوا، لج بازی، روآوردن به فعالیت های خاص، توجه بیش از حد به رسانه و تلویزیون، بی حوصله گی، قهر کردن زیاد و... علائم تأمین نشدن انتظار کودک در محیط خانواده است.
خانواده گرم ترین کانون، بهترین دانشگاه و برترین تفریح گاه است و باید بیش از پیش بدان توجه شود.

 

 

 

فضایی سالم و معنوی
خانواده وقتی می تواند محصولی شایسته و تربیت یافته از خود بر جای بگذارد که به محیطی سالم و أمن تبدیل گردد زیرا در این محیط فرزند، علاوه بر آرامش روحی و روانی، نسبت به خوبی ها و معنویت تشویق می شود.
تعامل و همکاری پدر و مادر و اعضاء خانواده در ساخت این فضا تأثیر به سزایی دارد. توجه به الگوهای سالم و تربیت یافته در شکل دهی چنین فضایی، می تواند نقش مهمی داشته باشد، زندگی اهلبیت عصمت و طهارت و خصوصاً خانواده مطهر حضرت علی بن ابیطالب(ع) با شرایط و فضاهای مختلفی که این خانواده شریف در آن قرارگرفته و فرزندان صالح و شایسته ای که در آن پرورش یافته اند- الگوی جامع و کاملی برای خانواده ها محسوب می شود. رفتار صمیمانه امیرالمومنین (ع) و حضرت زهرا (س ) و همکاری، تعاون و گذشت این دو پدر و مادر گرانقدر، نمونه هایی از فضای سالم و معنوی در خانواده است.
در ساخت چنین فضایی لازم است مسایل زیر مورد توجه قرار گیرد:
- توجه به حقوق همدیگر و تکریم و احترام و ایجاد فرهنگ سپاس در میان اعضای خانواده.
- رابطه عاطفی و دوستانه بین اعضاء و خصوصا بین والدین و فرزندان.
- وجود اعتبار اخلاقی و اجتماعی بین والدین و فرزندان و پذیرش گفتار و کردار والدین از سوی فرزندان.
- رعایت اعتدال در برخورد و داوری والدین با فرزندان و...
بسیاری از آسیب هایی که دامان خانواده ها را گرفته و موجبات از هم پاشیدگی آن را به وجود می آورد، برخاسته از نبود فضایی گرم و صمیمی در خانواده هاست.
فرزند اگر در خانواده احساس امنیت نکند و برای گفتار و رفتار والدین خود ارزشی قایل نباشد، نمی توان از او انتظار داشت، خود را متعلق به خانواده بداند و در برابر والدین، خود را مدیون بشمارد، چرا که در احساس او، والدین جایگاه درستی ندارند و گاه تا سرحد انزجار و بدبینی نسبت به خانواده، به قضاوت خواهد پرداخت. از این رو در اسلام تاکید فراوانی بر ایجاد محیط امن و سالم در خانه و خانواده شده و قرآن کریم خانه را به «مسکن» یعنی محل سکونت و آرامش تعبیر نموده، مکانی که اعضاء آن مایه تسکین و آرامش یکدیگر می باشند. تن پوشی زن و شوهر نسبت به یکدیگر و نقش هر کدام نسبت به هم، از دستورات صریح قرآن کریم می باشد. حضرت ابراهیم آن گاه که خانواده اش حضرت هاجر و اسماعیل را در بیابان مکه قرار داد، از خداوند برایشان طلب امنیت کرد، سپس درخواست نمود دل های مردم به سمت ایشان سوق پیدا کند تا آرامش آنان تامین گردد. موارد مذکور حاکی از اهمیت خانواده و امنیت آن می باشد.
تشویق و ترغیب
ایجاد جذبه و کشش در فرزند نسبت به خوبی ها و ارزش ها، موجب علاقه او به انجام آن خواهد شد. صحه گذاشتن بر رفتار نیکوی فرزند، تشویق و ترغیب او نسبت به ادامه و تکرار عمل شایسته و... از جمله مسایلی است که در تقویت روحیه کودکان و نوجوانان نسبت به انجام خوبی ها و ترک زشتی ها، اثر مثبتی دارد و باعث نهادینه شدن علاقه او به ارزش های اخلاقی خواهد شد.
برخی از راه های تشویق عبارتند از: امتیاز دادن، جایزه دادن، دادن وعده ی پاداش، تمجید و تکریم او، معلق کردن انجام برخی کارها برای فرزندان به انجام برخی خوبی ها از سوی ایشان، تعریف از خوبی های فرزندان نزد اقوام و آشنایان، بیان این که فرزند آنان بهترین فرزندها است، تعریف از بچه های خوب و موفق و اشاره به رمز موفقیت آنان، توصیف خوبی ها، وانمود کردن اینکه کاش آنان هم در سن کودکی و نوجوانی جایگاهی مثل او داشتند، اشاره به پیامدهای دنیوی و اخروی خوبی ها، یادآوری خوبی های او در سال های قبلی، نمایاندن اثراتی که پس از انجام خوبی ها نصیب او می شود، و...
هدایت و حمایت فکری
پس از رشد فکری و عقلی کودکان و نوجوانان، آرام آرام از اقتدار خانواده نسبت به ایشان کاسته و در سن نوجوانی به سمت استقلال فکری و عقلی پیش می روند. چرا که پس از ارتباط با مدرسه گروه همسالان و جامعه، درباره بسیاری از مسایل اجتماعی و زیستی آگاه شده و می توانند برای زندگی جاری خود تصمیم بگیرند، از این رو، کمتر زیر چتر اقتدار پدر و مادر، حاضر به پذیرش بدون شرط گفته های آنان خواهند بود.
در چنین شرایطی خانواده، نه می بایست با فشار، تصمیمات خود را بر فرزند بالغ خویش تحمیل نماید و نه این که بی توجه از کنار نیازهای او بگذرد و او را به حال خود رها سازد؛ بلکه بایستی با درایت و هوشیاری او را هدایت و حمایت نماید، به شکلی که فرزند علیرغم مشورت با محیط پیرامون خود و اشراف در تصمیم گیری، در عین حال، خانواده خود را بهترین ماًوی و پشتوانه بداند وخود را همیشه مدیون آن بشمارد. برخوردها و رفتارهای والدین با فرزند خویش در چنین شرایطی از حساسیت بسیار بالاو پیچیدگی خاصی برخوردار است، به خصوص در عصر کنونی که رسانه ها و محیط های بیرونی تاثیرگذار بر افکار و اندیشه کودکان و نوجوانان، به شدت تفکر استقلال طلبی را به آنان تلقین کرده و تلاش می کنند بین نسل حاضر(فرزند) و نسل قبل که پدر و مادر هستند، دیوار بلندی ترسیم نمایند و با باور به این که شکاف نسل ها امری قهری است- و تو باید در فضایی غیر از فضای پدر و مادرت زندگی کنی- ذهن نوجوانان را آشفته می سازند.
برخی تصور می کنند هدایت فرزندان در این عصر و زمانه فقط در صورتی امکان پذیر است که پدران و مادران مثل فرزندان بیندیشند و رفتار کنند و نوع زندگی خود را جوانانه تنظیم نمایند تا جوانان امروزی رغبت همراهی با پدر و مادر خویش را داشته باشند، در صورتی که هرگز چنین توصیه ای نمی شود. بلکه صرفا لازم است پدران و مادران با فضای فکری جوان و نوجوان امروزی آشنایی داشته باشند و نیازهای فکری و زیستی او را با توجه به فضا و شرایط عصر کنونی بسنجند، نه اینکه فرزند خود را با دوران جوانی و نوجوانی خویش مقایسه کنند. می توان برای فهم دقیق تر این مطلب مثالی را طرح نمود، بدین صورت که اگر کسی بخواهد نشانی مکانی را در نقطه ای از شهر به دیگری بدهد، لازم نیست خودش هر روز رفت و آمد به آن مکان داشته باشد بلکه آشنایی به منطقه جغرافیایی مکان مذکور، برای راهنمایی دیگران به سوی آن کافی است. پدران و مادران نیز در راهنمایی و هدایت فرزندان خود، اگر از فضای فکری جوان و نوجوان امروزی آگاه باشند و خواسته و نیاز آنان را بشناسند و با رسانه و ابزار و امکانات زمانه هم آشنایی داشته باشند به سادگی می توانند فرزندان خود را در طی مسیر تربیتی و نیفتادن در مسیر انحراف کمک نمایند. از این رو لازم است پدران و مادران تلاش کنند تا با فضای فکری امروزین آشنا بوده و بکوشند با تفکیک صحیح بین «نیاز» و «خواسته» فرزندان با دقت و توجه خاصی، خواسته های آنان را به سمت نیازهایشان سوق دهند.
رفتار والدین پـایه گذار شخصیت دانش آموز
ابراهیم احمدی
بعضی از والدین هستند که همراه با محبت فرزندان خود در موقعیت های مختلف آزادی می دهند.
والدین با محبت و آزاد گذرانده، فرزندانشان غالباً فعال، اجتماعی و مستقل هستند.
نسبت به دیگران محبت داشته و خصومتی نسبت به خود و اطرافیان نشان نمی دهند. گاهی احتمالاً کمی پرخاشگر و جاه طلب می شوند. (به ویژه در منزل)، ولی در واقع این حالات در نتیجه احساس ایمنی وعدم وجود پاسخ های نامطلوب از سوی والدین است و نشانه عصبانیت و ناکامی دایمی یا درونی نمی باشد. اگر چه این دانش آموزان ظاهراً شلوغ و پرتحرک هستند، ولی جنبه های قوی شخصیت آنها مانند اعتماد به نفس، دوستی، احساس استقلال و تمایل به تسلط بر محیط، نقاط ضعف آنها را پوشش می دهد.
والدین با محبت و محدود کننده، فرزندانشان معمولاً در روابط خود با همسالان،قدرت طلبی ندارند. متکی بودن و خصومت از خصوصیات برجسته این دانش آموزان می باشد. محدودیت در سنین 6 تا 10 سالگی موجب ایجاد حالت اتکایی و رفتار پرخاشگرانه شدید نسبت به مادر می شود.
خوشبختانه اگر محبت والدین به میزان کافی باشد، حالات عصبی و رفتارهای غیرعادی در فرزندان به وجود نمی آید، ولی محدودیت والدین سبب می شود که فرزند دارای اتکا، فرمانبرداری ادب بیشتر باشد و حالت پرخاشگری و تمایل برای رقابت نداشته باشد و به طور کلی، استقلال فردی کمتری از خود نشان دهد.
متأسفانه والدینی هم وجود دارند که فرزندان خود را ازمحبت سیراب نمی کنند و یک رابطه خصمانه با آنها برقرار می سازند. بعضی از این والدین همراه با رابطه خصمانه، محدودیت نیز برای فرزندان خود قائل می شوند و بالعکس بعضی دیگر علاوه بر رابطه خصمانه آنها را آزاد می گذارند.
درمورد اول که هم رابطه خصمانه و هم محدودیت وجود دارد، والدین حالات عصبی شدیدی در فرزندان به وجود می آورند، اجازه بروز این حالات به بیرون را نمی دهند. در نتیجه این حالات عصبی متوجه درون شخص می شود. بیشتر این فرزندان در بزرگسالی تمایلات خود آزاری و خودکشی پیدا می کنند و در روابط اجتماعی، خجول و گوشه گیر بوده و توانایی اعتماد به نفس را در رفتار با دیگران از دست می دهند.
درمورد دوم که رابطه خصمانه، بدون محدودیت وجود دارد فرزندان آزادانه خشم و پرخاشگری خود را بیرون می ریزند و در رابطه خود با اجتماع، خشم و نفرتی که والدین در وجود آنها نهاده اند، خارج می سازند و موجب آزار و اذیت دیگران می شوند. تحقیقات نشان می دهد اکثریت فرزندان بزهکار، از این نوع می باشند.
24 رهنمود جهت افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوان
مربیان، معلمان، والدین و کلیه دست اندرکاران تعلیم و تربیت برای بالا بردن میزان عزت نفس کودکان ونوجوانان باید به نکات و ظرایف زیر توجه کنند:
1-در برخورد با کودکان و نوجوانان ملایم و منطقی باشید.
2-اجازه ابراز وجود را به نوجوان خویش بدهید و به نظرات آنها احترام بگذارید.
3-از مقایسه کردن فرزندان با هم یا با دیگران جدا بپرهیزید.
4-هیچ گاه نظریات خویش را به کودکان و نوجوانان تحمیل نکنید. (تا حد امکان نظریه خود را ساده و عینی- قابل لمس و درک- برای دانش آموز توضیح دهید.)
5-همواره سعی کنید توان مندی های کودکان و نوجوانان را مدنظر قرار دهید، نه ضعف ها و ناتوانایی های آنها را.
6-به دانش آموزان در حد توانایی هایشان مسئولیت بدهید.
7-تجارب موفقیت آمیز کودک و نوجوان را افزایش دهید.
8-فرزند خود را محکم، مستدل و منضبط بارآورید (سعی کنید عصبانیت، شما را از حالت اعتدال خارج نکند.)
9-به دانش آموز در حد نیاز اجازه فعالیت و بازی بدهید.
10-مهارت های اجتماعی کودک و نوجوان کمرو و دارای عزت نفس پایین را تقویت کنید.
11-همیشه در برخورد با نوجوان حالت پذیرندگی، و نه طردکنندگی، داشته باشید.
12-سعی کنید بیش از حد آنها را به خود وابسته نکنید.
13-کودک یا نوجوان خود را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.
14-فرزندتان را هیچ گاه با موضوعات خراقی (دیو، لولو، غول و...) نترسانید.
15-توجه داشتید باشید که محبت به یک دانش آموز موجب بی توجهی به دیگری نشود.
16-تحمل کودک یا نوجوان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.
17-با فرزندان خود مثل یک دوست صمیمی برخورد کنید.
18-توقعات آنها را در حد معقول و درست برآورده سازید.
19-در پرورش استعدادهای بالقوه ی فرزندان جدیت به خرج دهید.
20-هیچ گاه فرزندان را با القاب نامناسب صدا نزنید و از تمسخر آنها جدا بپرهیزید.
21-توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه (میان پدر و مادر) در روحیه یا رفتار کودک یا نوجوان منعکس می شود.
22-محبت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود. خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی که به طور روزمره برای اعطای اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید، جلوه گر می شود.
23- به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی فرزندان اهمیت دهید و نسبت به آن بی تفاوت نباشید.
24-در محبت کردن به فرزندان راه افراط یا تفریط (زیاد یا کم) را در پیش نگیرید، محبت متوسط توام با صمیمیت، اثر فراوانتری دارد.
فرزند سالاری
بدون تردید خانواده و چگونگی روابط میان اعضاء خانواده و طرز ارتباط والدین با فرزندان، در شکل گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت زیادی دارد. روانشناسان معتقدند محیط خانه اولین و با دوام ترین عامل در رشد شخصیت افراد یک خانواده است.[1]خانواده و نفوذ والدین در فرزندان به جنبه‏های ارثی محدود نمی‏شود، بلکه در تمام ابعاد وجودی فرد نقش مؤثری ایفا می‏کند. گرچه گاهی والدین آگاهانه درصدند تا مطالبی را به فرزندان خود بیاموزند، ولی در بسیاری از موقعیت ها، کودکان از رفتار والدین چیزهایی را فرامی‏گیرند که خود آنها متوجه نیستند. آنها، از طریق خانواده و محیط کوچک خانه، با دنیای خارج آشنا می‏شوند، طرز معاشرت و روابط اجتماعی با دیگران را می‏آموزند و راه و رسم زندگی، اخلاق و فلسفه اجتماعی و آداب و رسوم آن را فرامی‏‏گیرند. با توجه به کارکردهای مهم آموزشی و تربیتی خانواده و اهمیت رابطه والد- فرزند، هر یک از مکاتب روانشناسی با توجه به مبانی و اصول خود و برحسب میزان تأکیدی که نسبت به یکی از ابعاد رفتاری، انگیزشی و شناختی انسان دارند، الگو و روش خاصی را در فرزندپروری معرفی می‏کنند. در سه دهه اول قرن میلادی حاضر، روشهای فرزندپروری، با الهام از مکتب رفتارگرایی،[2]درصدد ایجاد عادات «خوب» و خاموش کردن عادات «بد» بود. این دیدگاه عینی، کنترل شده و غیر عاطفی در زمینة تربیت فرزند، به شکل اغراق آمیزی در بیان «جان واتسون»[3]بنیانگذار مکتب رفتارگرایی نمایان است: «برای تربیت کودک شیوة معقولی وجود دارد. با بچه طوری رفتار کنید که گویی بزرگسال کم سن و سال است. با نهایت دقت به او لباس بپوشانید و حمامش کنید، با او به شیوة عینی و با استواری ملاطفت آمیزی رفتار کنید، هرگز او را در آغوش نگیرید و روی زانو خود ننشانید. اگر ناچار شوید فقط در موقع شب‏خوش گفتن، یک بار پیشانی او را ببوسید، صبح هنگام با او دست بدهید. اگر او موفقیت چشمگیری در یک کار دشوار از خود نشان داد، دستی به سر و گوش او بکشید. بد نیست این روش را آزمایش کنید. ظرف یک هفته درخواهید یافت که چه آسان می‏شود با بچه یک رفتار کاملاً جدی و در عین حال ملاطفت آمیز داشت و آنگاه از روش احساساتی خود که قبلاً دنبال می‏کردید به شدت شرمنده خواهید شد.»[4]
اما بعد از1940 شیوه های فرزند پروری در جهت سهل گیری[5] و انعطاف پذیری بیشتر دگرگون شد و متأثر از مکتب روان تحلیل گری[6] بر امنیت عاطفی کودک و پرهیز از زیانهای ناشی از کنترل شدید تکانه های طبیعی تأکید گردید. مطابق نظر دکتر بنیامین اسپاک[7]به والدین توصیه ‏شد که از حس طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه های انعطاف پذیری استفاده نمایند که هم با نیازهای خود آنان و هم با نیازهای کودک سازگاری دارد. اما در حال حاضر والدین احساس می‏کنند که سهل گیری، روش مناسبی برای فرزند پروری و ارتباط صحیح والد ـ فرزندی نیست، لذا نیازمند شیوة جدیدی هستیم که حدفاصل دو روش فوق باشد، یعنی روش «کنترل در حد اعتدال» که هم از افراط گرایی روش اول به دور باشد و هم دچار تفریط روش دوم نشود.
انواع روابط والد ـ فرزند
رابطة اعضاء یک خانواده ممکن است به سه صورت محدودیت مطلق، آزادی مطلق و عدم دخالت افراد خانواده در کار یکدیگر و نهایتاً آزادی مشروط ظاهر شود:
نوع اول: محدودیت مطلق
در چنین خانواده هایی، معمولاً یک نفر بر تمام اعمال و رفتار دیگران حاکم است. این فرد غالباً، پدر (پدرسالاری) و در بعضی موارد، مادر خانواده (مادر سالاری) است و گاهی نیز برادر یا خواهر بزرگتر نسبت به دیگر اعضاء خانواده با چنین روشی رفتار می‏کند، در این خانواده فقط یک نفر تصمیم می‏‏گیرد، هدف تعیین می‏کند، راه نشان می‏دهد، وظیفه افراد را مشخص می‏کند، امور زندگی را ترتیب می‏دهد، همه باید مطابق دلخواه و میل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورش باید بدون چون و چرا از طرف دیگران به معرض اجرا درآید و در کوچکترین عملی که دیگران انجام می‏دهند، دخالت ‏نماید. ارزش کار دیگران توسط وی تعیین می‏شود. آنچه را او خوب بداند، خوب است و آنچه به نظر او بد جلوه کند، بد تلقی می‏شود. او در کارهای خصوصی اعضاء خانواده دخالت می‏کند. کار، تحصیل، وقت گردش، استراحت و خواب افراد را معین می‏سازد. او می‏تواند از دیگران انتقاد کند، ولی آنچه خود او انجام می‏دهد، بدون چون و چرا باید مورد تأیید دیگران واقع شود. او مصالح خانواده و اعضاء آن را تشخیص می‏دهد و دیگران باید نظرش را در این مورد قبول کنند.
پیامدها و عوارض نامطلوب محدودیت مطلق
در این اینگونه خانواده ها شاهد پیامدها و عوارض نامطلوب و ناگواری هستیم که به بعضی از آنها اشاره می‏شود:
1- ترس و وحشت بر اعضای خانواده مستولی است و آنان احساس می‏کنند هیچ شخصیتی ندارند و به عنوان یک عضو قابل احترام با آنها رفتار نمی‏شود. در نتیجه در چنین خانواده ای، فرزندان احساس امنیت نمی‏کنند و وضع آنها همیشه متزلزل است.[8]
2- اعضاء خانواده هدف انجام کارها را نمی‏دانند و جرأت نمی‏کنند دلیل آنها را بپرسند. گرچه از یک نظم و انضباط خوبی در ظاهر برخوردارند، اما این انضباط تحمیلی است و منجر به رنج بیشتر و گاهی افسردگی می‏شود.
3- فرزندان چنین خانواده هایی ظاهراً در حالت تسلیم و اطاعت از پدر یا مادر خویش می‏باشند، ولی در واقع دچار هیجان و اضطراب هستند. چنین افرادی به طور خودکار می‏آموزند که همین روش و حالت را در برابر دیگران داشته باشند و حالت خصومت و دشمنی به خود بگیرند، در نتیجه به بچه های همسن یا کوچکتر از خود آزار می‏رسانند.[9]
4- از آنجا که این افراد در محیط خانواده، افکار و عقاید خاصی را بدون چون و چرا از پدر یا مادر خویش پذیرفته‏اند، افرادی متعصب خواهند بود که تحمل اندیشه های مخالف را نخواهند داشت.
5- چنین افرادی قدرت ایجاد ارتباط مثبت با دیگران را ندارند. به عبارت دیگر در زمینه عاطفی و اجتماعی به طور کافی رشد نکرده‏اند.[10]
6- بدبینی این افراد نسبت به بزرگسالان یکی دیگر از پیامدهای روش تربیتی از نوع محدودیت مطلق است.
7- اغلب افرادی که در این فضا رشد می‏کنند، ضعیف النفس بوده و از قبول مسئ

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نوجوانی

بررسی تاثیر نظام نگهداشت نیروی انسانی بر بهره¬وری سازمانی در شرکت سهامی مخابرات استان هرمزگان

اختصاصی از ژیکو بررسی تاثیر نظام نگهداشت نیروی انسانی بر بهره¬وری سازمانی در شرکت سهامی مخابرات استان هرمزگان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی تاثیر نظام نگهداشت نیروی انسانی بر بهره¬وری سازمانی در شرکت سهامی مخابرات استان هرمزگان است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می¬باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان ستادی شرکت مخابرات استان هرمزگان می باشد که به روش تصادفی طبقه¬ای و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 340 نفر به عنوان نمونه پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نظام نگهداشت سنجقی و همکاران (1390)، اله وردی و همکاران (1391) و مهرابیان و همکاران (1390) و پرسشنامه بهره وری سازمانی اولسانیا و همکاران (2012) بود. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل گویه و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید. داده¬ها با استفاده از آمار توصیفی نظیر فراوانی، میانگین، انحراف معیار، درصد و آمار استنباطی نظیر تحلیل رگرسیون خطی و چندگانه، آزمون فریدمن و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از رگرسیون خطی برای هر سوال نشان داد که 1- احساس عدالت سازمانی تاثیر مثبت و معناداری بر بهره¬وری سازمانی دارد. 2- تأمین نیازهای کارکنان تاثیر مثبت و معناداری بر بهره¬وری سازمانی دارد. 3- تعهد سازمانی تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 4- محتوا و ماهیت شغل تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 5- رضایت وامنیت شغلی تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 6- مشخص بودن اهداف وانتظارات تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 7- فضای همکاری وانسجام گروهی تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 8- حقوق پرداختی ومزایا تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 9- مدیریت و رهبری تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری سازمانی دارد. 10- اما تاثیر همزمان متغیرها در مدل نهایی با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که به جز عدالت سازمانی و فضای همکاری و انسجام گروهی بقیه متغیرها تاثیر معناداری بر بهره وری دارند. در این بین تاثیر حقوق پرداختی و مزایا و مدیریت و رهبری منفی و معنادار بود.


