
پاورپوینت ایمنی سیستم
این پایورپوینت موارد زیر را در 21اسلاید شرح میدهد
تعریف Milt Standardاز سیسستم
ویژگی ها یا خصوصیات سیستم
آدرس سایت :
cafehse.ir
ایمیل :
cafehse@yahoo.com
کانال تلگرام:
https://telegram.me/cafehse
پاورپوینت ایمنی سیستم

پاورپوینت ایمنی سیستم
این پایورپوینت موارد زیر را در 21اسلاید شرح میدهد
تعریف Milt Standardاز سیسستم
ویژگی ها یا خصوصیات سیستم
آدرس سایت :
cafehse.ir
ایمیل :
cafehse@yahoo.com
کانال تلگرام:

کتاب القاموس المصور للطف العربی تالیف محمود أمین القوصی، یک فرهنگ لغت کوچک عربی است که معنای واژه های عربی را با استفاده از نقاشی های جذابی برای کودکان توضیح می دهد. این کتاب مشتمل بر حدود 80 صفحه می باشد و واژه های موجود در آن بر اساس موضوع تقسیم بندی شده است.
مشخصات کتاب:
عنوان: القاموس المصور للطف العربی
تهیه کننده: محمود أمین القوصی
چاپ: انتشارات نهضة مصر

چکیده : این پژوهش تلاش میکند تا به مقایسه متغیرهای حسابداری در شرکتهای هموارساز و غیر هموارساز سود پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. به این منظور ابتدا بر اساس مدل های رفتار هموارسازی سود دکتر مک لئوز ، ایکلو کوتاری و لئون شرکتهای نمونه آماری را به دو گروه شرکتهای هموارساز و غیر هموارساز سود تفکیک کرده و سپس به مقایسه متغیرهای حسابداری در دو گروه پرداخته شد. پنج ویژگی اندازه شرکت، هزینههای کارکنان، نسبت بدهی، مالیات و پاداش مدیریت به عنوان متغیرهای مستقل و رفتار هموارسازی سود به عنوان متغیر وابسته مورد آزمون قرار گرفتند. این پژوهش بر اساس مشاهدات سالیانه از سال 1384 – 1389 انجام شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که در سطح هر سه مدل دکتر مک لئوز، ایکل و کوتاری و لئون بین اندازه شرکتهای هموارساز سود و غیر هموارساز سود تفاوت معناداری وجود دارد. در ارتباط با متغیر نسبت بدهی نیز تنها در سطح مدل دکتر مک لئوز تفاوت معنادار بین شرکت های هموارساز و غیرهموارساز سود وجود داشته و در سطح دو مدل ایکل و کوتاری و لئون تفاوت معنی داری قابل مشاهده نمی باشد. در ارتباط با متغیر مالیات نیز تنها در سطح مدل ایکل تفاوت معنادار بین شرکتهای هموارساز و غیرهموارساز سود وجود داشته و در سطح دو مدل دکتر مک لئوز و کوتاری و لئون تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین با توجه به یافته های تحقیق در سطح هر سه مدل دکتر مک لئوز، ایکل و کوتاری و لئون بین هزینه کارکنان شرکت ها و پاداش مدیریت شرکتهای هموارساز سود و غیر هموارساز سود تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج سایر یافته های تحقیق نیز گویای آن است که از میان مدل های سه گانه فوق، مدل های ایکل و کوتاری و لئون در طبقه بندی شرکت های هموارساز و غیرهموارساز نسبت به دکتر مک لئوز از برتری برخوردار بوده و میان مدلهای ایکل و کوتاری و لئون از نظر طبقه بندی تفاوت معنی داری وجود ندارد

عنوان گزارش کارآموزی : گزارش کارآموزی در یک شرکت خدمات کامپیوتری
قالب بندی : Word
شرح مختصر : فعالیت اصلی شرکت عبارت است از ارائه خدمات کامپیوتری، مکانیزاسیون، تحلیل طراحی ساخت و پیاده سازی سامانه های کاربردی نرم افزاری و سخت افزاری و ارائه آموزش های فنی و حرفه ای مرتبط. شرکت قادر به انجام سایر فعالیت های سرمایه گذاری، مشاوره ای، فنی و بازرگانی میباشد و همچنین کارهایی مانند : عیب یابی سیستم ، ارتقاع سیستم ، نصب ویندوز های گوناگون ، نصب برنامه های راه انداز ، نصب تمامی برنامه های کاربردی ، تعمیر برخی قطعات سیستم و تایپ از جمله فعالیت های شرکت کامپیوتری ارس رایانه میباشد.
اینجانب سعید کتابی فرد از تاریخ 5/9/90 از دانشگاه علمی و کاربردی پارس آباد 1 در خدمات کامپیوتری ارس رایانه به عنوان یک کارآموز فعالیت خود را آغاز کرد.و نحوه عملکرد کارآموز در خدمات کامپیوتری ارس رایانه با توجه به کار هایی که در آن صورت میپزیرد کاملا با رشته من هم خوانی دارد و به دانش و تجربه من خواهد افزود. وفعالیت هایی مانند نصب ویندوز xp – ثبت اطلاعات در کامپیوتر و غیره … . به کارآموز واگذار شده بود. و کارآموز از ساعت 1 بعد از ظهر در خدمات کامپیوتری ارس رایانه حضور می یافت و ساعت 5 بعد از ظهر کار خود را تمام می کرد. البته رشته ایشان کامپیوتر بود اطلاعات کافی در مورد رشته خود هم داشت و برای کارکنان سازمان نیز کمک کافی میکرد. و تجربه های یاد گرفته ایشان ایجاد وب سایت با نرم افزار Front Page بود که خود کارآموز در مورد این نرم افزار اطلاعات کافی را داشته است . کار هایی همچون عیب یابی سیستم ، نصب ویندوز های متفاوت ، اسمبل کامل سیستم کامپیوتری و نصب برنامه های کاربردی و غیره از تجربه های اندوخته شده کارآموز محسوب میشود. دستاوردهای کارآموز در مدت 240 ساعت در خدمات کامپیوتری ارس رایانه اسمبل سیستم به تعداد 15 عدد – نصب ویندوز های فراوان و نصب برنامه های کاربردی و تایپ و تامیر بعضی از قطعات کامپیوتری از دستاوردهای کارآموزی محسوب میشود. با تشکر از استاد کار آموز و سرپرست کار آموزی که این زحمات را متحمل شدنند تا چیزی به اندوخته های علمی من افزوده شود
فهرست :
چکیده
مقدمه
فصل اول
معرفی محل کارآموزی
معرفی کل شرکت کامپیوتری
شرح کلی فعالیت های که در آن شرکت انجام می شود
فعالیت های مرتبط با رشته تحصیلی
فصل دوم
فعالیت های انجام شده ( فعالیت های واگذار شده به دانشجو جهت کارآموزی )
تعریف فعالیت های واگذار شده
فصل سوم
مشکل 1
راه حل سریع 1
مشکل 2
راه حل سریع 2
اداره ای به نام آفیس
راه حل سریع
بوق های کامپیوتری
کار نکردن مانیتور کامپیوتر
برای تمیز کردن cddrive
خرابی فن های کیس کامپیوتری
احیای کامپیوتر های شخصی بدون راه انداز
فرم گزارش کار هفتگی
فرم گزارش کار ماهانه
گزارش بازدید مدرس کارآموز از محل
گزارش ماهیانه سرپرست کارآموز
ارزیابی نهایی کارآموزی
مقدمه
در حال حاضر که دولت درگیر مباحث مطرح شده پیرامون بودجه سال بعد است، مسالهای مرتبط ذهن و ضمیر سیاستگذاران را به خود مشغول کرده است و آن این است که دولت امسال دچار کسری بودجه شده است.
این وضعیت در حالی است که هر سال رکورد بزرگ شدن بودجه در نوردیده میشود و به یمن بالارفتن بیسابقه قیمت نفت، دولت از منابع بیمانندی برخوردار شده است. به وجود آمدن کسری بودجه از دو حیث اهمیت دارد: 1) نحوه تامین این کسری بودجه که قاعدتا خود رشد نقدینگی را تشدید خواهد کرد و متعاقب آن احتمال بالارفتن نرخ تورم از بیست درصد جدی خواهد شد. در حال حاضر همه به خوبی میدانند که جامعه ایران نسبت به این متغیر حساس است و حتی اگر نسبت به سازوکارهای اداره کشور نظارت مستقیم نکند، نرخ تورم را شاخصی از کیفیت سیاستگذاری اقتصادی قلمداد خواهد کرد. از این رو بیدلیل نیست که یکی از سیاستمداران معروف گفته است که پاشنه آشیل جریان سیاسی آنها تورم وگرانی است.
2) نکته دوم که مهمتر و ریشهایتر از نکته اول است، این که وجود کسری بودجه نشان از رشد هزینهها بیش از درآمدها دارد. این مساله از آن حیث اهمیت دارد که زمینهای برای تجدیدنظر جدی در مقوله سیاستمداری و کشورداری فراهم میکند. در سالهای اخیر بالارفتن درآمد نفت این تلقی را به وجود آورد که سیاستگذاری و مملکت داری به معنی آن است که تا جای ممکن خواستهای فردی و عمومی مردم را اجابت کرد. هرگروهی که خواستار تخفیف بود، تخفیف دریافت کند. سیاستگذاری معنای حمایتگری یافت و حمایتگری هم از خلال معافیت از مالیات یا عوارض گمرکی معنا میشد. بخشودگی بدهیها و وامها و در برخی موارد دیگر تایید تعویق آنها، تثبیت قیمتها برای خشنود کردن مصرفکنندگان آن کالاها و خدمات، افزایش سوبسیدها و مسائلی از این دست، همه شیوه مقبول سیاستگذاری اقتصادی شناخته شد. مشکل این است که وقتی چنین سیاستهایی در سطوح گوناگون اتخاذ میشود، عواقب بودجهای آنها به درستی تخمینزده نمیشود و ناگهان دولت با رشد غیرمنتظره هزینه روبهرو خواهد شد. در کنار این مساله تلاش برای بهبود توزیع درآمد از طریق اجابت تقاضای پروژهها و طرحهای مختلف در استانها و مراکز خارج از مرکز، هزینههای دولت را شدیدا افزایش داد. در حالی که در یکی دو سال گذشته توجیه افزایش بودجه عمرانی کاهش طول عمر اجرای پروژهها عنوان میشد، همزمان پروژههای بیشتری کلید خورد و ظاهرا ابعاد اقتصاد سیاسی پروژههای عمرانی جدیتر از آن است که به این راحتی بتوان مساله پروژههای عمرانی نیمه تمام را فیصله داد. در هر صورت این صورت از سیاستگذاری و تمشیت امور جز از طریق بهرهمندی از درآمدهای ناگهانی نفت ممکن نیست و حتی اگر رشد قیمت نفت تداوم چنین شیوهای را کماکان ممکن سازد، شیوه مقبولی نخواهد بود. مردمی بودن به معنی امتیازدهی به مردم در هر شکل و هر صورت نیست. خواستههای تک تک افراد جامعه بینهایت است و آنچه محدودیتی براین خواستههای بینهایت میزند، بودجه افراد است. حال وقتی دولت در مقام پاسخگویی به این نیازهای بینهایت قرار میگیرد، ناچار است محدودیت بودجه خود را لحاظ کند و وقتی این محدودیت برای سیاستگذاران جدی شد، آنگاه بحث اولویتبندی مرتفع کردن نیازها مطرح میشود. وقتی کسی پای در این مسیر گذارد، ناخودآگاه به سمت اقتصاد که علم تخصیص منابع محدود است، رهنمون خواهد شد. در چند سال گذشته علم اقتصاد به رغم اینکه مهمترین ابزار حکومتداری است، مورد بیمهری قرارگرفت و تخطئه شد و نسبت به بیاطلاعی از اصول این علم مباهات شد. در کنار آن سیاستمداری معنای توزیعگری مواهب و ثروتهای طبیعی که متعلق به همه نسلها است یافت. نتیجه این روش، به شکل کسری بودجه ظاهر شده است. متاسفانه رشد هزینههای دولت خصلتی مشابه خصلت مصرف افراد دارد. معمولا گفته میشود که مصرف افراد چسپنده است؛ یعنی به راحتی زیاد میشود اما به راحتی کم نخواهد شد و از این حیث وضعیتی نامتقارن دارد.
بر این اساس روال گذشته تشدید هزینههای دولت را موجبگردید اما کاهش این هزینهها برای سالهای آینده به راحتی ممکن نخواهد شد. معمولا نیز دولتمردان بهرغم شعارهای اولیه ناچار میشوند از بودجه عمرانی بکاهند و بر بودجه جاری خود بیافزایند، بنابراین مشکل طول عمر پروژههای عمرانی را تشدید کنند. با این حساب بعید است که سال بعد نیز و سالهای بعد، کشور با مساله کسری بودجه روبهرو نشود و از این پس یکی از مسائل جدی اقتصاد ایران کسری بودجه خواهد بود. این وضع قابل حل نخواهد بود مگر آنکه تعریف جدیدی از سیاستمداری و سیاستگذاری در سطوح مختلف حاکمیت فراگیر شود. در معنای جدید سیاستمداری به معنی توزیعگری درآمد نفت نیست، بلکه معنای دقیق آن این است که قوانین و سیاستها را به شکلی سامان دهیم که برای آحاد مختلف مردم کار کردن سودآورتر از کار نکردن باشد. هنر آن است که شرایط را به نحوی بیاراییم تا مردم پسانداز کردن و سرمایهگذاری پسانداز خود را بر مصرف ترجیح دهند. به عبارت دیگر حکومت باید زمینهای را فراهم سازد تا توده مردم به عنوان مهمترین بازیگران اقتصاد، تمام قابلیتهای خود را برای پیگیری نفع شخصی بهکار گیرند که نتیجه آن رشد اقتصاد کشور نیز خواهد بود. به زبانی متفاوت، مساله کشور ما تا اطلاع ثانوی اصلاح نظام انگیزشی در بخشهای مختلف است تا پتانسیلهای بیشماری که در بخشهای گوناگون اقتصاد نهفته و به دلیل چنبره دولت و قوانین دولتی خفته مانده است، آزادگردد و فعال شود. در این صورت است که معجزهای مشابه معجزه آسیای جنوب شرقی و چین در ایران نیز قابل تکرار خواهد بود. مساله این است که وجود چنین پتانسیلهای عظیمی را اولا باور کنیم و ثانیا دولت نقش خود را به زمینه ساز نه یک بازیگر اصلی تقلیل دهد. اگر این خواستهها اجابتگردد، برای همگان روشن خواهد شد که چگونه مردم به طرز محیرالعقولی به انگیزههای اقتصادی واکنش مطلوب نشان میدهند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه 17 آبان 1386
علی سرزعیم
چرا تورم در کشور ما کاهش پیدا نمی¬کند؟
شاید یکی از تفاوتهای عمده بین علوم مدرن و علوم قدیم این باشد که علوم مدرن اعم از علوم مهندسی، پزشکی و انسانی، هدف اصلی خود را افزایش رفاه بشر در زمینههای تخصصی خود قرار دادهاند، در حالی که به نظر میرسد علوم قدیم بیشتر در جهت ارضاء حس کنجکاوی دانشمندان بسط پیدا کردهاند، و ممکن است چندان ارتباطی با مسائل مبتلا به جامعة عصر خود نداشته باشند. چارچوب هر یک از علوم مدرن به نحوی محدود شده است که مانع از انحراف آنها از هدف اصلی خود میشود و آن چارچوب این است که از مشاهده «حقایق آشکار شده شروع و به حل مسأله منجر میشود و البته در فرایند حل مسأله ممکن است دهها نکته جدید را نیز کشف و مورد بررسی قرار دهند.
علم اقتصاد از علوم مدرنی است که میتوان گفت نسبت به علوم دیگر «هم افزایی دارد، یعنی مثلاً اگر در کشوری نرخ تورم کاهش یابد، جامعه آرامتری خواهیم داشت که دانشمندانش بهتر میتوانند کار کنند و از این رو مسائل علمی در حوزههای دیگر بهتر حل میشوند. در حوزة علم اقتصاد، علم اقتصاد کلان نسبت به شاخههای دیگر این علم فراگیرتر است به این دلیل که متغیرها را «به صورت کلی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد.
موضوعات مورد توجه علم اقتصاد کلان را در سه عنوان تورم، رشد اقتصادی و بیکاری خلاصه میکنند، و اینکه چگونه میتوان با توجه به محدودیتهای موجود تا حد امکان رشد را افزایش و تورم و بیکاری را کاهش داد در دستور کار این علم قرار دارد.
علم اقتصاد کلان علم جدیدی است که عمر آن از 80 سال کمتر است. بنابراین، هم از بعد ارائه تئوری و پرداخت به واقعیات جامعه و هم به لحاظ چگونگی کارکرد ابزارهای پولی و مالی، علم جوانی است. اگر بخواهیم در حوزه سه متغیری که توضیح داده شد میزان توفیق علمِ اقتصاد کلان را ارزیابی کنیم، بدون تردید کاهش نرخ تورم در صدر توفیقات این علم قرار دارد. یعنی میتوان گفت که تورم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی جزو مسائل تقریباً حل شده است.
به لحاظ نظری، بر خلاف دهههای 50 و 60 که با تنوع تئوریهای مربوط به تورم مواجه بودیم، از اواسط دهه 80 به بعد، دامنه بحث ها بسیار به هم نزدیک شده است. به عنوان مثال، امروز تقریباً همه اتفاق نظر دارند که رشد حجم پول در بلندمدت در تورم منعکس میشود. زمانی این مطلب به صورت بسیار قویتر و محدود کنندهتر توسط مکتب پولی بیان میشد، ولی در حال حاضر، نه به آن قوت مکتب پولی، بلکه تقریباً همه کسانی که در حوزة اقتصاد کلان به مباحث مربوط به تورم میپردازند، در این نکته اتفاقنظر دارند که تأثیرِ رشد حجم پول در بلندمدت به طور کامل در تورم منعکس می شود.
در حوزة عمل، ضمن آنکه بیکاری هنوز یک مسأله مهم در دنیا تلقی میشود، موفقیت در کاهش نرخ تورم از دیدگاه تاریخی بیسابقه است. همانطور که میدانیم، تا دهه 80 نرخ تورم حتی در تعداد قابل توجهی از کشورهای پیشرفته دو رقمی بوده است. ممکن است گفته شود این کاهش نرخ تورم فقط مربوط به کشورهای پیشرفته است، ولی چنین نیست. براساس گزارش «چشمانداز اقتصاد جهانی که از طرف صندوق بینالمللی پول منتشر شده است، متوسط نرخ تورم در دورة ده ساله 1989 تا 1998 برای کشورهای در حال توسعه 58 درصد بود در حالیکه این رقم در سال 2007 به 9/5 درصد رسید و برآورد آن برای سال 2008 رقم 3/5 درصد است. کشورهایی چون بولیوی و برزیل و ترکیه که همواره نرخهای بالای تورم را تجربه کردهاند از این لحاظ بسیار قابل توجهاند. در همان دوره ده ساله متوسط، نرخ تورم سالانة برزیل 2/456 درصد بود که در سال 2007 به 4 درصد رسید. کشور ترکیه که معمولاً مثال بارزی از تورم مزمن است، موفق شد تا نرخ تورم 6/75 درصدی دورة ده ساله مذکور را، در سال 2007 به 6 درصد برساند و پیشبینی میشود که این رقم برای سال 2008 به 4 درصد برسد.
طبق گزارش فوقالذکر، در مجموعه بلوکهای اقتصادی دنیا، منطقه خاورمیانه بالاترین نرخِ تورم را که معادل 8/10 درصد است دارا است و متأسفانه کشور ما با نرخ تورم حدود 18 درصد جزو کشورهای با تورم بالا محسوب می شود. هم اکنون، با توجه به تحولات بزرگی که در دنیا در زمینه مهار تورم صورت گرفته کشورهایی چون میانمار، اریتره، ونزوئلا و سریلانکا با نرخهای تورم به ترتیب 7/38 و 7/17 و 17 و 9/17 درصد بالاترین نرخهای را تجربه میکنند.
علل کاهش نیافتن نرخ تورم در کشور
سوال مهمی که در این زمینه مطرح می شود این است که چرا متوسط نرخ تورم در کشور ما کاهش پیدا نمیکند؟ بر طبق آمارهای موجود، از سال 1338 تا 1352 متوسط نرخ رشد اقتصادی در کشور ما دو رقمی بود و متوسط نرخ تورم یک رقمی، و از سال 1353 به این طرف متوسط نرخ رشد اقتصادی یک رقمی و متوسط نرخ تورم دو رقمی شده است. تورم در کشور ما یک «رفتار ادواری دارد، یعنی دورانهایی داشتهایم که نرخ تورم حتی تا 9 درصد هم کاهش پیدا کرده، ولی میانگین آن که حدود 18 درصد است تمایلی به کاهش نشان نمیدهد، چرا چنین است؟
یک پاسخ محتمل آن است که بگوئیم سیاستگذاران ما اصولاً نسبت به تورم حساسیتی نداشتهاند و تورم را پدیده مهمی تلقی نمیکردهاند. واقعیتها نشان میدهد که اینطور نیست و تورم همواره مورد نظر سیاستگذاران ما بوده است. به یاد دارم که در سال 67 در زمان دولتِ آقای مهندس موسوی، هنگام ارائه اهداف کلان برنامه اول توسعه، وقتی در مورد سه متغیر اصلی اقتصاد کلان یعنی رشد اقتصادی و تورم و بیکاری گزارش میدادیم و متوسط رشد اقتصادی را در طول اجرای برنامه 1/8 درصد و متوسط نرخ تورم را حدود 14 درصد پیشبینی میکردیم، دولتمردان خیلی روی نرخ رشد 1/8 درصد حساسیتی از خود نشان نمیدادند در حالیکه نرخ رشد 1/8 درصد عدد خیلی بالایی بود، البته انتظار اینکه بعد از جنگ نرخهای رشد بالا تحقق پیدا کند چندان نامعقول نیست. با وجود این، همه روی تورم متمرکز شدند و بعد هم که برنامه کلان به هیئت دولت تقدیم شد باز هم توجه به تورم معطوف بودو علیرغم آنکه نظر کارشناسی ما این بود که یکی از خصوصیات دوران پس از جنگ این است که همیشه نرخ تورم افزایش می یابد. تاکید بر این بود که باید نرخ تورم یک رقمی شود و به همین ترتیب، طبق اهداف برنامة چهارم توسعه، نرخ تورم 9/9 درصد پیشبینی شده است که نشان میدهد تمایل سیاستگذاران بر این است که به نحوی نرخ تورم یک رقمی شود.
پس فرضیه عدم حساسیت سیاستگذاران نسبت به تورم چندان پذیرفتنی نیست. ادعای دیگری که از جانب برخی تصمیمگیران و مقامات کشور مطرح میشود این است که تئوریهای اقتصادی کاربرد چندانی در کشور ما ندارد که البته بدین وسیله خاطر خود را راحت میکنند تا هر طور که خواستند تصمیمگیری کنند. سوال این است که آیا واقعاً در کشور خاصی هستیم و علیرغم آنکه همه کشورهای دنیا در مهار تورم با استفاده از ابزارهای متعارف اقتصاد کلان موفق بودهاند، آیا ما نیز از همان ابزارها استفاده کرده ولی به نتیجه نرسیدهایم یا واقعیت چیز دیگری است؟
موضوع از لحاظ نظری آنچنان روشن است که میتوان آن را در قالب یک سوال امتحانی برای یک دانشجوی دوره لیسانس که درس اقتصاد کلان را گذرانده است مطرح کرد. سوال را طرح میکنم و جوابش را هم از دید آن دانشجو توضیح میدهم. گرچه سوال طولانی است اما جوابش خیلی کوتاه است. شرایطی را که در حال حاضر با آن مواجهیم و اینکه چرا نرخ تورم در کشور ما کاهش پیدا نمیکند، به لحاظ مباحث نظری اقتصاد کلان خیلی واضح است و مطالبی که مطرح میشود صرفاً در کنار هم قرار دادن یک سری مباحثی است که از وضوح زیادی برخوردار است. سوال این است که شما اقتصادی را فرض کنید که دارای خصوصیاتی باشد به شرح زیر و بعد، از آن دانشجو بخواهیم که با استفاده از اطلاعات اولیهای که از علم اقتصاد کلان دارد بگوید که آیا این کشور، در واقع کشوری خاص است و یا اینکه اصولاً باید نرخ تورم در همین حد باشد و کاهش پیدا نکند
ویژگیهای طرف تقاضا
الف. ساختار حجیم اداری و خصوصیات ویژه آن
کشوری داریم دارای سازمان اداری بزرگ، سازمانی که دستگاههای اصلی هزینهبر، بخشهای بسیار بزرگی دارند که به موازات هم فعالیت میکنند. مثلاً سازمان¬هایی داریم که وظایف یکسانی دارند و از بودجه کشور استفاده میکنند. در مواردی هم که اصلاح اداری صورت میگیرد، در حقیقت دو سازمان را به هم میچسبانیم نه اینکه سازمان جدید در مجموع از دو سازمان قبلی کوچکتر شده باشد. صرفهجویی در این حد است که به جای دو وزیر، یک وزیر داریم و گرنه در مواردی تعداد معاونان وزیر در دستگاه جدید از مجموع معاونان دو وزیر قبلی چندان کمتر نمیشود. مدیران دستگاه¬های اداری، تمایل به گسترش سازمان اداری خود دارند و توفیق خود را در بسط سازمان زیر پوشش خود میبینند. مسئولین و تصمیمگیران آن کشور نسبت به مردم خیلی مهربان هستند و خیلی محبت دارند و علاقمندند که فارغ از امکانات کشور، محرومیتزدایی کنند. سازمان اداری کشور از لحاظ تعداد استانها و زیرمجموعههای آن یعنی استانداریها، بخشداریها و فرمانداریها، ظرف مدت کوتاهی تقریباً به دو برابر افزایش پیدا می کند. به دلیل همان رویکرد عاطفی نسبت به شهروندان، این سازمان اداری حتی نسبت به افرادی که قرارداد ساعتی دارند، خود را موظف میداند که آنها را استخدام رسمی کند. قوانین کار در این کشور به نحوی است که اگر کسی استخدام شد دیگر اخراج نخواهد شد، و این امر تعهدات سنگینی برای دولت ایجاد میکند.
این مهربانی و ملاطفت به ویژه در هنگام انتخابات خیلی بیشتر میشود. در کشوری که هر دو سال یک انتخابات در آن برگزار می شود، این امر انعکاس خود را در بسط دولت نشان می دهد، چون هر کسی که خواهان آراء مردم است در زمینه خدماتی که دولت بایستی به مردم ارائه دهد وعدههایی میدهد. این وعده دادنها تبدیل به یک عرف در بین مقامات سیاسی و مردم شده است.
در اوضاع و احوالی که دولت با بحران شدید مالی مواجه است، خیلی علاقمند است که حقوق کارکنان خود را افزایش دهد. این امر در عین خوشحالی، تعجب آور است که چرا در حالی که دولت برای پرداخت حقوق ماهانة کارکنان خود با مشکل مواجه است، چنین تصمیماتی را میگیرد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 26 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید