راز های مخفی اندروید

پروژه فنی مهندسی مواد و متالورژی
موضوع:طراحی وساخت قالبهای دایکاست
دایکاست یا ریخته گری تحت فشارعبارت است از روش تولید قطعه از طریق تزریق فلز مذاب وتحت فشار به درون قالب.روش دایکاست از این نظر که در آن فلز مذاب به درون حفره ای به شکل قطعه مورد نظر رفته وپس از سرد شدن قطعه موردنظربه دست می آید بسیار شبیه ریخته گری ریژه است. تنها اختلاف بین این دو روش نحوه پرکردن حفره قالب است.در قالبهای دایکاست پس از بسته شدن قالب ،مواد مذاب به داخل یک نوع پمپ یا سیستم تزریق هدایت می شود، سپس درحالی که پیستون پمپ مواد مذاب را با سرعت از طریق سیستم تغذیه قالب به داخل حفره می فرستد،هوای داخل حفره از طریق سوراخهای هواکش خارج می شود. این پمپ در بعضی ازدستگاهها دارای درجه حرارت محیط ودر بعضی دیگر دارای درجه حرارت مذاب است.معمولا مقدار موادمذاب تزریق شده بیش از اندازه مورد نیاز برای پر کردن حفره است تا سر باره گیرها را پر کند و حتی پلیسه در اطراف قطعه به وجود آورد.سپس در مرحله دوم زمانی که ماده مذاب در حال سرد شدن در داخل حفره است پمپ همچنان فشار خود را ادامه می دهد.در مرحله سوم قالب باز شده و قطعه به بیرون پرتاب می شود. در آخرین مرحله همچنان که قالب باز است داخل حفره تمیزودر صورت نیاز روغنکاری شده ودوباره قالب بسته وآماده تکرار عملیات قبل می شود.
مهمترین مزایای تولید از طریق دایکاست عبارتند از:
1.اشکال پیچیده تری را می توان تولید کرد.
2.به دلیل آنکه قالب باسرعت وتحت فشار پر می شود قطعات با دیواره های نازکتری را می توان تولید کرد وخلاصه آنکه در این روش نسبت طول قطعه به ضخامت قطعه به مراتب بیشتر از سایر روشها است .
3.سرعت تولید در این روش خیلی بالاست، بویژه اگرقالبهای چند حفره ای مورد استفاده قرار گیرد.
4.معمولا قطعه تولید شده به وسیله دایکاست از پرداخت سطح خوبی بر خوردار است و احتیاجی به عملیات ماشینکاری بعدی ندارد و به این دلیل عملیات فوق العاده اقتصادی است
5.قالبهای دایکاست قبل از آنکه فرسوده شوند ودر ابعاد قطعه تولید شده اختلافی به وجود آید،هزاران قطعه تولید خواهند کرد، در نتیجه سرمایه گذاری برای تولید قطعه کمتر است .
6.نسبت به دیگر روشهای تولید قطعه،از فلز مذاب با روش دایکاست مقاطع ظریفتری راروی قطعه میتوان به وجود آورد.
7.اغلب قطعات تولید شده با کمترین پرداختکاری آماده آب فلز کاری هستند.
8.قطعات آلومینیومی تولید شده توسط دایکاست معمولا نسبت به روشهای دیگر مانند ریخته گری آلومینیوم در ماسه مقاومت بیشتری دارند.
این پروژه با فرمت word و در 28 ص تنظیم گشته است.
مقدمه
«و اقیموا وجوهکم عتد کل مسجد و ادعوه مخلصین له الدین» (قرآن کریم)
پیوند حقیقی اسلام با هنر و معماری در یک مرکز مهم تجلی یافته و آن مسجد است. ساختمان مسجد چگونگی دریافت اسلام و مسلمانان را از هنر و زیبایی نشان میدهد، یعنی گزینش زیباییهای که در نشان دادن جلال و شکوه خداوند تبارک و تعالی به کار آید و این هنری است اصیل که لایق مکتبی چون اسلام و جامعهای چون جامعه مسلمانان است. بیشترین کاربرد معماری اسلامی در مسجد بوده است.
با توجه به دستورات اسلامی در صدر اسلام، معماری اسلامی ساده و بیآلایش و برخاسته از فرهنگ اسلام بود، مساجد آن دوره فضایی ساده و مردمی داشت و اغلب بناهایی مختصر و در حد نیاز بود، ولی گرایشهای فرهنگی از یک سو و میل و رغبت و ظاهرسازی خلفا و پادشاهان به بناهایی مجلل و عظیم (اغلب در زمان امویان) از سوی دیگر آنها را به سوی معماری تجملاتی سوق داد.
از یک نظر میتوان مسجد را به دو گونه تقسیم کرد:
1. مساجدی که از ابتدا به عنوان مسجد بنا شدهاند.
2. معابدی که به مسجد تبدیل شدهاند.
با ورود اسلام اسلام به ایران، ایرانیان نومسلمان، بعضی از نیایشگاهها و معابد نیاکان خود را به مسجد تبدیل کردند و در این امر نه تنها اشکالی ندیدند، بلکه این موضوع به خاطر سهولت دستیابی به مسجد، صرفهجویی در نیروی انسانی و استفاده بهینه از فضاها و مصالح باقیمانده معابد و آتشکدهها بسیار منطقی به نظر میرسید.
یک نمونه از این مساجد، مسجد جامع بروجرد است که در محل آتشکده و با استفاده از مصالح آن بنا شده است که اینک با توکل به الطاف بیبدیل پروردگار بیهمتا، دفتر حیات این بنای کهن را میگشاییم.
مشخصات شهرستان بروجرد
شهرستان بروجرد در شمال استان لرستان ، در 48 درجه و 40 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و 54 دقیقه عرض شمالی واقع است. وسعت بروجرد در حدود 30 کیلومتر مربع میباشد و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال 1375 ، 316014 نفر است که در حدود 217804 نفر در شهر بروجرد ساکن هستند. استاد سعید نفیسی در این مورد مینوسید که کلمه بروجرد در اصل "بروگرد" بوده است. از این گونه آبادیها که در آخر نام کلمه آنها "گرد" آمده است بسیار است که این کلمه معنی ساختن و بنا نهادن را میدهد. کلمه "برو" در اول نام بروجرد نیز از ریشه بروبار به معنی میوه آمده است .پس "بروگرد" به معنی آبادی است که درآن میوه و بروبار بوده است.
شهرستان بروجرد در ناحیهأی کوهستانی که ارتفاع معروفترین قلل آن همچون "گرو" به 3627 متر , "اشترانکوه" به 4328 و "سفیدکوه" به بیش از 4000 متر بلندی میرسد، واقع شده است. درجه حرارت این شهر از 38 درجه در تابستان تا 20 درجه زیر صفر در زمستان درتغییر است.ارتفاع بروجرد از سطح دریا 1540متراست. فاصله این شهر از تهران 394 , اهواز 500 , اصفهان 300 و همدان حدود 150 کیلومتر است.
مسجد جامع بروجرد
مسجد جامع که عمدتاً از مساجد مهم شهر است، غالباً در بازار یا در نقطه شروع و یا کنار بدنه اصلی بازار ساخته میشود و در جوار مسجد معمولاً بناهای عامالمنفعه مثل حمام، آب انبار، بیمارستان، میدان و سایر تاسیسات شهری مورد نیاز قرار داشته است. از طرفی چنین مذهبی از عوامل و تعیین کننده کلیه روابط عبادی و سیاسی و اجتماعی بوده است. بنابراین در گذشته که مراسم نمازجمعه برپا میشده و هر مسلمانی خود را ملزم به شرکت در آن میدانسته، کمکم باعث شده در عین اینکه مردم از اطراف و اکناف جهت ادای نمازجمعه هر هفته به شهر میآیند و مایحتاج روزمره خود را نیز تهیه و به روستا یا محل زندگی خود ببرند.
از این نظر در کنار مساجد، کمکم مراکز اقتصادی شکل گرفته، و بالطبع تاسیسات مورد نیاز دیگر به مروز زمان به آن افزوده شده و بافت معماری شکل میگیرد که در اکثر شهرهای قدیم ایران چنین بافتهایی وجود دارد و یا وجود داشته است.
در بررسی و مطالعه سابقه تاریخی مسجد جامع مشخص گردید که این بنا در کنار قدیمیترین بافت تاریخی شهر قرار گرفته. در کوی دودانگه و کنار خیلبان جعفری قرار دارد. بنای این مسجد متعلق به قرن سوم است و به نوشته یاقوت حموی و گروهی از مورخان به دستور حمویه بن علی که از طرف خاندان ابی دلف، حاکم بروجرد بود، ساخته شد.
در کتاب دورنمای بروجرد درباره این مسجد آمده است: «در آن روزگار (خلفای عباسی) و آل اجل مردی ادیب به نام احمولته بن علی البروجردی در شهر خود حکمران و وزارت آل اجل را نیز به گردن داشت. ابودلف را به شهر خود دعوت و برای ساختن مسجد جامع اندیشید و به همراه وی کنار آتشکده ویران رفت تا صلاحیت آن را از نزدیک بنگرد. ابودلف پس از دیدن اظهار داشت «هذا المسجد العتیق» اما این تفسیر از دو وجه خارج نیست: یکی اینکه مسجدی بوده که توسط بابک خرمدینانی نابود شده است و یا یک آتشکده قدیمی و با استفاده از دیوار جنوبی آن بلکه بنا به تحقیق امروزه با بودن گنبد کنونی صورت مسجد به خود گرفته، آنگاه منبر در آن نهاده و حموله بر آن صعود و خطبه خوانده است.
این همان مسجدی است که ابن خلکان میگوید: «و بنی فیه مسجداً». صاحب ترهب القلوب (حمداله مستوفی) گوید: جامع عتیق و حدیث دارد. اما گنبد آن آتشکده بوده، پیش از اسلام بوده. گویند به فرمان هما دختر بهمن ساخته شده و بودن آتشکده در این شهر پیشینه شهرت او را ثابت میکند، چون پارسیان در شهرهای مهم آتشده داشتهاند.
در زمان شاه عباس به علت اینکه شاه عباس از ورود قزلباش به شهر جلوگیری نمود و مردم نیز خواروبار قشون را تامین کنند، به همین علت سنگ نوشته و یادبروی بر بالای درب غربی مسجد نصب گردید، بدین منظور:
«فرمان همایون اشرف اقدس ابوالظفر شاه عباس بهادرشرف نفاذ یافت: آنگه چون ممالک محروسه از نزول مرفه الحالند، شفقت و مرحمت شاهانه نیز درباره رفع نزول بروجرد از لوازم شمرده به تاریخ یک هزار و بیست و دو هجری».
در سال هزار و شصت و نه (دوران شاه عباس ثانی) مردی به نام درویش یار محمد بخار به خرج خود و به دست خود، منبری در نه پله و در کمال ظرافت و استحکام برای مسجد ساخت و اشعاری بر بدنه راست آن در وصف منبر و تاریخ ثبت است. بیت آخر اینگونه است:
از پی تاریخ چنین خبری گفت خرد «منبر اخلاص دان»
از شعر به حروف ابجد تاریخ ساخت آن را سال 1068ه.ق میداند.
سلطان محمد نمی دری از برای ورود به طاق بزرگ ساخت و از این در، در ادای وقت نماز استفاده میشده، در سال هزار و دویست و نه (نقی خان رازانی بروجردی) به حکم فتحعلی شاه حاکم آن دیار شد. آنگاه ایوان و گلدسته مسجد جامع را بنیاد و بر طاق بزرگ آن در روزگار مامون و معتصم ساخته شده بود، پیوست کرد.
در این روزگار است که حاجی سلیمان کاشی در شمال صحن مسجد جامع، شبستان عریض و طویلی را احداث کرد. مراحل ساخت مسجد بنا به نظر میراث فرهنگی به 9 دوره تقسیم میشود. اما دورههای متفاوت بنا را به اسناد و مدارک یافت شده و نوشتههای متون قدیمی به 9 دوره تقسیم میکنند. اما دورههای متفاوت بنا را به اسناد و مدارک یافت شده و نوشتههای متون قدیمی میتوان به شرح زیر بیان نمود:
1. دوره اول مسجد تا قبل از آل بویه که از نوع مساجد ستوندار قرون اولیه اسلام میباشد؛
2. دور آل بویه که همزمان استفاده شدن گنبد منفرد در خارج از محدوده مسجد وقت بود. همانند مسجد اصفهان و اضافه شدن گنبدهای نظامالملک و تاجالملک؛
3. دوره سلجوقیان که این دوره خود به چند دوره متفاوت تقسیم میشود؛
4. دوره فترت یا تخریب بنا (مقارن با قرن هشتم)؛
5. دوره ایلخانان یا دوران بازسازی مجدد شهر؛
6. دوره گورکانیان که در این زمان بخش عمدهای به بنا اضافه کرده و تقریباً تغییر یافته است؛
7. دوره صفویه که مشتمل بر قرون دهم و یازدهم میگردد؛
8. دوره زندیه و قاجاریه که تغییراتی اساسی از نظر فرم ساختمان در مسجد ایجاد گردیده است؛
9. دوره معاصر (پنجاه سال اخیر).
این بنا یکی از شاخصترین بناهای اسلامی است و سابقه حاکمنشینی بودن بروجرد در دوره اسلام حداقل معادل با قدمت مسجد جامع یعنی متجاوز از هزار سال میباشد. از طرفی با عنایت به سوابق تاریخی منطقه و با درنظر گرفتن شرایط احدداث شهرها در طول تاریخ، شهری با این عظمت نمیتواند بدون سابقه قبلی به از اسلام احداث شده باشد، بلکه بطور یقین و قطع سابقهای طولانی در ادوار قبل از اسلام هم داشته است که در این زمینه نیاز به مطالعه بیشتر و گستردهتر میباشد تا به طور قطع و یقین در این مورد اظهار نظر نمود.
مساحت کل بنا حدود 3300 مترمربع و زیربنای آن 2000 مترمربع است.
قدمت و پیشینه تارخی مسجد :
مسجد جامع بروجرد را میتوان از نظر قدمت، باز سازی و تعمیرات به چند دوره تقسیم کرد :
الف:دوره قبل از اسلام:
به عقیده جمعیاز باستان شناسان این مسجد قبل از اسلام آتشکده بوده است و پس از تشرف ایرانیان به دین مبین اسلام آتشکده را ویران نموده و با مصالح آن مسجد را بنا نموده اند، به احتمال خیلی زیاد طاق وسطی ( گنبد خانه ) آتشکده بوده وزیر زمین آن محل افروختن آتش بوده است.
ب: دوره های بعد از ورود اسلام:
دوره ای که بسیاری از مورخین و مولفین از ان نام برده اند و می نویسند : بروجرد شهری است که حموله بن علی درآن منبری به پا داشته وی ابودلف راب ه شهر خود دعوت میکند و به همراه هم از مسجد بازدید میکنند. اودلف پس از بازدید از مسجد می گوید: « هذا مسجد العتیق » با توجه بااینکه مرگ ابودلف تاریخ 226-225 هـ.ق است پس مسجد بودن آن قبل از این تاریخ مسجل می شود.
2- دوره آل بو یه:
با توجه به اینکه سکه های پیداشده از این دوره ( سکه طلا سال 360 هـ. ق) که مربوط به منصور بن نوح ساسانی است و نشانه های به دست آمده درتعمیرات مسجد و نوع تزئینات ستونچه ای و وجود تزئینات آجری دیواری مشخص می شود که مسجد در این دوره هم بازسازی و تعمیر شده است.
3- دوره سلجوقیان:
در قسمت جنوبی در قسمت فوقانی محراب گنبد خانه، کتیبه ای به خط کوفی گلدار وجود دارد که از آجر تراشیده شده است و متن آن چنین است :
"بسم الله اللهم اغفر عامر هذالبقه الصدر العجل مجدالدین جمال الاسلام عزالملک ابوالعر محمد بن طاهر سعید اطاالله بقائه»
با توجه به اینکه دوران صدرات «عزالملک» چهارمین وزیر سلطان سمعود سلجوقی طی سالهای اولیه قرن ششم هجری بوده است در می یابیم که دراین دوره گنبد مورد بازسازی و تعمیر قرار گرفته است و در این ارتفاع اولیه گنبد تاکف مسجد حدود 25 متر بوده است.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 46 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
پلورال در لغت، به معناى جمع، جمعى، متکثر و چندگانه است وپلورالیسم به معناى تکثر، چند گانگى، آیین کثرت،کثرتگرایى، تعدد مقام، تعدد شغل و شرک فلسفى است.براى پلورالیسم دینی معانى گوناگون و بعضا متضادى ارائه شده که با توجه به مجموع نوشتهها در این زمینه، مىتوان معانى اظهار شده اینگونه طبقه بندی نمود:
الف :حقیقت واحد، اما راههاى منتهى بدانها متفاوت است. ادیان ومذاهب گوناگون راههاى رسیدن بهآن حقیقت واحدند و همه در رسیدن به حقیقت، مشترک مىباشند بنابراین، باید به نحوى بین ادیان و مذاهب را جمع کرد. به تعبیر دیگر، ادیان و مذاهب تفسیر و تعبیرهاى گوناگون یک حقیقتاند و ادیان بزرگ علىرغم اختلافات سطحى خود، داراى وحدت متعالى هستند.
همه این اختلافات نیز به دو چیز باز مىگردد:الف : تکثر و تحول فهم ما از حقایق و متون دینى ب : تنوع تجارب دینی و تفاسیر مربوط به آن.اختلاف تنوع و تحول در این دو زمینه، موجب اختلاف راههاى وصول به حقیقتشده است. همه ادیان و مذاهب تجلیات واقعیت واحدى هستند که هر کس بهقدر توان و قابلیتخود به آن نزدیک شده،گرچه ممکن است بهطور کامل،بدان راه نیافته باشد.
ب: از آنجا که حقایق متکثر، تو در تو و داراى بطون فراواناند و هر کس از این حقیقتسهمى دارد، مىتوان گفت:ادیان و مذاهب گوناگون داراى بخشى از حقیقتاند، گرچه ممکن استبخشهاى غیر حقیقى را نیز در درون خود داشته باشند. همچنین ادیان و مذاهب قابل تبدیل و تحول به همدیگر نیستند و هیچ کدام در دیگرى مندرج و مستحیل نمىشود. همه حقیقت نزد عدهاى خاص نیست، بلکه همه حقیقت نزد همه است و همیشه حق و باطل در کنار یکدیگرند.
ج:حقایق در اصل، متعددند و همه عقاید و ادیان گرچه متناقض باشند، حقیقت دارند و صحیح و درستاند و این حقایق قابل تحویل و تبدیل به یکدیگر نیستند.
د: مىتوان با وجود عقاید و ادیان و مذاهب گوناگون، با مسالمت زندگى کرد، یعنى مىتوان با وجود اعتقادات کاملا متعارض در مقام نظر، در عمل بدون درگیرى و با صلح و صفا و در کنار هم زندگى کرد و عقاید دیگران را تحمل نمود.
انگیزه یا انگیزه های پیدایش تفکّر پلورالیسم
برای گرایش به پلورالیسم می توان دو انگیزه عقلایی برشمرد:
انگیزه عاطفی و روانی
عده ای می گویند اگر بخواهیم فقط یک دین یا مذهب را بر حق و اهل نجات بدانیم این امری بعید است. زیرا هر کس در میان هر ملّت و گرایشی متولّد شده و نشو و نما پیدا کرده است، همان عقیده و راه را بر حق می داند و سایرین را ناحق و گمراه. این فکر اختصاص به ما مسلمانان یا شیعیان یا امامیه ندارد. کما اینکه ما سایرین را ناحق می دانیم، آنها هم به همین ترتیب ما را ناحق می دانیم، آنها هم به همین ترتیب ما را ناحق می دانند. اگر ما در میان ملت و دین دیگری و از پدر و مادر دیگری متولّد می شدیم، فکر و ایده دیگری داشتیم، همانگونه که اگر یک مسیحی یا یهودی اروپایی یا آمریکایی، در تهران و قم متولد می شد، دین و آیین دیگری داشت. و همانگونه که آنها باید احتمال حقانیت دین اسلام و پیامبر گرامی آن را بدهند و به دنبال تحقیق برآیند و کوتاهی نکنند، ما هم متقابلاً باید احتمال دهیم که راه های دیگر حقّ اند و تحقیق کنیم؛ چرا که تولّد قهری ما در یک نقطه از زمین و از پدر و مادری خاص، مستلزم حقانیت ما از سویی و عدم حقانیت سایرین از سوی دیگر نیست. از زاویه ای دیگر آیا می توان پذیرفت از میان 6 میلیارد انسانی که روی کره خاکی زندگی می کنند فقط حدود 100 الی 200 میلیون نفر، بر حق و اهل بهشت باشند، و هر کس غیر مسلمان باشد (= یهودی ها، مسیحی ها، زرتشتی ها، بودائی ها، هندوها و...) و هر کس غیر شیعه باشد (= فرق مختلف عامه) و هر کس غیر دوازده امامی باشد همه اهل گمراهی و عذاب و جهنّم باشند!!؟ این تحلیل، انگیزه روانی می شود که برخی، مذاهب و ادیان دیگر را هم بر حق بدانند. ما بر حقّیم ولی آنها هم اهل نجات و بهشت هستند. آنها هم به نظر خودشان برحقند و چه بسا خیلی نجیب تر و پاک تراز ما باشند و عمل به دین و آیین خود کنند.
انگیزه اجتماعی
انگیزه دیگری که موجب تمایل به این نظریه شده است مواجهه با کشمکش ها و کدورت ها و جنگهای خانمانسوزی است که در طول تاریخ بشریت تاکنون همواره وجود داشته است. چه بسیار خرابی ها و ویرانی ها و خونریزی هایی که بر سر حقانیت این یا آن آیین، و تعصّب و اصرار افراد بر عقاید خاصّ خود، رخ داده است. جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان و جنگهای فرقه ای بین شیعه و سنّی یا بین کاتولیک ها و پروتستانها، همه نمونه هایی از این قبیل هستند. ریشه همه این درگیری ها و تنش ها تعصّب و اصرار بر نظر خود است. برای تنش زدایی و پایان دادن به این درگیری ها باید قدری تسامح کرد و سهل گرفت. اگر همه بیاییم و بگوییم، ما حق هستیم و شما هم برحقید، هم اسلام حق است و هم مسیحیت، هم تشیع و هم تسنن، هم کاتولیک، هم ارتدوکس و هم پروتستان و... ریشه غائله کنده خواهد شد و بشریت به صلح و صفا و صمیمیت می رسد
بعد عملی پلورالیسم دینی در طول تاریخ اسلام
پلورالیسم دینی بین دو فرقه از یک مذهب یا بین دو مذهب از یک دین و یا حتی بین دو دین مطرح است. مثلاً می توان آن را بین اسلام، مسیحیت و یهودیت که در جوامع نزدیک به هم یا حتی در یک منطقه جغرافیایی واحد یا در یک شهر زندگی می کنند در نظر گرفت که پیروان این ادیان بدون هیچ برخورد فیزیکی با یکدیگر بصورت مسالمت آمیز زندگی می کنند. در حالی که هر کدام خود را حق و دیگری را باطل می داند و حتی با یکدیگر مباحثات و مناظراتی هم انجام می دهند. در اسلام چنین چیزی وجود دارد.
قرآن کریم و سیره پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآلهوسلم و ائمه اطهارعلیهالسلام مسلمانان را به داشتن چنین روابطی توصیه می کنند. وحدتی که ما امروزه در شعارهایمان مطرح می کنیم و شیعه و سنّی را بدان دعوت می نماییم، در زمان حضرت صادق علیهالسلام نیز مطرح بوده و آن حضرت شرکت در نمازها و تشییع جنازه برادران اهل سنت را توصیه می کرده اند. از بیمارانشان عیادت می نموده و از هر کمکی که می توانسته اند نسبت به آنها مضایقه نمی کرده اند. حتّی فراتر از این، از صدر اسلام رابطه مسلمانان با اهل ذمّه دوستانه و صمیمانه بوده و با یکدیگر معامله یا مشارکت می کرده و به یکدیگر وام می داده و از بیماران یکدیگر عیادت می نموده اند. اما در عین حال از حیث نظری و فکری هر کدام از آنها دین خود را بر حق می دانسته است.
در هر صورت این موضوع از مسائل قطعی اسلام است و جای هیچ شکی در آن نیست و اندیشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنّی در این تردیدی ندارند که زندگی مسالمت آمیز با اهل کتاب پذیرفته شده است. هر چند بین این دو فرقه در نحوه این معاشرت ها تفاوت هایی هست. اما در هر صورت راه حل هایی برای مسائل مشترک و ارتباطات وجود دارد. البته این موضوع بمعنای تأیید مذهب آنها نیست. حتی می توان گفت به نظر اسلام در صورت امضای قرارداد صلح با مشرکان می توان، به حکم ثانوی، با آنان همزیستی مسالمت آمیز داشت; کمااینکه در صدر اسلام ما شاهد صلح پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با مشرکان و قرارداد عدم تعرّض به جان و مال بین دو طرف هستیم.
منابع
پلورالیسم دینی
پلورالیسم دینی یعنی اینکه حقیقت و رستگاری در دین ویژه ای نبوده ، همه ادیان بهره ای از حقیقت مطلق و غایت قصوی دارند ، در نتیجه پیروی از برنامه های هر یک از آنها می تواند مایه نجات و رستگاری انسان باشد. بر این اساس نزاع حق و باطل از میان ادیان رخت بر بسته ، خصومت ها و نزاع ها و مجادلات دینی نیز جای خود را به همدلی و همسویی می دهند.
پلورالیزم دینی در جهان مسیحی ، در دهه های اخیر، توسط جان هیک ( متولد1922م) طرح و یا ترویج شده است . نامبرده در این باره چنین گفته است: از نظر پدیدار شناسی ، اصطلاح تعدد ادیان ( کثرت دینی) به طور ساده عبارت است از این واقعیت که تاریخ ادیان نمایانگر تعدد سنن و کثرتی از متفرعات هر یک از آنهاست. از نظر فلسفی ، این اصطلاح ناظر به یک نظریه خاص از روابط بین سنتهاست، با دعاوی مختلف و رقیب آنها . این اصطلاح به معنای این نظریه است که ادیان بزرگ جهان تشکیل دهنده برداشت های متفاوت از یک حقیقت غایی و مرموز الوهی اند.در جای دیگر گفته است: «ادیان مختلف ، جریانهای متفاوت تجربه دینی هستند که هر یک در مقطع متفاوتی در تاریخ بشر آغاز گردیده و خودآگاهی عقلی خود را درون یک فضای فرهنگی بازیافته است ».
در جای دیگر گفته است :
«تجربه دینی مسیحی یک فرافکنی صرف تخیلی نیست، بلکه لبیکی به حق متعال است. از آن جا که ادیان بزرگ دیگر جهان صوری از تجربه حق متعال را گزارش می کنند، و نوع یکسانی از ثمرات اخلاقی و معنوی را در زندگی بشر نشان می دهند ، ناگزیرم باور کنم که آنها نیز لبیک گوی ذات متعال اند، و لذا من به یک حقیقت الهی غایی که ورای شبکه مفاهیم انسانی است و به نحوی متفاوت به تجربه در می آید و بنابراین ، در زندگی ، در چارچوب سنت های دینی بزرگ نسبت به آن واکنش متفاوتی نشان داده می شود، اذعان دارم. ادیان کلیت هایی هستند که اشکالی چند بعدی در زمینه تجربه دینی ، اعتقادات ، متون مقدس ، مناسک ، شیوه های زندگی و غیره دارند، اما همه آنها متناسب با تأثیری که ذات غایی بر حیات انسانی دارد، شکل می گیرند ».
تاریخ پیدایش پلورالیسم دینی
تعدد و تکثر ادیان، واقعیتی نوظهور نیست و چنانکه گلین ریچاردز در کتاب « به سوی یک الهیات ناظر به همه ادیان» گفته است:انواع تجارب دینی متعلق به روزگار ما افزایش و تفاوت قابل توجهی نسبت به انواع تجارب دینی مربوط به گذشته نشان نمیدهند، بلکه آنچه در قرن اخیر روی نموده، تنها رشد وافر آگاهی از تکثرگرایی دینی است.» جانهیک نیز براین نکته تاکید میورزد که وجود ادیان مختلف، واقعیت تازهای نیست و حتی ادیان بزرگ از طریق جنبشهای بزرگ بایکدیگر تماس پیدا کردهاند; ولی این تماسها، به ویژه در مورد مسیحیت و اسلام، مبتنی بر تعارض بوده است نه گفتگو و شناخت عمیق یا تفاهمآمیز یکدیگر.
پلورالیسم به شکل کنونی آن، یعنی «ادیان گوناگون، حتی اگر پاسخها و واکنشهایی گوناگون نسبت به واقعیت الوهی باشند، همگی میتوانند مایه رستگاری، رهایی یا کمال نفس پیروان خود شوند» ، پدیدهای متعلق به عصر جدید است.
پیدایش نظریه پلورالیسم عمدتا به قرن بیستم برمیگردد. نخستینبار این نظریه، در اندیشه ویلفرد کنتول استاد دانشکده الهیات هاروارد، خطور کرد و سپس توسط شاگردانش، به ویژه جان هیک در کتاب «فلسفه دین» بسط پیدا کرد. بنابراین، پلورالیزم دینی به شکل کنونی آن یک طرز تلقی در تئولوژی مسیحی است که با تحقیقات جان هیک در این مورد، در جهان مسیحی بسط پیدا کرده است.
لذاریشههای فلسفی پلورالیسم دینی را میتوان در تاریخ کهن فلسفه و دین جستجو کرد. برخی عناصر این مشی فکری در ادیان مختلف تحت عناوین و حرکتهائی که غالبا توسط افرادی که در جهت مخالفت و یا اعتراض به مشی معمول مطرح ساختهاند به چشم میخورد. اما شکل گیری آن بصورت یک فرضیه و یا مشی فکری به یکی دو قرن اخیر بازگشت میکند.
برخی نویسندگان معاصر بر این اعتقادند که عوامل اقتصادی و سیاسی در قرون اخیر موجب پیدایش و رشد تفکرات پولورالیستی شده است . قبل از قرن نوزدهم چندان تماس و ارتباطی بین ادیان نبود و اعضاء ادیان بزرگ جهانی تمایلی در جهت ارتباط و فهم متقابل از خود نشان نمیدادند. از قرن نوزدهم به بعد به خصوص درقرنبیستم بهلحاظ گسترش ارتباطات در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تمایلاتی مبنی بر شناختبیشتر و بهتر از ادیان مختلف در بین جوامع آکادمیک پدید آمد. در سالهای 1950 (میلادی) به بعد بطور فزایندهای این ایده مطرح گشت که لازم است بین ادیان بزرگ بخصوص اسلام، مسیحیت و یهودیت نوعی فهم متقابل و ارتباط مبتنی بر شناخت بهتر و دقیقتر از یکدیگر پدید آید. این ایده خود سرآغاز حرکتها و تحولاتی در گوشه و کنار جهان در محیطهای آکادمیک شد و به دنبال آن سمینارها، کنفرانسها و اجتماعاتی در این ارتباط پدیدار گشت. این تحولات و ارتباطات بیشتر در محدوده شناختی و توصیقی شکل میگرفت و گاه تحت عنوان مباحثه و گفتگو صورت میپذیرفت.
اصول و مبانی پلورالیسم دینی
تفکر پلورالیسم دینی از ابتدا به عنوان یک فرضیه در قلمرو شناخت واقعیت و یا حقیقت و دستیابی علمی و عملی به آن واقعیت و یا حقیقت از سوی اندیشمندان دینی ارائه شد. بنابراین مهمترین و زیربنائیترین اصل که در شکلگیری این مشی فکری نقش کلیدی را ایفا میکند اصل واقعیت است. تمایز بین واقعیت آنگونه که هست و واقعیت بدانگونه که در تجربه انسانی قرار میگیرد یکی از محورهای اصلی موردنظر و بحث متفکران دینی بوده و هست .
در این فرضیه سعی بر آن است که این تمایز را برجسته ساخته و ضمن به کارگیری برخی اصول فلسفی آن را تبیین و توجیه عقلانی نمایند. حقیقت و واقعیتی که مطلق و بینهایت است هرگز در محدوده شناخت و تجربه آدمی قرار نمیگیرد. آن حقیقت واحد است، مستقل است و تمامی صفات کمالی را به گونه بینهایت داراست. برای آن حقیقت مفاهیم و نامهای گوناگونی در فرهنگها و زبانهای مختلف یافت میشود. در فرهنگ غربی آن را تحت عنوان واقعیت نهائی مینامند و در زبان عربی با واژه الحق و در زبان سانسکریت با کلمه سات آن را مشخص میسازند. تمامی این اسماء و عناوین بیانگر حقیقتی است که از دسترس شناخت وتجربه آدمی دور بوده و وراء اندیشه و فکر انسانی قرار گرفته است.
در مقابل، آدمیان واقعیت و حقیقتی را مورد شناخت قرار داده و آن را در تجربههای دینی خود تحت صور، مفاهیم و حتی اسماء گوناگونی بهکار میگیرند. این واقعیتشناخته شده محدود بوده و در قلمرو حدود فهم و توانائیهای فکری و عقلی آدمیان در آمده است. این همان حقیقتی است که آن را تحت عناوین و نامهائی همچون خدا، رب، خالق و... مینامیم و میشناسیم و در تمامی تجارب و حالات دینیمان با آن انس میگیریم. این حقیقتی است محدود و گرفتار آمده در حصار فکری و تجربه ما آدمیان. این همان حقیقتی است که در ادیان مختلف و در طول سالیان درازتاریخ بشری در زبانها و نمودهای رنگارنگ جلوه کرده و هر دینمدار و صاحب آئینی نوعی برداشت و فهمی خاص به خودش از آن داشته است.
صاحبان تفکر پلورالیستی برای تبیین فلسفی این دو گانگی و یا دوانگاری واقعیت و حقیقت به اصل شناختیی کانت تمسک میجویند. براساس این اصل، شناختی که انسان از محیط خود و اشیاء و موجودات خارج از وجود خود دارد ترکیبی است از یافتههائی که از بیرون کسب میکند و فعالیتها و تفسیرهائی که در خود ذهن صورت میگیرد. هرگونه شناخت و تجربهای که ما از عالم خارج و واقعیات وراء خود داریم در چهارچوب این فعل و انفعالات ذهنی قرار گرفته و همیشه آن را آنگونه که برای ما جلوه میکند (نه آنگونه که هست) مییابیم و تجربه میکنیم. براساس این اصل برای واقعیت دو چهره ترسیم میشود: یکی واقعیت در ذات خود و آنگونه که هست، که این جنبه خارج از دسترس ما بوده و راهی برای دستیابی به آن نیست، و دیگر واقعیت آنگونه که برای ما جلوه میکند و مشهود ما واقع میشود.
تلاش داعیان فرضیه پلورالیسم دینی بر آن است تا این امر را به ثبوت برسانند و مورد مقبولیت دینمداران قرار دهند که همه ادیان در پی یک حقیقتاند و هرکدام به فراخور ظرفیت و در چهارچوب اصول و معیارهای خاص خود به آن حقیقت دستیازیدهاند. واقعیت و حقیقت مطلق وراء همه ادیان بوده و کسی را یارای درک و یا رسیدن یه آن را نبوده و نخواهد بود. آنچه که به عنوان حقیقت الهی بخشی از مجموعه هریک از ادیان قرار گرفته و در طول تاریخ آن دین به صورت جزء لاینفک آن در آمده است همان حقیقتخاص و تعیین یافته در همان چهارچوب دینی میباشد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه16
فهرست مطالب
کرسی بندی در خشنویسی
سیاهمشق
سطرنویسی
دو سطرنویسی
سیاه مشق
چلیپا
کتابت
یک اثر خوشنویسى مىتواند در قالبها و گونههاى مختلفى ارائه شود. هر یک از این قالبها داراى اصول و شرایط خاصى است که باید از سوى هنرمند رعایت شود تا نتیجهٔ صحیح بهدست آید. این قالبها عبارتند از: سطر، دو سطر، سیاه مشق، چلیپا، کتابت، قطعه، کتیبه.
در طى سالیان این قالبهاى متعدد براى ترکیب کلمات و حروف ایجاد شدند و هنرمندان، آیات قرآنى و متون ادبى و علمى و اشعار زیبا را در این قالبها نوشتهاند و خوشنویسان با وفادارى به اصول این قالبها آثار بدیع و بسیار زیبایى خلق کردهاند.
سطرنویسى
به مجموعهٔ کلمات و جملههایى که روى خط کرسى قرار مىگیرند، سطر گفته مىشود. سطر سادهترین قالب براى ارائه نوشته در خوشنویسى بشمار مىرود و از ارکان مهم آن به حساب مىآید. سطر ممکن است یک جملهٔ کامل باشد یا چندین جمله را در خود جاى دهد. گاهى نیز ممکن است جملهٔ کامل هم نباشد. بنابراین تعداد سطرها در یک صفحه را، خط کرسىهاى موجود در آن صفحه مشخص مىکنند.
اصول و ضوابط کلى سطر شامل دو قسمت مهم مفردات سطر و ترکیب سطر مىشود. مفردات سطر اجزاى سطر است؛ شامل حروف، کلمات و اتصالات؛ که بکارگیرى قواعد حروف و کلمات انجام مىگیرد.
ترکیب سطر، چگونگى قرار گرفتن حروف و کلمات در داخل سطر و نحوه ارتباط بین آنهاست؛ بطورى که سطر در زیباترین شکل خود قرار گیرد. مجموعه اجزاى یک سطر باید در داخل سطر، بصورتى اصولى و زیبا کنار هم چیده شوند، تا سطر زیباتر بنظر آید. در ترکیب سطر، ذوق و سلیقه و ابتکار شخص در زیبایى آن نقش اساسى دارد. قواعد و اصول اولیهٔ ترکیببندى سطر عبارتند از: رعایت کرسى حروف و کلمات، رعایت فاصلهٔ حروف و کلمات، کشیدهها و جایگاه آنها در سطر، سوار کردن حروف و کلمات، اتمام سطر. خط کرسى یا خط زمینه در یک سطر براى آنکه چشم بهخطا نرود و حروف و کلمات در جایگاه خود قرار گیرند، بکار مىرود. در سطر، باید فاصلهٔ حروف و کلمات یکسان و یکنواخت نسبت بهم نوشته شوند، تا سطر زیباتر و خواناتر شود. معمولاً فاصله بین حروف و کلمات یک سطر، به اندازهٔ یک نقطه قلم است. معمولاً در هر سطر یک یا دو حرف بهصورت کشیده نوشته مىشود. بعضى حروف الفباى