
کار تحقیقی بررسی قائده عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی

پیشگفتار:
درهر دوره از زمان کشاورزی به عنوان یکی از نیازهای مهم جامعه به شمار رفته است که در این بین بستگی به دوره زمان ٬ مناطق ( سرد سیر وگرمسیری ) کوهستانی یا غیر کوهستانی وحاصل خیزبودن یا نبودن زمین بستگی داشته که چه نوع محصولی در زمین مورد نظر کاشته وبرداشته شود . در قدیم با توجه به تجربه های سنتی از نسل به نسل برای بهتر شدن محصول استفاده می شده است که امروزه با توجه به پیشرفت علم و تجربه های اند یشمندان و استفاده از محصولات شیمیایی در جهت بهبود محصول تلا شهای بسیاری شده است که این تلاشها , تلاشهای مثمر ثمری بوده است
در بین شاخه های کشاورزی کشت هر محصول در جای خود و برای استفاده های گوناگون که از آن می شود ویژگی وارزشهای خاص خود را دارد . که در این بین با غداری هم یکی از مجموعه هایی است که امروزه با توجه به بودن امکانات کشاورزی از لحاظ وسایل وابزار و داروهای جلوگیری از بیماریهای درختی و . . . قابل استفاده به عنوان تجارت و پروژه ای برای هر چه بهتر شدن وضع مادی آنهایی که می خواهند در زمینه کشاورزی فعالیت داشته باشند .
در این پروژه بخشهایی همچون نحوه احداث باغ وشرایط نگهداری ونحوه بهره وری بهتر که در اصول با غداری حاکم است اشاره ای هر چند جزیی شده است . که بی شک گفته ها ونوشته های این اثر بدون نقص نخواهد بود که پیشاپیش خواستار بخشش وعفو بزرگوارانه شما می باشم .
در پایان از زحمات کلیه عزیزانی که من را در چاپ این اثر یاری نموده اند نهایت قدر دانی می نمایم .
همچنین از جناب آقای منصور امامداد استاد بزرگوار – زحمتکش وصبور دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول که بنده را در ارائه این مقاله یاری نموده اند تشکر وقدردانی می نمایم .
مسعود عبدالهی
خرداد 86
تعریف باغداری
باغداری یکی از شاخه های کشاورزی می باشد که به دو نوع سنتی و مکانیزه ( به روز ) احداث می شود در باغداری باید به شرایط آب وهوایی , خاک و محصول هایی مشابهه مورد نظر که در آن منطقه وجود دارند توجه و وقت نمود مثلاُ برای نمونه احداث باغ مرکبات را در منطقه ای سردسیر مثل ارومیه را می توان شروع نمود . که جواب مسلما” منفی است . چرا ؟
در باغداری آیا تجربیات ما کافی است یا باید از تجربه ای مهندسین و کار دانان در این عرصه کمک گرفت چون باغداری مساوی است با صرف هزینه + وقت .
که با به هدر رفتن محصول دو ضربه بزرگ یعنی وقت وپول را از دست خواهیم داد . پس باید با وسواس ودقت بیشتری درشروع برای احداث , نگهداری و پرورش محصول نمود .
احداث و باغداری سیب هم یکی از دیگر انواع باغداری میوه ها می باشد . که این محصول با توجه به شرایط میوه باید در مناطق سرد سیر باشد .
امروزه , سیب به عنوان یک میوه مهم در امر غذایی کشورها محسوب می شود که قسمتی از آن به صورت روز مره ( میوه ) وقسمتی از آن به صورت کنساتره ( آب میوه ) – سرکه – مربا و مواد غذایی در کارخانجات بسته بندی و در دسترس قرار می گیرد .
سیب
میوه درختی از طبقه Malus است که عضوی از خانواده گل سرخیان بوده و در طول تاریخ کشت می شده است . بیشتر گروه سیبها به گونه M . domestica یا پیوند یها تعلق دارند .
اجداد وحشی سیبها احتمالا”درختی به نام sieversii Malus که فاقد اسم همگانی است بود که هنوز هم در قر اقستان یافت می شود . محققان در حال مطالعه روی M . sieversii که در برابر بسیاری از بیماریها وآفات مقاوم است می باشند یک سیب مقاوم تر در برابر سرما بوجود آورند
تاریخچه
در کلیه مناطق آب وهوایی خنک , سیب غذای بسیار مهمی بوده است . نسبت به سایر میوه های درختی ( احتمالا”بجز مرکبات ) سیب را می توان برای ماهها انبار نمود در حالیکه همچنان ارزش غذایی خود را حفظ می کند . سیبهای زمستانی که در اواخر پاییز چیده شده ودر دمای بالای انجماد در سرد خانه یا اتاق سیب نگهداری می کنند از سال 1800 غذای مهمی در اروپا و آمریکا به شمار می رفته است .
گونه های سیب
بیش از 7500 گونه سیب شناسایی شده است . این گونه ها در نقاط فراشمالگانی , نیمه حاره ومعتدل وجود دارند . چون در ختان سیب به شرایط خنک کننده ( chilling requirement ) نیاز دارند در آب وهوای استوایی گل نمی دهند .
در بین رایج ترین گونه های تجاری سیب می توان به این موارد اشاره کرد Braeburn نیوزیلند ( , سیب نارنجی » cox بر یتانیا – گونه قدیمی که امروزه محبوبیت گذشته را ندارد( , فوجی ) آسیا , استرالیا ( , گالا ) نیوزیلند ( , سیب طلائی ) آمریکا , اروپا ( , گرانی اسمیت ) استرالیا و کالیفرنیا ( , جونا گلد ) آمریکا ( , جوناتان ) آمریکا ( , مکین تاش ) کانادا ( , سیب قرمز ) آمریکا ( و نوعی سیب زمستانی آمریکا . ( تمامی این سیبها بجز نوع آخر شیرین و رنگین هستند . گرانی اسمیت ترش
است وبعضی از مردم آنرا بصورت تازه می خورند در ضمن برای آشپزی هم مطلوب هستند . پوست آن سبز روشن خالدار است . این گونه سیب برای رشد کامل نیازمند آب وهوایی گرم بوده وفصل رشدطولانی مدتی دارد اگر چه میوه های نامرغوب تر در مناطق نا مناسب رویش می کنند .
طعم سیبها
مزه سیبها برای اشخاص متفاوت است و در طول زمان تغییر می کند . مثلا”شهر واشنگتن ( آمریکا ) به کشت سیب قرمز شهرت داشت اما در سالهای اخیر کشت گونه های دیگر نیز محبوبیت یافته است : بعضی از مردم آمریکا سیب قرمز را بعنوان سیبی نا مرغوب با طعمی بسیار ملایم وساختاری نرم به حساب می آورند . این افراد به سیبهای ترد مثل فوجی وگالا تمایل یافته اند .
معمولا”سیبهای جدید شیرین تر از انواع قدیمی هستند . بیشتر سیبهای آمریکا ی شمالی و اروپا
طعمی شیرین وملس دارند اما سیبهای ترش طرفداران بسیار اندکی دارند . سیبهای خیلی شیرین با طعم کم ترش در آسیا محبوبیت دارند . تمامی گونه سیبهای جدید نرم ولی ترد هستند . سایر موارد مورد نیاز در پرورش سیب عبارت است از پوست رنگین , عدم وجود رنگ قهوهای , راحتی حمل ونقل , امکان انبار , محصول فراوان , مقاومت در برابر بیماریها , نمونه شکل سیب قرمز واشنگتن , ساقه بلند ( تا آفت کشها امکان نفوذ به تمامی قسمتهای میوه را داشته باشند ) وطعمی قابل قبول برای میانگین افراد , گونه های قدیمی اغلب ترش , دارای شکلهای نا بهنجار وقهوه ای هستند ودارای رنگ و ساختار گوناگون می باشند . امروزه تعداد بسیار کمی از گونه های قدیمی در سطح کلان تولید می شود اما بسیاری از این گونه ها توسط باغداران خانگی وکشاورزانی که مستقیما” محصو لشان را در بازارهای محلی عر ضه می کنند به عمل می آیند . بسیاری از گونه های خارق العاده واز نظر یومی مهم , با طعم وظاهر منحصر به فرد شان برای کشف وجود دارند : مبارزاتی برای حفظ سیب در سراسر جهان آغاز شده تا از انقراض چنین میراث بومی جلوگیری شود .
گونه هایی از سیب را بخصوص برای تولید آب سیب کشت می کنند . سیبهای آب گیری قطعا”برای خوردن بسیار ترش وزننده هستند اما با آنها یک نوشیدنی خوش طعمی تولید می شود که با سیبهای خوراکی معمولی نمی توان تهیه نمود .
پرورش سیب
سیبها مانند بیشتر گیاهان چند ساله معمولا” بصورت لقاح غیر جنسی و از طریق پیوند تکثیر می شوند . سیبهای بذری گاهی اوقات بطور اساسی با درخت ما در تفاوت دارند . بیشتر گونه های جدید سیب بصورت سر چشمه بذری دارند که یا شانسی رشد کردهاند و یا از طریق باروری عمدی گونه های پر آتیه پرورش یافته اند . اصطلاحات بذری , دانه سیب و تخم که در نان گونه سیب وجود دارد بیانگر منشاء بذری سیب می باشد . همچنین سیبها می توانند جوانه هایی غیر عادی بو جود آورند ( جهشهایی بر روی یک شاخه مجزا ) . بعضی از جوانه های غیر عادی منجر به نسل هایی بهتر از گونه های مادریشان می شوند . بعضی از آنها به قدری از درخت مادر متفاوت می شوند که دیگر گونه هایی جدید به حساب می آیند .
بعضی از پرورش دهندگان سیبهای معمولی را , با سیبچه یا سیبهای غیر عادی مقاوم در برابر سرماپیوند می زنند تا گونه های مقاوم تری بوجود آورند . مثلا”از دهه 40 مرکز آزمایشات Excelsior در دانشگاه مینه سوتا و ویسکانسین پیشرفت دائمی را در سیبهای مقاوم مهم که هم از نظر تجاری و هم باغداری خانگی رشد گسترده ای دارند در سراسر مینه سوتا وویسکانسین ایجاد کرده اند .مهمترین ابداع آنها Haralson فراوان ترین سیب کشت شده در مینه سوتا , Wealthy
ZHoneygold و Honeycrisp می باشد . شیرینی و ساختار Honeycrisp به قدری مورد علاقه مصرف کنند گان است که باغداران مینه سوتا درختان پاگرفته و پر بار خود را قطع می کنند تا برای این نوع سیب انبار احداث کنند عملی که تا کنون انجام نشده بود .
شروع به احداث باغ
باغهای سیب را با کاشت درختان دو یا سه ساله احداث می کنند . این درختان کوچک معمولا”از گلخانه که در آنجا درختان را با روش پیوند جوانه تولید می کنند تهیه می شود . ابتدا با استفاده از کشت بافت یا خوابانیدن شاخه یک گیاه پیوندی بصورت بذری یا کلون شده بعمل می آورند که برای رشد آن , یک سال وقت لازم است . سپس بخش کوچکی از شاخه یک درخت بالغ ( قلمه ) از گونه مورد نظر را تهیه می کنند . ساقه بالایی وشاخه های گیاه پیوندی رابریده وبه جای آن قلمهرا قرار می دهند . دیر یا زود این دو قسمت با هم رشد کرده ودرخت سالمی را بوجود می آورند .
گیاهان پیوندی در اندازه نهایی درخت تاثیردارند . در حالیکه بسیاری برای پرورش دهندگان , دارای گیاهان پیوندی زیادی هستند , این گیاهان پیوندی به صاحبان خانه فروخته می شود که فقط به داشتن چند درخت از یک یا دو گونه مختلف تمایل دارند : گیاه پیوندی بذری معمولی که یک درخت کامل بوجود می آورد یا گیاه پیوندی نیمه کوتاه که درخت تا حدی کوچکتر به بار می آورد . گیاهان پیوندی کوتاه عموما”در برابر آسیبهای ناشی از سرما و باد آسیب پذیرتر هستند . درختان کوتاه کامل اغلب به وسیله پایه و داربست تثبیت شده و در باغهای چگالی بالا کاشته می شوند این باغها برای کشت آسانتر بوده و حاصلخیزی هر واحد از زمین را تا حد زیادی افزایش می دهد .
بعضی از درختان از طریق پیوند ” بین ساقه ای ” بین گیاه پیوندی راست ساقه و درخت که نتیجه رشد هر دو پیوند است بوجود می آیند .
پس از کاشت درخت کوچک در باغ , باید قبل از کسب توانایی تحمل مقدار زیادی غذا 3 تا 5 سال (نیمه کوتاه ) یا 4 تا 10 سال (درختان معمولی ) بزرگتر شوند . در طول این مدت پرورش مناسب شاخه های بزرگ وچیدن جوانه هایی که رشد نادرست دارند از اهمیت زیادی بر خوردار می باشد همچنین ساخت داربستی مناسب که در آینده سنگینی بار میوه را تحمل کند .
موقعیت
درختان سیب نسبتا”به شرایط خاک بی تفاوت هستند و در دامنه گسترده ای از مقادیر PH و سطوح حاصلخیز ی رشد می کنند . آنها حتما” باید در مقابل باد مراقبت شده ونباید در مناطق پست که در معرض آخرین سرماهای بهاری می باشند کاشته شوند . برای این درختان زهکشی مناسب ضروری بوده و خاکهای سنگین یا زمین مسطح باید به گونه ای محکم شود تا از عدم قرار گرفتن سیستم ریشه ها در خاک اشباع شده با آب مطمئن شویم .
گرده افشانی
درختان سیب با خود آمیزش پذیر نیستند و نیاز به گرده افشانی بصورت دگر گشنی دارند . مدیریت گرده افشانی بخش مهمی از پرورش درخت سیب محسوب می شود . قبل از کاشت درخت مرتب کردن تولید کنند گان گرده بسیار مهم است گونه های سیب یا سیبچه که تامین کننده گرده هایی فراوان , رستنی و آمیزش پذیر هستند . ممکن است باغهای میوه دارای ردیفهای یک در میان گونه های گشنی پذیر یا درختان سیبچه متناوب و یا شاخه های پیوند خورده سیبچه باشند . بعضی گونه ها گرده های بسیار معدود یا گرده های نا بارور تولید می کنند بنابراین گرده افشانان خوبی به حساب نمی آیند . پرورشگا ههای گل وگیاه خوب دارای لیست گشنی پذیری گرده افشانان هستند .
گاهی اوقات پرورش دهندگانی که دارای باغسانهای قدیمی با یک گونه درخت هستند برای گرده افشانی , دسته هایی از گلهای سیبچه را درون بشکه یا سطلهای فراهم می کنند . پرورش دهندگان خانگی که دارای یک درخت بوده وفاقد گونه های دیگر در همسایگی اشان هستند نیز می توانند از این روش البته در مقیاس کوچک تر استفاده کنند .
پرورش دهندگان درخت هر سال هنگام گل دادن معمولا” گرده افشانهایی را برای جابجایی گرده تهیه می کنند . عموما”از کندو عسل استفاده می شود وانجام این کار توسط زنبور دارانی صورت می گیرد که در ازاء مزد به تهیه کند و مبادرت می ورزند .در باغات تجاری از زنبور های کارگر باغی نیز بعنوان گرده افشانهای مکمل استفاده می شود .چون آنها نیش نمی زنند احتمالا”پرورش دهندگان خانگی در مناطق حومه از این زنبورها استفاده می کنند .بعضی زنبورهای وحشی مثل زنبورهای درودگر و زنبورهای تک زی دیگر ممکن است به این امر کمک کنند . بعضی مواقع ملکه های زنبورهای درشت در باغات حضور دارند اما معمولا” تعدادشان به قدری نیست تا گرده افشانهای با اهمیتی به حساب آیند .
گرده افشانی نا کافی علائمی بسیار کم داشته و برای سیبها ناگوار است و موجب کندی رسیده شدن میوه می گردد . برای ارزیابی گرده افشانی باید دانه ها را شمرد . سیبهای که به خوبی گرده افشلنی شده اند دارای 7 تا 10 دانه با بهترین کیفیت می باشند . سیبهایی که کمتر از 3 دانه دارند معمولا”نمی رسند ودر اوایل تابستان از روی درخت خواهند افتاد . گرده افشانی نا مناسب یا نتیجه کمبود گرده تولید شده ویا سبب شرایط آب وهوایی نا مناسب برای گرده افشانی در زمانی گلدهی می باشد .
سرما هنگام گل دهی
یک مشکل کلی , سرمای دیر هنگام است که موجب نا بودی ساختار خارجی ظریف گل می شود . بهتر است برای فیلتر سازی هوا درختان در زمینهای شیبدار کاشته شوند اما شیب نباید رو به جنوب باشد ( در نیمکره شمالی ) چون این کار موجب گل دادن زود رس درخت ودر نتیجه افزایش آسیب
آن در برابر سرما خواهد شد . اگر سرما زیاد جدی نباشد می توان صبح قبل از تابش خورشید روی شکوفه ها روی درخت آب پاشید با این کار امکان نجات شکوفه ها وجود دارد .
آسیبهای ناشی از سرما را می توان 24 ساعت پس از سرما تخمین زد . اگر مادگی گیاه به سمت عقب بر گشته بود نشان دهنده از بین رفتن گل و عدم تولید میوه خواهد بود .
وجود منبع آب در نزدیکی محل پرورش سیب تا خیر گرمای بهار می شود که نتیجه این مزیت به تاخیر افتادن شکوفایی تا زمان به حداقل رسیدن احتمال سرما می گردد . مناطقی از آمریکا مثل ساحل شرقی دریاچه میشیگان بود ساحل جنوبی دریاچه انتاریو و اطراف برخی در یاچه های کوچکتر که این تا خیر کنند گی آب به همراه خاک مناسب و خوب زهکشی شده وجود دارد پرورش سیب را در این نواحی ممکن ساخته است . پرورش دهندگان خانگی سیب احتمالا”امکان استفاده از منبع آب را ندارند اما آنها می توانند از شیبهای رو به شمال یا سایر ویژگیهای جغرافیایی برای تاخیر اندازی شکوفایی در بهار استفاده کنند . درختان سیب یا هر میوه دیگر که در آمریکا در شیبهای رو به جنوب کاشته شوند خیلی زود شکوفه داده ودر سرمای بهار بسیار آسیب پذیر خواهند بود .
هرس: درختان سیب هر دو سال بار دهی هرس می شوند اگر میوه را در مواقعی که درخت محصول زیادی دارد هرس نکند موجب کاهش گل دهی در سال بعد خواهد شد هرس خوب حتی خارج از زمان آن , به برداشت محصول قابل توجه در هر سال کمک می کند
کاستن از بار درخت
درختان سیب هر سال مستعد بار دهی است . اگر میوه را در مواقعیکه درخت محصول زیادی دارد , بار آن را کم نکنند موجب کاهش گل دهی در سال بعد خواهد شد . کم کردن از بار درخت حتی خارج از زمان آن , به برداشت محصول قابل توجه در هر سال کمک می کند .
آفات
درختان سیب در مقابل تعداد بیماریهای قارچی و باکتریایی وآفات حشر های آسیب پذیر هستند . تقریبا”در تمامی باغات میوه برنامه های فعال سمپاشی برای حفظ کیفیت خوب میوه ها , سلامتی درخت و محصول زیادی انجام می شود .یکی از جریانات در حال انجام در مدیریت باغها , استفاده از IPM یا کنترل یکپارچه آفات است که سمپاشیهای غیر ضروری را هنگام عدم وجود آفت یا هنگام کنترل طبیعی آنها را کاهش می دهد .
سمپاشی برای آفات حشره ای نباید زمان شکوفه دهی انجام شود چون این امر موجب مرگ گرده افشانها می شود . و نیز در باغاتی که در آنها از آفت کشها استفاده می شود نباید اجازه رشد گیاهانی که مورد توجه زنبورها هستند داده شود . شبدر سفید هلندی یکی از انواع فراوان علفها هستند که بسیاری از زنبورها در زمان تماس با گلها ی آن در سطح باغات مسموم می شوند .
از بین بیشترین بیماریهای خطرناک می توان به fireblight بیماری باکتریایی ودو بیماری قارچی به نامهای black spot وخال زدگی سیب ( cedar –applerust ) اشاره کرد .
Plum curlico جدی ترین آفت حشره ای محسوب می شود . سایر این آفات عبارتند از :کرمحشره وکرم سیب .
پرورش سیب بدون استفاده از مواد شیمیایی بسیار دشوار است اگرچه در تعداد معدودی باغ با استفاده از گونه های مقاوم در برابر بیماری و کنترلهای پرورشی بسیار خوب این کار بصورت تجاری موفق , انجام شده است . آخرین ابزار در پرورش طبیعی , اسپری کردن لایه نازکی از خاک معدنی کائولین است که وجب تشکیل مانعی طبیعی در مقابل بعضی آفات شده و مانعی آفتاب سوختی سیب می گردد .
برداشت
بیشتر درختان بالغ هر سال معمولا”5-10 بوشل ( 100 -200کیلوکرم ) محصول سیب دارند . سیبها را با استفاده از نردبا نهای سه شاخه که بگونه ای طراحی شده اند تا بین شاخه ها ثابت شوند , برداشت می کنند . گونه های کمی که چیده نمی شوند ضمن رشد بسیار زیاد محصول فراوانی می دهند که تقریبا”برداشت آن ممکن نیست . درختان کوتاه هر سال تقریبا”3 -5 بوشل (50 -100 کیلوگرم ) محصول ببار می آورند .
گونه های مختلف بر اساس محصولشان و اندازه نهایی درخت متفاوتند حتی اگر پیوند یکسانی داشته باشند .
تجارت
45 میلیون تن ( سنجش وزن برابر1000 کیلو ) سیب در سال 2002 به ارزش تقریبا”10 میلیون دلار آمریکا در جهان پرورش یافته است که تقریبا” نیمی از آنرا چین تولید نموده است . آمریکا با تولید 10 درصد محصول جهان دومین تولید کننده عمده سیب می باشد . ترکیه هم یکی از تولید کنند گان بزرگ این محصول محسوب می شود . فرانسه , ایتالیا , آفریقای جنوبی وشیلی در بین صادر کنندگان عمده سیب قرار دارند
شر ایط درخت سیب
به طور کلی در خت سیب ویژه کاشت در مناطق سردسیر می باشد . البته این بدان معنا نیست که در دیگر مناطق کشت و کار نمی شود بلکه در مناطق سردسیر کیفیت و کمیت محصول در خت سیب بیشتر می باشد وگرنه در مناطق معتدل نیز می توان محصول برداشت نمود .
نیاز سرمایی جوانه های سیب بالا می با شد و برای رفع این نیاز سرمایی باید ساعت های زیادی را در سرما بگذاراند تا بتواند محصول خوبی تولید نماید و به همین دلیل مناطق سیب کاری ایران بیشتر در مناطق سردسیر می باشد .
شرایط محیطی احداث باغ
از آنجا که در احداث باغ هزینه های اولیه آماده سازی و همچنین هزینه های نگهداری سالیانه تا زمان بار دهی درختان میوه زیاد است , بایستی در انتخاب نوع درخت بسیار دقت نمود چرا که اشتباه در این مرحله زیان های جبران نا پذیری برای شما به دنبال خواهد داشت .
شرایط محیطی : از آنجا که پس از کاشت درختان شما توانایی تغییر محیط باغ را ندارید , بنابراین باید در انتخاب خود دقت بسیاری نمایید .
دما : درختان میوه برای رشد مناسب خود به دامنه گرمایی ویژه ای نیاز دارند و همچنین مقاومت گیاهان مختلف در برابر سرما و گرما متفاوت است . از سویی دیگر کیفیت و کمیت میوه تا حدودی تحت تاثیر دما قرار می گیرد . نکته مهم این است که درختان میوه باید در طول زمستان تعداد مشخصی ساعت دمای زیر 7 درجه سلنتیگراد را داشته باشند تا شکوفه های آنها شروع به رشد نمایند . در صورت عدم در یافت سرمای کافی رکود شکوفه ها بر طرف نشده و در نتیجه گل و میوه ای نخواهیم داشت . البته سرما زدگی بهاره را نیز نباید فراموش کرد چرا که برخی مناطق سرمای دیررس بهاره دارند و این مناطق برای کاشت درختان حساس مناسب نیستند . به علاوه در احداث باغ بایستی به اختلاف دمای شب و روز و همچنین وجود عواملی مانند تگرگ که آسیب جدی به برگ و گل درختان وارد می کند نیز دقت نمود .
نور : نور عامل فتو سنتز ( غذا سازی ) در گیاهان می باشد , و داشتن نور مناسب و کافی سبب افزایش کیفیت وکمیت میوه می گردد . استفاده از نور مصنوعی در سطح باغ غیر ممکن است ولی با یک هرس مناسب می توان نور را به تمام نقاط یک درخت هدایت کرد . از طرفی نور بر روی رنگ برخی میوه ها مانند سیب قرمز تاثیر زیادی دارد و کاشت درخت سیب قرمز در مناطقی که پاییزی ابری دارند اشتباه می باشد و در عوض بهتر است در این مناطق سیب های زرد و سبز کاشته شوند .
موقیعیت مکانی احداث باغ :
هر محل از لحاظ عرض خغرافیایی , ارتفاع از سطح دریا , شیب زمین و . . . , ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد . مثلا” هر چه عرض جغرافیایی بیشتر باشد نور خورشید زاویه کمتری دارد و میزان نور و دمای محیط کمتر است . افزایش ارتفاع هم باعث کاهش دما می گردد . موقیعت نیکره شمالی ( ایران ) سبب شده تا شیب های جنوبی گرمتر باشند . یعنی در بهار زودتر گرما شده و در تابستان گرم و خشک هستند و به علاوه در پاییز هم دیر تر سرد می شوند . در این مناطق خطر سرما زدگی زمستان کمتر و خطر سرما زدگی بهاره بیشتر است . در شیب های جنوبی فصل رشد طولانی تری هم داریم .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 30 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
خلاصه :
اتوماسیون تطبیقی فیبر نوری یکی از راهها برای کاهش هزینه های پروسۀ بسته بندی در ساخت قطعات فیبر نوری است . که منجر می شود به همگرایی سریعتر و اجرای آسان تر روش اصلاح شدۀ King , s (MSM) به نظر مناسب می رسد برای اتوماسیون تطبیق فیبر نوری . این متن ارائه می دهد کاربرد این روش را در اتوماسیون تطبیق فیبر نوری در یک فضای 3 بعدی D3 . یک سری از آزمایشات اجرا شده برای تطبیق فیبر جفت شده (کوپل شده) با دیود لیزری (LD) در ماشین های اتوماسیون تطبیقی – مجریان این طرح این روش را آزموده اند و پیرامون یک سری از مسائل نظر داده اند (بحث کرده اند) . این مشخص شده که روش Simplex در مشخص کردن نقطۀ بهینه در فضای 3 بعدی به سختی کار می کند . یک استراتژی (روش) پیشنهاد شده است برای حل کردن این مشکلات آزمایشات نشان می دهند که نظر ارائه شده می تواند با موفقیت پیک (قله) اصلی را به دست آورد در هر 50 موردی که بر روی 10 جفت مختلف از فیبرهای LD انجام شده است ] بدون در نظر گرفتن موقعیت و اندازۀ نمونه گیری اصلی[ .
مقدمه :
یک کوپل ( جفت) شدن متراکم و بدون تلفات بین دیود لیزری و فیبر یکی از قسمت های ( بخش های مهم) در ساخت شبکه های فیبری است . هزینۀ پروسه های بسته بندی فیبر نوری یکی از مهمترین مسائل برای سازندگان این قطعات است . اتوماسیون یک راهی هست برای کاهش هزینه و بنابراین افزایش میل به تولید اتوماسیونن تطبیقی فیبر نوری یکی از انتقادی ترین و چالش برانگیزترین مسائل در تکنولوژی (صنعت) می باشد . در مراحل تطبیق فیبر نوری 6 درجه آزادی (6 معیار) باید در نظر گرفته شود . 3 تا از آن ها هستند محورهای [ z,y,x ] ، 3 تای آنها Pitch , yaw , roll هستند . که به ترتیب با ∝ ،β ،θ نشان داده می شوند . در دهه های اخیر به دلیل وجود داشتن درجه های آزادی بیشتر فرآیند تطبیق را انعطاف پذیرتر کرده است . سرعت ، دقت و تواناییی الگوریتمی که بتواند عمل تطبیق را انجام دهد خیلی مهم است . تطبیق فیبر نوری شامل 2 مرحله است که اصطلاحا ً تطبیق Coavse ، تطبیق Fine نامیده می شود . تطبیق Coavse برای به دست آوردن (اولین روشنایی) First light استفاده می شود . در عمل اسکن فضایی (مارپیچ) یا مربعی و یا دید ماشینی مهمترین و گسترده ترین روشی است که برای تطبیق Coavse انجام می شود . بعد از پیدا کردن First light پروسۀ تطبیق باید ادامه پیدا کند برای پیدا کردن ماکزیمم تأثیر کوپلی فیبر نوری . این مرحله به عنوان مرحلۀ تطبیق Fine شناخته می شود . در مباحثی که ارائه می شود ما تمرکز می کنیم بر روی این مرحله از تطبیق . به خاطر اجرای آسان روش hill- climbing گسترده ترین استفاده را در مرحلۀ تطبیق Fine دارد. در صنعت ساخت فوتونی – مهمترین مشکل این الگوریتم این هست که اغلب به دام می افتد در پیک های اشتباه و بنابراین پیک اصلی را از دست می دهد . دومین مشکل این است که این روش برای فضاهای یک بعدی استفاده می شود . این به این معنی است که این الگوریتم فقط می تواند در تطبیق یک بعد در یک زمان کار کند و اگر عدم تطبیق در چند بعد داشته باشید این الگوریتم عمل می کند بر روی هر بُعد بَعد از بُعد دیگر . در نتیجه این روش سخت و زمان بر است برای تطبیق های چند بعدی Mizukami روشی را رائه داده است ] الگوریتم تطبیقی محور نوری[ که از روش همیداتین استفاده می کند . اما این روش شامل حل یک معادله دیفرانسیل دوگانه پیچیده است که متناسب با حرکت سیستم است .
الگوریتم gradient – based (با ارزش ترمی شود)(مفیدتر است) که به کار می برد اطلاعات حرکتی و یک کنترل فازی و این روش توسط pham et al ارائه شده است اما این روش هنوز نمی تواند بر روی تطبیق های با چند درجۀ آزادی در یک زمان کار کند . روش بهینه سازی پیشنهادی بود که توسط Spendly داده شد . این روش بر اساس روش BSM شکل گرفته بود . متأسفانه این روش یک سری مشکلات استاتیکی به همراه داشت به خاطر اینکه نمی توانست سایز و شکلش را به صورت اتوماتیک با سطح پاسخ تنظیم کند . به منظور جبران این مشکل Mead , Nelder اصلاح کردند روش BSM را . و با این اصلاح روش جدید از نظر تنظیم شدن با سطح پاسخ نسبت به روش BSM برتری داشت . این روش MSM نامگذاری شد . ناهمگنی Simplex (سیستمی) منجر به یک سری مشکلات می شد مثل Faild Contraction . (خطای همگرایی ) یک Faild Contraction وقتی اتفاق می افتد که پاسخ رأس همگرایی بدتر از پاسخ متوسط است .
برای حل این مشکل روشی ارائه شد که باز هم MSM King , s نام گرفت . که منجر شد به همگرایی سریعتر و اجرای آسان تر . مهمترین هدف مدنظر اتوماسیون تطبیق فیبر نوری بود . برای این کار چندین شبیه سازی عددی برای تطبیق یک LD با یک Side mode اجرا شد . نتایج نشان می داد که این الگوریتم می تواند برای تطبیق یک 6 درجه آزادی اتفاق بیفتد و نتیجه اش کاهش فاحش در زمان بود که 5 برابر سریعتر همگرا می شد نسبت به روش hill – climbing . اولین بار که روش Simplex در تطبیق فیبر نوری انجام شد در Ref [1] نشان داده شده است . در این( (Ref [1] توانایی این الگوریتم در فضایی دو بعدی [x , y] نشان داده شده که یک MSM ، جفت شده با یک Fibr – Laser . این روش می توانست خودش را با سایزهای مختلف نمونه برداری تطبیق دهد . آزمایشات همچنین نشان می دهند که اجرای این روش هیچ ربطی به موقعیت و سایز Simplex اصلی ندارد .
به خاطر اینکه تطبیق فیبر نوری در یک فضای با چند درجه آزادی انجام می شود مطالعات بعدی در فضای 3 بعدی (x , y, z) انجام می شود در مرحلۀ تطبیق Coavse روش اسکن فضایی و دید ماشینی به کار گرفته شد برای پیدا کردن موقعیت First light پس از روش MSM King , s در مرحلۀ بعد استفاده شد برای مشخص کردن max تأثیر کوپلی . یک مسئله ای که وجود داشت این بود که نقطۀ بهینه ای که در فضای دو بعدی (محور y - x ) به دست آمده بود با در نظر گرفتن Z ممکن بود تغییر کند . (نقطۀ بهینۀ سیستم یک وابستگی فضایی دارد) . این ممکن است به خاطر یک سری از فاکتورها رخ دهد مثل عدم تطبیق گوشه ها و یا مشکلات ذاتی لیزر و این اتفاق در هنگام تطبیق معمول است . در عمل مشکل این است که در هنگام پیدا کردن نقطۀ بهینه یا پیک اصلی ممکن است در پیک های اشتباه یا غلط گیر کند . (به قله افتد) به خاطر حل این مشکل ایده ای پیشنهاد شده است تا روش MSM King , s بهبود پیدا کند . آزمایشات نشان می دهد که این روش پیشنهاد شده می تواند جلوگیری کند از قفل شدن در نقاط بهینه غلط در فضای 3 بعدی . در ادامه بحث در بخش 2 روش MSM و MSM King , s توضیح داده می شود در بخش 3 استفاده از روش در آزمایشات بحث می شود . در آخر نتیجه گیری و کارهای بعدی ارائه می شود.
2. روش Simplex :
یک Simplex مشخص می کند یک پوستۀ محدب با N+1 رأس را که معرف یک فضای N بعدی است . این پوسته ها جبران می کنند موقعیت های نا همگنی را که مقدار پوستۀ Simplex غیر صفر است . هر بعد با یک متغیر رابطه دارد در رویۀ بهینه کردند . یک 2 بعدی با یک 3 وجهی معادل می شود و یک 3 بعدی با یک 4 وجهی معادل می شود . روش MSM یک الگوریتم تکراری است که شروع می کند کارش را از Simplex اولیه .
که هستند مقادیر تابع عینی . به خاطر اینکه ما می خواهیم را مینیمم کنیم را به عنوان نقطۀ بهینه ، به عنوان نقطۀ متوسط و را به عنوان نقطۀ بد در نظر می گیریم . در ادامۀ مراحل نقطۀ بد را کنار می گذاریم و چندین نقطۀ امتحانی بهتر ایجاد می شود و مقادیر تابع اندازه گیری می شود در این نقاط یک Simplex جدید با N+1 رأس شکل می گیرد با به کاربردن قوانینی که در جهت min کردن تابه هستند . در BSM نقطۀ انتخاب شده هست بازتابی از w .
در نتیجه MSM اجازه می دهد به Simplex که امکان دنبال کردن سطح پاسخ را داشته باشد .
R=(1+∝)c - ∝w
در حالی که ∝ هست یک مشخصۀ ثابت برای نرخ بازتاب یا انقباض (جذب) . در MSM ناهمگنی Simplex منجر به تکرار در Faild Contract می شود . یک Faild Contraction رخ می دهد وقتی پاسخ رأس همگرایی بدتر از پاسخ متوسط است .
MSM King , s بهبود می بخشد توانایی همگرایی و تأثیر را . این متفاوت است از MSM استاندارد از این نظر که بازتاب از رأس متوسط Faild Contraction را ایجاد می کند . وقتی بازتاب اولیه نقطه ای را ایجاد می کند که در حالی که پاسخ مطلوبیت کمتری دارد نسبت به نقطۀ B یا NW یک Contraction اتفاق می افتد . یک Contraction ممکن است مثبت یا منفی باشد . یک Contraction مثبت که PC نامیده می شود اتفاق می افتد وقتی پاسخ نقطۀ بازتابی R مطلوبتر است از مقدار در W . وقتی که این پاسخ در PC هست هنوز بهتر از NW ، این نقطۀ جانشین می شود برای W و مثل دیاگرام بالا مراحل اجرا می شود .
اگر پاسخ در PC باشد بدتر از NW ، این نقطه جانشین می شود برای PC و یک نقطۀ بازتابی جدید R ایجاد می شود در پاسخ NW . در این مورد نقطۀ بازتابی جدید به کار برده می شود برای شکل دادن Simplex جدید بعدی . این موقعیت نامیده می شود یک Faild Contraction . از طرف دیگر یک Contraction منفی که NC نامیده می شود وقتی اتفاق می افتد که پاسخ در R نامطلوب تر هست از پاسخ در W . وقتی که پاسخ در NC بهتر است از پاسخ در NW این نقطه جانشین می شود برای W و مراحل دیاگرام بالا انجام می شود (تکرار می شود) وقتی که پاسخ در NC بدتر است از NW این نقطه جانشین می شود برای NC و یک نقطۀ بازتابی جدید جانشین می شود در پاسخ NW در این حالت نقطۀ بازتابی جدید R شکل می دهد Simplex جدید بعدی را . این موقعیت Faild Contraction نامیده می شود . مراحل (تکرار شونده ) MSM King , sدر شکل 1 نشان داده شده است .
3. آزمایشات
این آزمایش با یک ماشین تطبیق فیبر لیزری اتوماسیون اجرا می شود (MORITEZ FZ- 82A) که در شکل 2 نشان داده شده است . این یک سیستم بسته بندی laser – welder ( لیزر جوشکار) است برای بسته بندی کردن دیود لیزری نوع کواکسیال یا مدول LD نوع پو دانه ای . این سیستم شامل تطبیق برای 5 درجه آزادی است برای جفت کردن (کوپل کردن) فیبر و لیزر که به ترتیب محورهای انتقالی (x , y, z) هستند برای فیبر و دو زاویۀ چرخش به ترتیب برای فیبر و لیزر شکل 3 شماتیک را برای تطبیق کوپلی فیبر نوری نشان می دهد . زاویۀ چرخش و ان سه محور کنترل می شوند توسط موتور پله ای و میکرواستپ های درون آن با یک دقت (رزولوشن) mμ 05/0 . LD غیر محرک است اما زاویه انحراف و نصب (پیچ) از طریق یک مکانیسم مفصل گردان هوا کنترل می شوند برای اینکه مشکل گوشه های غیر تطبیقی را جبران کنند . محدودۀ کار به این صورت است μm 5000- ≥ x≥ μm 5000 و
μm 5000- ≥ y≥ μm 5000 و μm 50- ،25- ≥ z≥ μm 1002 .
پروسۀ تطبیق می تواند بدون نیاز به مانیتور و از طریق 3 دوربین کواکسیال CCD نشان داده شود . بعد از تطبیق ، مدول LD مهره و حلقۀ فلزی که با هم بسته شده اند از 3 پرتو لیزر استفاده می کنند . در طی پروسۀ تطبیق نور LD حرکت می کند از طریق حفره و سپس از یک طرف FC نوع (125/10 SMF )و از طرف دیگر ان SMF متصل می شود به یک سیستم اندازه گیری چند توانی نوری (82227+Q 82203+Q 8221+Q Advantest ) . این قدرت کوپلی اندازه گیری می شود و ثبت می شود در طی فرآیند تطبیق و پروسۀ بسته بندی این سیستم می تواند کنترل شود با یک کامپیوتر شخصی که الگوریتم تطبیق آن با برنامۀ C++ نوشته شده و توسعه پیدا کرده با MORITEX . در این بخش عملیات تطبیق برای کوپل SMF با یک دیود لیزری اجرا شده برای اینکه توانایی روش Simplex نشان داده شود . دیود لیزری نوع (B8F 725 Mitsubish ) است که توان اسمی آن mw 17/3 است و طول موج nm 1310 است . و فیبر (125/10 SM ) از نوع FC و یک زاویۀ مفصل با یک زاویۀ شکست °8 . این مورد را به نام Buttcoupling می گویند . به صورت تئوری تأثیر کوپل شدن برای چنین سیستمی می تواند محاسبه شود از طریق انتگرال میدان فیبر و لیزر .
روابط صفحۀ 1113
به طور مشابه اصطلاح به دست می آید با جایگذاری x در معادلۀ 7-4- در این معادلات و هستند پرتوهای رادیویی . و هستند انحنای رادیویی فیبر و لیزر در محور z . k= هست شمارۀ موج که λ طول موج در فضای آزاد است . ، نشان می دهند اعوجاج (انحراف) را از محورهای y,x برای . نشان می دهد تأثیر کوپلی را که ناشی از محور x است بدون هیچ نوع عدم تطبیق و و نشان می دهند تأثیر کوپلی را با عدم تطبیق که ایجاد شده از d offset و یک انحراف به اندازۀ θ اطراف محور z . مشخص می کند اثر ترکیبی offset و انحراف را . در اینجا میدان فیبر به صورت متقارن در نظر گرفته شده است بنابراین می تواند توصیف شود با یک پرتوگوسی به همراه یک پرتو کمری رادیویی wof میدان LD به صورت بیضوی در نظر گرفته شده و دنبال می کند توزیع گوسی را در هر دو جهت y,x با پرتوهای نامساوی رادیویی wox ، woy . همۀ w ها و R ها به دست می آیند با معادلۀ 14 .
معادلات 3 تا 9 مشخص می کند که قدرت کوپلی به max می رسد وقتی که فاصلۀ بین کمر 2 تا پرتو صفر باشد )⟷( منظور از کمر . (⟷ این فاصله صفر شود)
به صورت فیزیکی این مورد (حالت) در نزدیکی نقطۀ کانونی لنزLD اتفاق می افتد . اگر مرحلۀ تطبیق Fine از این نقطه شروع شود از نظر زمان برای پیدا کردن ماکزیمم اثر کوپلی وضعیت عالی می شود . خوشبختانه طول کانونی برای لنزهای لیزری همیشه در دیتا لیست سازنده ها مشخص می شود . در سیستم ما طول کانونی هست mμ 3510 . این به این معنی است که فیبر باید به سمت پایین به اندازه μm 393/21- در جهت محور x حرکت کند (از موقعیت اولیه اش) برای اینکه برسه به نقطۀ کانونی لنز لیزری . معادلات 3-9 همچنین مشخص می کند که تأثیر کوپلی همچنین وابسته است به رابطۀ انحراف محور z بین LD و فیبر . طبق توضیح بالا زاویۀ نصب و انحراف در ماشین تطبیق کنترل می شود از طریق یک مفصل گردان هوا .
بنابراین کنترل این 2 زاویه در طی پروسۀ تطبیق غیر ممکن است . اگر چه عدم تطبیق این 2 زاویه ممکن است ایجاد کند یک تلورانسی را بین فیبر و حالت اصلی . این ایجاد می کند رابطۀ انحراف θ را بین لیزر و فیبر . زاویۀ انحراف بین دیود لیزری و فیبر روی تأثیر کوپلی اثر می گذارد . به صورت کیفی قدرت کوپلی تغییر می کند به صورت sin با رابطۀ (p=pa(1+∆θ cos ( که متناسب با تغییر می کند ( زاویۀ ) . اگر 0=θ باشد p=pa . هست یک متغییری که نشان می دهد میزان زاویۀ چرخش لیزر را طول محور z و A هست یک مقدار ثابت وابسته به آخرین مقدار عدم تطبیق d ، زاویۀ شکست فیبر و مسافت طولی در طول z . شکل 4 مقدار max کوپل اندازه گیری شده را نشان می دهد که متناسب است با زاویۀ انحراف ∝∆ در نقشۀ x-y و μm/s -4/21-=z . همان طور که در شکل دیده می شود max قدرت کوپلی هست mw 95/2 در °150=∆∝ در اینجا ∆∝ اندازه گیری شده با توجه به زاویۀ اولیه مربوط به فیبر در LD . مقدار ∆∝ وابسته است به مقدار تغییر قدرت کوپلی که نسبت به حالت اولیه داشته است . در ادامۀ آزمایش فیبر و LD چرخانده می شوند تا رابطه با زاویۀ چرخش را از بین ببرند به طوری که جبران کنند اثر غیر تطبیقی زاویۀ انحراف . شکل 5 یک Fine Power نشان می دهد که رسم شده برای °150=∆∝ برای لیزر یکسان روی نقشه های متفاوت عمودی روی محور کانونی قدرت کوپلی با اسکن فضایی روی محور y-x نشان داده شده با نمونه برداری mμ 5/0 . شکل 5 تصویر نقطۀ کانونی را نشان می دهد که پیک قدرت در mμ ( 400/21- ، 75/6 ، 9/0-) نشان داده شده . در اطراف نقطۀ کانونی توزیع قدرت نزدیک است (شبیه) است به شکل گوسی ایده آل وقتی که پرتو لیزر متمرکز است در یک ناحیۀ فوق العاده کوچک و مشخص شده با یک نوسان زیاد . برای افزایش تمرکز پرتوهای لیزر در نقشه نقطۀ کانونی در تمام محدودۀ توزیع قدرت در نظر گرفته شده است . پیک دوم باید کاملا ً مورد توجه قرار گیرد در هنگام انتخاب نقطۀ max ] اشتباها ً پیک دوم را به جای پیک اصلی در نظر نگیریم ) . شکل 5 پیک دوم را در توزیع توان در m

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات:12
مقدمه:
تولید فعالیتی نیست که در مرحلة یافتن عرضة کالای نهایی بر تمام شده به حساب آید. بلکه میتوان فرآیند بهم پیوسته ای از برنامه ریزی مواد تا برنامه ریزی خدمات پس از فروش، محسوب شود. ضعف و نارسایی در هر مرحله از این تسلسل، توقف این جریان و در نهایت رکود اقتصادی را به دنبال خواهد داشت. ضعف و نارسایی در برنامه ریزی فروش، یعنی کاهش و بازایستادن تولید و توقف در تولید یعنی بیکاری و بیکاری یعنی فقدان درآمد و قدرت خرید، و نبود درآمد یعنی رکود در فروش و مجدداً ادامة این فرآیند.
بنابراین تولید از حلقه های به هم پیوسته ای تکوین می یابد که رشتة خاصی را هویت میدهد و هر مرحله از این جریان دارذای اهمیت خاص خود میباشد که قرار نگرفتن آن در جایگاه بایسته خود در هویت و فعالیت این زنجیره خلل وارد می سازد و استمرار و پویایی و توسعة آن منوط به استراتژی های بازاریابی و کاوش در بازارهای بکر و دست یافتنی خواهد بود. بازخورهایی که از بازار به دست می آید، برنامه ریزی تولید و چند و چون ظرفیت و برنامه ریزی در تدارکات مواد و بازرگانی را مشخص می سازد و داشتن اطلاعات از روز اقتصادی و بازار، سطح درآمدها، شرایط رقبا، اختراعات جدید، تقاضای دوره های قبل سیالی خواهد بود که فعالیت ها و فرآیند تولید و فروش را روان نموده و سیاست تبلیغاتی و استراتژی توسعة بنگاه را مشخص می سازد.
تصمیم در مقیاس و اندازه باقی ماندن در بازار و یا خارج و وارد شدن از بازار کنونی به بازار جدید، رویه های توزیع مناسب، رقابت و فرصت های آینده بنگاه، به مدیریت و مطالعات بازاریابی سپرده خواهد شد و سیاست تبلیغاتی براساس اطلاعاتی مذکور شکل میگیرد.
اهمیت تبخیرکننده ها در صنایع گوناگون برای کسانی که با آنها سروکار دارند پوشیده نیست، مخصوصا در پالایشگاه های نفت و گاز برای استفاده از آب های نامرغوب و جلوگیری از ورود آنها به محیط زیست، آنها را بازیافت می کنند و به صورت آب مقطر یا آب های سرویس در می آورند که آب های سرویس برای شستشو استفاده می شود، اما آب مقطر می تواند استفاده های گوناگون داشته باشد که از جمله می تواند در دیگ های بخار برای تهیه بخار استفاده شود، لذا برای تهیه آب مقطر روش های گوناگونی وجود دارد که یکی از آنها روش تبخیر است که در تبخیرکننده های چند مرحله ای صورت می گیرد. در این جا خواص مایع تبخیر شونده و انواع تبخیرکننده ها و مشکلات حاکم بر آنها شرح داده می شود.
• تبخیر
تبخیر یا غلیظ کردن یک محلول، شامل یک ماده حل شونده غیرفرار و یک حلال فرار است. در اکثریت تبخیرها، حلال ما، آب است. در تبخیر، بخشی از حلال، بخار می شود و یک محلول غلیظ تولید می شود. تبخیر کردن با خشک کردن فرق می کند، زیرا در تبخیر کردن، آن چه باقی می ماند مایع است (بعضی اوقات مایعی با لزجی سطح بالا) نه یک جامد. همین طور تبخیر با تقطیر نیز فرق دارد، زیرا در تبخیر معمولا بخار آب، خالص است و حتی هنگامی که بخار آب مخلوط است، هیچ کوششی در مرحله تبخیر برای جداسازی بخار آب در قسمت های مختلف صورت نمی گیرد. تبخیر با بلورسازی نیز تفاوت دارد، زیرا در تبخیر تأکید برغلیظ کردن محلول است نه برشکل دادن و ساختن بلورها در وضعیت معین، مثلا در تبخیر آب نمک برای تولید نمک معمولی، خط بین تبخیر و بلورسازی خیلی دور از نوک تیز بودن است.معمولا، در تبخیر، مایع غلیظ، محصول با ارزشی است و بخار آب بعد از چگال شدن دور ریخته می شود، اما در یک وضعیت ویژه، عکس این مطلب صادق است.
آب حاوی مواد معدنی اغلب برای مصرف در بویلرها، فرایندهای ویژه و مصرف انسان، تبخیر می شود و محصول عاری از مواد جامد است. این روش اغلب، تقطیر آب نامیده می شود، اما از دید فنی، تبخیر می باشد. فرآیندهای تبخیر در مقیاس بزرگ توسعه یافته است و برای تهیه آب شیرین از آب دریا به کار می رود. فقط مقدار کمی از کل آب تغذیه بازیافت و شیرین می شود و باقی مانده به دریا برمی گردد.
• خواص ویژه ی مایع
مشکل اساسی تبخیر، کاملا به وسیله خاصیت مایعی که باید غلیظ شود، تحت تأثیر قرار می گیرد. تغییرات وسیعی در خواص مایع وجود دارد (که تشخیص و تجربه را در طراحی و عملیاتی کردن تبخیرکننده ها طلب می کند) که این عملیات را از انتقال حرارت ساده به یک هنر مجزا مبدل می کند. بعضی از مهمترین خواص مایع در حال تبخیر به شرح زیر است:
1- غلظت: مایع رقیق ورودی به تبخیرکننده، ممکن است به اندازه کافی رقیق باشد، اما هم چنان که غلظت افزایش می یابد، محلول بیشتر و بیشتر حالت خاص به خود می گیرد. چگالی و لزجی با حجم مواد جامد افزایش می یابد تا این که محلول اشباع شود یا این که به خاطر خود مایع، انتقال حرارتی صورت نگیرد. با جوش دادن بیشتر مایع اشباع شده، کریستال تشکیل می شود که باعث انسداد لوله ها می شود.
2-کف کردن: بعضی مواد مخصوصا مواد آلی، در مدت تبخیر، کف تشکیل می دهند. کف پایدار، با بخار آب خروجی بیرون می رود و باعث کاهش بخار خروجی می شود. در بسیاری از حالت کل مایع، ممکن است در جوش زیاد به همراه بخار آب خارج شود.
3- حساسیت دما: بعضی از مواد شیمیایی ظریف، محصولات دارویی و غذاها، در حین حرارت دیدن متوسط در زمان نسبتا کوتاه، صدمه می بینند. در تغلیظ چنین موادی، تکنیک های ویژه ای هم برای کاهش دمای مایع و هم برای مدت حرارت دادن، لازم است.
4- جرم: بعضی محلول ها روی سطح حرارتی، جرم تشکیل می دهند که باعث کاهش شدید ضریب انتقال حرارت می شود. در چنین حالتی باید تبخیر کننده را از کار انداخت و جرم ها را از بین برد.
5- مواد ساختمانی تبخیرکننده: معمولا از بعضی انواع فولاد ساخته می شوند، اما بعضی از محلول ها، فلزات آهنی را مورد حمله قرار می دهند یا آنها را آلوده می کنند. بعضی مواد گران قیمت ممکن است در ساختمان تبخیر کننده برای جلوگیری از خوردگی به کار رود که باید نرخ انتقال حرارت بالایی داشته باشند تا گرانی را توجیه کند. بعضی خواص مایع هم باید توسط طراح درنظر گرفته شود، مثل: حرارت ویژه، حرارت غلظت، نقطه انجماد، سمی بودن، خطرات انفجار، رادیو اکتیویته و عملیات استریل.
• عملیات یک مرحله ای و چند مرحله ای
بیشتر تبخیرکننده ها به وسیله بخار چگال شونده برروی لوله های فلزی، حرارت داده می شوند. تقریبا همیشه موادی که تبخیر می شوند، درون لوله ها جریان دارند. معمولا بخار، در فشار پایین یعنی زیر atm 3می باشد. مایع جوشنده نیز در خلأیی زیر خلأ متوسط، تا حدود Kpa 5می باشد. کاهش دمای جوش مایع، اختلاف دما بین بخار و مایع جوشنده را افزایش می دهد که موجب افزایش نرخ انتقال حرارت در تبخیر کننده می شود. در تبخیر کننده های یک مرحله ای، بخار به صورت غیر مؤثر استفاده می شود (کارایی پایین). در تبخیر کننده یک مرحله ای برای تبخیر یک پوند آب حدود یک تا یک و سه دهم پوند ( lb1.3 - 1) بخار مصرف می شود.در تبخیر کننده دو مرحله ای، بخار آب تولید شده با بخار ورودی به سیستم، ترکیب می شود و در مرحله دوم مورد استفاده قرار می گیرد. در این مرحله بخار آب تولید شده به وسیله واحد جرم بخار ورودی به سیستم تقریبا دوبرابر است. به طورکلی، روش عمومی افزایش تبخیر در واحد جرم بخار ورودی به سیستم، با استفاده از سری های تبخیرکننده ها، بین منبع بخار و چگالنده، تبخیر چند مرحله ای نامیده می شود.
• انواع تبخیرکننده ها
1-تبخیرکننده های عمودی با لوله دراز
• جریان صعودی:Climbing film))
• جریان نزولی:(Falling film)
• چرخش وادار شده:(Forced circulation)
2-تبخیرکننده های مغشوش(Agitated-film)
• تبخیرکننده های یک بار گذر و تبخیرکننده های چرخشی
در تبخیرکننده های یک بار گذر، مایع تغذیه فقط یک بار از میان لوله ها عبور می کند، بخارهایش را آزاد می کند و به صورت مایع غلیظ از واحد بیرون می رود. همه تبخیر در یک بار گذر از لوله ها، انجام می شود.
نسبت تبخیر به تغذیه (خوراک ورودی) در واحد یک بار گذر محدود است. بنابراین، این تبخیرکننده ها خیلی خوب با عملیات چند مرحله ای سازگار هستند، طوری که کل مقدار غلظت، می تواند روی چند مرحله پخش شود. تبخیر کننده های مغشوش همیشه به صورت یک بار گذری کار می کنند، تبخیرکننده های صعودی و نزولی نیز می توانند به این روش به کار گرفته شوند.تبخیرکننده های یک بار گذر، مخصوصا برای مواد حساس به حرارت مفید هستند.در خلأ خیلی بالا، دمای مایع می تواند پایین نگه داشته شود. با یک بار عبور سریع از میان لوله ها، مایع غلیظ در زمانی کوتاه در دمای تبخیر است و به محض این که تبخیر کننده را ترک کرد می تواند سریعا سرد شود.
در تبخیر کننده های چرخشی یک حوض مایع درون تجهیزات است. خوراک ورودی با مایع درون حوض مخلوط می شود و هر دو از لوله ها عبور می کنند. مایع تبخیر نشده از لوله ها تخلیه می شود و به حوض برمی گردد. به طوری که فقط بخشی از کل تبخیر در یک گذر رخ می دهد. همه تبخیرکننده های چرخشی وادار شده، از این نوع هستند. تبخیرکننده های جریان بالا نیز معمولا از این نوع هستند. مایع غلیظ شده، از حوض بیرون کشیده می شود، در غیر این صورت به علت بالابودن غلظت، چگالی، لزجی و نقطه ی جوش، ضریب انتقال حرارت کاهش می یابد. این نوع تبخیرکننده ها، برای غلیظ کردن مایعات حساس به دما، مناسب نیستند. اگر چه با بالا بردن خلاء، دمای کل مایع پایین می آید و در ظاهر این دما برای این نوع مواد غیرمخرب است، اما به دلیل تماس مکرر مایع با لوله های داغ، مقداری از مایع به دمای خیلی بالایی می رسد که مطلوب نیست. اگر چه زمان متوسط ماندگاری مایع در ناحیه حرارتی ممکن است کوتاه باشد، ولی بخشی از مایع برای زمان قابل ملاحظه ای در تبخیر کننده باقی می ماند که همین زمان حتی برای مقدار کمی از مواد حساس به حرارت، مثل غذاها، باعث فساد کل محصول می شود. اما تبخیرکننده های چرخشی می توانند در دامنه وسیعی از غلظت، بین خوراک ورودی و مایع غلیظ، در یک واحد یک مرحله ای عمل کنند و خیلی خوب با تبخیر یک مرحله ای سازگار می شوند. آنها می توانند یا با چرخش طبیعی که جریان درون لوله ها به وسیله اختلاف چگالی تأمین می شود، کار کنند یا می توانند با چرخش وادار شده که جریان درون لوله به وسیله پمپ تأمین می شود، کار کنند.
• تبخیرکننده های لوله بلند با جریان صعودی
قطعات اصلی این نوع تبخیرکننده شامل:
1 - مبدل حرارتی لوله ای که بخار در پوسته و مایع غلیظ شونده در لوله است
2 - یک جداکننده برای گرفتن مایعات همراه بخار آب
3- در صورت چرخشی بودن واحد، یک لوله، برای برگشت مایع جدا شده از بخار به انتهای مبدل حرارتی که این لوله بین جدا کننده و مبدل حرارتی وصل می باشد.
ورودی های آن بخار و مایع خروجی های آن، بخار آب، مایع غلیظ، بخارچگال شده و گازهای غیرقابل چگال از بخار، لوله ها به قطر2 و1اینچ و طول 32-12فوت هستند. در اثر جوشیدن، بخار آب و مایع به طرف بالا حرکت می کنند و مایع جدا شده در اثر نیروی ثقل به انتهای لوله ها باز می گردد. خوراک ورودی رقیق و مایعات گرفته شده در جدا کننده، وارد سیستم می شود. در فاصله کوتاهی از زمان، خوراک ورودی، از لوله بالا می روند و از بخار که در بیرون لوله ها است حرارت دریافت می دارد. هم چنان که مایع می جوشد، حباب هایی درون آن شکل می گیرد که باعث افزایش سرعت خطی و نرخ انتقال حرارت می شوند. نزدیک بالای لوله ها، حباب ها با سرعت رشد می کنند. در این ناحیه، حباب های بخار آب به همراه تفاله های مایع، خیلی سریع درون لوله ها بالا می روند و با سرعت زیاد از بالا خارج می شوند. از لوله ها مخلوط مایع و بخار آب، وارد جدا کننده می شوند. قطر جدا کننده از مبدل حرارتی بیشتر است و همین باعث افت شدید سرعت خطی می شود. به عنوان کمک بیشتر در حذف قطرات مایع، بخار آب به مانع برخورد می کند و پیش از ترک جدا کننده، از اطراف مجموعه ای از تیغه ها عبور می کند. این نوع تبخیر کننده ها، مخصوصا برای غلیظ کردن مایعاتی که تمایل به کف کردن دارند مؤثر است. هنگامی که مخلوط مایع و بخار آب با سرعت خیلی بالا، به تیغه ها برخورد می کنند، کف ها شکسته می شوند.
• تبخیرکننده های نزولی
غلیظ کردن مواد خیلی حساس به حرارت مانند آب پرتقال کمترین زمان حرارت دهی را لازم دارد.این کار می تواند در تبخیرکننده های یک بار گذر، جریان نزولی انجام شود که در آن مایع از بالا وارد می شود، در درون لوله های داغ به عنوان یک ورقه نازک(Film) جریان می یابد و از انتها بیرون می رود. لوله ها حدود10-2اینچ قطر دارند. بخار آب تولید شده از مایع، معمولا همراه مایع به سمت پایین هدایت می شود و از ته واحد، بیرون می رود. ظاهر این تبخیرکننده ها مشابه مبدل حرارتی دراز، عمودی و لوله ای می باشد که دارای جدا کننده ی بخار آب و مایع در پایین و توزیع کننده مایع در بالا می باشد. مسأله مهم در این نوع تبخیرکننده ها، توزیع یکنواخت مایع، درون لوله ها به صورت ورقه نازک یکنواخت است. این کار به وسیله مجموعه ای از صفحات فلزی سوراخ دار که به طور یکنواخت در هر لوله جریان دارد یا به وسیله توزیع کننده ی پروانه ای دارای بازوهای شعاعی که به وسیله آن خوراک ورودی با نرخ یکنواخت روی سطح داخلی هر لوله پاشیده می شود. یک روش دیگر، استفاده از یک نازل افشانه ای مخصوص در داخل هر لوله است. چنانچه گردش مجدد مجاز باشد و به مایع خسارتی وارد نیاورد، می توان مایع را با ملایمت به بالای لوله ها هدایت کرد. این عمل باعث می شود تا حجم بیشتری از جریان نسبت به حالت یک بار گذر، درون لوله ها جریان یابد. برای انتقال حرارت خوب، عدد رینولدز، مربوط به ورقه نازک آبشاری باید در سراسر لوله بزرگتر از عدد 2000 باشد. همانطور که مایع از بالای لوله به سمت پایین آن جریان می یابد، مقدار آن به طور پیوسته کاهش می یابد به طوری که مقدار غلظتی که می تواند در یک گذر (Single pass) انجام شود، محدود است. تبخیرکننده های جریان نزولی، بدون گردش مجدد و زمان ماندگاری خیلی کم در لوله، محصولات حساسی را حمل می کنند که به هیچ روش دیگری نمی توانند تغلیظ شوند. هم چنین آنها برای تغلیظ مایعات لزج خیلی خوب سازگار هستند.
• تبخیرکننده های با گردش وادار شده (Forced circulation evaporators)
در تبخیرکننده های با گردش طبیعی، مایع با سرعت ft/s 4-1 وارد لوله ها می شود. هم چنان که بخار آب در لوله ها شکل می گیرد سرعت خطی تا اندازه ای افزایش می یابد به طوری که نرخ انتقال حرارت در حد کلی رضایت بخش است.اما وقتی مایعات لزج در واحد گردش طبیعی در جریان باشد، ضریب کلی به طور غیراقتصادی پایین است. ضرایب بالاتر در تبخیرکننده های گردش وادار شده، به دست می آید.در اینجا پمپ گریز از مرکز، مایع را با سرعت ورودیft/s 18-6 به لوله ها پمپ می کند. لوله ها تحت ارتفاع استاتیکی کافی برای جلوگیری از جوشیدن مایع در لوله ها هستند. هم چنان که ارتفاع استاتیکی در حین جریان مایع از گرم کننده تا فضای بخار آب کاهش می یابد، مایع، حرارت فوق العاده زیادی می بیند، (superheat) و به یک مخلوط بخار آب ارسال می شود و درست قبل از ورود به بدنه تبخیرکننده، به خط خروجی مبدل حرارتی، افشانده می شود. مخلوط بخار آب و مایع به یک صفحه منعکس کننده در فضای بخار آب، برخورد می کند. مایع به ورودی پمپ برمی گردد و با خوراک ورودی مخلوط می شود، و بخار آب هم بالای بدنه تبخیر کننده را به سمت چگالنده یا مرحله بعدی، ترک می کند. بخشی از مایع هم که جداکننده را ترک می کند به طور دائم بیرون کشیده می شود.در موارد دیگر از مبدل های عمودی یک بارگذر استفاده می شود. در هر دو نوع، انتقال حرارت مخصوصا هنگامی که دارای مایعات رقیق باشند، بالا است، اما، بزرگترین بهبود در تبخیر گردش طبیعی زمانی است که دارای مایع لزج باشند. برای مایعات رقیق، بهبود به وسیله گردش وادار شده، هزینه های افزوده شده پمپاژ را نسبت به گردش طبیعی توجیه نمی کند، اما برای مواد چسبنده، مخصوصا زمانی که فلزات گران قیمت باید استفاده شوند، هزینه های افزون توجیه پذیرند.
مثال این کار غلظت سود سوزآور است که در تجهیزات نیکلی انجام می شود. در تبخیرکننده های چند مرحله ای که مایع غلیظ لزج تولید می کنند، ممکن است مراحل اولیه از نوع گردش طبیعی باشند و بقیه که دارای مایع لزج تر هستند از نوع گردش وادار شده باشند. به علت سرعت بالا در تبخیر کننده های با گردش وادار شده، زمان قرارگیری مایعات درون لوله در برابر حرارت پایین است، (sec 3-1)، به طوری که مایعات حساس به حرارت به خوبی در آنها تغلیظ می شوند. هم چنین در تبخیر مایعات نمکی یا آنهایی که تمایل به ایجاد کف دارند، مؤثر است.
• تبخیرکننده های مغشوش Agitated-film) evaporators)
مقاومت اصلی در برابر انتقال حرارت کلی از بخار به مایع در حال جوش در یک تبخیرکننده، ناشی از جدار مایع است. برداشتن این مقاومت به هر طریق ممکن، باعث بهبودی قابل ملاحظه ای در ضریب انتقال حرارت می شود. در تبخیرکننده های لوله ای دراز مخصوصا دارای گردش وادار شده، سرعت مایع بالاست. مایع تا حد زیادی مغشوش و نرخ انتقال حرارت بزرگ است. یکی از راه ها، استفاده از هم زن مکانیکی است. این، نوعی تبخیرکننده ی جریان پایین اصلاحی است که دارای لوله پوشش دار و حاوی هم زن داخلی است. خوراک ورودی از بالای بخش پوشش دار وارد می شود و به وسیله تیغه های عمودی یک هم زن، درون یک ورقه نازک بسیار مغشوش، پخش می شود. مایع غلیظ از انتهای بخش پوشش دار بیرون می رود و بخار آب تولیدی از ناحیه در حال تبخیر بالا می رود و درون جدا کننده ی بدون پوشش می ریزد که از لوله های تبخیرکننده گشادتر است. در جدا کننده، تیغه های هم زن، مایع ورودی همراه بخار آب را به سمت صفحات عمودی ساکن پرتاب می کند. قطرات، روی این صفحات به هم می پیوندند و به تبخیر کننده برمی گردند. بخار آب بدون مایع از بالای واحد و از میان خروجی ها بیرون می رود.
مزیت عمده یک تبخیر کننده مغشوش، دادن نرخ بالای انتقال حرارت به مایعات لزج است. محصول ممکن است مایع لزجی به بزرگی p1000 در دمای تبخیر، داشته باشد. هم چنان که ضریب کلی انتقال حرارت با افزایش لزج بودن در دیگر تبخیر کننده ها افت می کند، اما در این نوع، افت، کم است. برای مواد بسیار لزج، ضریب انتقال حرارت تا حد قابل ملاحظه ای در تبخیرکننده های گردش وادار شده، بزرگتر است و در واحدهای گردش طبیعی، خیلی بزرگتر. تبخیرکننده های نوع مغشوش، مخصوصا برای محصولات لزج حساس به حرارت نظیر ژلاتین، لاستیک، آنتی بیوتیک و آب میوه ها مؤثر است. از عیب هایش، قیمت (هزینه) بالا، قطعات متحرک داخلی، که به نگه داری قابل توجهی نیاز دارند، و ظرفیت کم واحدهای انفرادی است که خیلی زیر ظرفیت تبخیرکننده های چند لوله ای است.
• کارایی تبخیرکننده های لوله ای
مقیاس اصلی کارایی تبخیرکننده های لوله ای گرم شونده به وسیله بخار، ظرفیت و مزیت اقتصادی است. ظرفیت به عنوان مقدار آب بخار شده برحسب پوند، در ساعت است. مزیت اقتصادی، مقدار بخار آب ایجاد شده برحسب پوند به یک پوند بخار تزریق شده به واحد است. در تبخیرکننده های یک مرحله ای، عدد مزیت اقتصادی، تقریبا همیشه زیر یک است. اما در تجهیزات چند مرحله ای تا حدقابل ملاحظه ای بالا است. مقدار مصرف بخار برحسب پوند در ساعت نیز مهم است و مساوی است با ظرفیت تقسیم بر مزیت اقتصادی.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید