
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه19
فهرست مطالب
رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی
درآمد
خاتمه و نتیجه
این آن است که گروهی از ابلهان و گروهی از مبتدعان بدیشان تشنیع همیزنند که «ایشان حدیث صنم و زلف و خال و مستی و خرابات میگویند و میشنوند، و این حرام باشد» و میپندارند که این خود حجتی عظیم است که بگفتند، و طعنی منکر است که بکردند؛ که از حال ایشان خبر ندارند. بلکه سماع ایشان خود باشد که بر معنی بیت نباشد، که بر مجرد آواز باشد، که بر آواز شاهین خود سماع افتد، اگرچه هیچ معنی ندارد. و از این بود که کسانی که تازی ندانند، ایشان را بر بیتهای تازی سماع افتد، و ابلهان میخندند که «وی خود تازی نداند، این سماع بر چه میکند؟» و این ابلهان این مقدار ندانند که اشتر نیز تازی نداند، و باشد که به سبب الحان و سراییدن عرب بر ماندگی چندان بدود به قوت سماع و نشاط با بار گران، که چون به منزل رسد و سماع فرو گذارند در حال بیفتد و هلاک شود. باید که این ابلهان با اشتر جنگ و مناظره کنندی که «تو تازی ندانی، این چه نشاط است که در تو پیدا میآید؟»
و باشد نیز که از آن بیت تازی چیزی فهم کند که نه معنی آن بود، ولیکن چنانکه ایشان را خیال افتد. که نه مقصود ایشان تفسیر شعر است. یکی میگفت: «ما زارنی فیالنوم الا خیالکم» [در خواب جز خیال شما همدمیم نیست]. صوفیی حال کرد، گفتند: «این حال چرا کردی، که خود ندانی که وی چه می گوید؟» گفت: «چرا ندانم! میگوید: ‘‘ما زاریم’’. راست میگوید، همه زاریم و فرو ماندهایم و در خطریم» (ص ۴۸۵–۴۸۳)
غزالی در خصوص «رقص» نیز همین موضع را اختیار کند و باز آن را دست کم «بازی» بیزیانی میشمرد که اگر هیچ معنایی هم نداشته باشد، باز همان مساعدتی که برای تقویت احوال و مواجید و شادی میکند ارزشمند است.
تحقیق در مورد درویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی