ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق فنون تفسیر

اختصاصی از ژیکو تحقیق فنون تفسیر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 50

 

فنون تفسیر

Interpretive techniques

توجه به این نکته در درمانگری تحلیلی (کامپتن،1975؛ گری؛ بلک من، 1994؛ دورپات، 2000) برای درمانگر الزامی است که نخست دریابد مراجعین چگونه از روبرو شدن با هیجانهای خود اجتناب می‌کنند؛ و در گام بعد توجه مراجعین را به مکانیزمهای دفاعی ناسازگاری که بکار می‌برند، جلب کند.

به عبارت دیگر، روان درمانی پویشی و روان تحلیل‌گری از دسته درمانهایی هستند که در آها محتوا وزمان اظهارات درمانگر، از جمله مؤلفه‌های فنی درمان به شمار می‌روند. روان تحلیلگران معمولاً، در بخشی از درمان مراجعین به اقداماتی تحت عنوان "تفسیر" دست می‌زنند.

مداخلات ("تفسیری") تحلیلی

راهنمائی و برقراری اتحاد درمانی

راهنمائی درمانی را می‌توان در جلسه دوم یا زمانی که ارزیابی اولیه تکمیل شد و تصمیم به آغاز درمان صورت گرفت به مراجع ارائه کرد. معمولاً برخی از مراجعین در آغاز درمان متوجه نیستند که دقیقاً باید چه کاری انجام دهند. شرح فرایند درمانی به ویژه برای مراجعینی که در جلسات هفتگی شرکت دارند، درمان را تسهیل می‌کند. از جمله راهنمائیهای درمان "صحبت کردن درباره افکار و احساسهای مربوط به مشکل اصلی به بهترین وجه ممکن با درمانگر" است. مراجعین همجنین لازم است افکار و احساساتی را که در روابط مهم زندگی گذشته و حال داشته‌اند را بازگو کنند. هر خواب‌دیده و رویاپردازی روزانه‌ای که می‌توانند به خاطر بیاورند را مطرح کنند. نکته مهمتر این است که بایستی بسیار باید از واکنشهای reaction مثبت و منفی را که نست به گفته‌‌های درمانگر و نیز ؟؟؟؟ درمان دارند منعکس کنند. خیالپردازی‌های مراجع درباره درمانگر و یا هر فکری حتی اگر نامرتبط هم باشند در زمان مراجعه به محل درمان می‌تواند مفید باشد.

برخی از مراجعین در درمان بصورت خودانگیخته شروع می‌کنند و بلافاصله به شما [درمانگر] اعتماد کرده و اقدام به تداعی می‌کنند. معمولاً آنها نیازمند راهنمائی نیستند. اگر درمان از نوعی است که درمانگر مراجع را برای مثال 3 تا 5 بار (همچنان که در روان تحلیل‌گری مرسوم است) در هفته ملاقات می‌کند، تا زمانی که مقاومت به مسئلة قابل توجهی تبدیل نشده و تداعی آزاد به عنوان هدف اصلی به تحلیل‌گر اجازه می‌دهد که مجاورت افکار و نیز محتوای آنها را در مراجع بررسی می‌کند، می‌توان از مطرح کردن راهنمائی درمانی چشم پوشید.

مفهوم اتحاد بین شما [درمانگر] و مراجعین تحت درمان شما از دو مفهوم تشکیل شده است، راهنمائی "چهارچوب" درمانی که معمولاً باید در جلسه دوم ارائه شوند و نیز ابعاد روابط درمانی که ذیلاً به آنها می‌پردازیم:

اتحاد کاری (گرین سن، 1965). نقش هر مراجع در درمان عبارت است از:

* حضور در جلساتی که شما تعیین کرده‌اید؛

* بر اساس آنچه توافق کرده‌اید و به شیوه‌ای که شما مشخص کرده‌اید، هزینه درمان را پرداخت کنند؛

* صحبت کنند؛

* این مسئله را به رسمیت بشناسد که به دلیل مشکلات خاصی که داشته‌اند شما را ملاقات می‌کنند، و بنابراین وظیفة نقش شما ارائه راهکارهایی به آنهاست با این امید که به آنها درشناخت بهتر خودشان کمک کند.

پیمان درمانی (استون، 1961؛ زتزل، 1956) افراد مورد درمان بایستی:

* در تعامل با شما [درمانگر] همدلی متقابلی شکل دهد و یا در تعامل با درمانگر به برقراری همدلی متقابل کمک کند.

* به تفسیرهای دفاعی نخستین مربوط به مقاومت، با حسن نیت پاسخ دهد.

در صورتی که هر یک از نکاتی که ذکر شد، نقض شود، باید نسبت به آن- و معنی دفاعی آن- توجه کافی مبذول شود و این اقدام، پیش از آنکه به فهم پویایی‌های مرضی پرداخته شود انجام گیرد.

کاوش

هدف از طرح سئوالها، به امید یافتن مکانیزمهای دفاعی جهت تفسیر آنها هستید. برای مثال با بیان جمله‌ای نظیر "شما گفتید که همسرتان خانه را با عصبانیت ترک کرد و به منزل خواهرش رفت/ بین شما قبل از اینکه همسرتان منزل را ترک کند، چه اتفاقی افتاد؟" هر چند مکانیمهای دفاعی این مراجع را که شامل ابهام Vagueness و Suppression و فرونشانی است نادیده گرفته، اما به دنبال مکانیزمهای دفاعی مخرب‌تری نظیر خصومت، Provocation of Punishment و بیمارانگاری دیگران gas lighting هستید.

کانزر(1953) معتقد تهیه است که درمانگر گاهی سئوالهایی می‌پرسد تا زندگی "اکنون حال مراجع را در درمان بازسازی کند"، به ویژه اگر او دچار واپس روی شده باشد. دوپات(2000) به عبارتی خاطر نشان می‌کند که "کاوش" افراط در "بررسی" بیش از حد می‌تواند از درمانگر یک "نفش تمام عیار" بسازد؛ که پویائی‌های ناهشیار آزارگری- آزارپذیری را به راه اندازد- و باعث ایجاد این احساس در مراجع شود که باید به نقش پاسخگویی به سئوالات را بپذیرد. گری(1994) معتقد است که افراط در بررسی کاوش منجر به نادیده گرفتن مقاومت مراجعین نظیر ابهام، فرونشانی، فعل‌پذیری و کم حرفی reticence می‌شود، در حالی که مواجه ساختن آنها با این مکانیزمها می‌تواد مفید واقع شود و در جلسات اولیه شناسایی شود.

کاوش تکنیک مؤثری است، اما مراقب باشید که به طرح سئوالات بسیار زیاد منجر نشود، در واقع سعی کنید که واکنشهای مراجع تحت درمان خود را مشاهده کنید- که نه


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق فنون تفسیر

تحقیق فنون درمان حمایتی

اختصاصی از ژیکو تحقیق فنون درمان حمایتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

فنون درمان حمایتی

صرف نظر از هر رویکرد درمانی، توجه به مکانیزم‌های دفاعی بسیار مهم است. اگر چه، پس از تشخیص مکانیزم‌های دفاعی، آنچه شما در درمان به کار می‌برید از موردی به مورد دیگر متفاوت است؛ اما در صورتی که افراد دچار اختلال‌های جدی در انتزاع، انسجام تلفیق یا اعتماد بنیادی باشند، معمولاً بهتر است از فنون درمان حمایتی استفاده کنید (استورات و لوین، 1967؛ بلک من، 1994). در این فصل به فنون حمایتی مبتنی بر نظریه‌های تحلیلی و برخی از مکانیزم‌های دفاعی مربوط پرداخته می‌شود.

بازسازی کارکردهای من

زمانی که مشخص شد یک یا تعدادی از کارکردهای من مستقل مختل شده، سعی کنید حداقل برخی از ابعاد آنها را برای فرد فراهم کنید تا بتواند در شخصیت فرد ادغام شود. در ذیل به برخی از قواعد کلی اشاره می‌شود که شما می‌توانید از آنها در فنون درمانی افرادی که کارکردهای من مستقل در آنان مختل شده، استفاده کنید.

عملکرد انسجام بخشی (تلفیقی)

اختلال این عملکرد به تفکر مماسی، حاشیه پردازی، انسداد، ناتوانی در مفهوم پردازی و سازمان نایافتگی‌های دیگری نظیر تکرار مهملات، فقدان تداعی‌ها و پرش افکار منجر می‌شود.

* داروهای ضد پسیکوتیک (ضد جنون) تجویز کنید (در موارد اختلال شخصیت مرزی با دز پایین دارو تجویز کنید).

* گفتار سازمان نایافته بیمار را با قطع محبت آنان متوقف کنید.

* جلسات را طوری سازماندهی کنید که بر مشکلات خاص متمرکز باشید.

انتزاع

اختلال این عملکرد به غیبت گرایی افکار منجر می‌شود.

* در درمان معانی روابط، وقایع و سایر مطالبی که فرد متوجه آنها نمی‌شود را توضیح دهید: معانی ضمن مطالب را توضیح دهید. Read between lines

* در مورد معنایی که رفتارهای مردم می‌تواند داشته باشد و دلایل وضع قوانین، آداب و رسوم صحبت کنید و آنان را متقاعد کنید.

واقعیت آزمایی

بر اساس شناختی که از واقعیت رویدادهای مختلف طبق گزارش افراد به دست آورده‌اید، به تغییر مجدد واقعیت برای آنان بپردازید.

* داروهای ضد پسیکوتیک تجویز کرده و یا برای دارو درمانی ارجاع دهید.

* در باره رفتارهای دیگران فرضیات احتمالی را پیشنهاد کنید.

* برای راحت تر کردن فهم اتفاقاتی که در دنیا رخ می‌دهد، قیاس‌هایی ارائه کنید.

* هر نوع نتیجه گیری نادرست را باطل/خنثی کنید.

گفتار

* کاربرد عبارات phrases فرد را تصیح کنید.

* به فرد شیوه گفتاری را پیشنهاد کنید که می‌تواند در موقعیت‌های دشوار و مختلف به کارببرد، از الگوبرداری نیز می‌توانید استفاده کنید.

مراقبت نفس preservation

* فرد را با تمایلات خود تخریبگری‌‌اش رویاروی کنید (برای مثال، توضیح دهید که بی اشتهایی عصبی، به نوعی از بین تخریب بردن خود است.) (ویلسون، هاگان و مینتز، 1992).

* روش‌‌‌های مناسبتری را برای حل مسئله توصیه کنید.

* از "تفسیرهای" عقلانی برای پویایی‌ها استفاده کنید.

* فرد را بستری کنید و / یا داروهای ضد پسیکوتیک تجویز کنید.

سازگاری

به خاطر داشته باشید که سازگاری می‌‌‌تواند خود ناهمخوان * (دستکاری محیط) یا خود همخوان ** (همسازکردن خود با محیط) باشد.

* رفتارهای سازگارانه‌‌‌تری را به فرد توصیه کرد و او را به انجام آنها ترغیب کنید.

* درمان را با برنامه‌‌هایی برای فعالیت پیش ببرید.

* برای به وجود آوردن شرم در فرد، منطق بیاورید.

پیش بینی (ایجاد انتظار)

* دربارة موقعیت‌‌ ها، قضاوت شخصی خود را پیشنهاد کنید.

مداخله کنید

* ظرفیت فرد را برای مداخلات ارزیابی کنید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق فنون درمان حمایتی

دانلود علم کلام

اختصاصی از ژیکو دانلود علم کلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

 

 قسمتی از محتوای متن

 

تعداد صفحات : 11 صفحه

ادیان در سیر رشد و تکاملشان کلام را به وجود آوردند.
پدید آمدن علم کلام، توطئه یا تدبیر کسی ‏نبود؛ بلکه نتیجه رشد طبیعی و تکامل تاریخی یک مکتب بود.
وقتی پیامبری می آید و دعوت خود را ‏در می افکند، نه به زبان متکلمان سخن می گوید، نه به زبان فیلسوفان و نه به زبان مورخان.
به طور ‏کلی، زبان پیامبران زبان فنی نیست، حتی زبان فقهی و فلسفی هم نیست؛ بلکه زبان عرفی است.
در ‏آینده کسانی در می رسند و به شناختن و فهمیدن پیام پیامبر دست می یازند و در اثر این شناخت ها، ‏رفته رفته علمی پدید می آید که ما آن را «علم کلام» می نامیم.
برای فهمیدن پیام پیامبر، اگر صرفاً از ‏روی کلمات او اقدام کنند، در این صورت کلام آن ها کلام نقلی و تفسیری خواهد شد و اگر از زراد خانه ‏فلسفی سلاح هایی را وام گیرند و اقتباس کنند و آن را در فهمیدن پیام پیامبر به کار بگیرند، آن گاه ‏کلامشان، کلام عقلی یا کلام فلسفی خواهد بود.
‏در میان مسلمانان هم، درست همان طور که در میان مسیحیان رخ داد؛ علم کلام و پدید آمدنش یک ‏روند کاملاً طبیعی بود.
این که بعد از آن چه سیری پیدا کرد، چه رشدی داشت و به چه نتایجی منتهی ‏شد، بحث دیگری است.
مشخص است که بعدها بزرگانی حتی از میان متکلمان؛ مثل غزالی، ظهور کردند و ‏بر علم کلام طعن زدند و به صراحت و به وضوح بیان داشتند که علم کلام، ایمان کسی را افزایش نمی ‏دهد.
همان علمی که برای دفاع از ایمانیات و اعتقادات و مواضع دینی پدیدآمده بود، رفته رفته به ‏حجابی برای ایمانیات بدل شد.
از نظر پاره ای از ‏متکلمان، داستان علم کلام، دست کم در بدو تکوین و تولدش، شاید هم چنان که مشخص است؛ تولدی کاملاً ‏طبیعی داشت، به ویژه که مسلمانان با دیگر اقوام، همچون یهودیان و مسیحیان تماس پیدا کردند و ‏سخنان آن ها را می شنیدند، متکلمان آنان را می دیدند و با آن ها به بحث می پرداختند و آرا یا ‏شبهات آن ها وارد جهان اسلام می شد.
مسلمانان هم که در مقام کسب علم از این سو و آن سوی ‏جهان چالاک بودند، این اندیشه ها را می پذیرفتند و از آن استقبال می کردند.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود علم کلام

تحقیق شاخص توسعۀ انسانی

اختصاصی از ژیکو تحقیق شاخص توسعۀ انسانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

شاخص توسعۀ انسانی

مقدمه

از هنگامی که اقتصاد دانان به بررسی مسائل توسعه کشورهای در حال توسعه پرداختند رشد اقتصادی (رشد تولید ناخالص داخلی) به عنوان بهترین شاخص رشد و توسعه اقتصادی کشورها مقبولیت عام یافت. ولی تجربه کشورها در طی چند دهه گذشته نشان داد که اگر چه رشد اقتصادی شرط لازم برای بهبود زندگی افراد جامعه است ولی شرط کافی نیست. حداقل سه دلیل وجود دارد که درآمد سرانه بالاتر ممکن است لزوماً به معنای در آمد بالاتر برای همه یا حتی اکثر خانوارها نباشد:

1- دولت ها ممکن است منافع حاصل از رشد اقتصادی و درآمد سرانه بالاتر را صرف بهبود رفاه شهروندان نکنند، بلکه برای تقویت قدرت سیاسی خود درآمد را صرف هزینه های نظامی و یا پروژه های جاه طلبانه پر هزینه کنند.

2- دولتها ممکن است با سرکوب کردن میل به مصرف منابع تحصیل شده از رشد اقتصادی را صرف سرمایه گذاریهای آینده نمایند به گونه ای که افزایش مصرف در دورههای بعد امکان پذیر شود که در این صورت نسل حال از سطح رفاه پائین تری برخوردار خواهند شد.

3- حتی اگر میانگین در آمد و مصرف جامعه افزایش یابد با توجه به وجود شکاف در آمدی بسیار متحمل خواهد بود که آنانی که وضع رفاهی بهتری دارند بخش اعظم منافع حاصل از رشد را به خود اختصاص دهند و سهم گروههای فقر بسیار کمتر از گروههای دیگر افزایش یابد.

ناکافی بودن معیار در آمد سرانه و رشد اقتصادی در تعیین رفاه شهروندان موجب شد که برخی اقتصاد دانان توجه خود را به شاخصهایی معطوف سازند که علاوه بر متغیرهای اقتصادی در برگیرنده متغیرهای اجتماعی و انسانی نیز باشد.یکی از مهمترین این شاخص ها "شاخص توسعه انسانی" Human Development Inde (HDI) است.

شاخص توسعۀ انسانی

این شاخص در سال 1990 توسط آمارتیاسن ( Amartya Sen) – برنده جایزه نوبل- و اقتصاددان پاکستانی محبوب الحق (Mahbub-UL Hag) و با همکاری گوستا و رانیس (Gustav Ranis) استاد دانشگاه ییل و دسای  (Desai) استاد مدرسه اقتصاد لندن توسعه یافت و از همان زمان توسط "برنامه توسعه سازمان ملل" (UNDP) مورد استفاده قرار گرفت.

تأکید این شاخص بجای استفاده از درآمد سرانه به جنبه های وسیعتر توسعه معطوف گردید. این شاخص ضمن اینکه معیاری برای اندازه گیری رفاه شهروندان بدست می دهد اثر سیاستهای اقتصادی بر کیفیت زندگی شهروندان را اندازه گیری می کند.

این شاخص کشورها را بر حسب کیفیت زندگی شهروندان و نه صرفاً براساس ارقام سنتی در آمد سرانه آنها رتبه بندی می کند.

معیار محاسبه این شاخص میانگین سه نماگر امید به زندگی (Life Expectancy )، پیشرفت آموزشی (Educational Attainments )و در آمد سرانه تبدیل شده بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) است.

اگر چه درآمد و ثروت ملی بطور بالقوه دامنه انتخاب افراد را گسترس می دهد ولی ممکن است لزوماً چنین نباشد. در واقع آنچه تعیین کننده است نه خود ثروت بطور فی نفسه بلکه روشی است که کشورها ثروت را به مصرف می رسانند.

بهترین راه برای ارزیابی توسعه یافتگی کشورهای مختلف جهان رجوع به شاخصی چون درآمد سرانه است. منظور از درآمد سرانه نسبت تولید ناخالص داخلی هر کشور به جمعیت آن کشور است که تا مدتها تنها معیار توسعه یافتگی بود. اما با تشکیک و انتقادهایی که به این شاخص شد، صاحبنظران اقتصادی و اجتماعی شاخصی به نام «شاخص توسعه انسانی» یا«Human Developmen Indica tors» که به اختصار HDI نامیده می شود را معرفی کردند. به عقیده این صاحبنظران هرچند رشد اقتصادی ابزار مهمی در توسعه انسانی است اما توسعه فقط وابسته به رشد و سطح درآمد نیست.

توجیه دیگر برای تضعیف درآمد سرانه در توسعه انسانی این است که توسعه به این مسأله بستگی دارد که درآمدها چگونه هزینه می شود، آیا ثروت کشورها صرف گسترش تسلیحات می شود یا نه این ثروت برای افزایش تولید مواد غذایی، ساختمان و آب سالم مورد استفاده قرار می گیرد.

با توجه به این ادله گزارش توسعه انسانی که توسط سازمان ملل منتشر می شود اکنون شامل ۳۳ جدول و ۲۰۰ شاخص مختلف است. نرخ امید به زندگی در کودکان زیر ۵ سال، نرخ باسوادی، دسترسی به آب سالم، تبعیض بین زنان و مردان، فقر و فاصله طبقات اجتماعی همه جزء متغیرهایی است که در تبیین جایگاه توسعه انسانی هر کشور نقش دارد.

اما محور همه این متغیرها سه شاخص اساسی است. به عبارت دیگر برای رسیدن به شاخص توسعه انسانی اقتصاد دانان از سه شاخص عمده که به عقیده ایشان بخش عمده ای از واقعیت های اقتصادی در آنها نهفته است استفاده می کنند. بهداشت و سلامتی با شاخص نرخ امید به زندگی، علم و دانش با شاخص نرخ باسوادی و وضعیت اقتصادی با شاخص درآمد سرانه سه متغیر اصلی هستند که سه ضلع شاخص توسعه انسانی را تشکیل می دهند.

اما وقتی صحبت از شاخص می شود، سؤال اساسی این است که این شاخص چگونه محاسبه می شود. برای مثال، در گزارش سالانه سازمان ملل شاخص بهداشت یا شاخص دانش چگونه به دست می آید؟

کارشناسان این سازمان از یک فرمول کلی برای به دست آوردن شاخص ها استفاده می کنند. برای مثال اگر نرخ امید به زندگی در کشوری در سال ۲۰۰۲ برابر ۷۸ سال باشد این میزان از کمترین نرخ امید به زندگی در آن کشور مثلاً ۲۵ سال کسر شده و حاصل آن بر تفاضل بیشترین و کمترین نرخ امید به زندگی مثلاً (۶۰=۲۵-۸۵) تقسیم می شود و به این ترتیب شاخص امید به زندگی در آن کشور به دست می آید. شاخص علم و شاخص اقتصادی نیز به شیوه ای مشابه محاسبه می شود. بعد از محاسبه این سه شاخص از آنها میانگین موزون گرفته شد و شاخص توسعه انسانی به دست می آید.

جایگاه ایران در شاخص توسعه انسانی

مطابق فرمولی که ذکر شد می توان عدد شاخص توسعه انسانی ایران را به دست آورد. در گزارش توسعه انسانی نرخ امید به زندگی در ایران ۱/۷۰ سال در نظر گرفته شد که براساس آن شاخص امید به زندگی (Life Expectancy Index) برابر ۷۵/۰ است.

گفتنی است که هر شاخص عددی بین ۰ تا یک می باشد که یک بهترین و صفر بدترین وضعیت است. همچنین در این گزارش نرخ باسوادی در افراد بالای ۱۵ سال ایرانی ۱/۷۷ درصد ذکر شده که شاخص تعلیم و تربیت(Education Index) در ایران ۷۴/۰ می باشد. در گزارش سازمان ملل متحد درآمد سرانه هر ایرانی براساس قدرت خرید ۶ هزار و ۶۹۰ دلار اعلام شده که شاخص تولید ناخالص(GDP Index) ایران حدود ۷۰/۰ است. به این ترتیب با جمع سه شاخص فوق یعنی اعداد ۷۵/۰ ، ۷۴/۰ و ۷۰/۰ عدد ۷۳۲/۰ به دست می آید که نشان دهنده شاخص توسعه انسانی ایران می باشد. ایران با این شاخص در رده ۱۰۱ از حدود ۱۷۷ کشور جهان قرار دارد. اکوادور، یونان، سریلانکا، السالوادور، سوریه و الجزایر از جمله کشورهایی هستند که از نظر شاخص توسعه انسانی در ردیف ایران می باشند.

نروژ، سوئد، استرالیا، کانادا و هلند با اعداد ۹۵۶/۰ ، ۹۴۶/۰ ، ۹۴۶/۰ ، ۹۴۳/۰ ، ۹۴۲/۰ در رتبه اول تا پنجم شاخص توسعه انسانی قرار دارند.

بلژیک، ایسلند، آمریکا، ژاپن و ایرلند نیز در رتبه های ۶ تا ۱۰ شاخص توسعه انسانی قرار دارند. همچنین کشورهای سیرالئون، نیجر، بورکینافاسو، مالی و بروئنی پنج کشور جهان هستند که در رده های آخر شاخص توسعه انسانی قرار دارند.

تحلیلی بر شاخص توسعه انسانی ایران و سایر کشورها

اگر چه انتظار می رود که کشورهای با درآمد سرانه بالاتر از شاخص توسعه انسانی بالاتری برخوردار باشند ولی لزوماً چنین نیست. مقایسه های بین کشوری نشان می دهد که بسیاری از کشورها با درآمد سرانه بالاتر در سطح پائینی از شاخص توسعه انسانی قراردارند و بالعکس در برخی از کشورها رتبه شاخص توسعه انسانی از رتبه در آمد


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق شاخص توسعۀ انسانی

دانلود نسبیت اخلاق از دیدگاه شهید مطهرى‏رحمه الله

اختصاصی از ژیکو دانلود نسبیت اخلاق از دیدگاه شهید مطهرى‏رحمه الله دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

 

 قسمتی از محتوای متن

 

تعداد صفحات : 23 صفحه

نسبیت اخلاق از دیدگاه شهید مطهرى‏رحمه الله پیش گفتار «نسبیت‏» و «اخلاق‏» - یا جاودانگى - اخلاق از مباحث معروف فلسفه اخلاق است وافراد مختلف با توجه به مبانى فکرى و عقیدتى خویش درباره آن بحث کرده‏اند، و گروهى‏قایل به نسبیت و گروهى دیگر طرفدار اطلاق و جاودانگى و عده‏اى هم معتقد به راه‏سومى شده‏اند.
این مقاله در صدد تدوین و تنظیم دیدگاه‏هاى شهید مطهرى در این باره که به صورت‏پراکنده در آثار ایشان مطرح شده، برآمده است.
هدف این نوشتار تنها ارایه گزارشى ازنظریات استاد در این زمینه است.
و نقد و بررسى آن‏ها هدف این مقاله نبوده است (1) .
تعریف نسبیت اخلاق شهید مطهرى در جاهاى گوناگونى از «نسبیت‏» بحث کرده است.
گاه از «امور مطلق و امور نسبى‏»سخن گفته و مثلا دورى و نزدیکى را از امور نسبى و اعداد و مقادیر را از امور مطلق دانسته است (2) و گاه از«وجود مطلق و نسبى‏» از دیدگاه » و «نسبیت تربیت (6) » مطالبى را بیان کرده است، لکن به‏طور خاص‏نسبیت اخلاق را چنین تعریف کرده است: «اگر یک خوى یا خصلت و یا یک فعل به عنوان اخلاقى توصیه شود آیا این امرمطلقى است؟
[.

.
.
] یا اینکه نه، نسبى است؟
اگر گفتیم نسبى است.

یعنى هیچ خصلتى وهیچ خویى را و همچنین هیچ فعلى را به عنوان فعل اخلاقى نمى‏توان به‏طور مطلق‏توصیه کرد و آن را در همه زمان‏ها و در همه مکان‏ها و در همه شرایط و براى همه‏افراد صادق دانست.
(7) » ایشان در جاهاى دیگر نیز، نسبیت اخلاق را با عباراتى نزدیک به عبارت بالا تعریف کرده است.
(8) تاثیر نسبیت اخلاق در دین استاد مطهرى مساله «جاودانگى اخلاق‏» را حتى از بحث جاودانگى حقیقت‏براى اسلام و مسلمین‏مهم‏تر تلقى کرده و معتقد است جاودانگى اسلام به جاودانگى اخلاق وابسته است و نقض آن به معنى‏نقض خاتمیت و جاودانگى دستورات اسلام است.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود نسبیت اخلاق از دیدگاه شهید مطهرى‏رحمه الله