دانلود با لینک مستقیم


بررسی تاثیر نظام نگهداشت نیروی انسانی بر بهره¬وری سازمانی در شرکت سهامی مخابرات استان هرمزگان

دانلود مقاله برداشت از بناهای تاریخی

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله برداشت از بناهای تاریخی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 اندازه برداری
1 توضیح در مورد شیوه اندازه برداری
نخستین قدم در کار برداشت بنای تاریخی به منظور تهیه پلان ها، نماها و مقاطع و… از ساختمان، بعد از شناسایی دقیق بنا اندازه گیری است. مطمئن ترین شیوه اندازه برداری استفاده از روش مثلث بندی است. در این شیوه با تبدیل پلان به تعدادی مثلث متوالی کار اندازه برداری انجام می شود.
الف: روش مثلث بندی در پلان:
با در نظر گرفتن سه نقطه a,b,c در سه گوشه اتاق کار را آغاز می کنیم. فاصله ac,bc را اندازه می گیریم بعدac(a,ac) و bc(b,bc) محل تقاطع دو کمان موقعیت درست نقطه c را به ما می دهد این کار را بطور متوالی برای هر سه نقطه انتخابی از پلان انجام می دهیم تا زمانی که پلان کامل شود.
در برداشت از خانه حکیم باشی کار اندازه برداری را با حیاط و اتاقهای اطراف آن آغاز کردیم سپس زیر زمین و پلان بام و در آخرین مرحله پلان حیاط پشتی و طویله ها و انبار را برداشت نمودیم.
بعد از برداشت پلان نوبت به نماها رسید در نما شیوه اندازه برداری با پلان تا حدی تفاوت داشت برای اندازه گیری نماها 2 نفر از بچه ها به پشت بام می رفتند و متر را می انداختند برای اینکه متر بطور قائم پایین بیفتد و در بین راه پیچ و تاب نخورد به سر متر یک شاقول آویزان می کردیم. بعد از قرائت اندازه ها متوجه مسأله جدیدی شدیم و آن وجود اختلاف ارتفاع در نقاط بظاهر هم سطح در اندازه گیری نما بود. این موضوع را می شد با امکان نشست ساختمان توجیه کرد که با توجه به قدمت ساختمان طبیعی می نمود. اما مطمئن ترین وسیله در این شرایط استفاده از دوربین نقشه برداری بود. البته برای تعیین اختلاف ارتفاع( تراز یابی) می شد از روش قدیمی و در عین حال ساده و مطمئن تری بهره گرفت. این شیوه استفاده از شلنگ تراز بود. با استفاده از شلنگ تراز میزان اختلاف ارتفاع کوچه با حیاط، حیاط با زیر زمین، حیاط با سطح اتاقها، حیاط ورودی با حیاط پشتی و بالاخره اختلاف ارتفاع پشت بام با سطح حیاط را بدست می آوریم که کدگذاری های مذکور در نقشه شماره( ) آمده است.
ب: روش استفاده از شلنگ تراز
ابتدا از یک سر شلنگ آب می ریزیم در این حالت شلنگ را بالا نگه می داریم ریختن آب باید کاملاً پیوسته باشد به طوری که هیچ حبابی داخل آن نشود. سطحی را بعنوان بنچ مارک با کد گذاری ارتفاعی 0.00 مشخص می کنیم.
دو نقطه a,b را در ارتفاع در نظر می گیریم. یک سر شلنگ را به نقطه a برده خط آب داخل شلنگ باید منطبق بر a باشد سر دیگر شلنگ را به نقطه b می بریم ( باید توجه داشته باشیم که هیچ حبابی داخل آب شلنگ نباشد) و آنقدر سر شلنگ را بالا و پایین می آوریم تا خط آب بر نقطه b منطبق باشد . سپس ارتفاع نقاط a و b را از سطح بنچ مارک اندازه می گیریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ج: مقطع و اندازه برداری طاقها
در ترسیم مقاطع به شکل تازه ای برخورد کردیم که در اندازه گیری های قبلی با آن مواجه نشده بودیم و آن قوسهای سقف و ارتفاع بلند آنها بود که امکان مترکشی بصورت عمودی را از ما سلب می کرد.
برای اندازه گیری قوسها از یک چوب پرده بلند به طول 2 متر استفاده می کردیم که به انتهای آن نخی با اندازه ای معلوم می بستیم و به انتهای نخ شاقول آویزان می کردیم. یکی از بچه ها بر روی چهارپایه می ایستاد و تا جایی که امکان داشت انتهای میله را به نوک قوس یا طاق می چسبانید و بعد یکی دیگر اندازه ها را قرائت می کرد. در اندازه گیری قوسها علاوه بر نوک طاق نقاط دیگری را نیز اندازه می گرفتیم. نقاطی که انتهای قوس در آنجا شکل می گیرد و نقاط وسط هر یک از قوسهای طرفین طاق . این نقاط در شکل صفحه بعد بصورت کروکی دستی نمایش داده شده است.
برای ترسیم دقیق طاق بر روی کف اتاق خطی می کشیدیم که پایه های ستون های طاق را بر روی زمین بهم وصل کند بعد موقعیت دقیق نقطه وسط طاق را با استفاده از همان چوب پرده و نخ آویزان به آن بر روی خط فرضی مشخص می کردیم با استفاده از ریسمان از این نقطه بر روی خط فرضی تا نقطه ای که در وسط قوس مشخص کرده بودیم، ریسمان کشی می کردیم در واقع روش مثلث بندی را نیز در اینجا تکرار می کردیم. فاصله و اندازه گیری می شد و بعد کمان های و تقاطع این دو کمان محل دقیق نقطه b را به ما می داد. سایر نقاط طاق را نیز بهمین شیوه مشخص می کردیم .
در ترسیم مقاطع علاوه بر اندازه گیری قوسها و ارتفاعها نیاز به اندازه های دیگری نیز داشتیم و آن ضخامت سقف و جرزهای دیوارها بود. برای این کار با تفاضل اندازه های پلان طبقه اول و پلان بام ضخامت دیوار و با تفاضل ارتفاعهای داخلی و خارجی ضخامت سقف را بدست آوردیم.
2 بررسی مشکلات اندازه برداری و نحوه اصلاح اندازه برداری ها
در کار اندازه گیری هر چند در قدم اول ساده می نمود اما با مشکلات فراوانی روبرو شدیم چون متر کشی ساده جوابگوی کار ما نبود می بایست برای اندازه برداری از روش مطمئن تری استفاده می کردیم. استفاده از روش مثلث بندی در اندازه گیری پلانها و در ترسیم مقاطع برای اندازه برداری طاقها و قوسها راه گشای مشکلات بود. بویژه روش مثلث بندی در اندازه برداری پلان خیلی مهم بود چرا که در بعضی جاها با این تصور که گوشه های پلان قائم هستند خطوط را عمود بر هم ترسیم می کردیم اما بعد از مترکشی اعداد بدست آمده گویای این مطلب نبود.
استفاده از شلنگ تراز برای ترازیابی نسبت به سطح مبنا میزان اختلاف ارتفاع را در نقاط مورد نظر به ما می داد. برای اندازه گیری طاقها و قوسهای سقف چون در برخی موارد ارتفاع خیلی زیاد بود بناچار از یک چوب پرده بلند استفاده کردیم که به یک سر آن یک تکه ریسمان و شاقول آویزان شده بود.
بعد از اینکه کل پلانها، نماها و مقاطع را اندازه گیری نموده و ترسیم کردیم در بعضی موارد با تطبیق اندازه ها در پلان، نما و مقطع با یکدیگر خطاهای احتمالی را برطرف کردیم و در مواردی که اندازه برداری ناقص بود در دفعات بعدی با دقت بیشتر و بطور مجدد اندازه ها را تکرار می کردیم تا احیاناً نقصی یا کمبودی در موارد ارائه شده نباشد.
تعمیراتی که در بعضی از قسمتهای ساختمان بصورت غیر ماهرانه انجام شده و نشست ساختمان در اثر عوامل طبیعی و محیطی جزء مسائلی بود که بصورت مستقیم در نحوه درست اندازه گیری ها مشکل ایجاد می نمود.
بی شک در چنین بنایی که قدمت تاریخی آن به دوران قاجار بر می گردد و در طی این روزگار از گزند عوامل طبیعی و جوی در امان نبوده بسیاری از قسمتهای بنا با آنچه ساخته شده از لحاظ کیفیت و بویژه اندازه های بکار رفته در موقع ساخت تا حدی تفاوت وجود دارد.
بعنوان مثال در بنای خانه حکیم باشی بخشی از بنا در حیاط پشتی بطور کامل مخروب شده است بنحوی که هیچ نوع امکانی برای اندازه برداری آن نداشتیم.
3 بیان اهمیت اندازه گیری در شناخت بنای تاریخی
اندازه گیری مهمترین مسأله در بررسی کمی بنا است و اطلاعات دقیقی در این مورد به ما می‌دهد. معماری گذشته ما به سبب استفاده معماران ایرانی از مدول ها و پیمون های خاص خود شهرت فراوانی دارد در بسیاری از اندازه گیری ها به این تناسبات برخورد می کنیم. تناسباتی که در معماری امروزی بدست فراموشی سپرده شده است.
بسیاری از فنون معماری گذشته از جمله اجرای قوسها و طاقها اجرای دیوارها و.. را از طریق اندازه گیری می توان تا حدودی شناخت.
مسأله مهم دیگری که در بناهای تاریخی بسیار به چشم می خورد توجه به مقیاس ها و تناسبات است مقیاسهای خاص انسانی در معماری گذشته بصورت چشمگیری دیده می شود. گویی برای انسان ارزشی ویژه قائلند که بنایی که برای او ساخته می شود از هر لحاظ برای او مناسب باشد. این تناسبات با توجه به کاربرد بنا متغیر است در مسجد در برابر عظمت گنبدها و مناره ها انسان حقیر می ماند و در خانه ارتفاع کوتاه درهای ورودی حس فروتنی را در انسان تقویت می کند نکته جالب اینجاست که حتی در خانه های بسیار مجلل نیز درهای ورودی دارای این خصلت هستند.
در بسیاری از موارد از طریق اندازه گیری حتی می توان موارد کاربرد و زندگی جاری در بنا را نیز حدس زد و تا حدی بررسی کرد. مثلاً اتاقهای مهمان و تالار و شاه نشین همواره بیشترین مساحت خانه را به خود اختصاص داده اند و این حاکی از اهمیت میهمان و جایگاه خاص او در زندگی گذشته ایرانیان بوده است. به جرات می توان گفت هندسه خاص ایرانیان را هیچ کس جز خود آنها نمی دانسته است و شناخت این هندسه و تناسبات و مقیاسها است که ما را به سوی درک درست از یک بنای تاریخی می برد.

گردآوری اطلاعات
1 معرفی و دسته بندی منابع
شروع کار مطالعاتی بر روی پروژه درس برداشت همزمان با اولین سفر به کاشان آغاز شد قبل از ورود به خانه اطلاعات مختصری از وضعیت و تاریخچه بنا توسط مسئول میراث فرهنگی کاشان در اختیار ما گذاشته شد.
بخش عمده ای از کار مطالعات را می توانستیم در خود کاشان و بواسطه تحقیقات محله ای انجام دهیم. اما متاسفانه نتوانستیم راجع به محله ای که این بنا در آن مستقر است هیچ اطلاعاتی بدست آوریم فکر کردیم شاید به سراغ ساکنان محل و همسایه های حکیم باشی برویم تا آنچه را که راجع به محله و بنا می خواهیم بپرسیم اما با کمال تاسف ساکنان محل نیز به اندازه ما اطلاعات داشتند چرا که اغلب طی یک دهه گذشته در این محل زندگی کرده اند و راجع به گذشته بنا و ساکنان آن در همان حدی که ما اطلاعاتی کسب کرده بودیم آگاهی داشتند. البته قسمت وسیعی از خانه هایی که در این محله و در پشت خانه حکیم باشی واقعند کاملاً مخروب و غیر قابل سکونت می باشند و کسی از ساکنین آنها خبری ندارد.
البته این بی اطلاعی با توجه به وضع موجود اتفاق زیاد عجیبی نیست بی شک در گذر زمان همسایه های حکیم باشی نیز بارها عوض شده اند تا جایی که اکنون فقط آنچه راجع به این بنا می دانند آنست که اینجا خانه حکیم باشی است!
بهرحال هر چند کار مطالعاتی را تا به این حد رساندیم اما هنوز سوالات زیادی برایمان مطرح بود که نتوانستیم جوابی برای آنها بیابیم شاید اگر در تحقیقات محله ای با افراد با تجربه و صاحب نظر برخورد می کردیم بخش عمده ای از سوالات ما پاسخ داده می شد. بعد از این مراحل سایر بخشهای مطالعاتی را بصورت کتابخانه ای انجام دادیم.
مهمترین منابعی که به طور عمده مورد استفاده قرار گرفتند عبارتند از:
1 کتاب آثار تاریخی کاشان و نظنز تالیف حسن نراقی
2 کتاب تاریخ کاشان
3 کتاب تاریخ اجتماعی کاشان
4 کتاب آداب و سنن اجتماعی فین و کاشان تالیف مرتضی اخوان
5 کتاب معماری اسلامی تالیف دکتر محمد کریم پیرنیا
6 کتاب سبک شناسی معماری ایرانی تالیف دکتر محمد کریم پیرنیا تدوین دکتر غلامحسین معماریان
7 کتاب معماری مسکونی ایران ـ گونه شناسی درونگرا تالیف غلامحسین معماریان
8 کتاب اجرای ساختمان با مصالح سنتی تالیف دکتر حسین زمرشیدی
9 کتاب اقلیم و معماری
10 مجله معمار شماره 18 پاییز 81 ـ مقاله ای تحت عنوان معماری خانه خیال: خانه های کاشان
در منابع 1 تا 4 بطور کلی اطلاعاتی اجمالی از وضعیت تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی کاشان کسب کردیم.
در منابع 5 تا 8 راجع به معماری ایرانی و چگونگی شکل گیری آن و اصول و مشخصه های خاص آن بحث شده است که در بخش بررسی عوامل موثر در شکل گیری بنا به طور عمده از این مطالب استفاده کردیم.
کتاب اقلیم و معماری: نقشه ها و جداول این کتاب در معرفی بهتر موقعیت جغرافیایی کاشان در کار مطالعاتی مورد استفاده قرار گرفتند.
2 کاستی های موجود در گردآوری اطلاعات و امکان رفع آن
با توجه به سابقه دیرین و تاریخی شهر کاشان و آثار معماری کم نظیر و ماندگار این دیار انتظار نداشتیم تا این در گردآوری اطلاعات با کاستی برخورد کنیم. هر چند در کتابهای فراوانی راجع به کاشان مطالبی آمده است اما گویی همه آنها به تکرار یک سری مطالب تکراری پرداخته اند اطلاعات راجع به ابنیه قدیمی کاشان بسیار کم است بطور مثال راجع به خانه حکیم باشی بجز چند سطری در کتاب «آثار تاریخی کاشان و نظنز» در مطالعات دیگر چیزی بدست نیامد. راجع به محله های کاشان نیز متاسفانه نتوانستیم اطلاعات مناسبی کسب کنیم چون در این زمینه هیچ اطلاعات مکتوبی پیدا نکردیم و آنچه در کار آمده است حاصل یک سری مشاهدات است که طی چند سفر به کاشان بدست آمده است.
حتی در معتبرترین کتابخانه کاشان (کتابخانه مسجد آقا بزرگ) نیز نتوانستیم کتاب و یا مجله و… جدیدی راجع به کاشان تهیه کنیم.
شاید اگر در میراث فرهنگی شهرهای تاریخی ایران ماند کاشان شناسنامه دقیقی راجع به ابنیه قدیمی توسط کارشناسان خبره تهیه و نگهداری شود هرگز بناهای با ارزشی که در زمره آثار تاریخی اند تا این حد گمنام نخواهند ماند بطور قطع چون بسیاری از اطلاعات راجع به این منابع در جایی نیامده است امکان اینکه تا چندین سال دیگر هیچ اطلاعاتی راجع به این آثار تاریخی نداشته باشیم بسیار است آنوقت شاید از هر خانه جز ویرانه ای متروک که روز به روز ناشناخته تر می ماند چیزی باقی نخواهد ماند.
3 شیوه دسته بندی: طبقه بندی و پردازش اطلاعات
قبل از شروع کار سرفصل های مورد نیاز را برحسب اولویت و اهمیت طبقه بندی کردیم و در هر موضوع به دنبال اطلاعات جامع راجع به آن رفتیم. در بعضی موارد خود سرفصل نیز به چند شاخه تقسیم می شد که هرکدام مطالب جدیدی را مطرح می کرد. اطلاعاتی را که از منابع متعدد استخراج کرده بودیم مهمترین قسمت پردازش بودند چون مطالب از صحت کامل برخوردار بود و کامل و جامع مباحث را مطرح می کرد.
دامنه کار به چند شاخه معلوم تقسیم می شد.
1 اطلاعات اقلیمی، منطقه ای و بومی
2 اطلاعات راجع به اصول نظری معماری ایرانی
3 اطلاعاتی راجع به اصول عملی معماری ایرانی
4 اطلاعاتی راجع به بنای خانه حکیم باشی
مبحث چهارم در هر بنایی بطور جداگانه و اخص مطرح می شود. لذا پردازش به آن از نظر ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
4 اهمیت و تاثیر مطالعه در شناخت و معرفی بنای تاریخی
بی شک موثرترین راه در شناخت درست و معرفی یک بنای تاریخی مطالعه و تحقیق راجع به جوانب مختلف آن است. هر چند در بناهای تاریخی در برخی موارد گویی خود بنا با انسان صحبت می کند و در و دیوار آن شناسنامه ای معتبر از گذشته بناست اما بهر حال در هر بنایی همواره جنبه هایی نادیده وجود دارد که تنها از طریق مطالعه می توان به آنها پی برد.
امروزه معماری گذشته برای ما جلوه ای خاص دارد دلنشین و باشکوه است گویی زندگی همیشه در آن جاریست. مساله ای که در اینجا حائز اهمیت است و جای بسی تامل دارد آنست که معماری گذشته یک معماری کاملاً مردمی بوده است توجه به نیازهای روحی و روانی مردم، سنتها و آداب و رسوم به صورت یک اصل در آن دیده می شود و توجه شگرف معماران گذشته به این مساله باعث شده آثاری بدیع و یکتا بیافرینند.
سنتهای معماری گذشته را هم باید دید و درک کرد و هم از طریق مطالعه مورد بینش و بررسی قرار داد و نباید به بهانه دنیای نو از کنار گذشته ای چنین با عظمت بی تفاوت گذشت.
بسیاری از بناهای تاریخی امروزه در اثر عوامل طبیعی و محیطی بناچار دچار تغییرهایی شده اند که گاه ماهیت بنا را دچار مشکلاتی می کند اینجاست که اگر در معماری گذشته ایران به اندازه کافی مطالعه شده باشد این مساله نمی تواند کلیت بنا را با خطر مواجه سازد.
جنبه های پنهان در معماری ایرانی آنقدر وسیع و دامنه دار است که گاه قسمتهای وسیعی از آن را بصورت مختصر و کوتاه شده مطرح کرده اند بی شک در ورای تمامی این دیوارهای خشتی و گلی و سقفهای گنبدی دنیایی از ایده و هنر نهفته است.
بسیاری از هنرهایی که امروزه در معماری ما کاملاً جدا از کارهای معمارانه است در گذشته پیوند ناگسستنی با معماری داشته اند بسیاری از این هنرها امروزه کاملاً به فراموشی سپرده شده اند و تنها راه شناخت آنها تحقیق و مطالعه در بناهای تاریخی معتبر است.

