
در این مجموعه 10 سری از سوالات پر تکرار حسابداری مالی همکاران سیستم در اختیار شما قرار خواهد گرفت
سوالات نرم افزار حسابداری مالی همکاران سیستم بخش هشتم

در این مجموعه 10 سری از سوالات پر تکرار حسابداری مالی همکاران سیستم در اختیار شما قرار خواهد گرفت

در این مجموعه 10 سری از سوالات پر تکرار انبار و حسابداری انبار همکاران سیستم در اختیار شما قرار خواهد گرفت

با توجه به لایه باز بودن طرح و کیفیت بالای آنها می توانید به منظور طراحی پوسترهای تبلیغاتی و خدمات چاپ نیز از انها استفاده نمایید،
** این طرح بصورتی طراحی شده است که شما براحتی قادر به تغییر تمامی کلمات و تصاویر آن میباشید**
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
ابا عبدالله نهضتی کرده است فوق العاده با عظمت و ترس
دو تعریف معنوی در هدف امام حسین (ع):
امام حسین می گوید. من نهضت کردم برای امر به معروف برای اینکه این را زنده نگه دارم برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم ، نهضت اسلامی است ،ما آمده ایم یم چیز دیگری گفتیمو دو تا تحریف معنوی در اینجا ذکر کردیم. یک جا گفتیم حسین بن علی قیام کرد که کشته شد . برای اینکه گناهان ما آفریده شود. ، حالا بپرسند ،آفرین در کجاست؟ خود حسین چنین چیزی گفت؟ پیغمبر گفت ؟ چنین حرفی را چه کسی گفت؟ می گوییم ما به این حرفها چکار داریم. امام حسین کشته شد. برای اینکه گناهان ما بخشیده شود. نمی دانیم که این فکر را ما از دنیای مسیحیت گرفته ایم.
ملت مسلمان خیلی چیزها را نداشته از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفت. یکی همین هست. یکی از اصول معتقدات مسیحی سالم (به) صلیب رفتن مسیح است. برای اینکه قادر نمی باشد. الان «الفادی» لقب مسیح است و این از نظر مسیحیت جز متن مسیحیت است.
می گویند عیسی به دار رفتن عیسی کفاره گناه امت شد یعنی گناهان خودشان را به حساب عیسی می گذاشتند. تحریف معنوی دومی که از نظر تفسیرو توجیه حادثه کربلا رخداد این بود که گفت «می دانید چرا امام حسین رفت و کشته شد. یک دستور خصوصی فقط برای او بود و به او گفتند . برو خودت را به کشتن بده. معلوم است اگر یک چیزی خصوصی باشد دیگر قابل پیروی نیست. اگر بگویند حسین چنین کرد. تو چنین کن. می گویند»
حسین از یک دستور کلی و عمومی است ، مربوط نیست.
از اینجا نا حادثه را از نظر اثر فید داشتن عقیم کردیم ، خیلی به نظر کوچک می آید که بگویند. دستور خصوصی بود. ولی می گوییم وقتی گفتی دستور خصوصی ،معنایش این است که دستورهای عمومی در این زمینه ها کافی و وافی نیست. یعنی اگر دستور خصوصی نمی رسید ، اسلام دستوری نداشت که بگویند در چنین شرایطی باید حرکت و قیام کرد ، بلکه اسلام می گفت، هر چه به نظرتان می رسد ، عمل کنید ،این خیانتی است به حسین بن علی آیا ضیافتی از این بالاتر هم در دنیا صورت گرفته است ، تحریف معنوی که در حادثه عاشورا صورت گرفته از آن تحریفات لفظی صد درجه خطرناک تر است.
در تعریف لفظی یکی می گوید من حدس می زنم عاشورا 72 ساعت بوده و بعد هم تاکید دارد که هفتاد و دو ساعت بود ،آنکه می گوید سیصد هزار نفر را حسین بن علی گشت و از این دروغها این هدفها برای حسین بن علی آنقدر خطر ندارد خطر ندارد که این تحریفهای معنوی خطرناک است. پس ما آمدیم نهضت حسین بن علی را که خود هدف و منظوری داشته است ،تحریف کردیم. پس چنین حادثه ای را باید زنده نگه دات ، حادثه ای کهک جمعیت هفتاد و دو نفری از نظر روحی یک جمعیت سی هزار نفری را شکست دارند ، چطور شکست دارند؟ اولاً با اینکه دراقلیت بودند و کشته شدنشان قطعی بود. یک نفر از اینها به دشمن ملحق نشد ، اما از این سی هزار نفر به اینها ملحق شدند ، یکی از سردارانشان حربن یزید ریاحی و سی نفر دیگر این دلیل بر این

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحات:15
مقدمه
اگربخواهیم زمان پیدایش سماع را به دقّت بررسی کنیم نباید آن را با زمان تولّد موسیقی یکی بدانیم ،زیرا انسان در آغاز که خود را شناخته، موسیقی را نخستین انعکاس التهاب و هیجان درونی خود دیده است که در خارج از وجود تحقّق یافته و موجب حالات وجد و شادی گردیده ؛ پس باید این مسأله را از زمانی در نظر بگیریم که این حالت نشاط و وجد فردی را جمعی کرده اند و آن را با سننی آمیخته اند. این آیین قطعاً از زمانهای دور قبل از اسلام نیز در پرستشگاه ها مرسوم بوده تا به کمک آن در شنوندگان تأثیرگذاشته و رقّّت قلبی ایجاد کند ،همان گونه که امروزه به عنوان مثال درکلیسا ها می بینیم که شرکت کنندگان با موسیقی و آهنگ خاصّی دعای های خویش را زمزمه می کنند( ودر بسیاری از آیین های دیگر)
قدر مسلّم این است که در صدر اسلام سماع بدان صورت که در مجالس صوفیه برگزار می شده وجود نداشته است.
«این مراسم نزد صوفیان آن زمان شکل گرفت که در سال(245) هجری ذوالنّون مصری از زندان متوکّل رهایی یافته بود و صوفیان ارادتمندش در جامع بغداد دور او گرد آمده، همان موسیقی درباری و اشرافی قبل از اسلام را که با موسیقی حکمای الهی تفاوت بسیار داشت ودر اصطلاح فقهی " مطربی" خوانده می شد به کار گرفته بودند؛ قوّال شعری خواند و ذوالنّون هم ابراز شادمانی نمود. به نظر می آید این گونه شادی ها که با موسیقی رایج غیر اسلامی به سرور و شادمانی مطربی توأم می شد... نزد صوفیان به حلقه ی سماع و دست افشانی و پایکوبی آنان شکل می پذیرفت.»(حیدرخانی،1374،26 ).
این مراسم در ابتدا به صورت مراسم شعرخوانی بوده و کسانی که در آن شرکت می کردند تحت تأثیر قرار گرفته به شادمانی و پایکوبی می پرداختند، کم کم در این مراسم برای اینکه تأثیر بیشتری داشته باشد از دفّ و نی هم استفاده می شد.
مرا چون نی در آوردی به ناله چو چنگم خوش بساز و با نوا کن
اگر چه می زنی سیلیم چون دف که‹‹آواز خوشی داری صدا کن››
چو دف تسلیم کردم روی خود را بزن سیلی و رویم را قفا کن
همی زاید ز دفّ و کف یک آواز اگر یک نیست از همشان جدا کن
(شفیعی کدکنی،1362،383)
طعم خوش بیخودی وشیدایی صوفیان را متوجّه سماع نمود تا حدّی که بیش از هر مراسم دیگری به این مراسم پرداختند. هجویری نیز در کتاب خود در باب الرّقص این مطلب را تأیید می کند که ابتدا این مراسم، به صورت رقص و پایکوبی بوده است و گروهی ظاهرآن را برداشت کرده و « من دیدم از عوامّ گروهی می پنداشتند که مذهب تصّوف جز این نیست؛ آن بر دست گرفتند .»
(هجویری،1383،605)
و این ظاهر بینی ازرقص و پایکوبی از نظر او هیچ جایگاهی ندارد .‹‹بدان که اندر شریعت و طریقت رقص را هیچ اصلی نیست.›› (هجویری،1383،605)
امّا او رقص را با اضطراب های درونی که حاصل خفّتی است که بردل پدیدار شده وهمچنین حاصل قوّت وقت باشد فرق می گذارد وآن اضطراب را گداختن جان معرّفی می کند نه رقص و پای بازی. « امّا چون خفّتی در دل پدیدار آید خفقانی بر سّر سلطان شود؛ وقت قّْوت گیرد ، حال اضطراب خود پیدا کند ، ترتیب ورسوم بر خیزد . آن اضطراب که پدیدارآید، نه رقص باشد و نه پایکوبی ونه طبع پروردن که جان گداختن بود . و سخت دور افتد آن کس ازطریق صواب که آن را رقص خواند...» (هجویری،1383،606)
اینکه از چه زمانی به این گونه مجالس اسم "سماع" نهادند تاریخ دقیقی نمی توان معیّن نمود؛ امّا چیزی که قطعی است، این است که توجّه و دلبستگی بیش ازحّد صوفیان به این مجالس باعث شد تا شرایطی را برای سماع در نظربگیرند تا هم از فتنه ی عوام در امان باشند و هم شوق وذوق صوفیان را تا حدّی کنترل کنند . از همین تاریخ مکانی به نام " سماع خانه " بنا شد وسماع ازجمله رسوم صوفیان قرار گرفت که با آداب وسنن خاصّی برگزارمی شد . و همان گونه که تصّوف در جا معه پذیرفته شده بود؛ سماع نیز به عنوان مراسم مذهبی صو فیان پذیرفته شد و صوفیه برای این که سماع را یک رسم مذهبی نشان دهند به استناداتی متوسّل می شدند وادّعا می کردند که در حضور رسول اکرم (ص) نیز مجلس سماع بر گزارمی شده است و روایاتی از عایشه نقل می کردند تا با این کار حرمت سماع را مطرح کنند.)1( البته آنها تنها به این روایات اکتفا نمی کردند بلکه جایی که در مباحث علمی باید از این رسم و آیین خویش دفاع می کردند وجوه مختلفی را برای سماع بیان می کردند تا مجادله کنندگان را قانع نمایند.