
فایل فلش huawei y560-u02 با مین بردA_V2.1K_2016_11_05 با ساعت 1633
فایل فلش huawei y560-u02 با مین بردA_V2.1K_2016_11_05 با ساعت 1633

فایل فلش huawei y560-u02 با مین بردA_V2.1K_2016_11_05 با ساعت 1633
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 5
نقش تکنولوژی اطلاعات در توسعه منابع انسانیدکتر ایرج سلطانی
مقدمه در دنیای فعلی، تکنولوژی اطلاعات، خمیرمایه توسعه انسانی در سازمان و جامعه است و محورهای اساسی توسعه منابع انسانی و ماهیت آن را نیز متناسب با نیاز جامعه و انسانها تعیین می کند. در توسعه منابع انسانی، همواره بایستی ظرفیتهای جدید انسانی را شناخت، تا توسعه قابلیتها و کیفیتهای انسانی بهصورت یک فرآیند دائمی انجام شود. تحقق این امر در گرو بهرهگیری از تکنولوژی اطلاعات است، چون در فرآیند تکنولوژی اطلاعات دائماً اطلاعات تولید، پردازش، توزیع و مدیریت میشود، بنابراین، تکنولوژی اطلاعات زمانی حلال مشکلات خواهد بود که در خدمت توسعه و پرورش انسانها قرار گرفته و قابلیتهای انسانی باهم تلفیق و به توسعه و بهرهوری منجر گردد. براین اساس و باتوجه به نقش و تاثیر تکنولوژی اطلاعات در توسعه منابع انسانی در این مقاله سعی بر آن است مفهوم تکنولوژی اطلاعات، مفهوم توسعه منابع انسانی تبیین و به نقش تکنولوژی اطلاعات در ابعاد مختلف توسعه منابع انسانی پرداخته شود. مفهوم تکنولوژی اطلاعاتتکنولوژی اطلاعات قبل از اینکه یک سیستم سختافزاری و مجموعهای از الگوها باشد یک نظام فکری و فرهنگی است و میتوان آن را فرهنگ تولید اطلاعات نامید.بدون ایجاد فرهنگ تولید اطلاعات، نظام IT نمی تواند دوام داشته باشد. بنابراین، آنچه در IT مهم است تفکر اطلاعات گرا است. تکنولوژی اطلاعات از اتصال و ترکیب مجموعهای از فکرهای مفید تولید شده شکل میگیرد و کامپیوتر و سوپرکامپیوترها و سیم و کابل و ابزارهایی از این قبیل نیست. در تکنولوژی اطلاعات، فکر انسانهای خردمند است که تولید اطلاعات میکند.تکنولوژی اطلاعات (IT) یعنی روشهای تولید و جمعآوری اطلاعات و استفاده از آن در جامعه و سازمان تکنولوژی اطلاعات با کوچککردن، ارزان کردن و کاربری ساده برنامههای کامپیوتری باعث شده دسترسی به اطلاعات از هرجا و توسط هر شخص به راحتی صورت گیرد(1). پایگاههای اطلاعاتی برگرفته از مفهوم تکنولوژی اطلاعات فرآیندهای پیچیده درون سازمانی را تسهیل کرده و بااتصال سازمانها به همدیگر، شبکههای سازمانی را بنا نهاده است و دیدگاههای میان مدت مدیران به دیدگاههای بلندمدت بدل شده است. بهطور کلی در مفهوم تکنولوژی اطلاعات مولفههای زیر وجود دارد:فرهنگ تولید اطلاعات؛ اطلاعات گرایی؛ جمعآوری اطلاعات؛ خلاصه سازی اطلاعات؛ تحلیلگری؛ حساسیت اطلاعاتی؛ پردازشگری؛ تفکر شبکهای؛ بهینهسازی؛ یکپارچهسازی؛ پژوهشنگری؛ روشسازی؛ ذخیرهسازی؛ انتقال اطلاعات. مفهوم توسعه منابع انسانیدر مفهوم جدید توسعه منابع انسانی، انسانهای سازمانی بایستی به کیفیتهایی مجهز شوند که هیچگونه مشکلی با سازمان نداشته باشند و با دلسوزی و تعهد و بینشی علمی، تمام توانمندیها، انرژی،تخصص و فکر خود را در راستای تحقق ماموریتهای سازمانی قرار دهند و دائماً برای سازمان ارزشهای فکری و کیفی جدیدی تولید کنند. بهطور کلی توسعه منابع انسانی دارای مولفههای زیر است:1 - ایجاد آگاهی علمی و ارتقای دانش کارکنان؛ 2 - تولید رفتارهای علمی و متعادل در کارکنان؛ 3 - ایجاد ارزش افزوده بهعنوان کیفیت در کارکنان؛ 4 - ارتقای قابلیتهای کارکنان؛ 5 - توسعه مهارتهای انجام کار؛ 6 - بهروزکردن اطلاعات کارکنان؛ 7- توانایی حل مسائل به شکل علمی؛ 8 - درست انجام دادن کار؛ 9 - تصمیمگیری عقلایی؛ 10 - رشد شخصیت هماهنگ در کارکنان؛ 11 - توانایی ترکیب اطلاعات وساختن مجموعههای جدید.نقش تکنولوژی اطلاعات در توسعه منابع انسانی محور توسعه منابع انسانی وجود اطلاعات کاربردی و جدید است که اطلاعات در یک فرآیند منطقی بهنام تکنولوژی اطلاعات میتواند به ایجاد و توسعه توانمندیهای جدید در منابع انسانی کمک کند.بهطور کلی تکنولوژی اطلاعات در ابعاد زیر به توسعه منابع انسانی منجر میشود:1 - توسعه حرفهای: یکی از نشانههای عملیاتی انسان توسعه یافته که به اشتغال کمک می کند و یا فرآیند اشتغال را تسهیل می سازد، داشتن مهارتهایی است که زمینههای رشد و توسعه داشته باشد. زمانی که ظرفیتهای مهارتی آماده توسعه باشد ولی محتوای متناسب با آن فراهم نشود، مهارتها بعد از مدتی کهنه شده و نیاز سازمان و فرد را برآورده نمیکند. در این زمان اطلاعات ظرفیتهای خالی و کهنه شده را جانی دوباره میبخشد و به توسعه مهارتی کارکنان کمک میرساند و این به خاطر این است که اطلاعات جدید توقعات جدیدی را در افراد سازمان ایجاد و بعد از مدتی اطلاعات تبدیل به روش کار و مهارت میگردد و جبهههای جدید مهارتی و کاری ایجاد می شود. بهطور کلی تکنولوژی اطلاعات، در ابعاد زیر به توسعه مهارتی کارکنان کمک می کند و اشتغال و بهرهوری تسهیل می یابد.الف - مهارتهای کهنه را بازسازی می کند؛ب - ظرفیتهای خالی قبلی را تکمیل می سازد؛ج - مهارتهای جدید به وجود می آورد؛د - بین مهارت کارکنان پیوند ایجاد می کند؛هه - مهارتآموزی فرآیندی میشود.ارزش مهارتها با رشد تکنولوژی افزایش یافته است و تکنولوژی اطلاعات پیشرفته بهدنبال خود مهارت پیشرفته ایجاد میکند. تکنولوژی اطلاعات دامنه مهارتی انسان را توسعه می دهد(2). تکنولوژی اطلاعات زمینههایی نظیر مهارت برقراری ارتباط کلامی، مهارت ارتباط کتبی، مهارت ارتباط نمایشی، مهارت قانعسازی و مهارت استفاده از اطلاعات را در کارکنان ایجاد و تقویت می کند.2 - نهادینهشدن تغییر و نوآوری: یکی از نشانههای توسعهیافتگی انسانی این است که دائماً افکار جدید را تولید و بهکار گیرد بهتعبیری خلاق و نوآور باشد. زمینه و محور خلاقیت وجود اطلاعات کافی است تا بتوان اطلاعات را با همدیگر ترکیب و مجموعههای جدیدی را ساخت که دارای ویژگی و کاربردهای جدیدی هستند. نهادینهشدن تغییر و نوآوری بستگی به برخورد انسان با اطلاعات تولیدی دارد. در یک فرآیند تعاملی، تکنولوژی اطلاعات و انسان برروی همدیگر اثر گذاشته و اگر خوب عمل شود تغییر و نوآوری نهادینه میگردد. در شکل شماره (1) تاثیرگذاری تکنولوژی اطلاعات بر نهادینهشدن تغییر و نوآوری نشان داده شده است.همانطوری که در شکل شماره (1) نشان داده شده است زمانی که نفوذ تکنولوژی اطلاعات و میزان پذیرش از سوی انسانها کم باشد در این وضعیت تغییری ایجاد نخواهد شد و همه تلاش و انرژی صرف حفظ وضع موجود می شود. زمانی که نفوذ تکنولوژی اطلاعات زیاد ولی افراد زمینه پذیرش نداشته باشند، اطلاعات بدون مشتری می ماند و نتیجهای عاید نمی گردد و زمانی که نفوذ اطلاعات کم ولی پذیرش آن زیاد باشد در فضای تشنگی اطلاعات خلاقیت حاصل میشود و شکل مطلوب این است که نفوذ تکنولوژی زیاد و میزان پذیرش هم زیاد باشدکه حاصل آن تلفیق خلاقیت و تغییر است.تقویت مهارت ادراکیاز جمله نشانه های انسان توسعه یافته، داشتن مهارت ادراکی است؛ مهارت ادراکی توانایی درک این نکته است که کارکردهای گوناگون سازمان با یکدیگر وابسته است و تغییر در هریک از بخشها الزاماً بخشهای دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. مهارت ادراکی چیزی نیست که بتوان با یک دوره آموزش نظری آن را ایجاد کرد بلکه فکر کارکنان باید تغییر کند و در واقع اندیشه ادراکی تبدیل به کنش ادراکی شود(3). زیربنای مهارت ادراکی تفکر سیستمی است و از طریق تکنولوژی اطلاعات می توان مهارت ادراکی را ایجاد و پرورش داد و این بهخاطر این است که تکنولوژی اطلاعات یک سیستم است که در عمل مهارت ادراکی و سیستمی فکرکردن و عمل کردن را به افراد یاد می دهد. در شکل شماره (2) سیستم تکنولوژی اطلاعات نشان داده شده است.همانطور که در شکل شماره 2 نشان داده شده است سیستم تکنولوژی اطلاعات در عمل موجب می شود که انسانها شروع، فرآیند و عملکرد سیستم اطلاعاتی را در یک مجموعه قرار داده و درک کنند و به مهارت و توانمندی ادراکی مجهز شوند که این مهارت موجب میگردد شروع فرآیند و نتیجه کارها را به هم پیوند دهند. به طور کلی تکنولوژی اطلاعات در ابعاد زیر به تقویت مهارت ادراکی کمک میکند:- قدرت شناخت فرد به لحاظ آگاهی از عناصر سیستم اطلاعاتی تقویت میگردد؛- قدرت درک روابط بین اطلاعات و مولفهها تقویت می شود؛- تصویر کلی و جمعبندی کلی از اطلاعات بهدست میآید؛- به لحاظ درک روابط منطقی بین دادهها، فرد به تفکر منطقی مجهز میشود؛ - قدرت پیشبینی بالا می رود.تقویت مهارت تصمیم گیریتصمیمگیری فرآیندی است که در آن نقش اصلی را اطلاعات بازی می کند، یعنی اول بایستی اطلاعات موردنیاز تصمیمگیری فراهم شود تا بتوان اطلاعات را ترکیب و تصمیمگیری کرد. تکنولوژی اطلاعات موجب می شود که افراد سازمان از بین اطلاعات تولیدشده اطلاعات مربوط به تصمیم مورد نیاز را انتخاب و پردازش و مورد استفاده قرار دهند. در فرآیند تصمیمگیری، کارکنان نحوه استفاده از اطلاعات را یاد می گیرند. عادت کردهایم با هر اطلاعاتی که به دستمان می رسد، تصمیمگیری کنیم که این کار حرفهای نیست. تکیه به عقاید افراد ناوارد و غیرمتخصص نه تنها دردی را دوا نمیکنـــــد بلکه آدمی را به ورطه گمراهی می کشاند. همین مشورت و کسب اطلاعات از افراد غیرمتخصص سبب میگردد که انسان در تصمیمگیری به خطا رود(4). از شاخصهای انسان توسعه یافته این است که در تصمیــــــم گیری فرآیند کسب اطلاعات از منابع غیرموثق و در دسترس را جایگزین کسب اطلاعات از منابع موثق کند که این امر نیازمند وجود ساختار اطلاعاتی است. یعنی زمانی که تکنولوژی اطلاعاتی وجود داشته و قابل دسترس باشد(5).افراد براساس اطلاعات دقیق تصمیمگیری کرده و درواقع سیستمهای اطلاعات مدیریت مانند سیستمهای پشتیبان مدیریت و سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری میتوانند اطلاعات بههنگام، مناسب و سریعی را در اختیار قرار دهند تا با حداقل اشتباه تصمیمگیری کرد. براین اساس، افراد از مهارت تصمیمگیری علمی بهرهمند می شوند و از این بابت به مهارت تصمیمگیری در عمل منجر مـی گردد. بهطور کلی IT در ابعاد زیر به تقویت مهارت تصمیمگیری کمک می کند:- مسئلهیابی و فرصتیابی که سنگ بنای تصمیمگیری استراتژیک است، سریعتر و دقیقتر انجام میشود؛- برنامهریزی جامع بهتر تدوین میگردد؛- کیفیت تصمیمات افزایش مییابد؛- زمان تصمیمگیری به حداقل میرسد؛- خطای انسانی در شبکه پردازش اطلاعات سازمانی کاهش مییابد؛- گرایش به سمت فرضهای تصمیمگیری عقلایی بهوجود میآید(6). - از طریق بازخوردهای سریع مهارت تصمیمگیری اصلاح می شود.b>بهوجود آمدن روحیه پژوهشی در کارکنانیکی از کیفیتهایی که بیانگر انسان پرورش یافته است، این است که آنان روحیه پژوهشگری داشته باشند. بهوجود آوردن چنین کیفیتی را با کلاس و آموزش رسمی نمیتوان ایجاد کرد(7). ولی از طریق پیادهسازی ساختار تکنولوژی اطلاعات کارکنان بهراحتی به آن مجهز میشوند. اطلاعات خمیرمایه و اساس تحقیقات است و زمانی که تکنولوژی اطلاعات بهراحتی اطلاعات را در اختیار کارکنان قرار دهد و یا تکنولوژی اطلاعات افراد را احاطه کرده باشد، کارکنان به شکل ساختاری و خودجوش به تحقیق روی آورده و روحیه پژوهشگری تقویت می شود. بهطور کلی تکنولوژی اطلاعات در ابعاد زیر به تقویت روحیه پژوهشی کمک میکند:- توانمندی بهکارگیری اطلاعات در افراد تقویت می شود؛- توانایی انتخاب اطلاعات بالا می رود؛- قدرت شناخت افراد افزایش می یابد؛- افراد نسبت به اطلاعات حساس می گردند؛- پژوهش گروهی شکل میگیرد.در شکل شماره 3 نحوه تعامل تکنولوژی اطلاعات و انگیزه بهکارگیری آن در تقویت روحیه پژوهشی نشان داده شده است.همان طوری که در شکل 3 نشان داده شده است، زمانی که تکنولوژی اطلاعات ضعیف و انگیزه بهکارگیری آن نیز کم باشد، روحیه تکرار مطالب قبلی حاکم و در حالتی که تکنولوژی اطلاعات قوی و در دسترس و انگیزه بهکارگیری کم باشد، روحیه پژوهش به لحاظ هجوم اطلاعاتی شکل میگیرد و زمانی که انگیزه بهکارگیری اطلاعات زیاد ولی تکنولوژی اطلاعات ضعیف باشد، روحیه پژوهش عقیم میماند. در حالت مطلوب تکنولوژی اطلاعات قوی و انگیزه زیاد روحیه پژوهشی را در کارکنان کاربردی میکند.شکل گیری تفکر استانداردگرایکی از شاخصهای انسان توسعهیافته مجهزشدن به تفکر استانداردگرا ست که این امر در گرو وجود تکنولوژی اطلاعات است. استاندارد فکر و عمل کردن موجب می گردد که نیروی انسانی، توانمندیهای خود را بهتر و بیشتر در راستای هدفهای سازمان قرار دهد و از انحراف اقدامات جلوگیری کند. استاندارد عمل کردن تعیین مشخصات کالاها و خدمات مورد نیاز یا تعیین درجه ویژگیهای کیفی کالا و خدمات و حد مرغوبیت قابل پذیرش و مطلوبیت مورد نظر برای آن از نظر اندازه، شکل، رنگ، خواص فیزیکی و شیمیایی بهمنظور بهبود کیفیت و حصول اطمینان از مصرف یک فرآورده می باشد(8) که زیربنای آن وجود تکنولوژی اطلاعات پویایی است که بهصورت دائم اطلاعات موردنیاز را برای استاندارد عمل کردن ارائه و از طریق بازخورد اطلاعاتی سطح استانداردگرایی ارتقا مییابد. بهطور کلی تکنولوژی اطلاعات در ابعاد زیر به تقویت تفکر استانداردگرایی و توسعه منابع انسانی کمک میکند.- چهارچوبهای کلی استاندارد را مشخص میسازد؛- معیارها و شاخصهای موردنیاز را در دسترس قرار میدهد؛- میزان انحراف از استاندارد را تعیین میکند؛- با نظارت اطلاعاتی به عملیات فرد جهت میدهد؛- به تقویت مستندسازی که نوعی استانداردسازی است، میپردازد؛- انسجام فکری ایجاد میکند؛- از دخالت ذهنیت در کار جلوگیری بهعمل میآورد.تقویت خودنظارتیخودنظارتی یکی از ابعاد توسعه منابع انسانی است و هرفردی که بدان مجهز شود، دائماً به بالندگی و کاملساختن خود فکر میکند. خودنظارتی، نوعی رهبری بر خود است که از آن طریق میتوان بر مجموعه دانش و اطلاعات و استعدادها مدیریت کرد. خودنظارتی زمانی کاربردی می شود که فرد به اطلاعات مناسب و مفیدی دسترسی داشته باشد، در این حالت می تواند وضعیت خود را با اطلاعات تولیدشده، مقایسه و خود را بهروز نگه دارد. باضعیف بودن تکنولوژی اطلاعات بازخورد اطلاعاتی و حرفهای لازم به افراد داده نمی شود و در این حالت افراد منتظر نظارت و هدایت مدیران هستند و این امر مطلوبی در نظارت نیست. زیرا معمولاً مدیران سازمان هیچ موقع خود مستقیماً نیاز به داشتن اطلاعات و تخصص در مورد جزئیات تکنولوژی اطلاعات ندارند و همواره برای آنها اطلاعات کلی کافی است(9). در این حالت است که نقش


فرمت فایل :word (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد صفحات 119صفحه
تعریف استراتژی و پیدایش آن :
استراتژی در معنی لغوی آن میتوان (( سوق دادن )) گسیل داشتن ، فرستادن بیان کرد
این کلمه از نام استراتگوس ( Strategos ) استراتژیک معروف یونانی گرفته شده است .در بعضی از منابع لاتین هم استراتژی از مفهوم استریوم ( Strratum ) به معنای راه و مسیر بیان شده است .
اما بعلت آنکه استراتژی بیشتر در مفهوم و قلمرو نظامی قرار گرفته است ، از آن بیشتر در حیطه نظامی استفاده میشود . طبق این نظر تعریف جنگی استراتژی عبارتست از علم و هنر ، نحوه آرایش سپاه و یکی از طرفین متخاصم در جنگ است که حرکات طرف دیگر جنگ را خنثی کند . با بررسی در تاریخ و متون گذشته میتوان دریافت که استراتژیهای نظامی و دیپلماتیک از دوران گذشته همراه با تاریخ انسانی بوده است .
نقش مورخان و شاعران و دانشمندان در ادوار گذشته در حقیقت این بوده که مجموعه ای از دانش تجربی و آزموده شده ای را گرد آوری کنند و آنها را بعنوان وسیله ای برای آگاهی ، بندگان بوجود بیاورند .
با رشد و پیشرفت جامعه ها و نیز پیچیده تر شدن آنها ، وجود تعارضات میان امیران مردم ، سیاستمداران و فرماندهان به مطالعه مفاهیم استراتژیک اساسی و آزموده پرداختند تا مجموعه بهم پیوسته از اصول ویژه پدیدار شد .
ورود استراتژی در داخل حیطه علوم اجتماعی در حیطه اقتصاد بعد از نیمه اول قرن بیستم میلادی جای خود را باز کرد .
اما استراتژی در معنای اقتصادی برای اولین بار توسط دو نویسنده به نامهای (( نیومن )) ( Neumen ) و مورگنتون ((Morgenstern )) که هم اقتصاد دان و هم ریاضیدان بودند بکار گرفته شد . روش آنها بصورت عملکرد فردی بوده که سعی میکردند شرگردهای زیرکانه دوبازیکن را که تلاش میکنند برطرف مقابل برتری یابند بطور منظم بیان کنند .
روابط بین سازمان و محیط خود بمنظور فراهم آوردن امکان برتری یافتن بر رقبا، منابع خویش را به حرکت وا میدارد .
بعلت تغییرات متنوع و پیچیده که هر زمان با ان روبروست در مورد تعاریف و نظرات صاحب نظران اتفاق نظر وجود ندارد .
تعاریف مفهومی استراتژی :
از استراتژی تعابیر و تعریفهای گوناگون شده است که به آنها میپردازیم :
1- استراتژی به معنای طرح و نقشه : از دیدگاه این نوع تعریف هر استراتژی بعنوان یک نقشه از پیش تعیین شده است که میتوان فرد ، سازمان و یا یک واحد نظامی را به یک هدف معین برساند و یا یک راهنما است برای برخورد با وضعیت جدید .
- در امور نظامی استراتژی ( به معنای نقشه ) تهیه پیش نویس طرح جنگ ، شکل دهی مبارزات اقدامات فردی در درون این طرح و تصمیم گیری در مورد برخوردهای فردی .
- در نظریه بازی عبارتست از یک طرح کامل ، طراحی که معین میکند بازیکن در هر موقعیت ممکن چه انتخابهایی را خواهد کرد .[5]
- در مدیریت طراحی واحد و جامع و یکپارچه است که برای اطمینان از دستیابی به هدفهای اساسی موسسه تنظیم میشود .[6]
2- استراتژی بعنوان یک الگو : یک تعریف دیگری که میتوان از استراتژی بیان کرد راهنما و الگو بودن استراتژیها که سازمان را در انطباق فعالیتها با آن دارد .
همانطور که پیشتر نیز بیان شد ، بعلت تغییرات محیطی و اینکه محیط شرکت با دیگری تفاوت دارد و نیز توانائیها و ضعفهای شرکتها وسازمانها متفاوت است بنابراین در استفاده از الگو میتوان گفت که شیوه های موفق به تدریج بصورت الگوی اقدامی درمیآیند که استراتژی را تشکیل میدهند اما قطعاً یک استراتژی کلی در این مورد نداریم .
اما همیشه استراتژیها دارای یک نقشه کامل که واز پیش تعیین شده نیستندممکن است نقشه ها تحقق نیابند و الگوها شاید بودن نقشه باشند که از پیش به آن فکر شده باشد .
طبق نظرهیوم : استراتژیها میتوانند بصورت یک دامنه ((RANG )) قرار بگیرند که هریک دارای شرایط خاصی هستند ، از استراتژی برنامه ریزی شده تا استراتژی تحمیلی که سازمان هیچ نقش در آن ندارد .
الف – الگوهای متفاوت استراتژی :
الف -1 : استراتژی برنامه ریزی شده : [7] هدفهای دقیق به توسط یک رهبری مرکزی تنظیم و بیان میشود . پس به کمک نظارت رسمی برای اجرای طبیعی آنها در محیطی معمولی و قابل کنترل یا قابل پیش بینی پشتیبانی میشود .
الف -2 : استراتژی کارسلارانه : [8] هدفها و مقاصد بصورت تصورات ذهنی بیان نشده یک رهبر موجودیت دارند و بنابر این با فرصتهای جدید قابل انطباق هستند . سازمان تحت کنترل شخصی این رهبر است و بنابراین با فرصتهای جدید قابل انطباق هستند .
الف -3 : استراتژی های ایدئولوژیکی : [9] هدفها بصورت تصورات ذهنی همه اعضای سازمان موجودیت دارند و به کمک هنجارهای مشترک قوی کنترل میشوند .
الف -4 : استراتژی چتری : (1) رهبری سازمانی که بطور نسبی بر اقدامات نظارت دارد ، هدفها مرزهای استراتژیک را بیان میکنند و دیگران باید برمبنای آن اقدام نمایند .
الف -5 : استراتژی فرآیندی : (2) رهبری سازمان ابعاد فرآیندی استراتژی را کنترل میکند ولی محتوای عملی استراتژی را به دیگران وامیگذارد .
الف -6 : استراتژی ناپیوسته : (3) اعضاء واحدهای فرعی که سست گونه به بقیه بخشهای سازمان مرتبط هستند ، الگوهایی در جریان اقدامات و عملیات خود پدید می آورند که این امر در تناقض با هدفهای مشترک یا سازمان مرکزی صورت میگیرد .
الف -7 : استراتژی توافقی : (4) اعضای مختلف سازمان با برقراری تعادل متقابل برالگوهایی که در سازمان مطرح است درحالیکه هدفهای مشترک وجود ندارند ، اتفاق نظر دارند .
الف -8 : استراتژی تحمیلی : (5) محیط خارجی الگوها را برای اقدامات در سازمان تعیین میکند یابا تحمیل مستقیم ، یا با انتخابهای سازمانی اجباری غیرآشکاری .

تجربیات مدون : چگونه توانستم با روش تدریس مبتنی بر فناوری اطلاعات ( IT) اختلالات یادگیری دانش آموز پایه سوم ابتدایی ام را حل کنم؟
فرمت فایل: ورد
تعداد صفحات: 39
..1
مقدمه................................................................................................................ ..4
توصیف وضعیت موجود.................................................................................. ...6
گردآوری اطلاعات(شواهد 1)........................................................................... ..8
نارسایی های یادگیری...................................................................................... ..9
اختلال یادگیری (دیسلکسی) Dyslexia........................................................... 11
چگونگی تشخیص اختلالات یادگیری................................................................ 13
انواع ناتوانی های یادگیری............................................................................... 15
راه های درمان اختلالات یادگیری.................................................................... 16
نقش تلویزیون در آموزش و یادگیری کودکان................................................ 16
نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی و یادگیری...................... 18
پیشینه پژوهش.................................................................................................. 21
اجرای راه حل................................................................................................... 22
نقش لپ تاب در آموزش کودکان بر اساس گزارش سازمان ملل................... 23
چگونگی اجرای راه حل جدید، استفاده از لپ تاب............................................ 25
جمع آوری اطلاعات (شواهد2)......................................................................... 26
تجزیه و تحلیل نتایج.......................................................................................... 30
ارزش یابی تأثیر اقدام جدید و تعیین اعتبار آن................................................ 31
نتیجه گیری و پیشنهادات.................................................................................. 32
منابع مورد استفاده........................................................................................... 35
چکیده
در این چند سال بعنوان معلم پایه سوم ابتدایی با دانش آموزانی با ویژگی های رفتاری و اجتماعی متفاوت سر و کار داشتم. اما امسال یکی از دانش آموزان من به نام علیرضا، با بقیه بچه هایی که تا به حال دیده بودم خیلی فرق داشت. او کودکی خجالتی، مضطرب و افسرده بود. آهسته و لرزان صحبت می کرد. با بقیه بچه ها دوست نمی شد و گوشه گیر بود. حتی قادر نبود که وسایل خود را از کیفش در آورد. کتابش را وارونه در دست می گرفت و هنگام تصویرخوانی از کتاب بخوانیم، می گفت: چیزی نمی بینم. در نوشتن نیز مشکل داشت و ساده ترین علائم کتاب بنویسیم را نمی توانست، بنویسد. او ریاضی را درک نمی کرد. به طور کلی او دچار اختلالات یادگیری یا دیسلکسی بود. در گوش دادن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، استدلال کردن و درک کردن مشکل داشت. با بررسی هایی که انجام دادم از نظر فیزیکی و هوش کاملاً سالم و عادی بود ولی در یادگیری بسیار مشکل داشت. برای حل اختلالات یادگیری و رفتاری او نیاز به روش تدریس مناسب و خاص بود.
پس از مطالعه و بررسی فراوان، روش های ویژه ای را برای بهبود وضعیت او به کار بستم. راه حل های مختلف را آزمایش کردم. بهترین راه این بود که نوآوری های آموزشی را به کار ببرم و با استفاده از فناوری نو اختلالات یادگیری علیرضا را حل کنم. بنابراین از روش IT استفاده کردم.
با تلاش فراوان توانستم به نتیجه مطلوب برسم. به طوری که پیشرفت علیرضا بسیار چشمگیر بود. او نه تنها در درس ریاضی و بخوانیم پیشرفت بسیار زیادی داشت بلکه مشکلات رفتاری او نیز به کلی رفع گردید و همانند سایر دانش آموزان در فعالیت های کلاسی شرکت می کرد.
نتیجه ای که در نهایت به دست آمد این بود که: توانستم اختلالات یادگیری (دیسلکسی ) علیرضا را با کمک تدریس مبتنی بر IT حل کنم و از او دانش آموزی فعال و علاقمند بسازم. علاوه بر آن پیشرفت تحصیلی و علاقمندی سایر دانش آموزان نیز با این روش میسر شد و کلاسی سرشار از شادی و نشاط مهیا نمودم. موفقیت تحصیلی، علاقمندی و سرزندگی علیرضا و سایر دانش آموزان نشان دهنده موفق بودن این طرح
می باشد.

تجـربیات مدون آموزشی چگونه کلاس تاریخ را با نشاط و جذاب کردم ؟ چگونه توانستم به دانش آموزم پروانه در زمینه یادگیری درس تاریخ کمک کنم
فرمت فایل: ورد
تعداد صفحات: 44
فهرست مطالب
چگونه توانستم کلاس تاریخ را با نشاط و جذاب کردم؟
چکیده ........................................................................................... 1
مقدمه ...................................................................................... ...2
بیان مساله ................................................................................... 4
تعریف و تبیین واژههای کلیدی.......................................................... 8
روش گردآوری اطلاعات...................................................................... 9
ارزیابی نتایج.................................................................................. 17
بیان محدودیتها............................................................................... 21
ارائه پیشنهادات.............................................................................. 22
منابع و پیشینههای مورد استفاده....................................................... 23
چگونه توانستم به دانش آموزم پروانه در زمینه یادگیری درس تاریخ کمک کنم
چکیده............................................................................................. 25
مقدمه .......................................................................................... ...26
بیان مسئله و توصیف وضعیت موجود ...................................................... 33
گردآوری اطلاعات شواهد 1.................................................................... 35
اجرای راه حل ..................................................................................... 36
گردآوری اطلاعات شواهد 2..................................................................... 37
نتیجه گیری و تاثیر اقدام ...................................................................... 38
پیشنهادات........................................................................................... 39
موانع ومحدودیتها.................................................................................. 39
منابع.................................................................................................... 40
چکیده
از زمانی که به تدریس درس تاریخپرداختم، متوجه عدم علاقه و توجه برخی از دانشآموزان به کلاس شدهام؛ که از درس، کتاب و معلم گریزان و بیشتر سعی دارند که خودشان بصورت مستقل و بدون اتکا به معلم درس را فرا بگیرند. این وضعیت چندان برای من و کلاس خوش آیند نبود بنابراین تصمیم گرفتم تا آنجا که میتوانم وضعیت نامطلوب را دچار تغییر و تحول نموده و کلاسم را از هر لحاظ دارای شور و نشاط کافی نمایم.
نتیجهای که در نهایت پس از به کار بردن راه حلهای مختلف برای اینجانب عاید شده، شور و نشاط و علاقه به درس، همراه با فعالیت دانشآموزان در کلاس بوده است. که این مسئله برایم ارزش زیادی داشته است.
از دیگر مواردی که باید به آن اشاره شود کسب موفقیت دانشآموزان در آزمونهای مستمر و پایانی بود.
شرکت همگی دانشآموزان به صورت داوطلبانه در پرسشهای کلاسی، انجام برخی تکالیف محوله و رقابت سالم در بین آنها از دیگر مواردی است که از کنار آن نمیتوان به سادگی گذشت.
در نشستها و گفتگوهایی که با همکاران مختلف داشتهام، در استفاده از راهحلهای مذکور، بیشتر تشویق میشدم.