معرفی بنا
1) توضیح موقعیت شهر کاشان
گذری کوتاه بر اوضاع جغرافیایی و سابقة تاریخی کاشان
شهر کاشان که در منطقه ای واقع در حاشیة کویر قرار دارد، هزاران سال است که محل زندگی اقوام گوناگون بوده و تمدنی کهن را در خود جای داده است. چنان که تپه های موسوم به « سیلک» و آثار مکشوفه از این تپه( واقع در 3 کیلومتری جنوب غرب کاشان) با هفت هزار سال سابقة تاریخی خود گواه این مطلب است. برای شناخت بهتر اوضاع اقلیمی و شهری و همچنین سابقة تاریخی این شهر گفتارمان را به دو بخش جداگانه تقسیم می کنیم:
الف ـ اوضاع جغرافیایی
ب ـ سابقه تاریخی
کاشان که همچون دیگر شهرهای حاشیه کویری، از یک سو پشت به کوهستان و از سوی دیگر روی به دشت کویر دارد با حدود 2100 هکتار وسعت و در 51 درجه و 27 دقیقه طول شرقی و 59 دقیقه عرض شمالی واقع، و ارتفاع آن از سطح دریا حدود 1000 متر است.
قدیمترین تشکیلات زمین شناسی اطراف کاشان را تشکیلات انذریتی دورة ائوسن دوران سوم زمین شناسی تشکیل می دهد که در منطقه وسیعی از کوهستانهای جنوب کاشان سنگهایی که منشاء خروجی آتش فشانی دارند، گسترده شده اند. طبقات آبرفتی در دامنه های دشت کاشان در حدود 150 متر است که به تدریج به طرف منطقه شمالی و کویری ضخامت آن کم می شود، جغرافی دانان، شهر کاشان را زمانی جزو ایالت جبال یا عراق عجم، محسوب می کردند تا این که بر اساس تقسیمات کشوری، قبلاً یکی از شهرهای استان مرکزی و از سال 1355 تاکنون از توابع استان اصفهان محسوب می شود.
این شهر در 220 کیلومتری جنوب پایتخت و در 90 کیلومتری جنوب شرقی قم قراردارد. کاشان که در ناحیه مرکزی ایران قرارگرفته است از طرف شمال به کویر و شهرستان قم، از جنوب به خاک اصفهان، از شرق و شمال شرقی به دشت کویر، از جنوب شرقی به اردستان، از سمت غرب به شهرستانهای دلیجان محلات و گلپایگان متصل است.
زبان مردم این شهرستان، فارسی است ولی در روستاهای حاشیه شهر، زبان دیگری رواج دارد که اصل آن از واژه های فارسی دری یا فرس قدیم است.
مذهب مردم این شهر شیعة اثنی عشری است. چنان که به واسطة ایمان راسخ، زهد و تقوی بی نظیر شیعیان آن از صدر اسلام تاکنون با نام « دارالمومنین» در صدر شهرهای شیعه نشین قرار گرفته و به نیکی از آن یاد شده است.
جهت سلسله جبال در این ناحیه، از شمال غربی به جنوب شرقی است که مهمترین قله های آن قله‌ای واقع در شرق « نیاسر» با ارتفاع 3600 متر و قله‌ای واقع در جنوب « بزرک» با ارتفاع 2500 متر، قلة « هفت کتل» با ارتفاع 3000 متر و قلة« کرکس» با ارتفاع 3800 متر می باشد.
ـ آب و هوای کاشان در قسمت جلگه، گرم و خشک و در نواحی کوهستانی نسبتاً سردسیر است. دلیل اصلی خشکی هوای کاشان مجاورت آن با دشت کویر است.
ـ حداقل مطلق درجه حرارت آن 12 درجه سانتی گراد در دی ماه.
ـ حداکثر مطلق درجه حرارت آن 48 درجه سانتی گراد در تیرماه.
ـ متوسط ریزش باران 25 ساله اخیر 130 میلی متر می باشد.
ـ متوسط تبخیر 10 ساله آخر 2500 میلی متر است.
وزش بادهای کویری که از صبح تا شام جریان دارد، موجب حرارت و خشکی هواست و از شام تا بام که نسیم خنکی از جهت کوهستان جریان پیدا می کند باعث تعدیل هوای منطقه می گردد.
بادهای موسم به باد سرخ، باد شهریاری. باد سام، باد شمال، و باد قبله از بادهای معروف این منطقه است که اکثراً از کویر به سوی کاشان می وزد.
طبق نقشة جغرافیایی سازمان نقشه برداری کشور شهرستان کاشان دارای 4 بخش است.
1ـ آران و بیدگل(7 روستا)
2ـ قمصر( جمعاً 45 روستا تابع بخش نیاسر و قمصر)
3ـ نیاسر
4ـ مرکزی و حومه(32)
طبق اولین سرشماری نفوس، جمعیت کاشان در سال 1311 در حدود 40000 نفر. در سال 1317 490/46 نفر، در سال 1328 قمری جمعیت شهر 50000 نفر و سرشماری 1335 شمسی آمار عمومی 45955 نفر و در سال 1345 به 428/58 نفر و در سال 1355 در یک رشد سریع به 836/84 نفر، و طبق آمار سال 1361 جمعیت شهر251137 نفر بوده است. جمعیت کاشان هم اینک نزدیک به چهارصدهزار نفر می باشد.
آب و استعداد خاک و زمین
منطقة گرمسیر کاشان به واسطة هوای خشک، و خالی از رطوبت، که خاک سفت و سختی دارد، برای کشاورزی و درختکاری چندان مساعد نیست؛ مگر به وسیلة کود و رشوة زیاد دادن به زمین و سیراب نمودن کشتزارها با آبهای جاری.
اما برعکس، برای ساختن بنا و عمارت فوق العاده مناسب و بلکه به همان علل مذکور، موجب دوام و بقای ساختمان و عمارات می باشد؛ چنانکه در مناطق گرمسیر و جلگه مسطح کاشان پوشش سقفهای معمولی عموماً با خشت خام انجام گرفته و غالب سقفها را هم یک لا تیغه پوش می کنند؛ و به اصطلاح محلی « سقف ضربی و تیغه پوش» می گویند. این گونه بنا، که بامهای برجسته و گنبدی شکل آنها گل اندود شد، سالهای متمادی استوار و پابرجا می ماند، و شاید چندین نسل یک دودمان زندگی خود را در آنجا به سر می برند. و در نتیجه می توان گفت که استحکام ابنیة کاشان که با خشت خام و گل ساده ساخته شده در برابر مرور زمان و رطوبت و سایر عوارض جوی کمتر از بناهای آجری نواحی دیگر نیست، و هرگاه سوانح طبیعی مانند زلزله و زمین لرزه های سخت و بنیان کن و یا سیلابها و خرابیهای عمدی سبب ویرانی آنها نگردد، ابنیة آنجا روزگاری بس طولانی باقی و پابرجا می ماند.
نکته شایان توجه دیگر اینکه نقشة ابنیه و ساختمانهای کاشان به طور کلی در امتداد جهات اصلی شرق و غرب و شمال و جنوب طرح و احداث نشده، بدین معنی که اضلاع چهارگانة بنا و صحن و سراها به موازات جهات اصلی نیست، بلکه زوایای ساختمانی در جهات چهارگانه اصلی قرار گرفته است. از این جهت در اغلب مساجد مشاهده می شود که محراب و قبله را در زاویة مسجد ساخته اند. نکتة دیگر آنکه از خصوصیات زیان بخش خاک و هوای خشک آنجا تولید موریانه های موذی فراوانی است که به محض رسیدن به کتاب و کاغذ آن را به کلی ضایع کرده از بین می برند و همچنین دشمن سرسخت اشیا و ادوات ساخته شده از چوب بوده و حتی گاهی درختهای سبز را هم از پا در می آورند. از این رو، در ساختمانهای حدود شهر و نواحی گرمسیر از قدیم الایام به کار بردن چوب و تیر و الوار معمول نبوده و نیست، همچنان که در و پنجره های چوبی هم در آنجا چندان دوام و بقایی ندارد.
دربارة ابنیه تاریخی کاشان
سرزمین کاشان، و یا یکی از نخستین مراکز سکنای بشر در فلات ایران، به دوران تاریخ کهنسال خود، پستی و بلندیهای فراوان پیموده، تاریخ و تمدن درخشان، مراحل مختلف و متفاوتی را در حیات اجتماعی خود پشت سر نهاده است و در هر یک از دوران ترقی و پیشرفت نیز آثار تاریخی باشکوه و مجللی، مخصوصاً ابنیة عالی و مفصلی را که مهمترین مظهر رشد و تکامل ملل مترقی جهان می باشد دربر داشته است. بدین جهت همواره موجب تحسین و اعجاب نویسندگان و گویندگان ایرانی و غیر ایرانی قرون گذشته واقع گشته. تا جایی که آن را عروس شهرهای ایران و بلکه همه جهان خوانده اند. مخصوصاً در دوره های تاریخی سلاجقه بزرگ و زمان صفویه که ترقیات شگفت انگیز آن در میان سایر شهرهای ایران بی نظیر بوده است. و بنا بر گفته های مورخان معتبری مانند مؤلف حدود العالم و رواندی در راحة الصدور و غیره، کاشان در عهد سلجوقیان مهد علم و ادب و منشاء فضلا و گویندگان بزرگ فارسی و تازی بوده، به طوری که مدارس و محافل علمی و کتابخانه های آن داشته، همچنین نخستین شهر صنعتی و کانون هنر ایران به شمار می رفته است.
بار دیگر که کاشان در کلیه شئون فرهنگی، مدنی صنعتی و هنری به اوج ترقی و نهایت آبادانی نایل می گردد، در عصر صفویه و مخصوصاً به دوران شاه عباس اول بوده که او علاقه و توجه خاص بدان دیار ابراز می نمود. زیرا که بعد از اصفهان پایتخت خود، به کاشان بیش از شهرهای دیگر آمد و رفت، با توقفهای ممتد و طولانی نموده و نیز اهتمام بی نظیری که برای آبادانی و احداث ابنیه و عمارات عالیه در آنجا نشان داده، در جای دیگر دیده نشده مانند ابنیة دولتخانة خیابان چهارباغ کاشان از کاخ و باغ همایونی و مهمانسرای عالی شاه عباس و عمارات مخصوص برای سفرا و ایلچیان و بازار قیصریه و سد قهرود و بنای باغشاه جدید فین و غیره.
بدون شک کاشان از نظر وجود آثار معماری یکی از غنی ترین شهرهای ایران بوده و بسیاری از بناهای تاریخی آن را می توان در ردیف بهترین شاهکارهای ایران به شمار آورد. علل اصلی این موضوع را می توان در چند قسمت خلاصه کرده مورد مطالعه قرار داد.
الف) موقعیت تاریخی و توجهی که سلاطین دوره های مختلف به آبادانی و ایجاد بناهای مختلف در شهر کاشان داشته اند و به همین دلیل است که مثلاً چون در دوره سلطنت قاجاریه توجه بیشتری به کاشان شده است، بهترین آثار این دوره را در کاشان می یابیم.
ب) موقعیت جغرافیایی و آب و هوای خشک و گرم کاشان نیز یکی از علل به وجود آورندة ساختمانهای جالب و سبک معماری به خصوص این شهر می باشد.
ج) وجود معماران با تجربه و با ذوق در کاشان را، و خصوصاً ایمانی که این هنرمندان به کار خود داشته اند نیز می توان یکی از جهات پیشرفت معماری این شهر دانست؛ خصوصاً که ثروتمندان نیکوکاری نیز بوده اند که به کارهای ساختمانی علاقمند بوده و این هنرمندان را تشویق می کرده اند.
ایران شناسان معاصر دکتر لکهارت انگلیسی در کتاب جدید شهرهای ایران گوید:
« هرچند که اصفهان پایتخت سلاطین صفویه بود ولی برخی از پادشاهان این سلسله غالب اوقات در کاشان اقامت می نمودند.»
بدیهی است که یکی از علل اصلی حسن شهرت و اظهار شگفتی و آفرین جهانگردان دربارة آن وجود اماکن خیریة عمومی و بناهای مهم و جالب آنجا بوده است؛ از قبیل مدارس، مساجد و جوامع، دارالشفا و کتابخانه ها، خانقاه و تکایا، دارالسیاده و پرورشگاه ایتام، ساختمانهای باشکوه بقاع امامزادگان و مقبره بزرگان، حمام و سقاخانه ها، برکه و آب انبارهای عمومی، کاروانسرا و رباطهای قدیمی و غیره که کلیه آنها وقف و به رایگان در دسترس همگان بوده است.
ولیکن نظر به وضع ارتباطی و موقع جغرافیایی شهر، که در شاهراه مرکز و جنوب ایران واقع گشته است. پیوسته معبر سپاهیان و بلکه مورد دست اندازیهای متجاوزین اعم از اشغالگران بیگانه و یا دستخوش تاخت و تازهای سرکشان داخلی قرار گرفته، و گاهی نیز این گونه تهاجمات چنان سخت و وحشیانه به عمل آمده که گذشته از قتل و غارت و ویران کردن خانه های اهالی و انهدام ابنیة عمومی، حتی مزار و مقابر امامزادگان و بزرگان را هم بر هم ریخت، زیر و رو می کردند؛ مخصوصاً از آن جهت که چون در کاشان ابنیة عالی و بقع مذهبی عموماً تعلق به شیعه اثنی عشری داشته است، مهاجمین ترک و تاتار و افغان و ترکمن با کینه و نفرت شدیدی بدانها نگریسته و جملگی را منهدم می ساختند؛ مانند خرابیهای محمدخان ترکمن در استیلای ده ساله بر کاشان در عهد سلطان محمد خدابنده که اکثر بناهای مهم شهر را از بیخ و بن ویران نمود.
در دوره های بعد نیز بر اثر این گونه پیشامدهای طبیعی یا اجتماعی و بخصوص زلزله های بنیان کن سالهای 982 و 1192 ه . ق. اکثر عمارتهای مهم شهر منهدم و توده های وسیع اهالی را نیز نابود ساخت. بدین گونه، اکثر ابنیة مهم تاریخی، با آن همه آثار ذوق و هنرهای ملی و نمایش حسن عقیده و بلند همتی گذشتگانش نیست و نابود گردید. تا آنکه در اوایل عهد قاجاریه بر اثر جنبش بزرگ و اقداماتی که برای تجدید عمران و آبادانی آن سرزمین به عمل آمد. به نوعی سودمند و ثمربخش واقع شد که در حقیقت می توان آن را سومین مرحلة تاریخی سیر به سوی ترقی و تجدید رونق و آبادی کاشان نام نهاد؛ زیرا علاوه بر تعمیر و مرمت ویرانیهای زلزله مدهش 1192 ه. ق. که از همه سوانح گذشته وخیمتر و مخربتر بود طولی نکشید که در اواسط قرن سیزدهم هجری آن شهر ویران دوباره معمور و آباد گشت. حتی بناهای متعدد عالی و باشکوهی در آن ایام برپا گردید که از حیث طرحهای ممتاز و نقشه و هنرنمایی های معماری و رعایت اصول و دقایق فنی شاهکارهای کم نظیری به وجود آمد، مانند مدرسة شاه، گنبد و بارگاه مسجد و مدرسة آقا بزرگ، سرای سر پوشیدة امین الدوله در بازار و از ابنیة شخصی هم مانند خانه معروف به میرزا محمد علی داماد در کوی سرسنگ که تاریخ بنای تالار قدیمی و گچبری آن سال 1194 ه .ق. یعنی دو سال پس از خرابیهای زلزله مذکور بوده، و در جنب آن نیز خانه قدیمی دیگری معروف به مقصود بیکی اطاق بزرگی است که دارای مزایای معماری و هنری با تاریخ 1011 ه.ق. می باشد؛ و یا نظیر خانه بروجردی در کوی سلطان امیر احمد که هر یک در نوع خود مجموعه ای است از هنرهای زیبای گوناگون و فنون شیوای معماری که از همه جهات متناسب با مقتضیات محلی می باشد.
خرابی زلزله های چهارصد سال اخیر
یکی دیگر از عوامل انهدام و ویران ساختن ابنیة قدیمی زلزله های سخت و بنیان کنی بوده که از اواخر قرن دهم هجری به بعد سه بار در کاشان روی داده است. به طوری که هر یک از آنها علاوه بر هزاران نفر تلفات جانی که همراه داشته ضایعات مهم و زیانهای فراوانی هم به اماکن و بناهای تاریخی وارد نموده و برخی را به کلی نابود ساخته است.
نخستین زمین لرزه سخت و شدید سال 972 ه.ق. که چون قریه فین کانون زلزله بود، ساختمانهای آن ناحیه و مجاور آن را به طور کلی ویران نموده و به گفتة «تاریخ روضه الصفا» بیش از سه هزار منزل و مأوای مردم را منهدم و همچنین بالغ بر 1200 تن از نفوس اهالی را هم تلف نموده است.
دومین زلزله بسیار شدید و بنیان کن کاشان در سال 1192 ه.ق. روی داده و بر اثر آن تمام ابنیة مهم و ساختمانهای بزرگ شهر فرو ریخته و کسانی هم که نیمه جانی از آن معرکه هولناک به در بردند به واسطة نداشتن محل سکونت به خارج شهر متواری گشتند.
بار دیگر در سال 1260 ه.ق. زلزله مخربی اتفاق افتاد که کانون اصلی آن کوهستانهای بخش قمصر بوده و بیش از 1500 تن از دهقانان را به کام مرگ کشانیده و بسیاری از ابنیه و ساختمانهای بزرگ و کوچک را هم منهدم ساخت.
وجه تسمیه کاشان
به عقیده زبان شناسان، کاشان به خانه های تابستانی گفته می شود که از چوب و نی ساخته شده باشد. در باب وجه تسمیه و نام کاشان چون عقاید و نظریه های گوناگونی اظهار شده که هیچ یک را بطور قطع و مسلم نمی توان پذیرفت بدین جهت وجه مشهورتر آنها در صفحات 14 تا 19 تاریخ اجتماعی کاشان ذکر شده است.
1ـ کی آشیان: این توجیهی است که بعضی ها کرده و می گویند از آنجایی که نخستین ساختمانها و آبادانی ها در سرچشمه فین به امر پادشاهان زمان انجام گرفته بدین مناسبت آنجا را ( کی آشیان) یعنی خانه و جایگاه پادشاهان گفته اند.
2- کاشانه: در قدیم این لغت معبد و جایگاه جشن و دل آرایی بوده و بعضی جاها بتخانه را تشکیل می داده است.
3ـ کاه فشان: در تعبیر این کلمه بعضی از نویسندگان دورة اسلامی می گویند چون بنای شهر کاشان به امر زبیده خاتون همسر هارون الرشید خلیفة عباسی انجام گرفته و در آغاز احداث شهر برای تعیین نقشه حصار و دیوار شهر جای آن را کاه فشانی کرده اند، از آن جهت این نام را برگزیده اند که تدریجاً به کاشان مبدل گردید.
4ـ چهل حصاران: این نام بدان جهت گذارده شد که هر محلة این شهر دارای حصاری جداگانه بود و چون تعداد این حصارها به چهل فقره می رسید چهل حصاران نامیده شد.
5: قاسان
6ـ کاس رود
7ـ کاشان: از تپه های سیلک گرفته شده که کاشی و کاسی مأخوذ از نام قبایل کاسویا( کاشو) بوده، مقارن حکومت حمورابی در بین النهرین، که بعدها به کاسیان و کاشیان و بالاخره به کاشان مبدل شده است.
2 بررسی محله در نسبت با شهر کاشان و موقعیت و وضعیت بنا در محله
بنای خانه حکیم باشی در کوی مسجد آقا بزرگ، در محله ای که معروف به محله ملاست واقع شده است علت نامگذاری این محله بدین نام ظاهراً به وجود حمامی به همین نام در این محله باز می گردد. از لحاظ موقعیت مکانی این محله در شمال شرقی شهر کاشان قرار دارد. این منقطه کاملاً مسکونی است و بنای خانه حکیم باشی نیز ظاهراً در 10 سال گذشته مسکونی بوده است. در این محله و در پشت خانه حکیم باشی خانه های قدیمی بسیاری دیده می شود که کاملاً مخروب شده اند و حتی راه ارتباطی آنها به کوچه و خیابانهای اطراف کاملاً بسته شده است و تنها راه ارتباطی آنها با بیرون از طریق پشت بام می باشد.
موقعیت بنا در محله را با ترسیم یک کروکی دستی در صفحه بعد مشخص کرده ایم.
ذکر این مسأله در اینجا حائز اهمیت است که راجع به این محله قدمت و اهمیت و وضعیت گذشته آن نتوانستیم هیچ اطلاعاتی بدست آوریم.
3 شرح وضع موجود بنا
این بنا شامل دو باب خانه و یک قطعه زمین مجاور آن که به نارنجستان موسوم بوده، می شود. قدمت بنا به دوران قاجار بر می گردد و در بعضی از جاهای این بنا بقایایی از زلزله ای که در دوران قاجار رخ داده است دیده می شود. به نظر می رسد که این دو خانه بتدریج شکل گرفته و قدمت دو ساختمان از لحاظ عمر یکی نیست. این دو خانه مثل همه خانه های قدیمی از دو بخش اندرونی و بیرونی شکل گرفته است و از نظر قدمت حیاط اندرونی قدیمی تر بنظر می آید هم به لحاظ سبک و سیاق خاص معماری که آثاری از معماری دوره زند که در اوایل دوره قاجار نیز وجود داشته در آن دیده می شود و هم بدلیل آنکه آثار خرابی های زلزله در اوایل دوره قاجار در آن دیده می شود.
از نظر مالکیت این خانه متعلق به میرزا ابوالفضل خان حکیم باشی طبیب مخصوص ناصرالدین شاه قاجار و از اطبای حاذق و معروف زمان خود بوده است.
بنایی که توسط گروه ما برداشت می شد شامل حیاط بیرونی بود این بخش از خانه در دوره بعد از زلزله شکل گرفته است. خانه ای به سبک حیاط مرکزی به سبک همه خانه های قدیمی مناطق گرمسیری، زیر زمینهایی موسوم به سرداب که حدوداً 3 الی 4 متر از کف حیاط پایین تر واقع شده اند و اتاقهای سه دری و تالار که تالار به واسطة تزئینات خاص و نقاشی های سقف طاق مانند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نقاشی های این تالار به قلم عبدالوهاب غفاری یکی دیگر از هنرمندان خاندان غفاری است. وی در ابتدا از شاگردان حکیم باشی بود و سپس برای تحصیل طب به فرانسه رفت بعد از برگشت از فرانسه وی مراتب ارادت خود را به حکیم باشی با نقاشی و نگاره پردازی تالار خانه استاد نشان داد. از جمله نقاشی های معروف این تالار عبارتند از: لیلی و مجنون ـ شیخ صنعان ـ حضرت ابراهیم و… و در یکی از نقاشی ها تصویر حکیم باشی در حین عیادت از یک بیمار نشان داده شده است.
ورودی این دو خانه از کوچه بصورت دو درب در کنار هم دیده می شوند یک درب چوبی که ورودی به حیاط اندرونی بوده است و امروزه کاملاً مسدود شده و تنها راه ورود به حیاط اندرونی از حیاط بیرونی است و درب دیگر یک در آهنی است که هویتی از قدمت خانه نبرده است. در کنار درب آهنی دو سکو یا پاخور دیده می شود این در به یک هشتی باز می شود. هشتی علاوه بر ایجاد فضای مکث، کوچه را به حیاط بیرونی متصل می کند. هشتی با ایجاد یک فضای مکث مانع از دید مستقیم افراد تازه وارد به حریم خانه می شود. هرگز از هشتی بطور مستقیم به حیاط بیرونی دید نداریم بلکه در اکثر موارد باید با گذشت از یک دالان و یا یک هشتی کوچکتر و یا چند پله به حیاط بیرونی رسید. در هشتی، روبروی درب ورودی کوچه یک اتاق کوچک دیده می شود که به احتمال زیاد اطاق مستخدم خانه و یا کسی بوده که جوابگوی ارباب رجوعهایی بوده که روزها به این خانه رفت و آمد داشتند. بعد از هشتی با گذشت از چند پله به حیاط می رسیم. در حیاط یک حوض بزرگ وجود دارد که در اطراف آن باغچه هایی با انواع درختهای انار و انجیر و… به چشم می خورد. حیاط از جبهه شمال غربی با یک در به حیاط اندرونی وصل می شود و از جبهه‌های دیگر توسط اتاقها و تالار محصور شده است.
در جبهه جنوب شرقی و شمال شرقی زیر زمین یا سرداب دیده می شود که ضلع جنوب شرقی به احتمال زیاد بدلیل وجود سرداب تالار مانند بخش تابستان نشین خانه بوده است. زیر زمینهای ضلع شمال شرقی بیشتر حالت انباری دارند و بصورت اتاقهای کوچک می باشند. لازم به ذکر است که در کاشان خانه ها را به موازات جهات اصلی نمی ساختند و اکثراً بصورت شمال شرقی به جنوب غربی بنا می کردند.
تالار نقاشی در ضلع جنوب غربی قرار دارد این تالار راهی به حیاط پشتی که به موازات ضلع جنوب غربی بناست دارد در حیاط پشتی اثری از حوض دیده نمی شود فقط باغچه های بزرگ با درختان انجیر و توت و انار به چشم می خورد. در ضلع شمال غربی این حیاط طویله و انبار علوفه قرار دارد و یک دالان در کنار انبار به چشم می خورد این دالان در قسمتی کاملاً مسدود شده است و ما نتوانستیم بفهمیم که انتهای آن به کجا ختم می شود در ابتدای دالان دو راه فرعی از آن جدا می شود. یک راه به طویله و راه دیگر به پله هایی که به پشت بام می روند ختم می شود. وجود طویله این امکان را مطرح می سازد که این دالان به کوچه و یا گذری ختم می شده است و به احتمال قریب به یقین حیوانات را از همین راه می آورده اند. در منتهی الیه جنوب شرقی حیاط آثاری از یک خرابه دیده می شود که هیچ مدرکی دال بر نحوه استفاده از آن و شکل بنا در این قسمت وجود نداشت.
آنچه از حیاط بیرونی ناگفته ماند مطبخ و یا به اصطلاح امروزی آشپزخانه است. مطبخ در ضلع جنوب غربی واقع شده است دارای سقف کروی است و نورگیری و تهویه هوا از راه سقف انجام می شود. معمولاً تیزه طاق گنبدی قفل نمی شود و سوراخی متناسب باز گذارده شده که بر روی آن حجم کوچک هواکش بصورت چهار پره ای بنایی شده که کشش باد را از هر سو بداخل فضا ممکن می سازد. یک مسأله مهم دیگر راجع به این بنا این است که خانه‌های کاشان بطور عمده بدلیل امکان دسترسی به آب پایین تراز سطح کوچه یا گذر بنا می شده اند بطور مثال در خانه حکیم باشی حیاط بیرونی به اندازه 273 سانتی متر با سطح کوچه اختلاف ارتفاع دارد.
و اما راجع به مصالحی که در این بنا به چشم می خورند این بنا بطور عمده از خشت و گل ساخته شده است که با توجه به اقلیم و شرایط خاص استفاده از مصالح در آن دوره بهترین نوع مصالح بوده اند بخصوص که آب و هوای کاشان و وجود حشراتی چون موریانه امکان استفاده از چوب را در دیوارها و سقف بطور کلی رد می کند.

