ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله مدولاسیون QAM

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله مدولاسیون QAM دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


- تعریف مدولاسیون QAM:
در مدولاسیونMPSK اختلاف فقط در فاز پالس ها است و در مدولاسیون MASKاختلاف فقط در دامنه پالس ها است ولی درمدولاسیونMQAM اختلاف در فازو دامنه پالس ها است.
لازم به ذکر است که M=2 پالس ها و لذا سیگنال متشکل از آنها را می توان به دو مولفه سینوسی _ کسینوسی تجزیه کرد یعنی در این حالت هم سیگنال نظیردو مدولاسیون DSB است یکی با و دیگری با به این دلیل به آن QAM گفته می شود.
مدولاسیون MQAM همانطور که گفته شد دارای دو کاریر می باشد که یکی دقیقا با ْ90 درجه اختلاف فاز نسبت به دیگری وجود دارد. همانطور که در شکل زیر دیده می شود٬ابتدا دو مولفه I وQ در مدولا تور QAM به صورت زیر تولید می شود:
مدولاسیون MQAM دارای عرض باند می باشد و برای آشکار سازی کافی است همبستگی با دو مولفه سینوسی و کسینوسی محاسبه شود.
3-2-مودم QAM:
یک سیستم مخابراتی به صورت عموم دیتا می گیرد و بعد از انجام برخی از پردازشها و تبدیل فرکانسی دیتا را می فرستد و همین عمل را به صورت معکوس در گیرنده انجام می دهد. بلوک دیاگرام یک سیستم QAM در شکل نشان داده شده است.

شکل 16: بلوک‌دیاگرام فرستنده-گیرنده

 

در یک سیستم مخابراتی دیجیتال سیگنالهای ورودی به مودم یک رشته سیگنال از یک منبع دیجیتال یا یک کد گذار کانال.اگر هر چند هم که سیگنال ورودی به مودم بوسیله یک منبع آنالوگ تولید شده باشد ٬ باید قبل از قرار گرفتن در جایگاه نمونه برداری به پهنای باند B محدود شود.طبق قضیه نایکوئیست حتما فرکانس نمونه برداری باید دو برابر پهنای باند باشد .
به عنوان مثال بیشترین انرژی یک سیگنال صدا در فرکانس زیر متمرکز شده و از این رو سیگنال های صحبت به طور نوعی دارای یک فیلتر پایین گذر با پهنای باند هستند و این یک سرعت نمونه برداری برای فرکانس یا بالاتر را طلب میکند. لازم به ذکر است که اغلب سیستم های مخابراتی برای انتقال صدا از سرعت نمونه برداری برای فرکانس استفاده می کنند.
بعد از این مقدمه ما به شرح هر یک از بلوک های به کاررفته در یک مودم می پردازیم:
3-3- بخش فرستنده:
_مبدل انالوگ به دیجیتال:
مبدل آنالوگ به دیجیتال ( (ADCسیگنال با باند محدود را به منظور انتقال و عمل دیجیتال کردن آن میگیرد و هر سطح کوانتیزاسیون آنالوگ را در هر بار نمونه برداری به یک سطح کوانتیزاسیون مجزا تبدیل می کند .
به عنوان مثال در یک مبدل آنالوگ به دیجیتال 8 بیتی به ازای هر سطح کوانتیزاسیون جدا شده یک پاسخ باینری 8 بیتی در خروجی داریم.نمودار زیر بیانگر نوع عملیات در یک ADC می باشد:

شکل17:امواج ورودی و خروجی به ADC

 

اختلاف بین سیستم های مخابراتی دیجیتال و اغلب سیستم های مخابراتی آنالوگ سنتی در بکارگیری تکنیک انتقال سیگنال می باشد. در یک رادیو آنالوگ سیگنال فرستاده شده به صورت مستقیم مدوله شده و اغلب با ضرب ساده با کاریر حمل می شود.در طرف دیگر سیستم های دیجیتال بیشتر از مدولاسیون همبستگی استفاده می کنند که می تواند دیتای ورودی را با کیفیت خوب بر روی کاریر نگاشت می کند. با وجود پیچیدگی سیستم دیجیتال استفاده از تکنیک دیجیتال به این علت است که لینک دیجیتال می تواند سیگنال پردازش شده را با خطای کمتری تحویل دهد در حالیکه در سیستم آنالوگ به دلیل وجود همیشگی نویزهای گوسی در وسائل و تجهیزات شاهد افت اطلاعات هستیم.
_بخش :Mapping
در عمل Mappingبیتهای اطلاعات بر روی رشته های مدوله شده با کاریرهای I وQ قرار دارند و نقش اساسی در تعیین مشخصات یک مودم را بازی می کنند.
Mapping می تواند به وسیله یک دیاگرام که دیاگرام فضای حالت نامیده می شود نشان داده شود. یک چنین دیاگرامی از از یک منحنی دو بعدی حاصل می شود که دامنه های لول های IوQ در هر یک از نقاط منحنی مشخص شده باشد .برای یک مدولاسیون دامنه باینری ساده دیاگرام آن دارای دو نقطه میباشد که هر دو در طرف مثبت محور Xها قرار دارد.
دامنه منفی در اصل نشان می دهد که در انتقال یک سیگنال یک شیفت فازی به اندازه 180 درجه انجام شده است. نقاطی که در روی دیاگرام شیفت فازی پیدا می کنند می توانند برای ما این نکته را توصیف کنند که این نقاط هم دارای فاز و هم دارای دامنه می باشند که دامنه نشان دهنده خاصیت مغناطیسی کاریر فرستاده شده می باشد و فاز نشان دهنده شیفت فازی از کاریر نسبت داده شده به اسیلاتور محلی در فرستنده می باشد. در این دیاگرام مولفه های (Inphase) IوQ(Quadrature) به ترتیب در روی دو محور XوY قرار دارند. ودر یک دیاگرام مربعی 16QAM که در شکل زیر نشان داده شده است هر نقطه با یک سمبل 4 بیتی نشان داده شده است:

شکل18:دیاگرام فضای حالت 16QAM

 

که شامل بیتهای هم فاز و و بیتهای تربیعی و می باشد که به منظور ترکیب و و و در میان آنها قرار داده شده است.
مولفه های IوQ موجود در ربع چهارم بوسیله بیتهای 01 و 00 و 10 و11 کدبندی گری شده اند و لول های آن ها نیز به ترتیب d3 وd و-d وd3- میباشد.
محاسبه مقدار متوسط انرژی در چنین دیاگرامی به صورت زیر می باشد:

هر شکل دهی دیگری برای 16QAM که مانند دیاگرام بالا نباشد باعث افت انرژی می شود.بنابراین ما ادعا می کنیم که یک انرژی نویز پایدار برای نسبت سیگنال به نویز لازم است تا به همان سرعت خطای بیت (BER) که بالا نیز خواهد بود برسیم.
فاصله Hamming بین هر دو نقطه در بیتهای Mapping برای آن نقاط متفاوت است٬ بنابراین نقاطی که به صورت 0101 و 0111 نمایش داده شده اند یک فاصله Hamming از 1 و نقاطی که به صورت 0101 و 0011 نمایش داده شده اند دارای چنین فاصله ای از 2 می باشد.
هر زمانی که فازور انتقال داده شده توسط نویز دچار آسیب گردد٬ این کد گذاری گری می باشد که این تخریب را به اندازه کافی فراهم می کند که در نتیجه این عمل به غلط به عنوان یک نقطه فضای حالت مجاور مشخص می شود که بعدا این دمدولاتور می باشد که یک فازور با یک خطای بیت را انتخاب می کند٬ این امر احتمال خطا را کاهش می دهد.
در شکل زیر ما منحنی از یک توالی چهارتایی از مولفه I را که توسط Mapper تولید شده است را مشاهده می کنیم:

شکل19:نمایش مولفه Iو Q در حوزه زمان

 


به دلیل انتقال های فوری و لحظه ای در حوزه زمان ٬ رشته I دارای پهنای باند بینهایت می باشد و از اینرو به یک کانال با پهنای باند زیاد نیاز خواهد داشت.مولفه Q دارای زمان و حوزه فرکا نسی مشابه می باشد. این سیگنال ها باید قبل از انتقال به منظور در بر گرفتن طیفی در محدوده باند محدود ٬ محدود شوند و بنابراین به حداقل رساندن تداخل توسط سایر سیستم ها و استفاده کننده ها منجر به تقسیم طیف می شود.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله مدولاسیون QAM

دانلودمقاله کاشت برنج

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله کاشت برنج دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
عملیات تهیه بذر برای کاشت در خزانه

شالیکاران، بذری را که برای کاشت انتخاب می‌نمایند، عموماً از محصول سال قبل تهیه شده است. کشاورزان بعد از برداشت برنج و خشک کردن آن مقداری بذر را بصورت شلتوک یا بصورت خوشه نگهداری می‌نمایند تا در سال بعد از این بذر جهت کاشت در خزانه استفاده نمایند.
گاهی اوقات بعلت خرابی محصول، کمی بذر و یا تغییر رقم محصول، بذر را از نقاط دیگر تهیه می‌نمایند.
بذری که به این طریق تهیه شده است در جای خشک و مناسبی نگهداری می‌شود. بطوری که حشرات، پرندگان و جوندگان مثل موش به آن دسترسی نداشته باشند. استفاده از این بذر در استانهای شمالی کشور از حدود دوم الی پنجم فروردین ماه آغاز می‌گردد.
عملیات جوانه‌دار نمودن بذر:
بذر ذخیره شده در موقع کاشت باید جهت کاشت آماده شود. بسته به میزان بذر در داخل ظرف یا حوضی که در حیاط منزل معمولاً به این منظور تعبیه شده مقداری آب ریخته و سپس در داخل آن نمک می‌ریزند. معمولاً 3 تا 4 کیلوگرم نمک برای 18 لیتر آب مناسب است.
در بعضی از مناطق شالیکاران از تخم‌مرغ تازه بعنوان معیار نمک استفاده می‌نمایند. بدین ترتیب غلظت نمک به 08/1 تا 11/1 می‌رسد این غلظت در ارقام مختلف برنج متفاوت است و در ارقام ریشکدار کمتر و در ارقام بدون ریشک بیشتر است.
وقتی محلول آب و نمک بدین طریق تهیه شد، شلتوکها را در داخل آن ریخته و خوب بهم می‌زنند. بعلت اختلاف وزنی که بین بذرهای سبک و سنگین بوجود می‌آید بذور سنگین در ته و بذور سبک در روی محلول می‌مانند. این بذور که در سطح می‌مانند بی‌ارزشمند و باید درو ریخته شوند، زیرا دارای ارزش جوانه‌زنی نیستند و به اصطلاح پوک هستند. بذوری که در ته می‌مانند سالم و مناسبند و چنانچه کاشته شوند تولید جوانه می‌نمایند. این بذور را جمع‌آوری نموده و بلافاصله با آب خالص بخوبی می‌شویند تا هیچ اثری از نمک روی آن باقی نماند.
بذور سالمی را که بدین طریق تهیه شده ، در داخل گونی یا کیسه‌هایی می‌ریزند، البته تمامی حجم کیسه را از بذر پر نمی‌نمایند. چون بذور در اثر جذب آب ازدیاد حجم پیدا می‌نمایند و ممکن است کیسه در اثر این عمل پاره شود. پس از اینکه بذور در داخل کیسه ریخته شده این کیسه یا گونی‌ها را در داخل ظرف یا حوض پر از آب می‌اندازند و بسته به درجه حرارت محیط آنرا بمدت 2 تا 3 روز در داخل آب قرار می‌دهند. تا این بذور آب کافی جذب نمایند. در این مدت روزی 2 تا 3 مرتبه به ظرف یا حوض، آب اضافه می‌کنند زیرا آب بوسیله جذب شدن توسط بذور کاهش می‌یابد و یا ممکن است از کنار و یا کف حوض نشت نماید. پس از گذشت این مدت بذور آب داده شده را از داخل آب بیرون می‌کشند و سپس در محیطی مناسب در داخل حیاط روی زمین، گونی، پارچه یا حصیری پهن می‌نمایند و بذور خیس شده را روی آن می‌ریزند. سپس روی آنرا با کیسه یا نمدی می‌پوشانند. این عمل ممکن است بسته به درجه حرارت محیط تا یک هفته نیز طول بکشد. پس از این مدت بذور جوانه‌دار شده و آماده جهت کاشت در خزانه می‌باشند. مدت لازم برای جوانه‌دار شده شدن بذر بسته به دمای محیط از 2 تا 8 روز متفاوت است. هر چه درجه حرارت بیشتر باشد مدتی که بذر می‌تواند جوانه‌دار شود کاهش می‌یابد.
حداقل درجه حرارت لازم برای جوانه‌درا شدن بذر 12 درجه سانتی‌گراد و حداکثر 25 درجه سانتی‌گراد است.
عملیات تهیه خزانه:
در نقاط مختلف کشور کشت برنج به دو روش نشایی و مستقیم انجام می‌شود.
در اکثر مناطق کشور کشت به روش نشایی انجام می‌گیرد. در استانهای گیلان و مازندران نیز کشت برنج به طریق نشایی انجام می‌شود. بعلت طیف گسترده علفهای هرز بخصوص در استان گیلان، کشت برنج به طریق مستقیم به هیچ وجه توصیه نمی‌گردد. بدین جهت همزمان و یا قبل از جوانه‌دار نمودن بذر اقدام به تهیه خزانه می‌نمایند.
خزانه برنج که در استان گیلان به آن «تمبیجار» می‌گویند‏، قطعه زمین کوچک و محصوری است که در داخل زمین اصلی یا در قطعه‌ای از زمین در خارج مزرعه اصلی تعبیه می‌گردد. زمینی که برای خزانه انتخاب می‌گردد باید در اواخر پاییز به عمق 15 تا 20 سانتی‌متر شخم زده شود و در اواخر زمستان قبل از شروع فصل کشت روی آن مقداری کود دامی کاملاً پوسیده بریزند، سپس آنرا کاملاً با خاک مخلوط نمایند.
پس از این عمل در خزانه آب ریخته و با ادوات کشاورزی از قبیل تیلر و یا گاوآهن‌هایی که بوسیله حیواناتی مانند گاو کشیده می‌شود. زمین را شخم می‌زنند و سنگ و کلوخ‌های موجود در سطح زمین را جمع‌آوری یا خورد می‌کنند.
سپس مقداری کود ازته (شکری) و مقداری کود فسفره (فسفات آمونیم) به زمین می‌دهند، پس از انجام این عمل بوسیله ماله یا وسایل دیگر که کاملاً صاف است سطح زمین را هموار و یکنواخت می‌نمایند، بعداً زمین را به عرض 5/2 تا 3 متر و به طول 5 تا 10 متر مرزبندی می‌نمایند. بدین ترتیب خزانه برنج آماده برای کاشت بذر جوانه‌دار شده می‌باشد. سه روز قبل از بذرپاسی می‌توان خاک را با سموم بوتاکلر و یا بنتیوکارپ برای کنترل سوروف سمپاشی نمود.
در این موقع باید سطح خزانه حداقل 3 سانتی‌متر آب داشته باشد. میزان مصرف این سموم به مقدار 4 تا 6 سانتی‌متر مکعب سم در 10 متر مربع خزانه می‌باشد.
یک روش دیگر که برای تهیه خزانه انجام می‌شود. لگدکوبی زمین پس از شخم است. این بدان دلیل است که اولاً: زمین سفت شود تا ریشه گیاه به عمق زیاد خاک نفوذ نکند و کندن آن برای انتقال به زمین اصلی راحت‌تر باشد.
ثانیاً: گیاه از مواد غذایی موجود در سطح خاک بهتر استفاده نماید.
خزانه‌های ژاپنی برنج:
بهترین نوع خزانه تهیه خزانه به روش جوی پشته‌ای یا ژاپنی می‌باشد. در این روش میزان بذر مصرفی حداکثر 30 کیلوگرم برای 100 متر مربع از خزانه است. در حالی که در خزانه‌های سنتی 100 کیلوگرم بذر در این سطح مصرف می‌شود. هر چند در این خزانه‌ها کاهش مقدار مصرف بذر باعث رقابت علفهای هرز می‌گردد. ولی در این صورت بذور از غذا، فضا و نور بیشتری بهره‌مند می‌گردد و در نتیجه ریشه‌های سالم و قوی و با قدرت ریشه‌زایی کافی بدست می‌آید. بعلاوه در صورت ضرورت می‌توان مدت بیشتری آنها را در خزانه نگهداری و حفظ نمود. در این نوع از خزانه شخم زمین در دو نوبت یکی در پاییز و دیگری در بهار به عمق 8 سانتی‌متر انجام می‌شود. سپس زمین ماله‌کشی شده و تسطیح می‌گردد.
پس از این عمل زمین را مرزبندی می‌نمایند و در اطراف مرزها جوی‌هایی ایجاد می‌نمایند. آب از این جوی‌ها عبور می‌نمایند و در داخل کرتها نشت می‌یابد. وقتی خزانه به این صورت آماده شد 3 تا 6 سانتی‌متر آب در داخل خزانه نگه داشته و بذر را روی سطح آب می‌پاشند که با ته‌نشین شدن، بذرها به زمین می‌چسبند، یا اینکه ابتدا در زمین آب وارد می‌کنند و پس از خیس شدن زمین، آب را خارج کرده و سپس بذرپاشی می‌کنند و آنگاه بذرها را به سطح خاک می‌فشانند.
عملیات کاشت بذر در خزانه :
بعد از اینکه خزانه آماده شد، داخل هر یک از کرتهای آماده شده تا ارتفاع 3 سانتی‌متر آب نگه می‌دارند. سپس بذور جوانه‌دار شده را بصورت دستپاش و متراکم در سطح خزانه می‌پاشند.
در استان گیلان بعد از سه روز آب داخل خزانه را خارج کرده و روی بذرها کلش سوخته می‌ریزند زیرا اولاً: سبب تقویت زمین می‌شود. ثانیاً: از برخورد مستقیم نور خورشید به بذور تازه جوانه‌دار شده جلوگیری می‌نماید. ثالثاً: از تبخیر سطح خزانه جلوگیری می‌شود. رابعاً: از حمله آفات نظیر گنجشک به بذرهای جوانه‌دار شده جلوگیری بعمل می‌آورد.
از این موقع به بعد فقط روزها در داخل خزانه آب وجود دارد و در هنگام غروب آب خزانه را خارج می‌نمایند. این عمل همچنان ادامه می‌یابد تا برنج به اندازه کافی رشد نماید. در بعضی از نقاط استان گیلان بعد از اینکه بذر جوانه‌دار شده را در سطح خزانه پاشیدند روزی چند بار زمین خزانه را آبیاری می‌نمایند و کلش سوخته را بعد از 2 تا 3 روز در سطح خزانه برنج می‌پاشند.
حدود 4 تا 5 روز عمل آبیاری خزانه ادامه می‌یابد و پس از آن، آب را وارد خزانه نموده و دیگر عمل آبیاری را انجام نمی‌دهند و این عمل تا رسیدن گیاه به رشد کافی ادامه می‌یابد. بعد از بذرپاشی (حدود 2 هفته بعد) وقتی سوروف 2 تا 3 برگه است، از پروپانیل به مقدار 10 تا 12 سانتی‌متر مکعب برای هر 10 متر مربع خزانه در اغلب نقاط استان‌های گیلان و مازندران عملیات کاشت بذر در خزانه از حدود 10 تا 16 فروردین ماه آغاز می‌گردد.
عملیات نگهداری و مراقبت از خزانه:
چون کاشت بذر در اوایل فروردین ماه انجام می‌گیرد و در این موقع از سال در اغلب نقاط هوا سرد است بدین جهت در بسیاری از نقاط برنجکاری شمال سطح خزانه را با پلاستیک می‌پوشانند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  12  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کاشت برنج

دانلودمقاله معیارهاى رفتار سالم از دیدگاه اسلام

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله معیارهاى رفتار سالم از دیدگاه اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
«بهنجارى و نابهنجارى» از بنیادى ترین موضوعات دانش روان شناسى است که قلمرو وسیعى از این علم را تحت تأثیر خویش دارد. فلسفه روان شناسى پایه‌اى ترین و روان درمانى کاربردى ترین موضوعى است که متأثّر از رویکردهاى خاص در بهنجارى و نابهنجارى و ملاک هاى این دو مى باشد. آنچه معمولا در نوشته ها و آثار آکادمیک مورد بحث قرار گرفته، بیشتر سازوکار و چگونگى بهنجارى و نابهنجارى، آن هم در سطح شخصیت است.
از این رو، جاى بحث درباره تعریف بهنجارى و نابهنجارى، ملاک هاى شخصیت سالم و ناسالم و ملاک هاى رفتار بهنجار همچنان باقى است و البته دیدگاه روان شناسان در زمینه هاى مذکور، هرچند کاملا مورد تصریح نمى باشد، اما نگرش هایشان از منابع و آثار علمى آنان قابل استنباط است و طبیعتاً همگى آن ها نیز داراى وحدت نظر نیستند; زیرا در نهایت درباره انسان دیدگاه یکسانى ندارند و در حقیقت، تغییرات حاصل در طرز فکر روان شناسانه از تغییرات وسیع تر در نگرش نسبت به انسان و جهان متأثّر مى گردد.2
در این میان، نگرش متمایز و متفاوت اسلام نسبت به جهان و انسان، سبب شده تا تعریف بهنجارى و نیز ملاک هاى رفتار بهنجار از نظر اسلام متمایز از دیدگاه هاى روان شناسان باشد. البته ناگفته نماند که در میان روان شناسان نیز اتفاق نظر بر مفهوم بهنجارى و یا ملاک رفتار بهنجار وجود ندارد; مثلا، در حالى که به نظر رفتارگرایان، رفتار کاملا سازگارانه ارگانیسم با محیط به سبب دریافت تقویت بیشتر، رفتارى کاملا بهنجار است، اما این ملاک از سوى انسان گرایان مورد حمله قرار مى گیرد. یا به عنوان نمونه اى دیگر، زمانى که رعایت هنجارها و آداب اجتماعى توسط بسیارى از روان شناسان به عنوان ملاکى براى رفتار بهنجار به حساب مى آید، به نظر پرلز (نظریه پرداز گشتالت درمانى)، رعایت هرگونه «نُرم» و یا آداب و قوانین اجتماعى که ارضاى امیال طبیعى را با تعویق و تعطیل مواجه سازد، خود رفتار نابهنجار و غلط است. (شولتز، 1977) در هر صورت، آنچه در این مقاله مورد نظر است فقط بیان ملاک هاى رفتار بهنجار از نظر دین مبین اسلام مى باشد.
به عنوان درآمدى بر بحث مناسب است تعریف «بهنجارى و نابهنجارى» و نیز تعریف رفتار بهنجار از نظر اسلام را به گونه اى گذرا مورد اشاره قرار دهیم و همان گونه که گفته شد، تعریف «بهنجارى» از این منظر، کاملا مرتبط و متأثّر از تعریف انسان مى باشد و بر این اساس، با توجه به شناخت صحیح و عمیق اسلام از انسان و ابعاد وجودى و فطرى او و گستره زندگى و نیز کمال و سعادت انسانى اش باید گفت:
بهنجارى عبارت است از: «دریافت درست از ابعاد وجودى خویشتن و واقعیت هاى هستى و حداکثر بهره بردارى از استعدادها و ظرفیت هاى خود و محیط در جهت کسب کمال و شکوفایى فطرت و نیل به سعادت انسان که در واقع، همان دست یابى به لذت هاى برتر و پایدار اخروى است.» بر این اساس، شخصیتى بهنجار است که حقایق و واقعیت هاى هستى و جهان و خویشتن را بشناسد و نسبت به گستره وجودى خود و مقصد و هدف از آفرینش خویش آگاهى یافته و با ظرفیت ها و محدودیت هاى خود و جهان در جهت نیل به پایدارترین و حقیقى ترین لذت ها، که همان سعادت ابدى است، سازگارى ایجاد کرده، پیوسته فطرت و سرشت خود را شکوفاتر سازد. به موازات این تعریف باید گفت: «رفتار بهنجار عبارت است از: هر رفتارى (درونى و بیرونى) که ما را در رسیدن به مفهوم مزبور از بهنجارى نزدیک نماید.» اما سؤال اساسى این است که به واسطه چه معیار و ملاک هایى مى توان رفتار بهنجار را از نابهنجار متمایز ساخت؟ این مقاله پاسخى است به این سؤال اساسى.

فطرت
در درون انسان، نسبت به رفتار بهنجار و نابهنجار هدایتى سرشتى وجود دارد. این هدایت در فطرت انسان قرار دارد. فطرت نیز عبارت است از: «مجموعه کمالات و استعدادهاى خاصى که در سرشت انسان نهاده شده و نوع و مرتبه او را از سایر موجودات متمایز مى سازد.»3
استاد مطهّرى در کتاب فطرت خود،دربحث از ویژگى هاى فطرى انسان، آن ها را به دو دسته کلى تقسیم کرده است:

1. ویژگى هاى شناختى;
2. ویژگى هاى عاطفى.4

تمامى شناخت هاى غیر اکتسابى انسان در عنصر شناختى فطرت یعنى «عقل» جاى مى گیرند. عقل ابزار بسیارى از تشخیص هاى انسانى در مقوله بهنجارى و نابهنجارى است (که در ملاک بعدى مورد بررسى قرار مى گیرد.) در باره عنصر گرایش ها و ویژگى هاى عاطفى باید گفت: انسان در درون خود، نسبت به این گرایش هاى فطرى نوعى قداست قایل است. این گرایش هاى متعالى مافوق عواطف حیوانى اند. این گرایش ها بنابر نظر استاد مطهّرى، در پنج مقوله جاى مى گیرند.5

1. مقوله حقیقت جویى;
2. مقوله خیر اخلاقى;
3. مقوله زیبایى;
4. مقوله خلّاقیت و ابداع;
5. مقوله عشق و پرستش.

این گرایش ها به دو صورت با رفتارهاى بهنجار مرتبط مى گردند:
1. بین این گرایش ها6 و انتخاب رفتارى خاص نوعى جاذبه معنوى وجود دارد; یعنى آن رفتار تجلّى چنین گرایش هایى است و مصداق این گرایش ها قرار مى گیرد; مثلا، در مورد گرایش حقیقت جویى، مى توان گفت: بر اساس این تمایل، برخى رفتارها بهنجار و برخى دیگر نابهنجارند.

2. این گرایش هاى عاطفى مى توانند انسان را به سوى انتخاب یک رفتار کلى هدایت کنند. لازمه پذیرش این رفتار کلى پذیرش رفتارهاى دیگرى است که بر اساس آن موضوع کلى، بهنجار شناخته مى شوند; مثلا، انسان بر اثر گرایش به پرستش خدا، به انبیا نیز ایمان مى آورد. آن گاه فرد مؤمن دستوراتى را که بر اساس دین بهنجار شناخته شده اند، مى پذیرد.
در قرآن و روایات نیز به وجود چنین استعدادى در سرشت و فطرت انسان اشاره شده است. از مشهورترین آیات در این مورد، آیه 8 سوره شمس مى باشد. خداوند متعال در این آیه مى فرماید: (فَأَلهَمَها فُجُورَها و تَقویها); خداوند پس از تنظیم قوا و جسم و جان آدمى، فجور و تقوا (خیر و شر) را به او الهام کرد.
این آیه به یکى از مهم ترین مسائل مربوط به آفرینش انسان اشاره دارد و مى فرماید: هنگامى که خلقت انسان تکمیل شد و هستى او تحقق یافت، خداوند «بایدها و نبایدها» را به او تعلیم داد. «الهام به معناى القاى مطلبى از سوى پروردگار در روح و جان آدمى است.»7

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  10  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله معیارهاى رفتار سالم از دیدگاه اسلام

دانلودمقاله بررسی رابطه ی بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله بررسی رابطه ی بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بررسی رابطه ی بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی (درونگرایی و برونگرایی) بین دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان ابه
چکیده:
ما دراین پ‍ژوهش به دنبال بررسی رابطه ی بین خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی (برونگرا، درونگرا) بین دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان ابهر هستیم.و فرض ما در این پژوهش این است که بین خلاقیت و شخصیت افراد رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای بررسی فرضیه مورد نظر و آزمون متغیرهای پژوهش که شامل خلاقیت و شخصیت برونگرا و درونگرا است از آزمون شخصیت آیزنگ (بزرگسالان) که شامل 57 سؤال است و بر روی 120 دانش اموز دختر شهرستان ابهر اجرا شده و برای خلاقیت نیز از آزمون خلاقیت عابدی استفاده شد.همچنین برای آزمون فرضیه از روش استفاده شده است که محاسبه شده (14/9) بزرگتر از جدول در سطح معنی دار 0.01 (63/6) است بنابراین فرض صفر رد می شود و نتیجه می گیریم که بین خلاقیت و وی‍ژگی های شخصیتی رابطه معناداری وجود دارد.

 


فصل اول
مقدمه:
بررسی اهداف آموزش و پرورش در سطح جهان و در ایران، به خوص در پنج سال دوم (طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران) اراده و تعقل خویش منطقی و خلاق بیندیسد و به جای وابستگی و استفاده از دست آوردهای اقتصادی و فرهنگی دیگران، مولد دانش، تکنولوژ‍ی و فرهنگ مناسب برای زندگی مستقل، فعال و خلاق در عصر دانایی باشند.این موضوع اخیراً توجه بسیاری از دانشمندان و مسئولان کشورهای مختلف به ویژه ممالک در حال توسععه را به خود جلب کرده است به نحوی که تغییر نظام آموزش و پرورش از نظری صرف به نظری توام با عمل پرورش افراد پویا و خلاق به جای افراد ایستا مورد توجه خاص قرار گرفته است.شناسایی و به عرصه ظهور رسانیدن برخی از استعدادهای انسانی که تاثیرات عمیقی بر جامعه می گذارد از جمله خالاقیت تفکر، مساله یابی از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش این قرن خلاقیت است که یکی از ویژگی های ممتاز انسان به شمار می رود و همین وی‍گی است که انسان را از ماشین و حیوان متمایز می سازد و یکی از عوامل پویایی و تکامل فرهنگی و صنعتی است.پیشرفت های سریع در عرصه ی تکنولوژی و وابستگی انسان به تکنولوژی خودکار توجه به نظام آموزشی را بیشتر می کند. در چنین وضعیتی نظام آموزشی زمانی می تواند در رسالتش موفق گردد که قادر به تربیت دانش آموزان خلاق اشد.گرچه برای آموزش خلاقت راهکار ثابتی وجود ندارد اما شناسای عومال موثر بر آن محیط هایی را که خلاقیت را بهتر رشد و شکوفا می سازد می تواند برنامه ریزان نظام آموزشی را طراحی فعالیت ها به ان ویژگی انسان یاری دهد.و با توجه به این که خلاقیت امری اکتسابی است و به شخصیت فرد بستگی دارد بنابراین آگاهی از تفاوت های شخصیتی می تواند ما را در شناخت و ژرورش افراد خلاق یاری دهد وقتی قبول کردیم انسان ها در ویژگی ها و خصوصیات ذاتی و اکتسابی با هم تفاوت دارند در پی آن نخواهیم بود که از همه انتظارات یکسان داشته باشم و با توجه به این که تفاوعت های فردی و شخصیتی، جوامع و به خصوص متخصصین و صاحبان امر باید تلاش کنند تا افراد خلاق و خصوصیات بارز آن ها را شناسایی کنند و در پروررش این گونه استعداد ها بکوشند تا در آینده شکوفایی این افراد، به سوی پیشرفت و ترقی سوق دهند.

 


بیان مسئله:
یکی از مسائلی که از دیرباز ذهن اندیشمندان، روانشناسان و دانشمندان علوم انسانی را به خود مشغول نموده، چگونگی رشد و پرورش خلاقیت و ابتکار عمل در دانش آموزان، نوجوانان و جوانان می باشد.اصولا یکی از شاخه های رشد و ابتکار هر کشوری شکوفایی و تجلی خلاقیت و ابتکار عمل به عنوان زیر ساخت آن جامعه می باشد.جوامعی که بتوانند خلاقیت نسل جوان را احیا و شکوفا سازند از میزان قابل توجه توسعه، رشد و شکوفایی عمل برخوردار خواهند شد و بالعکس به هر میزان که خلاقیت، پرورش و تعالی و شکوفا نشود رکورد عملی، صنعتی و فرهنگی را باید برا ی آن جامعه انتظار داشت.
یکی از مهم ترین هدف های آموزش و پرورش ، تربیت دانش آموزان خلاق است زیرا خلاقیت عامل کلیدی کلیه پیشرفت های بشری بو.ده و خواهد بود بنابراین در سیاست گزاری های آموزشی خلاقیت پرورش افراد خلاق از اولویت خاصی برخوردار می گردد.خلاقیت از موضوعاتی است که در تحقیقات عملی کمتر مورد توجه قرار گرفته است دلایل این غفلت را می توان در موارد زیر:
1. وجود عقاید سنتی مبتنی بر ارثی بودن و بی تاثیر بودن تربیت بر آن.
2. کم بودن افرادی که دارای قوه خلاقیت هستند در سطح جامعه
3. اعتقاد به این که افراد باهوش در زندگی موفق تر از افراد خلاق هستند و در نتیجه نبودن رغبت به پرورش افراد خلاق.
اهداف تحقیق:
بیان اهداف تحقیق جزء لاینفک در هر تحقیقی است برا یان که اهداف تحقیق به صورت عینی تر بیان شوند به دو دسته تقسم می شوند:
1- اهداف کلی: که به صورت کلی و آرمانی بیان می شوند.
2- اهداف فرعی: که به صورت عینی بیان می شوند.
اهداف کلی این تحقیق عبارتند از:
هدف کلی بررسیی روابط بین خلاقیت و و یژگی های شخصیتی (درون گرایی – برون گرایی) دانش آموزان دختران مقطع متوسطه
همچنین اهداف فرعی عبارتنداز:
بررسی رابطه خلاقیت با برون گرایی دانش آموزان
برسی رابطه خلاقیت با درون گرایی دانش آمزان
بررسی میزان خلاقیت در دانش آموزان
اهمیت و ضرورت تحقیق:
محیط های آموزشی وظیفه دارند شرایط لازم برای پرورش و ایجاد فکر خلاق و رشد تواناییهای دانش آموزان را فراهم می کنند، روش های سنتی آموزش و یادگیری به رشد و توانایی ها و ایجاد تفکر خلاق کمک نمی کند.
دانش آموزان برای یادگیری نیاز به محیط مناسبی دارند که با آن در تعامل باشند و با کمک گرفتن از آن به ابداع، نوآوری دست بزنند وو توانایی های بالقوه خود را به بالفعل تبدیل کنند در طول دوره ابتدایی رکورد و کاهش قابل توجهی توانایی های خلاقیت کاملا محسوس است.بخشی از این مشکل مربوط به عوامل ساختاری مدرسه یعنی مدیر و معلمان که تعامل مابین آن ها جوی را در مدرسه حاکم می کند که خیلی از مسایل را تحت الشعاع می گیرد.
بی توجهی قابل چشم گیری به جو مدرسه انجام می گیرد، از طرفی دیگر خلاقیت ممتاز ترین توانایی های شناختی انسان است.
خلاقیت سبب می شود افراد قادر باشند خودررا با تغییرات در آینده وفق دهند.
شرایط متغییر زندگی هر لحظه فرد را در برابر مساله ای قرار می دهد که داشتن آفرینندگی نوآور و قدرت حل مسئله می تواند او را در سازگاری با محیط یاری دهد نگاه واقع بینانه به آینده در زمینه شتاب تغییرات تکنولوژی و اجتماعی ایجاب می کند که آموزش و پرورش در روش های آموزشی و اهداف خود تجدید نظر نمایند و مسایلی نظیر تفکر خلاق، کارگروهی تلفیق مواد درسی جایگزین.
فرضیه تحقیق:
دانش آموزان برون گرا نسبت به دانش آموزان درون گرا خلاق تر هستند.
سوالات تحقیق:
1- آیا بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی (درون گرایی) رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی (برون گرایی) رابطه وجود دارد؟
تعریف عملیاتی:
خلاقیت: نمره ای که فرد در آزمون خلاقیت می گیرد
فرد خلاق: فردی که در آزمون خلاقیت عابدی از [85] پایین تر است.
برون گرا: فردی که در آزمون شخصیت آیزنگ نمره بالاتر از [50] کسب نماید.
درون گرا: فردی که در آزمون شخصیتی آیزنگ نمره کمتر از [50] کسب نماید.

فصل دوم
پیشینه ی تحقیق:
یکی از سوالاتی که در چهار دهه ی گذشته، ذهن بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان تعلیم و تریت را به خود مشغول کرده و تحقیقات بسیاری را به وجو آورده این است که «آیا می توان خلاقیت را پرورش داد؟»
پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان می دهد که خلاقیت را هم می توان آموزش و پرورش داد در این مورد دیدگاه های متضادی مطرح بوده است:
بررسی پیشینه ی تحقیقات (مک کنین ، 1968 و با س1981 ، کتل ، 1968) نشان می دهد که پیروان اصالت ذات، خلاقیت را یک توانایی و صفت بالقوه تلقی می کردند ولی حتی متفکران پیشرو (ترمن ، کاکس 1926، کالنن 1869) نیز بر این باور بودند که هر چند خلاقیت نیز مانند هوش، بعد ارثی دارد، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند.تحقیقات اخیر (تونس 1972، فلدهیوس و کلیکن برد 1986) نشان داده اند که خلاقیت ( در تمام فعالیت های فردی و گروهی انسان مشاهده می گردد) با شدت و ضعف بالقوه و پرورش پذیر در همه انسان ها وجود دارد.
سندرز در کتاب آموزش خلاقیت از طریق استعاره تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیت های قالبی از پش تعیین شده تا امکان بر حذر داشت.
در رابطه با پروررش خلاقیت، پژوهش ها (آلبیرخ 1987، محمدی 1370) نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بیش از افراد غیر خلاق، توانایی پرورش خلاقیت را در دیگران دارند.موثرترین بررسی ها مربوط به همبستگی های خلاقیت توسط دوینگ (1970) والاچ (1970) و دلاس و کالاگر انجام شده است نتایج بررسی ها نشان داده که خلاقیت به محققین و نظریه پردازان تا مدت های طولانی تصور می کردند که خلاقیت فرآنید ارثی و ذاتی است و چنین می نمود که جهان در سطح کلی فقط باید آن تعداد محدود هنرمندان خلاق، دانشمندان و افراد با استعدا را پرورش دهد و در برابر دیگر افراد که متاسفانع عاری از استعدا تلقی می شوند مسئولیت ندارد.
«ویلیام جیمز » تقریبا حدود یک قرن پیش، به مساله خلاقیت اشاره داشته است و بیان کرده که « همه ی ما توانایی و استعادا خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی و در مسیر آموزش و تعلیم یاد می گیریم که غیر خلاق باشیم، به عبارت دیگر در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه و اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت می دهد.(اسپیرنت هال 1977 ص 576) ».او معتقد است دوران کودکی سرآغاز شکل گیری روند تفکر خلاق محسوب می شود (همان منبع ص 517) پس در اینجا می توان گفت که یک معلم با آگاهی از نوع روند تفکر واگرا و همگرا می تواند تفکر کودکان را در یکی از دو جهت سوق دهد.
خلاقیت چیست؟
اکثر مردم کلمه خلاق را به اشتباه به عنوان مترادف کلمه پر استعداد و باهوش به کار می برند.منظور آن ها این است کودکی که دارای استعداد غیر معمول در بعضی از زمینه ها باشد و یا از هوش بالایی برخوردار گردد کودک خلاقی است، اما خلاقیت همان استعداد یا هوش نیست.در سال های دهه ی 1920 هزاران دانش آموز در کالیفرنیا مورد آزمایش قرار گرفته اند که تنها چند صد نفر از آن ها با استعداد یا سرآمد شناخته شدند و پیشرفت این کودکان با هوش و سرآمد در سراسر زندگی بزرگسالی مورد پیگیری قرار گرفت تا ساال 1970 یعنی در طول 50 سال حتی یکی از این افرا به خاطر خلاقیت در هیچ زمینه ای معروف نشده اند، هم چنین محققین خلاقیت متوجه شده اند که هم خلاقیت سطح بالا و هم خلاقیت سطح پایین در کودکان هوشبهر بالا و کودکان هوشبهر متوسط دیده می شود، پس خلاقیت همان هوش و یا بااستعداد بودن نیست و صرفا تقلید و یا حفظ کردن نمی باشد.هر چیزی که مردم انجام می دهند و یا می گویند می تواند خلاقیت به حساب آید در صورتی که دارای این دو ضابطه باشند:
1. کارهایی که فرد قبلا انجام داده و یا تمام چیزهایی که قبلا دیده و شنیده است متفاوت باشد (تازگی)
2. کارهای فرد صحیح باشد یعنی در جهت رسیدن به یک یا چند هدف مفید باشد و به طریقی برای فرد معنی دار و جذاب باشد (مناسب)
معیار تازگی کاملا ساده است رفتاری که فرد انجام می دهد نباید تقلید چیزی باشد که قبلا دیده و یا شنیده باشد.
معیار مناسب بسیار پیچیده است زیرا در موقعیت های مختلف می توان تفسیر گوناگون از آن ارائه داد.
فرآیند خلاقیت دارای پنج مرحله است:
1. ارائه مسئله
2. آماده کردن
3. ایجاد ایده یا امکانات
4. اعتبار یابی
5. ارزیابی نتیجه
خلاقیت از سه جزء اصلی تشکی شده است که عبارتند از:
1. قلمرو و مهارت ها : قلمرو و مهارت ها بهمنزله موا اولیه استعداد، آموزش و تجربه در حوزه خاص می باشد.قلمرو و مهارت ها تا حدودی ذاتی است که به وسیله ی آموزش و تجربه می توان آن را شکوفا نمود و جهت داد.انسان قبل از آن که بتواند در یک زمینه خلاق گردد باید دارای مهارت باشد به عنوان مثال هیچ کودکی در زیمنه نقاشیب خللاق نخواهد بود مگر اینکه مهارت لازم را در این زمینه قبلا کسب نموده باشد، باید توجه داشت توانایی و مهارت در یک زمینه الزاما به توانایی در سایر زمینه ها مربوط نمی گردد به همین دلیل تلقی یک فرد خلاق در تمام زمنیه ها گمراه کننده است.
2. تفکر خلاق و مهارت های کاری برخی شیوه های فکری خاص و ویژگی های شخصیتی در افراد وجود دارد که آنها را قادر می سازد قلمرو و مهارت های خود را در راه های جدید به کار گیرند، بعض از مهارت ها ی فکری ، ذاتی هستند اما جنبه دیگر از تفکر خلاق نیز وجود دارد مانند شیوه های کاری که می توان به وسیله آموزش و تجربه افزایش داد.شیوه کاری خلاق دارای خصوصیات زیر است:
1-2- نوعی تعهد به انجام دادن خوب کار
2-2- توانایی متمرکز نمودن تلاش و توجه برای مدت طولانی
3-2- توانایی رها کردن ایده های غیر خلاق وکنار گذاردن موقتی مسائل بسیار پچیده
4-2- پافشاری برای روبه رو شدن با مشکل
5-2- اشتیاق برای سخت کوشی
3. انگیزه درونی: یعنی میل به انجام کاری به خاطر آن که جالب، رضایت بخش و یا نوعی مبارزه طلبی شخصی است.انگیزه درونی تا حد زیادی به محیط اجتماعی بستگی دارد.انگیزه درونی بیشترین اثر را در تشوی خلاقیت در کودکان دارد.


تفکر خلاق:
والزا تفکر خلاق را در سه مرحله زیر تقسیم بندی کرده است:
1. مرحله ی آمادگی (PREPARATION): در این مرحله فرد به جمع آوری اطلاعات و مدارک می پردازد و مساله را از جهات مختلف مورد بررسی قرار می دهد و راه حل های دیگران را مطالعه می نماید و به طور خلاصه آمادگی به جمع آوری اطلاعات، پیشینه و تمرکز روی مساله آغاز می گردد.
2. رشد غیر محسوس (INCUBATION): در این مرحله مهارت ها و معلومات وحدت پیدا می کنند و هماهنگ می شوند و ظاهرا فرد ذهن خود را متوجه امر دیگری می سازد ولی در عین حال مساله را از نظر دور نمی دارد.گاهی نیز مساله را در سایه ی اطلاعات جمع آوری شده مجسم می کند و راه حل ها را بررسی می نماید ولی غفلتا آن را رها می نماید و به کار دیگری اشتغال می ورزد و همین امر سبب فراموشی مسئله می گردد.مطالعه زندگی افراد خلاق و مبتکر این نکته را تایید می کند که اغلب آن ها، این مرحله را طی کرده اند.
3. کشف (IIIAMINATION): این مرحله در جریان تفکر خلاق از اهمیت خاصی برخوردار است در این مرحله فکر تازه ظاهر می شود و مانند مشعلی زمینه یا موقعیتی که مساله در آن قرار دارد را روشن می کند، فکر و اندیشه ی تزه در این مرحله شکل می گیرد و مشخص می شود.به طور کلی طرح، شکل، اسا یا هسته ی مرکزی کار خلاق در این مرحله ظاهر می گردد و آن چه که در مرحله قبلی به طور ضمنی می گیرد.
عوامل موثر در خلاقیت:
«کارل راجرز » چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیل بیان کرده است و در این زمینه می گوید: واضح است که خلاقیت را نمی توان بافشار به وجود آورد.بلکه باید اجاه داده شود تا ظهور کند.همانطور که زارع نمی تواند جوانه را از دانه بیرون بیاورد، اما می تواند شرایط مناسب برای رشد دانه را فراهم سازد.در مورد موقعیت خلاقیت همین وضع صادق است.چگونه می توانیم شرایط خارج را مساعد سازیم تا شرط داخلی تصریح شود و پرورش یابد؟تجربیات من در روانشناسی مرا به این مطلب معتقد کرد که ما می توانیم با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش دهیم.
علاوه بر موضوعی که «کارل راجرز» مطرح کرده است، عوامل دیگری نیز در خلاقیت موثر هستند که اگر به طور صحیح به کار گرفته شوند، در شکوفایی خلاقیت افراد موثر خواهد بود.
1. نقش اطلاعات در خلاقیت: اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت و ماده ی خام آن است.اگر یک قطب خلاقیت را جریان و فعالیت ذهنی بدانیم، قطب دیگر آن معلومات و اطلاعات از اشیا و امور خواهد بود.
2. انگیزش و خلاقیت: انگیزش به حالت های درونی ارگانیسم که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف می شود اشاره می کند.به طور کلی، انگیزش را می توان نیروی محرک فعالیت های انسان و به کار اندازی جریان خلاقیت اودانست.
«گلیفورد » می گوید: تا زمانی که فهمیدن و عمل کردن آسان باشد یعنی در واقع عملی از روی عادت انجام گیرد خلاقیتی در کار نیست.ولی چنانچه مسئله ای پیش آمد یا برای مسائل فهمیدن مطلبی مشکل شد یا اجرای عملی احتیاج به تدابیر جدید داشت ، خلاقیت به کار می افتد.(خلاقیت کودکان ص 19).
3. خلاقیت و میزان خوپذیری:
تعادل در میزان خود پذیری، در صورتی که سایر شرایط موجود باشد باعث می شود که انسان یک زندگی عادی را بگذراند و در صدد به فعل در آوردن استعدادهای بالقوه خود و از آن جمله خلاقیت باشد.زمانی که خودپذیری در شخص کاهش یابد، یاس و ناامیدی یا بر عکس پرخاشگری ناشی از آن باعث می شود که شخص نتواند قوای خلاقه ی خود را آن طور که شایسته است، به کار اندازد .از این رو عوامل متعددی که باعث کاهش خود پذیری می شود، در اختلال جریان خلاقیت و کاهش بازده آن موثر است.
4. تخیل خلاقیت:
خلاقیت نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن ذهن فرد متوجه حل یک مسئله ی واقعی به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد نمی شود.با بهره گیری از تخیل، که خمیر مایه خلاقیت است، دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان دانش آموز گشوده می شود و قادر می گردد آزادانه خیال پردازی کند.
5. عوامل خانوادگی:
به عقیده گز و جکسون یکی از خصوصیات مهمی که کودک دارای سطح خلاقیت بالتر را از کودکی که دارای هوشبهر سطح بالا است متمایز می کند، توانایی و گرایش کودک خلاق به خطر کردن است.چرا که آنان از انجام دادن کارهای غیر عادی برای گروه، ارائه اندیشه های مغایر با گروه و نتیجه گیری های نادر و منحصر به فرد واهمه ای نشان نمی دهند.خانواده های خلاق، به ویژگی های درونی نظیر پایبندی به ارزش ها، داشتن علاقه به چیزی و صراحت و رک گویی بیش از ویژگی های برونی نظیر خانواده های خوب، حسن سلوک و کوشا بودن اهمیت می دهند.ذکر این مطلب ضروری است که اگر خانواه ها فرصت های لازم برای سئوال کردن، کنجکای و کشف محیط به کودکان بدهند و آنان را تهدید نکنند زمینه رشد خلاقیت فراهم می گردد و تنبیه و تهدیدهای مکرر آفت خلاقیت های ذهنی است.«کودکان خلاق به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی نیاز دارند.»
ویژگی های افراد خلاق
1. افراد خلاق مسائل و و ضعیت هایی را می بینند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است آنها افکار، عقاید و نظریات جدیدی ارائه می دهند که دیگران از آن عاجزند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   81 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بررسی رابطه ی بین خلاقیت و ویژگی های شخصیتی

دانلودمقاله فطرى بودن پوشش

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله فطرى بودن پوشش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، داراى جایگاه خاصّى است، و یکى از دلایل اساسى آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطرى است.
داستان حضرت آدم و حوّا نیز فطرى بودن پوشش را اثبات مى‏کند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که براى مسیحیان نیز مقدّس است)، مى‏خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکوست و به نظر، خوش‏نما و درختى دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نیز داد و او خورد*آن‏گاه چشمان هر دوى ایشان باز شد و فهمیدند که عریان‏اند؛ پس برگ‏هاى انجیر به‏هم دوخته، سترها براى خویشتن ساختند. . » بعد ادامه مى‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است * و خداوندْ خدا رخت‏ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». (1)
بر طبق این متن، آدم و حوّا لباسى نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهمیدند که عریان‏اند که بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسى از پوست بدیشان ارزانى داشت. در قرآن کریم در مورد داستان حضرت آدم و حوّا چنین آمده است: فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءتَهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ؛(2)
آن‏گاه که آدم و حوّا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گردید). و به سرعت، با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند. طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت آدم و حوّا قبل از چشیدن درخت ممنوعه داراى لباس بوده‏اند؛ امّا با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواى شیطان) لباس خود را از دست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند. به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگى (خواه طبق نقل تورات قبل از آن داراى لباس نبوده و یا طبق قرآن کریم داراى لباس بوده‏اند) بلافاصله خود را با برگ‏هاى درختان بهشتى پوشاندند. این احساس شرم از برهنگى، حتى بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ‏ها (ولو به طور موقت)، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانى از جانب خداوند یا فرشته وحى و یا تذکّر هر یک به دیگرى صورت گرفته است، بیانگر فطرى بودن پوشش در انسان است و ثابت مى‏کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن‏ها ایجاد نشده است؛ بلکه انسان‏هاى نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان‏ها، به طور فطرى بدان گرایش داشته‏اند. و بنا به گواهى متون تاریخى، در اکثر قریب به اتفاق ملت‏ها و آیین‏هاى جهان، حجاب در بین زنان، معمول بوده است. هرچند حجاب در طور تاریخ، فراز و نشیب‏هاى زیادى را طى کرده و گاهى با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولى هیچ‏گاه به‏طور کامل از بین نرفته است. اگر به لباس ملّى کشورهاى جهان بنگریم، به خوبى حجاب و پوشش زن را در آن مى‏بینیم. دقّت در لباس ملى کشورها ما را از ورق زدن کتب تاریخى براى یافتن ملل و اقوامى که زنان آنها داراى حجاب بوده‏اند، بى‏نیاز مى‏سازد و به خوبى اثبات مى‏کند که حجاب در میان اکثر ملت‏هاى جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب یا ملّت خاصى نداشته است. تمام ادیان آسمانى، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن دعوت کرده‏اند؛ زیرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبیعى در فطرت زنان به ودیعت نهاده شده است و احکام و دستورهاى ادیان الهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشریع شده است؛ پس در همه ادیان الهى پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در ادیان زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، حجاب زنان امرى لازم بوده است. کتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورها و احکام دینى، آداب و مراسم و سیره عملى پیروان این ادیان الهى، بهترین شاهد و گواه اثبات این مدّعاست.

 

حجاب در شریعت زرتشت
«اَشو زرتشت» با توصیه‏ها و اندرزهاى خود، کوشیده است تا پایه‏هاى حجابى را که زنان ایرانى به عنوان یک فرهنگ ملّى در ظاهر عرف خود رعایت مى‏کنند، در عمق روح آنان متحکّم نماید و از این راه، ضمانت اجراى قانون حجاب را در آینده نیز تأمین نماید و بدین سان، جامعه خویش را در مقابل امکان انحراف‏هاى اخلاقى پنهان، بیمه کند. قسمتى از پند و اندرزهایى که «اَشو زرتشت» به پیروان خود توصیه نموده را نقل مى‏کنیم، تا این اقدام مهم «اشو زرتشت» بهتر نمایان گردد و حرکت او در جهت تعالى و آموزش ریشه‏هاى «حفظ حجاب» و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطن، روشن‏تر شود. او مى‏فرماید: * اى نوعروسان و دامادان! روى سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به خاطر بسپارید و با غیرت، در پى زندگانى پاک مَنشى برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزى، بر دیگرى پیشدستى جوید تا آن زندگانى مقدس زناشویى، با خوشى و خرّمى همراه باشد. * اى مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروى کنید. هیچ‏گاه گرد دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى که تباه کننده زندگى‏اند، نگردید؛ زیرا لذّتى که با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏اى است که با شیرینى درآمیخته و همانند خودش دوزخى است. با این‏گونه کارها زندگانى گیتى خود را تباه مسازید. * پاداش رهروان نیکى، به کسى مى‏رسد که هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد. کوتاهى و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس، چیز دیگرى نخواهد بود. * فریب‏خوردگانى که دست به کردار زشت مى‏زنند، گرفتار بدبختى و نیستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است؛ ولى زنان و مردانى که به اندرز و راهنمایى من گوش فرا مى‏دهند، آرامش و خوشى زندگى بهره‏شان خواهد بود و سختى و رنج از آنان دور خواهد گشت و به نیک‏نامى جاودانى خواهند رسید. (3)
و در کتاب «وَنْدى داد» این جمله به طور مکرّر آمده است: «کلام ایزدى است که کردار زشت را نابود مى‏کند: از تو - اى مرد! - خواهش مى‏کنم پیدایش و فزونى را پاک و پاکیزه ساز! از تو - اى زن! - خواهش مى‏کنم تن و نیرو را پاک و پاکیزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشى و شیر تو فراوان شود!». (4)در کتاب پوشاک باستانى ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏هاى میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتى چنین مى‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتى از آن استفاده مى‏کنند، شباهتى بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد؛ چنان‏که روسرى آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسرى بانوان بختیارى است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربى است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندرى است». دین زرتشت، بر سه اصل اساسىِ، «اندیشه نیک»، «گفتار نیک» و «کردار نیک» استوار گشته است. موبدان در تفسیر اندیشه و کردار نیک مى‏گویند: «یک زرتشتى مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دیگر دورى جوید». در اندرز «آذرباد مار اسپند» موبد موبدان آمده است: «مرد بد چشم را به معاونت خود قبول مکن». (5)
حجاب در شریعت یهود
رواج حجاب در بین زنان قوم یهود، مطلبى نیست که کسى بتواند آن را مورد انکار یا تردید خود قرار دهد. مورّخین، نه‏تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته‏اند، بلکه به افراطها و سخت‏گیرى‏هاى بى‏شمار آنان نیز در این زمینه تصریح کرده‏اند. در کتاب «حجاب در اسلام»، آمده است: «گرچه پوشش، در بین عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به‏وجود آورد، ولى در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللى که از فکر یهود پیروى مى‏کردند، حجاب، به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام مى‏خواست وجود داشت. در بین این ملت‏ها وجه و کفّین (= صورت و کف دست‏ها) هم پوشیده مى‏شد. حتى در بعضى از ملت‏ها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادتِ سفت و سخت درآورده بودند». (6)ویل دورانت، که معمولاً سعى مى‏کند موارد برهنگى یا احیاناً تزیینات و آرایش‏هاى زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعى جلوه دهد، در این مورد مى‏گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر مى‏آراستند، لکن به آنها اجازه نمى‏دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موى سر، خلافى بود که مرتکب را مستوجب طلاق مى‏ساخت. از جمله تعالیم شرعى یکى آن بود که مرد یهودى نباید در حضور زنى که موى سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد». (7)او در توصیف زنان یهودى مى‏گوید: «زندگى جنسى آنان على‏رغم تعدّد زوجات، به طرز شایان توجّه، منزه از خطایا بود. زنان آنان دوشیزگانى محجوب، همسرانى ساعى، مادرانى پُرزا، و امین بودند و از آن‏جاکه زود وصلت مى‏کردند، فحشا به حدّاقل، تخفیف پیدا مى‏کرد». (8)در کتاب مقدّس یهودیان، موارد متعدّدى یافت مى‏شود که به طور صریح و یا ضمنى، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تأیید قرار گرفته است. در برخى از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به کار رفته است که نشانگر کیفیت پوشش زنان آن عصر است. اینک به پاره‏اى از آن موارد اشاره مى‏گردد.
پوشش کامل در مقابل نامحرم
در «سِفْر پیدایش» تورات، چنین مى‏خوانیم: و رفقه، چشمان خود را بلند کرد و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد. زیرا که از خادم پرسید: «این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما مى‏آید؟». و خادم گفت: «آقاى من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانید. (9)

 

عدم تشبّه مرد و زن به یکدیگر
در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد؛ زیرا هر که این کُند، مکروه یهوه (خداى تو) است». (10)
نزول عذاب در اثر آرایش دختران یهود براى بیگانگان
در «تورات» مى‏خوانیم: «و خداوند مى‏گوید از این جهت که دختران صهیون متکبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه مى‏روند و به ناز مى‏خرام‏اند و به پاهاى خویش، خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند * بنابراین، خداوند فَرقِ سر دختران صهیون را کَلْ خواهد ساخت و خداوند، عورت ایشان را برهنه خواهد نمود * و در آن روز، خداوند زینت خلخال‏ها و پیشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد کرد*و گوشوارها و دستبندها و روبندها* و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردان‏ها و تعویذها را* و انگشترها و حلقه‏هاى بینى را * و رداها و شال‏ها و کیسه‏ها را * و آینه‏ها و کتان‏هاى نازک و عمامه‏ها و بُرقع‏ها را * و واقع مى‏شود که: به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض موهاى بافته، کَلى و به عوض سینه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زیبایى، سوختگى خواهد بود * مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست». (11)در تورات، از چادر و برقع و روبنده‏اى که زنان با آن، سر و صورت و اندام خویش را مى‏پوشانده‏اند، صریحاً نام برده شده است، که نشانگر کیفیت پوشش زنان است. براى نمونه در کتاب «روت» مى‏خوانیم: «بوعز گفت: زنهار کسى نفهمد که این زن به خرمن آمده است. و گفت: چادرى که بر توست، بیاور و بگیر. پس آن را بگرفت و او شش کیل جو پیموده بر وى گذارد و به شهر رفت». (12)در مورد عروس یهودا مى‏خوانیم: «پس رخت بیوگى را از خویشتن بیرون کرد. بُرقعى به رو کشید و خود را در چادرى پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست». (13)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله فطرى بودن پوشش