خط تولید گوجه.doc با لینک مستقیم
لینک دانلود و پرداخت خط تولید گوجه.doc پایین
خط تولید گوجه.doc
خط تولید گوجه.doc با لینک مستقیم
لینک دانلود و پرداخت خط تولید گوجه.doc پایین

نوع فایل: word
قابل ویرایش 166 صفحه
مقدمه:
نخست باید معنی دین و هنر مشخص شود و سپس ربط حقیقی دین و هنر مورد تحقیق قرار گیرد تا در نهایت بتوان برای پرسش مذکور پاسخی مستدل یافت .
«دین به معنای کل عبارت است از مجموعه فرامین ، قواعد و دستورات و احکام الهی که برای خیر و سعادت و کمال انسان توسط پیامبران به بشر ابلاغ شده است . عنایت دین خیر و کمال مطلق است و کمال مطلق زیبایی حقیقی و جمال مطلق است . دریافت حقیقت مطلق ، شهودی است و عشق ذاتی ابنای بشر به حقیقت مطلق (حقیقة الحقایق) منشا شهود است و شهود میسر نشود الا به مسیر روح درعالم قدس و استغراق در دریای وحدت و آشنا شدن ذوق به توحید . »
حقیقت دین ، معرفت الهی است . موضوع و هدف دین ،وجود مطلق (خداوند) است وشریعت ( دین ) راه و رسم الهی شدن را به انسان میآموزد تا صفات الهی در وجود انسان تجلی یابد و به مقام خلیفه الهی رسد .
الذی احسن کل شی خلفة و خدا کسی است که هر چه را آفرید ، نیکو آفرید (آفریده او در نهایت حسن و زیبایی است ) .
در جهان چو حسن یوسف کس ندید حسن آن دارد که یوسف آفرید
حضرت امام ( ره ) در کتاب شریف دعای سحر میفرمایند :« بهاء به معنای زیبایی است و زیبایی عبارت است از وجود ، پس هر چه خیر و زیبایی و سناهست همه از برکات وجود است و سایه آن است تا آن جا که گفتهاند مساله اینکه وجود عبارت از خیر و زیبایی است همه از بدیهیات است پس وجود، همهاش زیبایی و جمال و نور و روشنی است و هر قدر وجود قویتر باشد زیباییاش عامتر و زیباتر خواهد بود .»
وجود تجلی واجب الوجود است . این تجلی و ظهور ، جلوه ی کمال مطلق و جمال مطلق و مساوی زیبایی است . اگر زیبایی ذات هنر باشد غایت هنر به امر خارج از ذات دلالت ندارد . پس غایت هنر همان حقیقت ذاتی آن و حقیقت ذاتی هنر ، زیبایی حقیقی است . از این باب ،موضوع و هدف ، دین و هنر امری واحد است . در هنر زیبایی حقیقی وجود مطلق و به عبارتی جمال مطلق است و از حیث تفاوتی میان موضوع دین و هنر نیست .
« فلوطین معتقد است :« جسم زیبا از طریق بهرهیابی از نیروی صورت بخشی که از صور خدائی میآید ، وجود پیدا میکند . عقل و هر چه از عقل فیضان مییابد زیبایی اصیل روح است نه زیبایی ناشی از امور بیگانه و بدین جهت است که میگویند روحی که نیک و زیبا شود همانند خدا میگردد زیرا خدا منشا بخش بهتر و زیباتر هستی و به عبارت بهتر منشا خودهستی یعنی زیبایی است . روح ، موجودی خدائی و خود جزئی از زیبایی است و به هر چه نزدیک شود و دست یابد ، آن را تا آن حد که قابلیت بهرهوری از زیبائی دارد ، زیبا میسازد ، اگر بینی که زیبا نیستی همان کن که پیکر تراشان با پیکر میکنند ، هر چه زیادی است بتراش و دور بینداز ، این جا را صاف کن ، آنجا را جلا بده ، کج را راست کن و سایه را روشن ساز و از کار خسته شو تا روشنایی خدائی فضیلت ، درخشیدن آغاز کند و خویشتن داری را برا و رنگ مقدسش بینی ،روح اگر خود زیبا نباشد زیبایی را نمیتواند دید از این رو کسی را که میخواهد نیکی و زیبایی را ببیند نخست خود را باید همانند خدا کند و نیک و زیبا شود .»
اگر ذات هنر دینی است ، صورت هنر هم تجلی همان ذات است و صورت از ذات خود نمیتواند تخلف کند . این صورت ، صورت محسوس است و در هنرهای تجسمی که با عینیت سروکار دارد صورت جسمانیه نامیده می شود .
« میکل آنژ» میگوید :« هنر خوب برای نزدیکی به پروردگار است و در واقع جلوهای از مظاهر زیبایی اوست .... نقاشی خوب ذرهای از کمال حق و نشانهای از آوای موسیقی جان بخش آنست .... پس کفایت نیست استادی چیره باشی . باید روحت صفا داشته باشد و سلامت فکرت از روح القدس نشأت گیرد .
«چکشم سنگهای سخت را صورت میدهد دستم آن را بر میگیرد هم فرمان میدهد یا آن را زیرو رو میسازد . بنابراین نیروی دیگری است که سنگ سخت را نرم میکند و چکش خداوند است که زیبایی میآفریند . من وبسیاری مثل من ، وظایفشان را چون فرمانی که از طرف پروردگار به آنان داده شده ، انجام می دهند من با وجود ضغف و پیری ، به سبب عشق به پروردگارم که همه امیدم بسته به اوست به هیچ وجهی از وظایفم دست برنخواهم داشت . »
« میر عماد حسنی » بر بیان صفات کاتب ( خوشنویس ) چنین مینویسد :« بدان که کاتب باید از صفات ذمیم احتراز نماید زیرا که صفات ذمیمه در نفس علامت بیاعتدالی است و حاشا که از نفس بی اعتدال کاری آید که در او اعتدال باشد .» و حال نگاهی گذرا می اندازیم به موضوع پروژه سقاخانه این ساحت پاک و مقدس ، این جگر پارهی باور مردم ، مکانی که نامش یادآور گلوهای تشنه و سیراب شده است و منظرش از خنکای طراوت و نمناکی فضا ، تا وجود آب و خیسی در و دیوارش حکایتگر سرگذشت ویژه خود است .
حکایت گوشهای از فرهنگ اجتماعی مردم پیشین این مرز و بوم است که توجه واحترام به آن بخشی از ذهنشان را به خود مشغول میداشت . سقاخانه ؛محلی که هنوز مردم بر آن دست و پیشانی و لب میسایند تا مراد خود گیرند . این تراوشگاه اندیشهی یقین و حاجت که بامدادان تواضعگاه عابران مصفا بوده و پسینگاهان پذیرای خسته از سرکارآمدگان روز به پیالهای آب .
سقاخانه ، تجسم عینی پارهای از فرهنگ اعتقادات دینی مردم این دیار است ، که با هر گره و قفل و نشانی که به در و دیوارش زده شده ، داستانی از آرزوها و گرفتاری حاجتمندانش را در بر دارد .
«در فرهنگ سقاخانه ، نگاه به زندگی جور دیگری است . اگر چه آدمها خود را از آن سیراب میسازند ولی : گره میزنند تا گره کارشان گشوده شود .
قفل میکنند تا کلید بن بستهای زندگیشان رابجویند .
پول میریزند تا قرضشان ادا گردد.
شمع میافروزند تا تیرهگی را بنده سازند .
نشانی میکوبند تا دست اقبالی در بختشان را بکوبد .
و به عین میبخشند تا به ذهن طلب کنند .
در این فرهنگ صحبت از سادگی دلهایی است که رنگ تدلیس و تلبیس به خود نگرفتهاند و پاکی دل خویش را به شباهت آینهای قلمداد کردهاند،که پاسخ طلب حاجتشان را در آن ، هم چون تصویری ناپیدا به انتظار مینشیند . »
فهرست مطالب:
مقدمه
فصل اول : نماد و نگرشی نمادین
1-1 نماد و نگرش نمادین به هستی
1-2 نماد و نقش آن در زندگی
فصل دوم : سقاخانه
2-1وجود افتراق فضاهای سنتی و مدرن
2-1-1 شناختی از دو واژه «نوگرایی» و «سنت گرایی»
2-1-2 گرایش به فضاهای شهری سنتی
2-1-3 مقایسه فضاهای سنتی و مدرن
2-2 فرهنگ واژگانی سقاخانه
2-3 علل پیدایش سقاخانه
2-4 دو عنصر اساسی در سقاخانه
2-4-1 آب
2-4-1-1 آب عنصر مقدس و مشترک در ادیان پهنه ی ایران زمین
2-4-1-2 آب در دیگر آیین های باستانی
2-4-1-3 آب در ادیان و آیین ها
2-4-1-3-1 آب در دیانت یهود
2-4-1-3-2 آب در مسیحیت
2-4-1-3-3 آب در آیین مندائی و صابئین
2-4-1-3-4 آب در اسلام
الف : بازتاب آب در اسلام
ب: آب در عرفان اسلامی – ایرانی
ج: آب ، واقعه کربلا و آب تربت
د: آب و مذهب دو روی یک سکهاند در سقا خانه
2-4- 2 آتش
2-4-2-1 آتش و نور در ایران باستان
2-4-2-1-1 اهمیت آتش و نور درجهان بینی آفرینش ایران باستان
2-4-2-1-2 آتش و نور واسطوره های آن در فرهنگ آریایی
2-4-2-2 کارکرد رمزهای آتش و نور در اسلام
2-4-2-3 کارکرد رمزهای آتش و نور در ایران
2-4-2-4 نور و هنر
2-5 معماری سقا خانه
2-6 عناصر نمادین سقا خانه
2-6-1 آینه
2-6-2 شمع ( چراغ نفتی ، لوستر )
2-6-2-1 شعله شمع
2-6-2-2 سوگند به نور و روشنایی و فروغ و شمع افروزی
2-6-2-3 شمع گردانی در مراسم مقدس
2-6-2-4 شمع در سقا خانه : آتش و آب
2-6-3 قفل
2-6-4 آدمکهای فلزی
2-6-5 پنجه
2-6-6 چشم
2-6-7 ظرف سقا خانهای
2-6-8 ستاره
2-7 تزئینات دیگر سقاخانه
2-7 -1 کتیبه نویسی
2-7-2 سنگاب
2-8 رنگ در سقاخانه
2-8-1 پیشینه ای از رنگ
2-8-2 خواص رنگ سبز
2-8-2-1 مسرت بخشی و شاد آور بودن
2-8-2-2 تقویت تحمل پذیری و صبر
2-8-3 رنگ سبز در سقاخانه
2-9 معرفی تعدادی از سقاخانههای معروف
2-9-1 سقاخانه عزیز الله
2-9-2 سقاخانه سردر مجلسی
2-9-3 سقاخانه طوقچی
2-9-4 سقاخانه آقا میرزا اسدالله روضاتی
2-9-5 سقاخانه در دشت
2-9-6 سقاخانه حاج آقا شجاع
2-9-7 سقاخانه پنج شنبه دین
2-9-8 سقاخانه قدیمی رو به روی سردر مسجد جورجیو
2-9-9 سقاخانههای درب امام
2-9-9-1 سقاخانه دالان درب امام
2-9-9-2 سقاخانه صحن شمالی درب امام
2-9-9-3 سقاخانه مجاور درب امام
2-9-10 سقا خانه مسجد حکیم
2-9-11 سقا خانه هارونیه
2-9-12 سقاخانه درب کوشک
2-9-13 سقاخانه بیدآباد
2-9-14 سقاخانه حاج محمد جعفر
2-9- 15 سقاخانه قصر در دشت
2-9-16 سقاخانه گرگ یراق
2-9-17 سقاخانه گذرهارونیه
2-9-18 سقاخانه حاج علی
2-9- 19 سقاخانه آقانور
2-9-20 سقاخانه ترکها
2-9- 21 سقاخانه مسجد سید
2-9-22 سقا خانه تاج الدین
2-9-23 سقاخانه مسجد لبنان
2-9- 24 سقاخانه مسجد ذکر الله
فصل سوم : مکتب سقا خانه
3-1 مکتب سقا خانه و پیدایش آن
3-2 هنرمندان مکتب سقا خانه
3-2-1 منصور قندریز
3-2-2 حسین زنده رودی
3-2-3 پرویز تناولی
3-2-4 فرامرز پیل آرام
3-2-5 ژازه طباطبایی
3-2-6 جعفر روحبخش
3-2-7 مسعود عربشاهی
3-2-8 ناصر اویسی
3-2-9 صادق تبریزی
3-3 تطبیق برخی آثار هنرمندان سقاخانه با ادعیه و طلسمات
3-4 نمونهای دیگر از آثار هنرمندان معاصر با نگاه سقاخانهای
نتیجه گیری
گزارش کار عملی
منابع
منابع ومأخذ:
احیایی ،محمد؛بازتاب آتش و نور در باور و هنرهای مقدس ایران ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه آزاد،83-82
آذر گشنسب ،اردشیر ؛ ( آتش در ایران باستان؛ چاپ دوم ،1353
اسماعیل پور ،ابوالقاسم ،اسطوره آفرینش در آیین مانی ؛تهران،نشر کارون ،چاپ اول،1381
امین زاده ،بهناز ؛ آب ، معماری ،شهرسازی مسلمین ؛ کتاب هنر ماه ، شماره 57 و 56 ،تهران، نشر خانه کتاب ایران ،1382
اوشیدری ، جهانگیر ؛نور ، آتش ، آتشکده در آیین زرتشت ؛ تهران ، ناشر مولف،1379
اویسی ، نقاشی با شناسنامه ایرانی ؛ شماره 732، تهران ،1356
باتیست تاورنیه ، ژان ؛سفر نامه تاورنیه ؛ترجمه: ابوتراب نوری ( نظم الدوله )؛ اصفهان،انتشارات تایید،چاپ دوم ،1336
بختور تاش ، نشان راز آمیز ؛1371
بلوکباشی ،علی ؛نوروز ،جشن نوزایی آفرینش ؛تهران ، نشر دفتر پژوهشهای فرهنگی ،چاپ اول، 1380
بنیادلو ،نادیا ؛ سقاخانه در ایران بانگاهی به سقاخانههای تهران ؛پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهشی هنر ،1379
بهار ،مهرداد ؛ ادیان آسیایی ؛ تهران ،نشر چشمه ،چاپ اول،1375
بهار ،مهرداد ؛ از اسطوره تا تاریخ ؛ تهران ، نشر چشمه،چاپ دوم،1377
تناولی ،پرویز ؛ ،طلسم گرافیک سنتی ایران ؛ تهران،چاپ اول ،1385
جهانیان ، اردشیر ؛ مقام آذریاآتش در فرهنگ اوستا ، تهران، چاپ دوم ،1376
حریریان و همکاران، محمود ، ملک شهمیر زادی ، صادق ، آموزگار ، ژاله ، میر سعیدی نادر ؛تاریخ ایران باستان؛تهران ،نشر سمت چاپ اول،1377
خسروی ،محمد باقر؛ آب در فرهنگ و هنر معماری ایران ؛ فصلنامه هنر ، شماره 42 ،تهران ،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،1378
دادمهر ،منصور ؛ سقاخانه و سنگابهای اصفهان ؛تهران ، انتشارات گلها،چاپ اول،1378
دلاشو ، م لوفر ؛ زبان رمزی افسانهها؛ ترجمه: جلال ستاری ؛ تهران ، انتشارات توس ،چاپ اول،1364
راوندی ، مرتضی ؛ تاریخ اجتماعی ایران ؛تهران ، انتشارات امیر کبیر،چاپ اول،1359
رجبی ، پرویز ؛ هزاره های گمشده ،تهران ، انتشارات توس،چاپ اول،1380
زمردی ، حمیرا ؛نقد تطبیقی ادیان و اساطیر ؛ تهران ، نشر زواره،چاپ اول،1382
شایگان ،داریوش ؛آیین هند و عرفان اسلامی؛ ترجمه: جمشید ارجمند ؛ تهران ، فرزان روز ،چاپ اول،1382
شین دشتگل ، هلنا ؛صورت آب ؛کتاب هنرماه ،شماره 57-56، تهران ، نشر خانه کتاب ایران ،1382
عابدینی ، رضا ؛ سایه طوبی ،اولین مجموعه مقالات دوسالانه نقاشی جهان اسلام ؛ موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگستان جمهوری اسلامی،1379
علی پور سعدانی ، رضا ؛ شی باوری میان مردم خوزستان ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد رشته نقاشی ، دانشگاه آزاد اسلامی ،83-82
کرمانی ، فریبا ؛تطهیر در مسجد ، همایش معماری مسجد؛تهران ،دانشگاه هنر،1378
گاستون ، باشلار ؛ شعله شمع ؛ ترجمه : جلال ستاری ؛تهران، چاپ اول ،1377
گودرزی ،مرتضی ؛ جست و جوی هویت در نقاشی معاصر ایران ؛تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ اول،1380
گوستاویونگ ،کارل ؛ انسان و سمبولهایش؛ ترجمه: ابوطالب صارمی ؛ تهران ، نشر امیرکبیر،1352
متز ،آدام ؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری یا (رنسانس اسلامی ) ؛ ترجمه:علیرضا ذکاوتی ؛جلد 2 ،تهران ، انتشارات امیر کبیر،چاپ اول،1362
محراب بیگی ، محمد علی ؛ کربلا ، فرهنگ مردم وآب ؛ کتاب هنرماه ؛شماره 58-57 ، تهران، نشر خانه کتاب ایران،1382
معین ،محمد ؛ مزدیسنا و ادب پارسی ؛ 2 جلد ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم،1338
نقی زاده ،محمد ؛مبانی هنردین در فرهنگ اسلامی ؛تهران، چاپ اول ،1385
یاوری ، احمد رضا ؛شناختی از کشاورزی سنتی ایران؛تهران ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب،چاپ اول،1359
منابع اینترنتی :
http://www.andishegom.com
http://tranjhalink.blogfa.com
http://intranet.isfahan.ir/new-web-farsi/isfahan/tarikhi/sagakhane3/htm
http://intranet.isfahan.ir/new-web-farsi/isfahan/tarikhi/sagakhane2.htm
منابع تصویری :
احیایی ،محمد ؛ بازتاب آتش و نور در هنرهای مقدس ایران؛ پایان نامه کارشناسی ارشد رشته نقاشی،83-82
تناولی ، پرویز ؛ طلسم گرافیک سنتی ایران ؛تهران، چاپ اول ،1385
دادمهر ، منصور ؛ سقاخانه و سنگابهای اصفهان ؛تهران ، انتشارات گلها،چاپ اول،1378
http://intranet.isfahan.ir/ne-webfawrsi/isfahan/tarikhi/sagakhane1.htm
http://intranet.isfahan.ir/new-webfarsi/isfahan/tarikhi/sagakhane2.htm
http://intranet.isfahan.ir/new-webfarsi/isfahan/tarikhi/sagakhane3.htm

دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات، تحقیق
فرمت فایل:
( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
تعداد صفحات : 76 صفحه
فهرست مطالب مقدمه نسبت قاجار دوره اول قاجاریه زنجیره اصطلاحات مؤثر در تغییر لباس تربیت و اخلاق عمومی تمدن ایران در زمان قاجار اقتصاد پول و نقش بانکها وضع اقتصادی صنایع وضعیت اشتغال در بخش نساجی هنر صنعت نساجی در عصر قاجاریه از بین رفتن صنعت نساجی در دوره قاجاریه اعزام دانشحو و تغییر لباس پوشاک اصیل در اوائل دوره قاجاریه پوشاک ایرانیان در دوره قاجاریه انتقال تدریجی آداب و رسوم اروپائیان لباس طبقات و اقشا ر (مختلف مردم ، لباس زنان ) لباس زنان طبقات مختلف لباس طبقات و اقشار مختلف مردان مظفرالدین شاه و محمد شاه مشروطیت ، تسخیر ، ویرانی و تقلید نقش مدارس و آموزشگاههای دختران ، دارالمعلمات و انجمنهای زنان در رفع حجاب مشروطیت خاورمیانه و تغییر لباس مردم بقاب بتان کفش و جوراب تنبان کفش و جوراب زنان پیراهن کلاه و عمامه شلوار ، شال کمر قبا و کمرچین کلیجه و جبه عبا و عمامه پوستین تاریخچه قاجاریه فکر ایجاد لباس ، ناشی از احتیاج انسان به دفاع از عوارض طبیعی ، به خصوص در مقابل سرما بوده است .
لیکن لباس نیز ، شامل هرگونه وسیله زندگی که از دایره رفع احتیاج ابتدائی بیرون می کذارد ، حالت تفننی (سرگرمی) به خود می گیرد ، درطول زمان از صورا ابتدایی بیرون آمده ، اقوام مختلف روی زمین ، هر یک بنا به مقتضیات اقلیتی و آداب و رسوم درجه و تمدن خود ، به ایجاد لباسهای گوناگون پرداخته و در دوخت و شکل و تزئین آن ، ابتکارات گوناگون به وجود آورده اند ، به طوریکه کم کم ، لبای نیز مثل تمام وسایل زندگی ، جلوه گاه ذوق و هنر بشر گردیده و مظهر درجه لطافت و ذوق و تکامل سلیقه افراد و ملل بشری است .
مطالعه و نمایش قطورات لباس های یک ملت امروزه نه تنها از لحاظ تعقیب سیر تاریخی و درک زیبایی و تنوع آنها قابل تعمق است ، بلکه از نظر فهم روانشناسی و عادات و رسوم مختلف آن ملت نیز ، شایان توجه می باشد .
بنابراین ، از مطالعه و شکل و انواع لباس ها در زمانها و مکانهای مختلف ، می توان به روحیات یک قوم نیز پی برد شرایط سیاسی و اقتصادی در هر یک از این دوره ها متفاوت است تحول میان اولین دوره و آخرین دوره بسیار قابل توجه است .
اما زیر بنای همه این دوره ها طرز تلقی نسبت به زندگی فرد در جامعه بود که تا مدت زیادی چگونگی عمل حکومت شکل آن را تعیین می کرد بنابراین گرچه تغییر در اشکال ظاهری چشمگیر بود ، اما در ساختار احتماعی کمتر نمود می یافت .
آقا محمد خان در مارس 1783 میلادی با استقرار در پایتخت در تهران به پادشاهی رسید .
در این زمان با وقوع جنگ در سالهای 1795 – 1702 میلادی دول اروپایی در نتیجه شرکتهای تجارب محصول نساجی کمتر به ایران و مشرق زمین نفوذ کردند .
آقا محمد خان تاجی بر سر می گذاشت و شال و کلاه نادری و کریم خانی را به رجال مملکت داده بود لباسی رسمی برای تمام رجال و طبقات ، جبه و شال بود ، مؤلف کتاب ( شرح زندگی من ) با تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه از آقا محمد خان تا آخر ناصرالدین شاه نیز به همین مسئله چنین اشاره کرده است .
بعد از استیلای غرب به ایران تقلید از قوم غالب ، کلاه اعیانی ایرانیها تبددیل به عمامه کرد ، مردمان با حیثیت به خصوص اهل علم همه عمامه بر سر می گذاشتند ، حکومت بعضی از سلسله ها که اصلا ترک بوده اند شاید تغییری در سر پوش داده باشند .
در زمان آقا محمد خان به غیر از شال و کلاه ، جبه ، ترمه ،چاقچوری از ماهوت آتلی و کفش ساغری تمام لباس رسمی بود .
از آنجا که حبه لباس روپوش راحت و پردوامی بود تمام ایرانیان آن را اتخاذ کردند و در موارد رسمی و نیمه رسمی به طور کلی در مواقع احترام می پوشیدند .
در دوره قاجاریه به جای اینکه بیشتر وقت به رفاه و عمران مملکت ، صرف عیاشی می گذشت .
متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا دانلود نمایید
بعد از پرداخت ، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.
«پشتیبانی فایل به شما این امکان را فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دریافت نمایید »

دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات، تحقیق
فرمت فایل:
( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
تعداد صفحات : 13 صفحه
فردوسی حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی (حدود ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری شمسی)، شاعر حماسهسرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانیترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بودهاست.
او را از بزرگترین شاعران فارسیگو دانستهاند.
در ایران ۲۵ اردیبهشت بنام روز ملی فردوسی نامگذاری شده است تولد بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان متولد شد.
استدلالی که منجر به استنباط سال ۳۱۹ شدهاست شعر زیر است که محققان بیت آخر را اشاره به به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۷۵ شمسی میدانند: و از این که فردوسی در سال ۳۷۵ پنجاه و هشت ساله بودهاست نتیجه میگیرند او در حدود سال ۳۱۹ متولد شدهاست.