بررسی عوامل موثر در شکل گیری بنا
1 آداب و شیوه تفکر و زندگی
هنر معماری ایرانی تاریخی کهن داشته که در هر زمان دستهای توانا و با ذوق مردمی هنردوست پدیده های شگرف بوجود آورده که در مواردی اصول آن ریشه هنر معماری جهان شده است.
خانه های عهد قاجار در کاشان باشکوه و بسیار زیبایند برخی بزرگتر و برخی کوچکتر ولی الگوهای نقشة یکسان دارند گرچه بدلیل تفاوتهای بارز در تزئینات و اندازه ها متفاوتند اما آنچه بیش از هر چیز آنها را به هم شبیه می کند احساسی است که بیننده به محض ورود به هر یک از این هشتی های بزرگ و کوچک تجربه می کند.
معماری گذشته ایرانی پیوندی ناگسستنی با زندگی مردم داشته است به واقع معماری آنقدر در بطن زندگی مردم جاری بوده که بصورت جزئی از زندگی آنها در آمده است.
تمام آداب و سنتهای جاری در زندگی مردم بصورت مستقیم در طراحی و ساخت سکونتگاه و منازلشان دخالت داشته است. زندگی مردم در گذشته بیشتر بر مبنای زندگی دسته جمعی بوده است خانواده ها اکثراً پر جمعیت بودند. پدر و مادر و فرزندان، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عروس و داماد و نوه و… و گاهی چندین نسل از یک دودمان در یک منزل اقامت می کردند.
ارزش و قدر میهمان در میان ایرانیان به حدی بوده است که بهترین جای خانه، تالار و شاه نشین را برای پذیرایی از میهمان مهیا می کرده اند. و خود این مسأله در نوع معماری این مکان بسیار موثر بوده است.
هر خانه ای حریم و مامن خاصی برای خود داشته است هرگز هیچ نامحرمی در بدو ورود به خانه چهره اصلی منزل را نمی دید شاید بهمین دلیل است که معماری خانه های ایرانی را درونگرا نامیده اند و بیرون از خانه هیچ خبری نیست همه خانه ها یکسانند همة دیوارها بلند و گلی. فقط از داخل خانه است که تفاوت ها آشکار می شود و جلوه های خاص معماری ظاهر می شوند.
نکته بسیار مهم در اینجا اینست که گرایش ایرانیان به دین مبین اسلام و عقاید مذهبی و تعصبات قومی در اقوام ایرانی در تغییر شکل بناهای مسکونی از حالتهای باز و در هم بسوی بناهایی با ماهیت اندرونی و بیرونی بسیار موثر بوده است.
2 نقش الگوهای رفتاری و اجتماعی
یک سری از الگوهای رفتاری و اجتماعی در دوره هایی در میان ایرانیان رایج بوده است که این الگوهای رفتاری و اجتماعی اصول معماری ایرانی را پایه گذاری کرده است. این الگوها عبارتند از:
1) مردم واری
مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است. معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هر جای دیگر، چنانکه آرایش معماری نیز همواره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معماری را پی ریخته است.
مردم واری در اندام( فضا) های ساختمان و اجزاء آن چنین نمایان می شود که برای نمونه اتاق سه دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می رود، به اندازه ای است که نیاز یک خانواده را برآورده کند. اجزایی چون در و پنجره، تاقچه و نیز پستویی که برای انبار رختخواب بکار می رفته نیز اندازه هایی مناسب داشتند.
معمار ایرانی افراز( بلندا) درگاه را با اندازه بالای مردم می گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرای آورد.
پهنای اتاق خواب به اندازة یک بستر بوده و افراز تاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد.
اگر خوابگاه ایرانی اندازه ای خرد و در خور گسترش یک یا دو بستر داشته، در برابرش تالار و سفره خانه با شکوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه خرد بوده، از آن خداوند خانه بوده و شایسته نبوده بیگانه ای به آن راه یابد، اما تالار، باید که شایسته پذیرای مهمان گرامی باشد.
پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده« مؤمنان، آنانکه از بیهودگی روی گردانند.»
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری( نقاشی) و سنگتراشی، پیرایه( آذین) بشمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران، «آمود» و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر باشد در زیر پوشش آسمانه، پناهی در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پر و پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و « باندام» و مردم وار کرد.
معماری ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند، برای افزایش پایداری از اره دیوار، آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود. تا بلندی یک گز اندود می کردند که رویه ای سخت بدست می آمد. بگونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. از اره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.
نیارش
واژة « نیارش» در معماری گذشته ایران بسیار بکار می رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه( مصالح) شناسی گفته می شده است. معماری گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند. آنها به تجربه، به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایة نیارش بدست آمده بود « پیمون»، اندازه های خرد و یکسانی بود که در هر جا درخور نیازی که بدان بود بکار گرفته می شد. پیروی از پیمون هر گونه نگرانی معمار را دربارة نا استواری یا نا زیبایی ساختمان از میان می برده، چنانکه یک گلکار نه چندان چیره دست در روستایی دورافتاده می توانست با بکار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت. معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن در اندازه ها و اندام ها، ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله برداشت از بناهای تاریخی

دانلودمقاله بررسی علل دروغ گویی و راه های مقابله با آن در کودکان ابتدایی

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله بررسی علل دروغ گویی و راه های مقابله با آن در کودکان ابتدایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
بسیارند والدینی که دروغ گویی کودکشان اظهار گلایه می کنند و به رغم تلاش برای از بین بردن این عادت زشت در کودکشان نا کام می مانند .
آنها سعی می کنند تمام نیازهای کودک را بر طرف کنند و او را از همنشینی با کودکان ناصالح دور نگاه دارند . با این حال ، او باز هم دروغ می گوید و دروغ گویی کودک زمینه بی اعتمادی والدین را فراهم می کند . دانستن این نکته حائز اهمیت است که دروغ گویی از امری کوچک و ساده آغاز می شود و اگر با آن برخورد مناسب صورت می گیرد به تدریج به مرضی خطرناک تبدیل می شود دروغ گویی به طور ذاتی در درون هیچ کودکی نیست و این در واقع محیط ناسالم است که باعث به وجود آمدن این رفتار زشت می گردد البته باید بدانیم که نباید به اجبار از کودک بخواهیم راست بگوید ، بلکه باید شرایط مناسب برای دروغ گفتن را فراهم کنیم به منظور پیشگیری از عوارض سوء دروغگویی در ابتدا شما را با علل دروغ گویی در کودکان آشنا می سازیم و سپس به طرح راه کارهایی برای اصلاح آن می پردازیم نکته مهم این است که شما دریابید به چه علت فرزندتان دروغ می گوید و سپس برای از بین بردن علت آن تلاش کنید .

 

چکیده
دروغ گویی عادتی ناپسند است که از دوران کودکی آغاز می شود و دارای انواع مختلف از جمله : تخیلی ، اکتشافی ، شاخدار و واقعی است . مقطع سنی کودک ، قرار گرفتن او در گروه جوشی ، اجازه نداشتن در بیان حقیقت ، خود نمایی کودک ترس و اجبار در اجرای دستورهای پدر و مادر ، بر نیامدن از عهده مسئولیت های سنگین ، الگو برداری از دروغ گویی پدر و مادر ، شنیدن دروغ مصلحتی از بزرگسالان و ... در بروز دروغ گویی در کودکان موثر است. خوش قولی والدین ، آماده بودن برای شنیدن حقایق تلخ و شیرین از زبان کودک ، استفاده نکردن از تنبیه ، تحقیر نکردن کودک ، ارائه الگویی مناسب از خود در ذهن کودک و عمل به آنچه از او می خواهیم می تواند در پیشگیری و اصلاح دروغگویی فرزندان موثر باشد .

 

 

 

 

 


مسئله
چه چیز دروغ است و چه چیز دروغ نیست ؟
پیش از شناختن علل دروغ گویی و راه های اصلاح آن بهتر است ابتدا دروغ واقعی رااز دروغ غیر واقعی تشخیص دهیم ، یعنی به درستی دریابیم که چه چیز واقعاً دروغ است و چه چیز دروغ نیست .
انواع دروغ عبارتند از :
1- دروغ تخیلی : گاهی حرف های کودک زاییده خیالش است . یعنی کودک چیزی را که می بیند و چیزی را که تصور می کند یکی می پندارد .
4 سالگی سن مخالف با شماست کودک در این سن مخالفت می کند ، لگد می زند ، اشیاء را پرت می کند و ... او مشغول خیال پردازی می شود و نمی تواند واقعیت را از خیالات خود جدا کند و همین موضوع سبب می شود که کودک خیالات خود را واقعیت بپندارد و چیزهایی را برای شما کند . ممکن است تصور کنید که کودک شما دروغگو شده است ولی چنین نیست . او دروغگو یا دیوانه نشده بلکه به یکی از مراحل رشد خود رسیده است که نمی تواند بین خیالات و واقعیات فرق بگذارد .
قدرت تخیل کودک در سن 6 تا 8 سالگی به حدی قوی است که گاهی موجب می شود کودک آنچه را که تصور کرده ، حقیقت بپندارد ، او در این سنین ممکن است برای شما از چیزها و کارهای غریبی حرف بزند و ادعا کند که خودش آنها را به چشم دیده یا انجام داده است . در حالی که آنها فقط در خیالش بوده اند برای مثال به شما می گوید در خیابان سگی را دیده که به اندازه یک شیر بوده است گاهی کودک از آرزوهایش طوری حرف می زند که گویی واقعیت دارند ، یعنی کودک آنچه را که در دنیای واقعی ندارد یا کاری را که نمی تواند انجام دهد در خیال برای خود فراهم می سازد .
هم چنین گاهی کودک دروغ می گوید برای اینکه در عالم خیال صاحب آن چیزهایی می گردد که در جهان حقیقت فاقد آن است . دروغ وی از دلهره ها ، نگرانی ها و امیدهای وی حکایت می کند . در حقیقت این دروغ ها مظهر آن چیزی است که می خواهد انجام دهد .
2- دروغ اکتشافی : کودکان گاهی ممکن است دروغ ها اکتشافی بگویند که ببینند تا کجا می توانند قسر در بروند و تجربه کنند . آنها می خواهند بدانند که اگر قوانین را بشکنند ، چه اتفاقی می افتد به یک معنی این کار یکی از گام هایی است که به سوی استقلال بر می دارند .
3- دروغ شاخدار : این نوع دروغ شامل خودستایی افراطی یا اغراق درباره یکی از اعضای خانواده یا یک تجربه می باشد .
4- دروغ واقعی : دروغی است که از ترس تنبیه شدن و رهایی از مجازات گفته می شود . این نوع دروغ خطرناک ترین و بد ترین نوع دروغ است که باید هر چه زودتر جلوی آن را گرفت ، در غیراین صورت عادتی ناپسند خواهد شد.
علاوه بر شناخت انواع دروغ باید بدانیم که گروهی از کودکان به خاطر دارا بودن تیپی خاص بیشتر دروغ می گویند آنها بچه هایی اند که در گروه جوشی قرار دارند .
گروه جوشی : این گروه را می توان با آماده بودن در زمان حال توصیف کرد. آنها نسبت به آنچه در زمان حال می گذرد و در اطرافشان وجود دارد کنجکاوی و دقت نشان می دهند این کودکان به علت نیازی که به حرکت دارند و شتابی که در عکس العمل هایشان وجود دارد خود رای و پیشتاز جلوه می کنند در برابر تمایلات و هوس ها زود تسلیم می شوند و به دشواری تابع نظم و قاعده ای می گردند باورها و قضاوت هایشان جنبه عینی ندارد میل دارند واقعیت ها را رنگین تر و زیباتر جلوه دهند و باارزش های شخصی در آمیزد به همین جهت متمایز به شعر افسانه گویی و دروغ پردازی می شوند و از آنجا که می خواهند خود را غیر عادی جلوه دهند و جلب توجه کنند این تمایل در آنها شدت و قوت می گیرد .
ویژگی های کودکان دروغگو
کودک دروغگو دارای ویژگی هایی است که برخی از آنها به قرار زیر است :
1- حقایق را کتمان می کند .
2- احساس حقارت می کند .
3- اعتماد به نفس او پایین است .
4- دچار ضعف شخصیت است .
5- همواره تمایل به جلب توجه دیگران دارد .
6- به والدین و اطرافیانش اعتمادندارد .
7- پر حرف است .

 

راه کارهای اصلاح دروغ گویی در کودکان
شما والدین عزیز باید توجه داشته باشید که راه کارشما در مقابله با دروغ کودکتان بستگی به نوع آن دارد بنابراین :
اگر دروغ کودک شما از نوع تخیلی است توجه داشته باشید که با شنیدن حرف های ظاهراً عجیب و غریب کودک ، فوراً با او مانند یک دروغگو رفتار نکنید و حرف هایش را با خشونت تکذیب نکنید ، بلکه کم کم به اوبفهمانید که چه چیزهایی واقعیت دارند و چه چیزهایی غیر واقعی اند .
برای مثال اگر او به شما می گوید که سگی را به اندازه شیر در خیابان دیده است فقط به او بگویید که همه سگ ها جثه ای کوچک تر از شیر دارند هرگز به او نخندید و به او نسبت دروغ گویی ندهید . زمانی که او ببیند شما با خونسردی حرفش را باور نمی کنید حتی اگر قصد دروغ گفتن داشته باشد کم کم از به زبان آوردن این گونه حرف ها دست می کشد این نوع خیال پردازی ها گاهی تا سن دبستان نیز ادامه دارد .
دانستن این نکته حائز اهمیت است که دروغ گویی از امری کوچک و ساده آغاز می شود و اگر با آن برخورد مناسب صورت نگیرد به تدریج به مرضی خطرناک تبدیل می شود . دروغ گویی به طور ذاتی در درون هیچ کودکی نیست و این در واقع محیط ناسالم است که باعث به وجود آمدن این رفتار زشت می گردد .
و اما در مورد برخورد با کودکانی که از دروغ واقعی استفاده می کنند باید بدانید همان طور که در مورد بیماری های جسمی ابتدا پزشک می کوشد به عامل بیماری پی ببر و سپس به درمان آن می پردازد تربیت صحیح و اصولی نیز ایجاب می کند که ابتدا به علت و انگیزه دروغ گویی فرزندتان پی ببرید و سپس به اصلاح آن مبادرت کنید .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   16 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بررسی علل دروغ گویی و راه های مقابله با آن در کودکان ابتدایی

دانلودمقاله صدمات زانو در ورزش و راههای جلوگیری از آن

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله صدمات زانو در ورزش و راههای جلوگیری از آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

مسأله پیشگیری و توانبخشی در گروه های سنی کودکان و نوجوانان از اهمیت خاصی برخوردار است.جلوگیری از ایجاد صدمات ناشی از استفاده بیش از حد و تروماهای بزرگ و شدید، یکی از وظایف اصلی پزشکان و مربیان است. چون صدمات بافتی و عواقب آن ممکن است دربچه ها بسیار شدید باشد و در سنین بزرگسالی روی سلامت عمومی آنها اثر بگذارد.
مسأله پیشگیری و آموزش در این سنین بسیار مهم و با ارزش است.استفاده از مربیان با تجربه،وسایل و تجهیزات پیشرفته ورزشی که تناسب با سن ،وزن و رشد و تکامل کودکان و نوجوانان داشته باشد، از تروماهای ورزشی به میزان زیادی کاسته است.صدمات ناشی از استفاده زیاد از حد تعدادی از عوامل مربوط به محیط، نوجوانان را به صدمات ناشی از استفاده بیش ازحد از عضو مستعد می کند.
شناسایی این عوامل در درمان و پیشگیری از این ضربات بسیار مؤثر است و اغلب مجموعه ای از این عوامل در ایجاد این صدمات دخیل هستند.عوامل خطرناک برای ایجاد صدمات ناشی از استفاده بیش از حد خطاهای آموزشی، عدم تعادل ماهیچه، تاندون، اشکالات آناتومیکی، نوع کفش، سطح زمین بازی، بیماری های زمینه ای همراه، عوامل تغذیه ای، عوامل فرهنگی و خطاهای آموزشی سطح آموزش، به ویژه افزایش شدت آن، یکی از بزرگترین عوامل خطرناک در ایجاد صدمات ناشی از استفاده زیاد از حد در بچه ها است. یک سؤال مهم در مورد ورزش کودکان و نوجوانان این است که برای رشد و نمو یک کودک طبیعی، چه مقدار ورزش لازم است و چه مقدار ورزش می تواند خطرناک باشد و موجب صدمه بافتی شود ؟
هنوز پاسخ دقیقی به این سؤال ها ارایه نشده اما برخی محققان مدت ۲۵ دقیقه ورزش مداوم را برای ۳ تا ۴ بار در هر هفته به عنوان حداقل ورزش مورد نیاز برای سلامتی بچه ها در نظر گرفته اند. برخی دیگر از محققان حداقل یک ساعت فعالیت و ورزش در هر روز را برای بچه ها پیشنهاد کرده اند.
یک بررسی که روی خانم های جوان ژیمناست انجام شده، نشان داده انجام این ورزش بیش از ۱۶ ساعت در هفته، سبب آسیب شدید مهرهای کمری می شود.تغییراتی که در تعادل بین قدرت، انعطاف پذیری و پایداری بین گروه های ماهیچه ای که مفاصل را احاطه می کنند و فیبرهای داخلی آن ایجاد می شود، علت عمده صدمات ناشی از ورزش در این گروه سنی است. (عدم تعادل بین سیستم اسکلتی - عضلانی با پیام فرستاد شده از سیستم عصبی .
تغییراتی که در محدوده حرکتی مفاصل هنگام کشش و ورزش در نوجوانان ایجاد می شود، یکی از علل عمده آسیب به واحدهای ماهیچه ای - تاندونی است. جهش رشد در نوجوانان از میزان انعطاف پذیری آنها می کاهد. همچنین در این سنین نیرو وقدرت نوجوان در هر دو جنس پسر و دختر افزایش می یابد که این افزایش قدرت ممکن است هماهنگ نباشد و در نتیجه، منجر به عدم تعادل مفاصل شود. تمرینات مکرر موجب وارد شدن استرس بیش از حد به مفاصل می شود و در نتیجه ممکن است منجر به صدمات عصبی - عروقی و در نهایت عدم تعادل ماهیچه ای و مفصلی شود.
● اشکالات آناتومیکی
به نظم قرار نگرفتن ستون مهره های پایین کمری و اندام تحتانی منجر به ایجاد صدمات ناشی از استفاده بیش از ستون فقرات کمری می شود.خمیدگی به جلوی سر استخوان فمور همراه با چرخش استخوان تیبیا به خارج ( ژنووالگوم ) و پروناسیون اندام تحتانی ممکن است منجر به ایجاد صدمات ناشی از استفاده بیش از حد در حین دوندگی شود که به ویژه در مفصل زانو ایجاد صدمات شدیدی می کند.
● کفش
در هر ورزشی که به ویژه با دویدن همراه است، باید نوع کفشی که استفاده می شود، ویژگی های خاصی داشته باشد ؟ از جمله : دارای فشار مناسب روی پا باشد. جاذب رطوبت باشد. حمایت مکانیکی خوبی داشته باشد و در ورزش های خاص، توانایی جبران تغییراتی را که در مفاصل و اندام ایجاد می شود، داشته باشد.
● زمین بازی
میزان سختی سطحی که در آن ورزش انجام می شود، به عنوان ریسک فاکتوری برای صدمه محسوب می شود. زمینی که با چمن پوشیده شده، در کاهش صدمات ورزشی در بچه ها خیلی مؤثرتر است تا سطحی که با مواد صنعتی سخت ساخته شده باشد.
● بیماری های زمینه ای همراه
به منظور کاستن صدمات ناشی از ورزش باید تاریخچه دقیقی از بیماری های مزمن و ناتوان کننده دربچه ها به دست آورد. هر نوع آسیب شدید عضلانی و بیماری های عفونی قبلی می تواند در ایجاد صدمات ناشی از ورزش به عنوان عامل تشدیدکننده محسوب شود.

 


● فاکتورهای تغذیه ای و هورمونی
کودکان و نوجوانان که به طور مرتب ورزش می کنند، باید از تغذیه صحیح و کافی برخوردار باشند و از مصرف بیش از حد کالری نیز بپرهیزند. کالری مورد نیاز این گروه سنی باید محاسبه و دقیقاً جایگزین شود. مطالعات اخیر نشان داده که میزان کلسیم و ویتامین در خانم های دونده ای که به آمنوره مبتلا هستند، پایین است و تراکم مواد معدنی استخوان در خانم های ورزشکار مبتلا به آمنوره، در سطح پایینی قرار دارد. این افراد بیش از گروه کنترل به صدمات ناشی از استفاده بیش از حد و شکستگی ناشی از استرس مبتلا می شوند.
● مسایل فرهنگی
در کشورهای پیشرفته به دلیل کاهش فعالیت در بچه ها و افزایش تماشای تلویزیون و بازی های ویدیویی و استفاده از ماشین به جای پیاده روی،مشکلاتی از قبیل چاقی بیش از حد و عدم فعالیت مناسب، این گروه سنی را شدیداً تهدید می کند. این کودکان از ضعف ماهیچه ای رنج می برند، اگر در یک دوره ورزشی شدید قرار بگیرند، دچار صدمات حاد بدنی می شوند. بنابراین در این قبیل کشورها آموزش ورزش در کودکان بیشتر به تنظیم وزن و مسایل پایه ای توجه دارد تا به آموزش ورزش هایی با مهارت های خاص و پیشرفته.
استئو آرتریت (آرتروز) یک بیماری مفصلی دردناک است که باعث تخریب غضروف شده و ظرفیت ضربهگیری، محافظت و حفظ نرمی مفصل را تحت تأثیر قرار میدهد. غضروف در مفاصل بزرگی چون زانو، استخوان را میپوشاند و از آن محافظت میکند. بسیاری از بدنسازها با بالا رفتن سن دچار آرتروز مفاصل زانو میشوند.
محققین کلینیک مایو در یک مطالعه ۳۰ ماهه دریافتند که عضلات قوی و متعادل پا میتواند از درد و آرتروز زانو پیشگیری کند. آنها ۲۶۵ مرد و زن که آرتروز زانو داشتند را مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند که شیوع بیماری در کسانی که عضلات ران بزرگتر و قویتری دارند کمتر است. عضلات ضعیف باعث ناپایداری و کشش کم کشکک زانو میشود که این امر غضروف را تحت فشار قرار داده و باعث ایجاد آرتروز و درد در زانو میگردد. بسیاری از بدنسازان جوان حرکات اسکات و کشش زانو را بهصورت نادرست اجرا میکنند که این امر میتواند غضروف حساس در زانو را تخریب کرده و زمینه آرتروز را مهیا نماید. همچنین بسیاری از افراد هنگام انجام این تمرینات وزنه بیش از حد استفاده میکنند و با انجام حرکت نادرست در واقع خودشان را فریب میدهند و هرگز عضلات قدرتمندی که به آنها اجازه خواهد داد وزنههای بزرگتر را بدون صدمه زدن به زانو اسکات کنند، ایجاد نمیکنند.
● ایبوپروفن، این نام نیک است که میماند
داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی (NSAID) مانند ایبوپروفن و ناپروکسن درد عضلانی و مفصلی را کاهش میدهند. آسپرین بیش از ۱۰۰ سال است که استفاده میشود. معرفی ایبوپروفن در سال ۱۹۶۹ موجب گرایش عمومی به این داروها شد. در حالیکه آمریکائیها مثل نقل و نبات از این داروها استفاده میکنند، تحقیقات نشان میدهند که آنها ممکن است با روند ترمیم بافتی تداخل داشته باشند و در افراد مستعد باعث افزایش فشار خون، حملات قلبی، مشکلات باروری، زخم معده، بیماری کلیوی و کبدی شوند. البته تمام اخبار مربوط به آنها بد نیستند.
محققین کلینیک مایو در طی مطالعهای بر روی ۲۵۰۰ نفر متوجه شدند که مردانی که NASID دریافت میکنند، ریسک کمتری برای بزرگی پروستات دارند. این ارتباط در مردان مسنتر بیشتر بود. مردها باید میان عوامل خطر این داروها در برابر قابلیت کاهش درد و پیشگیری از بزرگی پروستات متوسط آنها، تعادل برقرار نمایند.
بررسی آسیبهای زانو و راههای درمان آن
در هـر ورزشـی باید انتظار آسیب ها، جراحت ها و خطرات احتمالی آن را داشـتـه بـــاشید، به خصوص در ورزش های گـروهی. هـر ورزشـی کـه طـبـق آمــار در هر 1000 ساعت بیـش از 5 آسـیـب داشته باشد، جزء ورزش های پرخطر با درصـد آسیـب بـالا به شـمار مـی رود. راگــبی و لاکروس با30 صـدمه در 1000 ساعت بالاترین حد هستند، درحالیکه بسکتبال و اسکواش هم با آمار 14 صدمه در 1000 ساعت بازی های پرخطری بـحـساب می آیند. تعجب آور اسـت که
بــدانید، دو، و ایروبیک هم با 11 صدمه، زیاد از قافله ورزش های پرخطر عقب نیستند.
آسیب های ورزشی انواع مختلف دارند، اما قسمت های ویژه ای از بدن هستند که بیش از سایر اعضاء در خطر صدمه خوردن هستند. در این مقاله متداول ترین صدمات و جراحت های ورزشی را به شما معرفی می کنیم و راه های جلوگیری و درمان آنها را نیز بیان می کنیم.
نکته: RICE مخفف استراحت، یخ گذاشتن، فشار و بالا نگاه داشتن می باشد که یکی از درمان های متداول برای آسیبهای ورزشی است.
1. ورم تاندون آشیل :وقتی از تاندون پشت زنو—تاندون آشیل—زیاد استفاده شود، باعث درد و ورم در آن ناحیه خواهد شد. اگر درمان نشود، صدمه سخت تر شده تا حدی که دویدن را به کلی دشوار و غیرممکن می کند. این آسیب بیشتر در دونده ها و ورزشکارانی که با دویدن یا پریدن سروکار دارند اتفاق می افتد.
پیشگیری و درمان: دادن تمرین های کششی و قدرتی به عضلات و ماهیچه های ساق پا می تواند از بروز این آسیب جلوگیری کند. RICE و درمان های ضد-تورمی و تقویت ماهیچه های ساق پا بهترین درمان های ممکن برای این عارضه هستند. تا برطرف نشدن کامل عارضه، ورزش را شروع نکنید چون باعث تشدید وضعیت خواهد شد.
2. ضربه ی مغزی
این صدمه با خوردن ضربه به سر ایجاد می شود. علائم آن شامل سرگیجه، اختلالات بینایی، سردرد، ضعف حافظه، از دست دادن تعادل، سختی تمرکز، و حالت تهوع میباشد. این صدمه ضرورتاً همراه با بیهوشی نمی باشد. در ورزش های برخوردی مثل فوتبال، بوکس و هاکی این عارضه بیشتر اتفاق می افتد. البته در ورزش هایی مثل اسکی و ژیمناستیک هم زیاد رخ می دهد. با اینکه اکثر افراد پس از چند هفته به حالت عادی برمی گردند، اما ضربه ی مغزی در خیلی افراد به آسیب های جدی می انجامد.
پیشگیری و درمان: بهترین راه پیشگیری از ضربه مغزی، اجتناب از ورزش های برخوردی است. اما برای اکثر افراد این راه حل مناسبی به نظر نمی رسد. برای درمان این عارضه استراحت بهترین روش است. اگر سردرد داشتید، می توانید از قرص های مسکن استامینوفن استفاده کنید. بنابر شدت ضربه ی وارده، باید از چند ساعت گرفته تا چند ماه از انجام دوباره ی ورزش های برخوردی اجتناب کنید.
3. کشیدگی ماهیچه های ران
این عارضه زمانی اتفاق می افتد که هنگام دویدن در ورزش هایی مثل فوتبال و والیبال، یکدفعه تغییر جهت بدهید. علائم آن شامل درد عمیق، ورم و گاهی کبودی داخل ران می باشد.
پیشگیری و درمان: بهترین راه پیشگیری از بروز این عارضه، انجام تمرینات کششی قبل از ورزش است. بهتر است که شدت ورزش را تدریجاً بالا ببرید تا احتمال بروز این وضعیت کمتر شود. RICE و درمان های ضد-تورمی بهترین روش های درمانی برای این آسیب می باشد. از انجام فعالیت های شدید، یک یا دو هفته پس از بروز عارضه جداً خودداری کنید. پس از بروز عارضه، در محل آسیب دیده یخ بگذارید تا التیام یابد، پس از آن می توانید ماهیچه ها را کشیده و تقویت کنید.
4. درد و ورم ساق پا
این عارضه بیشتر برای افرادی اتفاق می افتد که عادت به تحرک و ورزش ندارند. بالا بردن ناگهانی فشار و شدت تمرینات، پوشیدن کفشهای کهنه و دویدن و پریدن روی زمینهای خیلی سخت نیز ممکن است باعث بروز این عارضه شود.
پیشگیری و درمان: پوشیدن کفش مناسب، انجام حرکات کششی قبل از ورزش و بالا نبردن ناگهانی شدت ورزش، بهترین راه های جلوگیری از بروز این وضعیت هستند. یخ گذاشتن، انجام حرکات کششی و درمان های ضد-تورمی، بهترین راه های درمانی می باشند.
5. درد پایین کمر
اگرچه این عارضه بیشتر در افراد چاق و کم تحرک اتفاق می افتد، اما ممکن است برای دونده ها، دوچرخه سواران، گلف و تنیس بازان نیز پیش بیاید. مهمترین عامل ایجاد این عارضه، انجام غلط و نادرست حرکات کششی است.
پیشگیری و درمان: اگرچه بیشتر انواع این عارضه قابل پیشگیری نیستند، اما انجام صحیح حرکات کششی قبل از ورزش و گرم کردن درست بدن، احتمال وقوع آن را کاهش می دهد. راه های درمانی پیشنهادی RICE، دارو های ضد-تورمی و کشش عضلات است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله صدمات زانو در ورزش و راههای جلوگیری از آن