تولد فردوسی را نظامی عروضی، که اولین کسی است که دربارهٔ فردوسی نوشتهاست، در ده «باز» نوشتهاست که معرب «پاژ» است.
منابع جدیدتر به روستاهای «شاداب» و «رزان» نیز اشاره کردهاند که محققان امروزی این ادعاها را قابل اعتنا نمیدانند.
پاژ امروزه در استان خراسان ایران و در ۱۵ کیلومتری شمال مشهد قرار دارد.
نام او را منابع قدیمیتر از جمله عجایب المخلوقات و تاریخ گزیده (اثر حمدالله مستوفی) «حسن» نوشتهاند و منابع جدیدتر از جمله مقدمهٔ بایسنغری (که اکثر محققان آن را بیارزش میدانند و محمدتقی بهار مطالبش را «لاطایلات بیبنیاد» خواندهاست) و منابعی که از آن مقدمه نقل شدهاست، «منصور».
نام پدرش نیز در تاریخ گزیده و یک منبع قدیمی دیگر «علی» ذکر شدهاست.
محمدامین ریاحی، از فردوسیشناسان معاصر، نام «حسن بن علی» را به خاطر شیعه بودن فردوسی مناسب دانسته و تأیید کردهاست.
منابع کمارزشتر نامهای دیگری نیز برای پدر فردوسی ذکر کردهاند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء).
تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در رد نام «فخرالدین» نوشتهاست که اعطای لقبهایی که به «الدین» پایان مییافتهاند در زمان بلوغ فردوسی مرسوم شدهاست و مخصوص به «امیران مقتدر» بودهاست، و در نتیجه این که پدر فردوسی چنین لقبی داشته بوده باشد را ناممکن میداند.
متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا دانلود نمایید
بعد از پرداخت ، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.
«پشتیبانی فایل به شما این امکان را فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دریافت نمایید »

دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات، تحقیق
فرمت فایل:
( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )
تعداد صفحات : 10 صفحه
عارف قزوینی عارف پسر ملاهادی متخلص به عارف در شهر قزوین تولد یافت، تحصیلات خود را در هفدهسالگی بپایان رسانید، غزلیات واشعار دیگرش شورانگیز وحاوی مضامین ملی ووطنپرستی بود، در اواخر عمر گوشهگیری کرد به تصنیف شکلی نوداد.
کلیات دیوان عارف چاپ شده است مشتمل بر 97 غزل، 89 تصنیف و12 شعر هجویه میباشد.
با اینکه تعداد اشعار این شاعر کم است، با اینحال مسأئل اجتماعی وسیاسی یک ربع قرن رادربردارد.
عارف درآغازکارادبی خود ازدرک اهمیت وقایع سیاسی بسیاردور بود،نخست بشیوه متقدمان با همان مضمون ومحتوی وقالی، شعرمیسرود.
امارفته رفته با آشنائی بیشتر بامحیط واوضاع واحوال اجتماعی وبروز وقایع انقلابی، بشاعری انقلابی، میهنپرست، مبارزه راه سعادت وجلوگیری ازستم ستمگران بدل میگردد وسرانجام مدافع سرسخت آزادی میشود.
انقلاب مشروطه درشکل گرفتن شخصیت حقطلبی وآزادیخواهی عارف نقشی عمده داشت ومبارزه بارژیم سلطنت رابشدت دنبال میکردوحکومت جمهوری رامیستود وبدست آوردن آزادی ملی واجتماعی رامنوط به بدست گرفتن اسلحه وبرانداختن ریشه استبداد میپنداشت0 شعارانقلابی عارف درخدمت هدفها وآرمانهای آزادیخواهانه وروشنفکرانه روزگارش بود0 عارف بااستفاده ازقالب تصنیف وآمیختن اشعار خویش باامثال وحکم وضربالمثلهای عادی مردم شعر خود راهر چه بیشترساده وروان ساخت وبقول د0 س کامیسلروف:“ آثار عارف قزوینی نمونة مناسبات جدید انقلابی نسبت بشعرونمودار پرهیز ازتفنن وشاخص تبدیل ادبیات بیک وسیله واقعی مبارزه درراه آرمانهای ملی است0 نقل ازکتاب عارف شاعر مردم ترجمه غلامحسین متین عشق به میهن درتمامی دورانهای زندگانی دشوار شاعر بچشم میخورد0 درست قبل ازمرگ نوشت: من یک ایرانی پاک که برای اوهیچ چیز گرانبهاتر ازوطنش نیست بوده وباقی خواهم ماند، بگذار که درگمنامی بمیرم وآرزوی من این است که ملتم نیرومندتر وسربلند وکشورم شکوفا باشد کلیات دیوان عارف ص457 نقل از کتاب عارف شاعرمردم تألیف گگگامین ترجمه غلامحسین متین در دوران انقلاب مشروط عارف بیشتر درتهران بود، مدتی کوتاه نیز درگیلان، اصفهان واراک بسر برد“ ظاهراً“ وقایع انقلابی، بقدری شاعر جوانرا تحت سیطره خود گرفته بودند که بقیه مسائل زندگی اورادردرجه دوم اهمیت قرار میداده است0 اوتمامی استعدادخویش رادر موسیقی درخوانندگی وشاعری، وقف انقلاب میکند دکتر رضازاده شفق مینویسد“ عارف ازنخستین روزهای نهضت مشروطه درایران، همراه ملت درمبارزه باآن روبروبود0 درین احوال اشعار عارف درجراید چاپ ودرمعابر بوسیله مردم خوانده میشدوازهمین دوره بعنوان شاعر ملی، وطنپرست ومبارزه شهرت بسیار یافت0 پیام دوشم از پیر میفروش آمد بنوش باده که یک ملتی بهوش آمد هزارپرده زایران درید استبداد هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد زخاک پاک شهیدان راه آزادی ببین که خون سیاوش چنان بجوش آمد برای فتح جوانان جنگجو، جامی زدیم باده وفریاد نوش آمد زخواب غفلت هر آن دیدهای که بیدار است بدین گناه اگرکور شد،سزاوار است زده است یکسره خود رابراه بدمستی قسم بچشم تو، ما، مست وخصم بدبیدارست نالة مرغ اسیر، این همه، بهروطن است مسلک مرغ گرفتار قفس، همچو من است خانهای کوشودازدست اجانب آباد زاشک ویران کنش آن خانه، که بیتالحزن است جامهای کونشود غرقه بخون بهروطن بدرآن جامه، که ننگ تن وکم ازکفن است آن کسی را که دراین ملک سلیمان کردیم ملت امروز یقین کرد که اواهر من است همه اشراف بوصلت خوش، همچوخسرو رنجبردرغم هجران توچون کوه کن است0 چه ظلمها که از گردش آسمان ندیدم بعیر مشتی دزد، همره کاروان ندیدم دراسن رمه بجز گرگ دگر شبان ندیدم بپای گل بجز زحمت باغبان ندیدم همتی ای خلق اگر ایران پرستید ازچه درین مرحله، ایمن نشستید منتظر روزی، ازین بدتر هستید صبر ازاین بیش، دگر جاندارد گرمی نبری رنج، توانگر نگردی این ره عشق است، دلابرنگردی شمع صفت سوز که تاکشته گردی عارف بیدل سرپرواندارد ناله مرغ اسیر، این همه، بهروطن است مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است تانفس باقی است نام دوست باشد برزبانم تاکه جانی هست نقش یار باشد درضمیرم گرنکردم خدمت، این دانم خیانت هم نکردم شکر ایزدراکه عارف نی وکیلم، نی وزیرم بزرگان؟
جملگی، مست غرورند خدا کسی فکر مانیست زانصاف ومروت سخت دورند خدا، کسی فکر مانیست رعیت بیسواد وگنگ وکورند خدا،کسی فکر مانیست هفده، هجده، نوزده وبیست ای خدا، کسی فکر مانیست ازخون جوانان وطن لاله دمیده، ازفاتم سروقدشان، سروخمیده درسایةگل، بلبل ازین غصه خزیده گل نیز چون درغمشان جامه دریده شد مسلمانی مابین وزیران تقسیم هرکه تقسیمی خود کرد بدشمن تقدیم حزبی اندرطلبت برسراین راُی مقیم کافریم اربگذاریم که ایمان برود پیام دوشم ازپیر میفروش آمد بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد باد خزان پیرهن گل درید دامن گل شد زنظر ناپدید سروچویعقوب ازین غم خمید غصه قد سروکمان میکند خارجه درمجلس ماجا گرفت نرگس شهلا ده ایما گرفت نابود بادظلم چوضحاک ماردوش تابود وهست کاوه حداد زنده باد به هیچ مملکت وملک این نبود ونیست بدست گرگ، شبانی رها کند گله را دردایره کلام عارف، واژههائی وارد میشوند که برای شعر سنتی، بیگانه وغیر معمولی هستند: انقلاب ، حزب، فراکسیون، استبداد، آزادی، اجنبی، ملی، قانوناساسی، سیاست دولت، هموطن، اشراف، رنجبر، پلیس، مردم، آموزش و پرورش، استقلال، خائن و0000 نقل ازکتاب عارف شاعغر مردم تاُ لیف گ ک گامین ترجمه غلامحسین متین چندزپلی تیک اجانب بخوانید؟
تابکی زدست عدو درعذابند منتظرروزی، ازین بدتر هستید، ازچه درین مرحله، ایمن نشستید؟
همتی ای خلق، گرایران پرستید گرنبری رنج، توانگری نگردی این ره عشق است دلا ! برنگردی شمع صفت سوزکه، تا کشته گردی خرابهای شد ایران ومرکز دزدان کنم چه چاره که این جا، پناهگاه من است اگرچه عشق وطن میکشد مرا، اما خوشم بمرگ، که این دوست، خیرخواه من است زتربت من اگر سر زندگیاه واز آن برنگ خون ، گل اربشکفد گیاه من است زراه رنج چو بمنزل نمیرسی، برگرد براه راست که این راه شاهراه من است حقوق خویش زمردان، اگر زنان گیرند دراین میان من وصددشت زن- سپاه من است گریزد هرکه زظلمی بمأمنی، عارف شراب خانه درایران، پیاهگاه من است هروقت زآشیانةخودیاد میکنم نفرین بخانواده صیاد میکنم یادرغم اسارت ، جان میدهم بباد یاجان خویش ازقفس آزاد می کنم آتش بجان چند تن افتد، که بیگناه بی موجبی، به ملتی آتش بجان زدند از پرده کار زهد فروشان برون فتاد روزی که پا بدائره امتحان زدند ایران چنان تهی شد از هرکسی، که دست ایرانیان بدامن این ناکسان زدند از من مپرس چونی؟
دلی چوکاسهخونی زاشک پرس که افشا نمود راز درونی حکومت موقتی چه کرد؟
به که نشنوی گشود در سرای جم بروی اجنبی ای دیده خون ببار که یک ملتی زبون رفته است ومن دوبدیدةبیدارم آرزوست ایران خرابتر زدوچشم تو ای صنم اصلاح کار، از تو ، درین کارم آرزوست بیدارم هرکه گشت در ایران زود بدار بیدار و زندگی بی دارم آرزوست ایران فدای بلهوسی های خائنین گردیده یک قشون فداکارم آرزوست عارف برخلاف اغلبی از گذشتگان در قسمتی از اشعار خود ترجمان احساسات طبقه عامه وآزادیخواه ملت ایرانست.
اگر فیالمثل بعضی از معروفترین قصاید منوچهری قصیده شمعیه یا از بهترین قصاید انوری را در یک مجمع ایرانی بخوانید اغلب تأثیرات ادبی و بدیعی درحاضرین خواهید دید ولی اگر از غزلیات عارف خوانده شود بعضی از آنها میتواند حاضرین را به هیجان آورد وباعماق قلوب واحساسات آنهافرورود.
خود دلیل این مدعا خوانده شدن تصانیف وغزلیات اوست در سرتاسر ایران چون اینها تعبیرات ادبی احساسات ملتند، کسانی که در کنسرتهای عارف شرکت داشته از اشعار دلدوز او را در نغمه دلسوز ومؤثر او شنیده وهیجان ورقت وتأثر مستهمین را دیدهاندمیتوانند پایةتاثیر این شاعر شورانگیزودلیر ایرانرا بهتر بسنجند.
عارف تملق کسی رانگفت، زندگی سراسر باتنگرستی داشت، هرچند گاه ازخانهای بخانهای میکوچید،اغلب رفقای خودمیشد وازنابسامانیهای ایران دستخوش اندوه میشد0“ نقل ازقستی ازمقاله رضازاده شفق درمقدمه کلیات دیوان عارف0 عارف شادروان دردوره ظلمانی استبداد زیست مینموده وباهرطبقه ازجامعه تماس داشته وبخوبی ازریاکاری وسالوس وعوام فریبی وفجایع ومظالم واجحافات وتجاوزات استبدادیان دردوره استبداد واقف بوده ودرشئون اجتماعی هم جز خواب غفلت وخستگی وجمودت چیز دیگری ملاحظه ننموده واین وضعیت رابرای نسل معاصر وآینده قابل تحمل ندانسته، لذادر صدد برآمده که بوسیله کنسرتها وسرودهای هیجانانگیز (وگاهی تلخ) خود بنیان واساس موجودةزمامداران آن دوره زادرهم شکند وملت رااز خواب بیدار وازغفلت هشیار نموده، سازمان تازه ونوی بوجود آورد.
تاجامعه ایرانی بتواند ازچنگال مظالم استبدادآزادگرددو روی این نظریه با صراحت لهجه و بیان روشن و اشعار دلپسند سودمند وغزلیات شیوای با معنی با ذکر نظائر وامثال، منظور ومرام خود را در طی قطعات دلپذیر ونافذ وعمیق ابراز داشته وگاهی عنان اختیار از کف داده با گفتن اشعار مهییج وگاهی تندوزننده در انتقاد از رفتار ظالمانةزمامداران وبیان اصلاحات مملکت ومبارزه با عناصر فاسدةمستبده اشعار نفر سروده است .
اینست که اشعار ملی دلنشین وبیانات نمکین او در تیپ مخالفین تأثیر تلخ وناگوار ودرطبقات دیگر نشاط تازه وهیجان بیاندازه بوجودآورده تأثیر بزرگی در پیشرفت کارآزادیخواهان نموده است.
نتیجه و عکس العمل این ایمان پاک وحسننظر که از سرچشمه میهنخواهی تراوش کرده بود که براثر سعایت وبدخواهی عدهای از عناصر مستبده ومفسده جوآن شادروان منزوی وگوشهنشین شده، دچار تیرهبختی و دستتنگی و فشار سخت درامرارمعاش وگذرانیدن روزگار گردید000 از سیف آزاد فروردین 1337 نقل ازمقدمه کلیات دیوان عارف.
متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا دانلود نمایید
بعد از پرداخت ، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.
( برای پیگیری مراحل پشتیبانی حتما ایمیل یا شماره خود را به صورت صحیح وارد نمایید )
«پشتیبانی فایل به شما این امکان را فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دریافت نمایید »