ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد مالیات سبز( روش تحقیق

اختصاصی از ژیکو تحقیق در مورد مالیات سبز( روش تحقیق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 37

 

مقدمه

ثبات ، پیشرفت اقتصادی کشورها بستگی زیادی به برنامه های مالیاتی آنها دارد . همچنین مالیات به عنوان ابزار نیرومندی است که با به کاربردن صحیح آن می توان تحولاتی اساسی در شئون مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی بوجود آورد. یک نظام مالیاتی مطلوب نظامی است که اجرای آن به خبر تضمین عدالت اجتماعی نیل به اهداف اقتصادی و اجتماعی مورد نظر جامعه امکان پذیر سازد و فعالیت های ضروری را تشویق و از اقدامات زیان آور ممانعت به عمل آورد.

البته لازم است توجه شود که به پدیده مالیات نمی بایستی صرفاً به عنوان یک منبع درآمدی برای دولت نگریست. زیرا نقش مهمتر مالیاتها، امکاناتی می باشد که این ابزار مالی برای سیاست گزاری اقتصادی و تصحیح فعالیت های کشور در اختیار سیاستگزاران قرار می دهد. یکی از این فعالیت ها کمک به حفظ محیط زیست سالم و کاهش آلودگی هاست.

مالیات بعنوان یک سیستم مدیریتی می تواند درخدمت محیط زیست قرار گیرد. بدین صورت که به کمک اخذ درآمدهای مالیاتی و هزینه کردن آن در بخش محیط زیست از یک طرف موجب کاهش آلودگی و از طرف دیگر به ارتقاء کیفیت رابطه بین این دو منجر خواهد شد. آنچه که در این رابطه تنگاتنگ می توان متصور شد، این است که از ابزار مالیات دربخش های مختلف مثل آلودگی هوای شهری، الودگی آب ها، خاک ها و ... بهره جست.

2- تعریف مسئله با فرض تحقیق

مسئله اصلی آن است که آیا می توان به کمک مالیات سبز از آلودگی های بیشتر زیست محیطی جلوگیری نمود و آیا وضع مالیات سبز منجر به افزایش رفاه می شود؟

3- انگیزه انتخاب موضوع

نگاهی اجمالی به تاریخ و سیر تحول مالیات و شیوه های وصول آن در ایران نشان می دهد که اگرچه از قدیم الایام. وصول مالیات از مردم به صور مختلف معمول بوده ولی هیچ گاه قوانین مدون و پیشرفته ای در این زمینه وجود نداشته است و یا حداقل قابل مقایسه با کشورهای پیشرفته دنیا نبوده است. اهمیت نقش مالیات ها به جهات گوناگون چه در رابطه با تامین مالی بوجه دولت به منظور ادای وظایف عام المنفعه خود ما چه به عنوان ابزار سیاست مالی در جهت تغییر سمت و سوی اقتصاد و هم در راستای برقراری عدالت اجتماعی ( تعدیل ثروت و درآمد و پرکردن شکاف طبقاتی) و همه در جهت تشویق و یا تمدید سرمایه گذاری ها و جلوگیری از تبذیر و اسراف و ... لزوم توجه به آن را مورد تایید همگان قرار می دهد. به این منظور ضرورت توجه به استفاده از مالیات سبز به عنوان یک سیستم مدیریت زیست محیطی مطرح بوده و مساله را پیچیده تر می نماید.

از این رو انگیزه انتخاب موضوع لزوم اخذ مالیات های زیست محیطی (سبز) را که ضامن بقای محیط زیست درزندگی در یک محیط پاک و سالم است، ‌مد نظر قرار داده است.

4- اهمیت و هدف تحقیق و ضروت انجام آن

اهمیت مالیات سبز زمانی بیشتر جلوه می کند که علاوه برحفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی با سلامتی انسان ها رابطه مستقیم پیدا می کند. تا این اواخر به بعد رشد و توسعه اقتصادی صرفاً از نظر کمی (و نه توسعه پایدار) اهمیت زیادی داده می شد. با ابعاد مراکز بزرگ صنعتی، تاسیس کارخانجات عظیم الجثه و رشد روز افزون صنایع، محیط زیست انسانی به مخاطره افکنده شد و نیز با افزایش آلودگی های زیست محیطی در زندگی در محیطی آلوده و بروز بیماری ها و ناهنجاری های اجتماعی دیگر. جوامع در صدد برآمدند که روند رو به تزاید افزایش آلودگی را به کنترل در آورند. کنترل آلودگی ها میسر نمی شد مگر به اهمیت هوای پاک و سالم و عاری از آلودگی ها پی برده و با اتخاذ سیاست های زیست محیطی به کنترل آن مبادرت می شد. بعلاوه در این راستا باید به اهمیت مشارکت و همکاری داوطلبانه و یا همراه با اجبار همه افراد جامعه توجه ویژه ای نبود.

بدین منظور یکی از سیاست های زیست محیطی اتخاذ شده ، استفاده از هرم مالیات سبز (زیست محیطی) به عنوان یک راه تشویق به آلوده نکردن و پیش گیری از آلودگی توسط افراد حقیقی و حقوقی بوده است.

5- تعریف موضوع تحقیق

مالیات سبز در واقع مالیت بندی بر آلاینده هایی است که در سلامت محیط زیست اختلال ایجاد می کنند. از طریق جبران خسارت توسط پرداخت مالیات سبز، مسیری پیگیری می شود که می تواند موجب کاهش آلودگی محیط شود.

6- روش تحقیق

روش تحقیق این مقاله؛ بصورت بررسی منابع و اطلاعات کتابخانه ای و نوشتاری (اعم از داخلی و خارجی) و همچنین روش مراجعه به تحقیقات قبلی می باشد.

7- محدودیت ها و قلمرو تخفیف

در خصوص محدودیت های طرح باید به مهمترین این محدودیت ها که کمبود اطلاعات است، اشاره کرد. طرح مساله مالیات سبز در شرایطی که نظام مالیاتی کشور خود از نارسایی های جوی رنج می برد و سطح آگاهی و مشارکت ملی در این خصوص ناچیز و نامناسب است، خود نوعی نارسایی است. پس از مطالعه و بررسی وضعیت راه کارها و نتیجه گیری در صورتی که نتواند واقع گرایانه به نظر رسد، دست کم به عنوان طرح مساله و شناخت نارسایی ها مثمر ثمر باشد. مسلماً محاسبه هزینه های زیست محیطی از پیچیدگی خاصی برخوردار است. با توجه به پیچیده بودن، مستلزم استفاده از توابع و مدل های حرفی و کیفی به جای توابع دقیق کمی است.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مالیات سبز( روش تحقیق

تحقیق در مورد ماهواره

اختصاصی از ژیکو تحقیق در مورد ماهواره دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

همین امروز و فردا

ماهواره ها نزدیک تر می شوند ، آدم ها دورتر

همه‌چیز از سال‌ 1844 شروع‌ شد؛ وقتی‌ ساموئل‌ مورس‌ با تق‌تق‌ دستگاه‌ کوچکی‌ که‌ بعدها تلگراف‌ نامیده‌ شد این‌ پیغام‌ را فرستاد: .خداوند، چه‌ها که‌ نیافریده‌ است.! مورس‌ در اصل‌ یک‌ نقاش‌ بود و در سفری‌ به‌ نیویورک‌ تازه‌ با برق‌ آشنا شده‌ بود. او در راه‌ بازگشت‌ طرح‌ سادهِ اختراعی‌ را که‌ به‌ ذهنش‌ رسیده‌ بود بر روی‌ کاغذهای‌ طراحی‌ کشید و به‌ محض‌ رسیدن‌ در مدت‌ کوتاهی‌ آن‌ را ساخت.سی‌ و دو سال‌ بعد تلفن‌ اختراع‌ شد و 14 سال‌ بعد از آن‌ شصت‌ هزار نفر در آمریکا دارای‌ گوشی‌ تلفن‌ بودند. حالا، دیگر تنها این‌ راه‌ها نبودند که‌ شهرها را به‌ یکدیگر متصل‌ می‌کردند و این‌ موضوع‌ را از سیم‌های‌ طولانی‌ بین‌ شهرها می‌شد فهمید. اختراع‌ رادیو (1917) و تلویزیون‌ (1930) مجموعهِ اختراعاتی‌ را که‌ به‌ ارتباطات‌ مربوط‌ می‌شد کامل‌تر کرد.در اواسط‌ دههِ 40، یعنی‌ کم‌تر از 10 سال‌ بعد از راه‌اندازی‌ نخستین‌ ایستگاه‌ تلویزیونی‌ نیمی‌ از مردم‌ آمریکا در خانه‌هایشان‌ دستگاه‌ تلویزیون‌ داشتند. کم‌کم‌ در اکثر مناطق‌ پرجمعیت‌ دکل‌های‌ بزرگ‌ تلویزیونی‌ کار گذاشته‌ شد. آنتن‌های‌ بزرگ‌ و کوچک‌ منظرهِ پشت‌بام‌ها را عوض‌ کرد. روزبه‌روز دکل‌های‌ بیش‌تری‌ کاشته‌ می‌شد، مناطق‌ بیش‌تری‌ زیر پوشش‌ امواج‌ تلویزیونی‌ می‌رفت. دیگر تلویزیون‌ تبدیل‌ به‌ یکی‌ از نیازهای‌ اصلی‌ خانواده‌ها شده‌ بود. با وجود این‌ گسترش‌ سریع، باز هم‌ جاهای‌ بسیاری، به‌ دلیل‌ دوری‌ از دکل‌های‌ بزرگ‌ فرستنده‌ قادر به‌ دریافت‌ امواج‌ تلویزیونی‌ نبودند. برای‌ رفع‌ این‌ مشکل‌ لازم‌ بود دکل‌های‌ زیادی‌ در مناطق‌ دوردست‌ نصب‌ شود. جنگل‌های‌ انبوه، کویرهای‌ پهناور، کوه‌های‌ بلند و... همگی‌ موانع‌ طبیعی‌ بزرگی‌ بودند که‌ جلوی‌ فراگیرتر شدن‌ تلویزیون‌ و هر وسیلهِ ارتباطی‌ دیگر را می‌گرفتند. باید راه‌ حلی‌ آسان‌تر برای‌ حل‌ این‌ مشکل‌ پیدا می‌شد و استفاده‌ از ماهوارهِ مخابراتی‌ همان‌ راه‌ حل‌ بود. اختراع‌ ماهواره‌ایدهِ اولیهِ ماهوارهِ مخابراتی‌ را آرتور سی‌ کلارک‌ -نویسندهِ مشهور داستان‌های‌ علمی‌ تخیلی- ارائه‌ کرد. هرچه‌ در ارتفاع‌ بلندتری‌ بایستید، فضای‌ قابل‌ دیدتان‌ بیش‌تر می‌شود. این‌ امر در مورد یک‌ دکل‌ مخابراتی‌ نیز صادق‌ است. هر چه‌ ارتفاع‌ دکل‌ بیش‌تر باشد، از نوک‌ آن‌ فضای‌ بیش‌تری‌ دیده‌ خواهد شد. دکل‌ها را می‌شود تا جایی‌ بلند کرد، که‌ تنها با 3 دکل‌ تمامی‌ سطح‌ زمین‌ پوشش‌ داده‌ شود. حتماً فکر می‌کنید ساخت‌ چنین‌ دکل‌هایی‌ غیرممکن‌ است. دانشمندان‌ آن‌ زمان‌ هم، همین‌ فکر را کردند ولی‌ ایدهِ کلارک‌ دقیقاً مربوط‌ به‌ همین‌ قسمت‌ ماجرا بود. در واقع‌ لازم‌ نیست‌ چنین‌ دکل‌هایی‌ ساخته‌ شود. کافی‌ است‌ نوک‌ دکل‌ را که‌ تجهیزات‌ مخابراتی‌ در آن‌ است، درون‌ یک‌ ماهواره‌ گذاشت‌ و ماهواره‌ را در نقطه‌ای‌ که‌ قرار بود نوک‌ دکل‌ باشد قرار داد. پیش‌نهاد آرتور سی‌ کلارک‌ چیز دیگری‌ هم‌ داشت: می‌دانیم‌ که‌ سرعت‌ گردش‌ یک‌ ماهواره‌ به‌ ارتفاعش‌ بستگی‌ دارد ارتفاعی‌ که‌ باید این‌ ماهواره‌ها در آن‌ قرار بگیرند، همان‌ ارتفاعی‌ است‌ که‌ سرعت‌ حرکت‌ ماهواره‌ در آن‌ با سرعت‌ حرکت‌ زمین‌ به‌ دور خودش‌ برابر است؛ یعنی‌ ماهواره‌ها نسبت‌ به‌ زمین‌ ساکنند و اگر ماهواره‌ای‌ بالای‌ یک‌ نقطهِ خاص‌ روی‌ زمین‌ قرار گیرد همواره‌ بالای‌ همان‌ نقطه‌ باقی‌ می‌ماند. این‌ ارتفاع‌ خاص‌ یعنی‌ 36 هزار کیلومتری‌ زمین، همان‌ ارتفاع‌ شناخته‌ شدهِ ژئوسنکرون‌ (ژئو= زمین، سنکرون= هم‌ زمان) است. به‌ این‌ ترتیب‌ با سه‌ ماهوارهِ ژئوسنکرون‌ می‌توان‌ کل‌ زمین‌ را پوشش‌ مخابراتی‌ داد. اوایل‌ بیش‌ترین‌ استفاده‌ای‌ که‌ از ماهواره‌های‌ مخابراتی‌ می‌شد، کابردهای‌ تلویزیونی‌ بود. استفاده‌ از ماهواره‌ به‌ جای‌ دکل‌های‌ تلویزیونی، راه‌ حلی‌ بسیار آسان‌تر و کم‌ هزینه‌تر است. چون‌ تنها یک‌ ماهواره‌ در ارتفاع‌ مناسب‌ کار تمامی‌ این‌ دکل‌ها را انجام‌ می‌دهد. سیگنال‌ تلویزیونی‌ به‌ جای‌ این‌ که‌ از این‌ دکل‌ به‌ آن‌ دکل‌ برود یک‌ بار به‌ ماهواره‌ فرستاده‌ شده‌ و از آن‌ جا به‌ تمام‌ مناطق‌ ارسال‌ می‌شود. تنها تفاوت‌ استفاده‌ از ماهواره‌ به‌ جای‌ دکل‌های‌ زمینی‌ اندازهِ آنتن‌های‌ دریافت‌ کننده‌ است. امواج‌ فرستاده‌ شده‌ توسط‌ ماهواره‌ با آنتن‌های‌ کوچک‌ خانگی‌ قابل‌ دریافت‌ نیست‌ و برای‌ دریافت‌ امواج‌ ماهواره‌ای‌ باید از آنتن‌های‌ بزرگ‌ و با تجهیزات‌ بیش‌تر استفاده‌ کرد. همه‌ چیز در خدمت‌ جنگ‌ماهواره‌های‌ مخابراتی‌ در زمینهِ دیگری‌ نیز کاربرد وسیعی‌ دارند که‌ شاید به‌ دلیل‌ ماهیت‌ سری‌اش‌ چندان‌ توجهی‌ را برنمی‌ انگیزد: کاربردهای‌ نظامی. از آن‌ جا که‌ دربارهِ این‌ کاربردها، چیزهایی‌ که‌ همه‌ می‌دانند خیلی‌ کم‌تر از چیزهایی‌ است‌ که‌ همه‌ نمی‌دانند، مطمئناً استفاده‌های‌ نظامی‌ ماهواره‌های‌ مخابراتی‌ خیلی‌ وسیع‌تر از این‌ حرف‌ها است. یکی‌ از مهم‌ترین‌ این‌ کاربردها، جاسوسی‌ است. اگر در حال‌ راه‌ رفتن‌ در خیابان، روزنامه‌ای‌ دستتان‌ باشد، دقت‌ دستگاه‌های‌ یک‌ ماهوارهِ جاسوسی‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ می‌تواند تیتر روزنامهِ شما را بخواند. ارتفاع‌ ماهواره‌های‌ جاسوسی‌ خیلی‌ کم‌ است. وقتی‌ ارتفاع‌ حرکت‌ ماهواره‌ای‌ کم‌تر از ارتفاع‌ ژئوسنکرون‌ می‌شود دیگر نه‌ تنها ماهواره‌ نسبت‌ به‌ زمین‌ ساکن‌ نیست، بلکه‌ با سرعت‌ خیلی‌ زیادی‌ به‌ دور آن‌ می‌چرخد. مثلاً سرعت‌ حرکت‌ ماهواره‌ای‌ که‌ در ارتفاع‌ 1000 کیلومتری‌ زمین‌ حرکت‌ می‌کند آن‌ قدر زیاد است‌ که‌ مساحت‌ کشور پهناوری‌ مانند ایران‌ را در مدت‌ چند دقیقه‌ می‌پیماید (پس‌ شاید نتواند تیتر همهِ روزنامه‌ها را بخواند). از دیگر کاربردهای‌ نظامی‌ ماهواره‌های‌ مخابراتی‌ هدایت‌ موشک‌های‌ ماهواره‌ای‌ است. (موشک‌ توسط‌ ماهواره‌ به‌ سوی‌ هدف‌ هدایت‌ می‌شود.) دقت‌ این‌ هدایت‌ آن‌ قدر زیاد است‌ که‌ موشک‌ حداکثر با چند متر خطا به‌ هدف‌ برخورد می‌کند. در جنگ‌ خلیج‌ فارس، آمریکایی‌ها از این‌ فن‌آوری‌ استفادهِ زیادی‌ کردند. ماهواره‌ها به‌ صدا درمی‌ آیندپیش‌ از این، صدا تنها در کنار تصویر تلویزیونی‌ توسط‌ ماهواره‌ها منتقل‌ می‌شد ولی‌ پس‌ از مدتی‌ جایی‌ هم‌ برای‌ ارسال‌ اختصاصی‌ صدا در نظر گرفته‌ شد و برای‌ اولین‌ بار ماهواره‌های‌ مخابراتی‌ برای‌ برقراری‌ ارتباطات‌ تلفنی‌ به‌ کار گرفته‌ شدند. قبل‌ از وارد شدن‌ ماهواره‌ به‌ عرصهِ مخابرات‌ تلفنی‌ برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ بین‌ هر دو نقطه‌ لازم‌ بود سیمی‌ بین‌ آن‌ها کشیده‌ شود حتی‌ اگر در دو سوی‌ اقیانوس‌ باشند. اشباع‌ شدن‌ سریع‌ سیم‌ها، ظرفیت‌ پائین‌ انتقال‌ و مشکلات‌ عملیاتی‌ نصب‌ و حفاظت‌ خطوط‌ انتقال‌ عواملی‌ بودند که‌ باعث‌ شدند انتقال‌ ماهواره‌ای‌ مکالمات‌ تلفنی‌ در مدت‌ زمان‌ کوتاهی‌ جهانی‌ شود. سیاستمداران‌ نیز از این‌ فن‌آوری‌ جدید استقبال‌ کردند چون‌ این‌ روش‌ انعطاف‌ پذیری‌ بسیار بیش‌تری‌ نسبت‌ به‌ روش‌های‌ انتقال‌ قبلی‌ داشت. حالا اگر روابط‌ سیاسی‌ بین‌ دو کشور به‌ مشکلی‌ برخورد کند لازم‌ نیست‌ به‌ فکر سیم‌هایی‌ که‌ بین‌ آن‌ دو کشیده‌ شده‌ است‌ هم‌ باشند، چون‌ خیلی‌ راحت‌ می‌توان‌ قرارداد با آن‌ کشور را فسخ‌ کرد و برای‌ استفاده‌ از ماهوارهِ کشور دیگری‌ با آن‌ یکی‌ قرارداد بست. اولین‌ تلفن‌های‌ ماهواره‌ای‌شاید نام‌ تلفن‌ ماهواره‌ای‌ برای‌ این‌ سیستم‌ها کمی‌ اغراق‌آمیز باشد. در واقع‌ این‌ سیستم‌ها با همان‌ دستگاه‌های‌ تلفن‌ معمولی‌ منازل‌ کار می‌کنند و فقط‌ هنگام‌ برقراری‌ ارتباطات‌ دوردست‌ قسمتی‌ از راه‌ بلند رفت‌ و بازگشت‌ پیغام‌ها از ماهواره‌ می‌گذرد. توانایی‌ ارتباط‌ با ماهواره‌ را هم‌ نه‌ تلفن‌های‌ شخصی‌ منازل، بلکه‌ مراکز مخابراتی‌ دارا هستند. این‌ ماهواره‌ها در فاصلهِ 36 هزار کیلومتری‌ زمین‌ قرار دارند و رفت‌ و بازگشت‌ یک‌ پیغام‌ -با احتساب‌ تاءخیرهای‌ دیگر- چیزی‌ در حدود یک‌ ثانیه‌ طول‌ می‌کشد. گاهی‌ وضع‌ از این‌ هم‌ بدتر است. وقتی‌ مقصد توسط‌ همان‌ ماهوارهِ اول‌ قابل‌ دیدن‌ نیست، پیغام‌ برای‌ این‌ که‌ بتواند مقصدش‌ را پیدا کند باید چند بار به‌ زمین‌ فرستاده‌ شده‌ و دوباره‌ به‌ ماهوارهِ دیگری‌ برود و در چنین‌ شرایطی‌ تاءخیر حاصل‌ تا چند ثانیه‌ هم‌ می‌رسد. این‌ تاءخیر را حتماً هنگام‌ پخش‌ گزارش‌های‌ زندهِ تلفنی‌ از تلویزیون، وقتی‌ مجری‌ چند ثانیه‌ با دهان‌ باز در انتظار پاسخ‌ طرف‌ مقابل‌ می‌ماند، احساس‌ کرده‌اید.) تلفن‌های‌ واقعاً ماهواره‌ای‌ماهواره‌ها می‌توانند همهِ زمین‌ را ببینند. اگر دستگاه‌های‌ تلفن، خودشان‌ با ماهواره‌ در ارتباط‌ باشند دیگر هیچ‌ محدودیتی‌ برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ وجود نخواهد داشت. این‌ نکته‌ مدت‌ها فکر پیش‌روان‌ فن‌آوری‌ ماهواره‌ای‌ را به‌ خود مشغول‌ کرده‌ بود. یک‌ شرکت‌ امریکایی، که‌ اگر دوست‌ دارید بدانید نامش‌ اینمارسَت‌(INMARSAT) است، اولین‌ جایی‌ بود که‌ قدمی‌ در راه‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ برداشت. اولین‌ مدل‌ تلفن‌های‌ این‌ شرکت‌ که‌ سال‌ 1982 وارد بازار شد آنتن‌ بشقابی‌ بزرگی‌ داشت‌ که‌ در یک‌ جا نصب‌ و رو به‌ ماهواره‌ تنظیم‌ می‌شد. این‌ سیستم‌ در مناطق‌ دور از شهرها کاربرد بسیار داشت. مدل‌ دوم‌ تلفن‌های‌ اینمارست‌ (1993) کمی‌ بهتر شده‌ بود. در این‌ دستگاه‌ مجموعهِ تلفن، آنتن‌ و سایر تجهیزات‌ درون‌ یک‌ چمدان‌ دستی‌ جاگرفته‌ بودند و دارندهِ تلفن‌ باید آنتن‌ تلفنش‌ را بیرون‌ آورده‌ و رو به‌ ماهواره‌ تنظیم‌ می‌کرد تا ارتباط‌ برقرار شود.ماهواره‌هایی‌ که‌ تلفن‌های‌ اینمارست‌ با آن‌ها کار می‌ کردند همان‌ ماهواره‌های‌ 36 هزار کیلومتری‌ بودند. به‌ دلیل‌ فاصلهِ زیاد، نمی‌شد قطر آنتن‌ها را از این‌ مقداری‌ که‌ اینمارست‌ کم‌ کرده‌ بود، کم‌تر کرد و یعنی‌ تلفن‌های‌ چمدانی‌ کوچک‌ترین‌ تلفن‌هایی‌ بودند که‌ می‌توانستند همه‌ جا .هم‌راه. شما باشند. چیز جالبی‌ به‌ نام‌ .موبایل.چند سال‌ بیش‌تر از فراگیر شدن‌ تلفن‌های‌ هم‌راه‌ یا موبایل‌ نمی‌گذرد. این‌ امکان‌ که‌ گوشی‌ تلفن‌ را هر جا که‌ می‌خواهید با خود ببرید و حتی‌ در وسط‌ خیابان‌ هم‌ امکان‌ تماس‌ با شما وجود داشته‌ باشد، هر چند الان‌ دیگر عادی‌ به‌ نظر می‌رسد، ولی‌ در ابتدا برای‌ مردم‌ کاملاً جالب‌ و هیجان‌انگیز بود. (این‌ را از یک‌ عالم‌ لطیفه‌ و قصه‌ و اظهار نظر در مطبوعات‌ و... از این‌ دست‌ ابراز احساسات‌ که‌ در اطراف‌ این‌ پدیده‌ صورت‌ گرفت‌ می‌شد فهمید.) امّا واقعاً موبایل‌ را نمی‌توانید هرجای‌ هرجا که‌ می‌خواهید ببرید. موبایل‌ شما فقط‌ در نزدیکی‌ شهرها و


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد ماهواره

تحقیق در مورد مامون و امین و اختلافات میان آنها

اختصاصی از ژیکو تحقیق در مورد مامون و امین و اختلافات میان آنها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

مامون و امین و اختلافات میان آنها

اَمین‌، ابوموسى‌محمد بن‌ هارون‌(شوال‌ 170 - محرم‌ 198/آوریل‌ 787- سپتامبر 813)، ششمین‌ خلیفة عباسى‌. وی‌ در محلة رصافه‌، در جانب‌ شرقى‌ بغداد، به‌ دنیا آمد (خلیفه‌، 2/758؛ بسوی‌، 1/161؛ طبری‌، 8/233؛ قس‌: خطیب‌، 3/337). مادرش‌ زبیده‌، نوادة منصور عباسى‌ و همسر محبوب‌ هارون‌ الرشید بود (خلیفه‌، 2/740؛ ابن‌ حبیب‌، 39؛ بلاذری‌، 3/276؛ طبری‌، 8/498). به‌ همین‌ سبب‌، وی‌ یکى‌ از معدود خلفایى‌ شمرده‌ شده‌ که‌ از جانب‌ پدر و مادر، هاشمى‌ نسب‌ بوده‌ است‌ (نک: ابن‌ اعثم‌، 8/309). این‌ معنى‌ یکى‌ از عوامل‌ مهم‌ِ بروز رقابت‌ میان‌ امین‌ و برادرش‌ عبدالله‌ مأمون‌ گردید که‌ حدود 6 ماه‌ از او بزرگ‌تر بود و مادری‌ ایرانى‌ داشت‌ (نک: دنبالة مقاله‌). البته‌ این‌ مسأله‌ از جنبة رقابت‌ شخصى‌ میان‌ دو برادر درگذشته‌، و بخش‌ اعظمى‌ از آن‌ به‌ تضاد میان‌ دو جریان‌ عمده‌ در دستگاه‌ خلافت‌ عباسى‌ تبدیل‌ شده‌ بود. این‌ کشاکش‌ِ با سابقه‌، به‌ حضور فعال‌ و بسیار مؤثر عنصر ایرانى‌ - به‌ ویژه‌ خراسانیان‌ - در امور خلافت‌، و از سوی‌ دیگر، به‌ تلاش‌ عنصر عربى‌ برای‌ کسب‌ قدرت‌ بیشتر، و کاستن‌ از نیروی‌ ایرانیان‌ بازمى‌گشت‌ که‌ نه‌تنها در پای‌ گرفتن‌ خلافت‌ عباسى‌ سهم‌ عمده‌ داشتند، بلکه‌ در دورة هارون‌الرشید گردانندگان‌ اصلى‌ دستگاه‌ خلافت‌ شمرده‌ مى‌شدند. در اوج‌ قدرت‌ برمکیان‌، هارون‌الرشید که‌ چند سالى‌ از خلافت‌ او مى‌گذشت‌، هنوز ولیعهد نداشت‌ و همین‌ موضوع‌ موجب‌ طمع‌ برخى‌ از اعضای‌ خاندان‌ عباسى‌ برای‌ کسب‌ مقام‌ خلافت‌ پس‌ از او شده‌ بود (نک: طبری‌، 8/240). روایتهایى‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ فضل‌ بن‌ یحیى‌ برمکى‌ در رساندن‌ امین‌ به‌ ولایت‌عهدی‌ نقش‌ بسیار مؤثری‌ داشت‌؛ زیرا هارون‌ سرپرستى‌ و تربیت‌ دو فرزندش‌ امین‌ و مأمون‌ را به‌ ترتیب‌ به‌ فضل‌ و جعفر برمکى‌ سپرده‌ بود و فضل‌ تداوم‌ قدرت‌ و نفوذ گستردة خویش‌ را در خلافت‌ امین‌ مى‌دید (ابن‌ خلکان‌، 4/28؛ برای‌ تفصیل‌، نک: رفاعى‌، 1/191-192)، حتى‌ وقتى‌ عیسى‌ بن‌ جعفر، دایى‌ امین‌، از فضل‌ خواست‌ برای‌ ولایت‌عهدی‌ امین‌ کوشش‌ کند، به‌ او گفت‌: خلافت‌ امین‌ از آن‌ِ توست‌ (نک: طبری‌، همانجا). به‌ هر حال‌، پیش‌ از آنکه‌ ولایت‌ عهدی‌ امین‌ مسجل‌ شود، فضل‌ بن‌ یحیى‌ به‌ خراسان‌ رفت‌ و با پرداخت‌ اموال‌ و بذل‌ و بخششهای‌ هنگفت‌ زمینة این‌ کار را آماده‌ کرد (همانجا؛ نیز نک: جهشیاری‌، 148- 149)، زیرا برای‌ خراسانیان‌، با وجود مأمون‌ که‌ هم‌ بزرگ‌تر و هم‌ از جانب‌ مادر ایرانى‌ بود، پذیرش‌ ولایت‌عهدی‌ و سپس‌ خلافت‌ امین‌ دشوار مى‌نمود. به‌ هر حال‌، در حدود سال‌ 175ق‌، محمد با لقب‌ «امین‌» از سوی‌ هارون‌ به‌ ولایت‌عهدی‌ برگزیده‌ شد (طبری‌، همانجا، قس‌: 8/275، که‌ آغاز ولایت‌عهدی‌ را شعبان‌ 173 آورده‌ است‌). هارون‌ در حدود سال‌ 183ق‌ نیز فرزند دیگرش‌ مأمون‌ را به‌ عنوان‌ ولى‌عهد پس‌ از امین‌ معرفى‌ کرد و ولایت‌ سرزمینهای‌ شرقى‌ خلافت‌ در ایران‌، از همدان‌ تا اقصای‌ خراسان‌ بزرگ‌ را بدو سپرد (یعقوبى‌، 2/415؛ طبری‌، 8/269، 275). گویا همزمان‌ با ولایت‌عهدی‌ مأمون‌، هارون‌ پسر دیگرش‌ قاسم‌ را نیز پس‌ از آن‌ دو به‌ ولایت‌عهدی‌ برگزید و بدو لقب‌ «مؤتمن‌» داد (همو، 8/276). در همان‌ زمان‌، تقسیم‌ ولایت‌عهدی‌ میان‌ 3 فرزند از سوی‌ هارون‌، در ابیاتى‌ از یک‌ شاعر، به‌ نشاندن‌ «نهال‌ دشمنى‌» میان‌ آنها تعبیر شد (همو، 8/277). در ذیحجة 186 هارون‌ با فرزندانش‌ به‌ حج‌ رفت‌ و کوشید تا با عهدنامه‌هایى‌ که‌ امین‌ و مأمون‌ هر دو نوشتند و جمعى‌ بر آن‌ عهدنامه‌ها گواهى‌ دادند و سپس‌ در درون‌ کعبه‌ آویخته‌ شد، از ایجاد اختلاف‌ میان‌ آنها مانع‌ شود. در این‌ دو عهدنامه‌، دو برادر با الفاظ روشن‌ و بسیار مؤکد سوگند یاد کردند که‌ به‌ حریم‌ یکدیگر، از حیث‌ نواحى‌ تحت‌ تسلط و نیز اموال‌ و برخى‌ امور دیگر، تجاوز نکنند (همو، 8/275 بب؛ نیز نک: خلیفه‌، 2/733). با آنکه‌ در این‌ عهدنامه‌ها، حدود اختیارات‌ هر یک‌ از برادران‌ به‌ دقت‌ تعیین‌ شده‌ بود، اما در یکى‌ از عهدنامه‌ها شرطى‌ آمده‌ بود، مبنى‌ بر اینکه‌ در صورت‌ نقض‌ عهد از سوی‌ امین‌، همة مسلمانان‌ موظفند به‌ پشتیبانى‌ از مأمون‌ برخیزند (طبری‌، 8/280؛ برای‌ متن‌ عهدنامه‌ها، نک: ازرقى‌، 1/235 بب). در حدود سال‌ 187ق‌، هارون‌ برمکیان‌ را فرو کوبید: جعفر به‌ قتل‌ رسید و فضل‌ به‌ زندان‌ افتاد و خلیفه‌ وزارت‌ به‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ سپرد که‌ در بر افکندن‌ برمکیان‌ نقش‌ مؤثر داشت‌ (ابن‌ خلکان‌، 4/37؛ برای‌ تفصیل‌، نک: ه د، برمکیان‌). اینکه‌ در یک‌ روایت‌ آمده‌ که‌ هارون‌ به‌ ولایت‌عهدی‌ مأمون‌ تمایل‌ داشت‌، ولى‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ رأی‌ او را برگرداند (دینوری‌، 389-390)، به‌ احتمال‌ بسیار مربوط به‌ دورة پس‌ از سرکوب‌ برمکیان‌ است‌، زیرا فضل‌ بن‌ ربیع‌ نیز دربارة امین‌ همان‌گونه‌ مى‌اندیشید که‌ فضل‌ ابن‌ یحیى‌ برمکى‌؛ و بعدها نیز بر امین‌ تسلط بسیار یافت‌ (نک: دنبالة مقاله‌). به‌ هر حال‌، وجود دو ولیعهد اصلى‌ برای‌ جانشینى‌ خلیفه‌، موجب‌ دودستگى‌ شد و هارون‌ خود بر این‌ موضوع‌ وقوف‌ داشت‌، چنانکه‌ وقتى‌ در حدود سال‌ 192ق‌ به‌ سوی‌ خراسان‌ سفر کرد و بیمار بود، به‌ یکى‌ از نزدیکان‌ خود گفت‌: هر یک‌ از فرزندانم‌ را بر من‌ گماشته‌ای‌ هست‌ و نَفَسهای‌ مرا شماره‌ مى‌کنند (طبری‌، 8/339). حدس‌ هارون‌ بى‌جا نبود و به‌ روایت‌ طبری‌، امین‌ که‌ به‌ هنگام‌ اقامت‌ پدرش‌ در خراسان‌، در بغداد به‌ سر مى‌برد، کسى‌ را گماشته‌ بود تا آخرین‌ اخبار را به‌ او اطلاع‌ دهد و همچنین‌ با برخى‌ رجال‌ اطراف‌ خلیفه‌، به‌ ویژه‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ به‌ طور پنهانى‌ مکاتبه‌ داشت‌ (همو، 8/366؛ نیز نک: جهشیاری‌، 220). سرانجام‌، وقتى‌ هارون‌ درگذشت‌ (جمادی‌الاول‌ 193/مارس‌ 809) امین‌ به‌ منبر رفت‌ و ضمن‌ اعلام‌ مرگ‌ هارون‌، فرمان‌ عفو عمومى‌ صادر کرد و همگان‌ با او به‌ عنوان‌ خلیفة جدید بیعت‌ کردند (طبری‌، 8/365؛ نیز نک: ابن‌ حبیب‌، 39؛ دینوری‌، 392). سپس‌ برای‌ مأمون‌ که‌ این‌ زمان‌ در مرو، تختگاه‌ خراسان‌، به‌ سر مى‌برد، نامه‌ای‌ نوشت‌ و به‌ او امر کرد تا از همگان‌ برای‌ خلیفة جدید و دو ولیعهد بعدی‌، مأمون‌ و مؤتمن‌، بیعت‌ بگیرد (طبری‌، 8/367- 368؛ نیز نک: دینوری‌، 392-393)؛ اما گفته‌اند که‌ حتى‌ اندکى‌ پیش‌ از مرگ‌ هارون‌، در خراسان‌ تمایلاتى‌ برای‌ بیعت‌ با مأمون‌ به‌ خلافت‌ وجود داشته‌ است‌ (طبری‌، 8/370)، با اینهمه‌، مبارزه‌ میان‌ امین‌ و مأمون‌ برای‌ کسب‌ قدرت‌ در آغاز علنى‌ نبود، زیرا شکستن‌ عهدنامة معهود ممکن‌ بود برای‌ هر یک‌ از طرفین‌ و هوادارانشان‌ تبعات‌ سنگینى‌ به‌ بار آورد. در دربار امین‌، فضل‌ بن‌ ربیع‌ مى‌کوشید تا مأمون‌ را که‌ خلیفه‌ با وجود او در سرزمینهای‌ شرقى‌ خلافت‌، به‌ ویژه‌ خراسان‌، قدرت‌ کافى‌ نداشت‌، از ولایت‌عهدی‌ ساقط کند. مجموعة روایاتى‌ که‌ تصویری‌ از شخصیت‌ امین‌ به‌ دست‌ مى‌دهد، این‌ موضوع‌ را که‌ او در واقع‌ در تصمیم‌گیریهای‌ خود سخت‌ تحت‌ تأثیر اطرافیانش‌، به‌ ویژه‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ و على‌ بن‌ عیسى‌ بن‌ ماهان‌، بوده‌ است‌، تأیید مى‌کند (نک: یعقوبى‌، 2/436؛ جهشیاری‌، 237؛ ابن‌ اعثم‌، 8/288، 295؛ نیز نک: طبری‌، 8/374). به‌ هر حال‌ امین‌ در آغاز خلافتش‌، حکام‌ شماری‌ از مناطق‌ مهم‌ را تغییر داد (یعقوبى‌، 2/434- 435) و فضل‌ بن‌ ربیع‌ را به‌ وزارت‌ برگزید (ابن‌ قتیبه‌، 384). اما چون‌ با وجود مأمون‌ استقلال‌ خود را در خطر مى‌دید و از سوی‌ اطرافیان‌ نیز تحریک‌ مى‌شد، مى‌کوشید به‌ نحوی‌ با انتساب‌ پیمان‌شکنى‌ به‌ مأمون‌ کار را به‌ طور علنى‌ بر او یکسره‌ کند. از آن‌ سوی‌ مأمون‌ نیز، به‌ مشورت‌ و هدایت‌ فضل‌ بن‌ سهل‌ کوشید با ایجاد فضایى‌ مشابه‌ با دورة مبارزه‌ با خلافت‌ اموی‌ - که‌ خاطرة آن‌ در اذهان‌ مردم‌ خراسان‌ هنوز زنده‌ بود - به‌ مقصود برسد. اینکه‌ در خراسان‌ مأمون‌ را «خواهرزادة» خود و «پسر عموی‌ پیامبرمان‌» مى‌خواندند، نشان‌ دهندة امتیاز او نزد مردم‌ این‌ ناحیه‌ است‌ (طبری‌، 8/372؛ نیز نک: زرین‌کوب‌، 214؛ فروخ‌، 2/36). امین‌ طى‌ نامه‌ای‌ به‌ مأمون‌ که‌ آن‌ را با هدایایى‌ ارزشمند نیز همراه‌ کرده‌ بود، وی‌ را به‌ بغداد دعوت‌ کرد، اما مأمون‌ این‌ دعوت‌ را نپذیرفت‌ (طبری‌، 8/400- 405؛ نیز نک: یعقوبى‌، 2/436) و امین‌ نیز در مقابل‌، گروهى‌ مسلح‌ را به‌ سوی‌ همدان‌ و ری‌ گسیل‌ کرد تا راه‌ ارتباطى‌ مأمون‌ را با دیگر جاها مسدود کنند (طبری‌، 8/405). ظاهراً در همین‌ ایام‌، میان‌ امین‌ و مأمون‌ مکاتبات‌ نه‌ چندان‌ دوستانه‌ای‌ نیز جریان‌ داشته‌ است‌ (همو، 8/379-380) و گفته‌اند وقتى‌ پاسخى‌ درشت‌ از مأمون‌ به‌ امین‌ رسید، امین‌ از شدت‌ خشم‌ دستور داد از دعا برای‌ مأمون‌ به‌ عنوان‌ ولى‌عهد در منابر رسمى‌ خودداری‌ کنند (همو، 8/381). از آن‌ سوی‌ فضل‌ بن‌ سهل‌ از جانب‌ مأمون‌ بر تقویت‌ مرز ری‌ از حیث‌ استحکامات‌ و نیز تأمین‌ آزوقة کافى‌ همت‌ گماشت‌ و سپس‌ طاهر بن‌ حسین‌ بن‌ مصعب‌ را با لشکری‌ گران‌ به‌ آن‌ ناحیه‌ گسیل‌ کرد (همو، 8/387). امین‌ نیز عصمة بن‌ حماد را با گروهى‌ به‌ همدان‌ فرستاد و به‌ او درخصوص‌ استقرار در نواحى‌ جبل‌ دستورهایى‌ داد (همانجا). گفته‌اند در همین‌ ایام‌، امین‌ از سوی‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ و على‌ بن‌ عیسى‌ بن‌ ماهان‌ برای‌ خلع‌ مأمون‌ و ستاندن‌ بیعت‌ برای‌ فرزند خردسالش‌ موسى‌ تشویق‌ مى‌شد، تا آنکه‌ سرانجام‌ در ربیع‌ الاول‌ 194 موسى‌ را به‌ ولایت‌عهدی‌ خود برگزید (همانجا). بدین‌گونه‌، مبارزة امین‌ و مأمون‌ آشکار شد. مأمون‌ و فضل‌ بن‌ سهل‌ که‌ در دربار امین‌ جاسوسان‌ متعدد داشتند، و حتى‌ یکى‌ از این‌ جاسوسان‌ از مشاوران‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ بود (همو، 8/385-386)، کوشش‌ مى‌کردند نظریات‌ خود را به‌ امین‌ و اطرافیان‌ او القا کنند؛ چنانکه‌ این‌ مسأله‌ در گزینش‌ على‌ بن‌ عیسى‌ بن‌ ماهان‌ برای‌ نبرد با قوای‌ مأمون‌ مؤثر افتاد: طبق‌ یک‌ روایت‌، فضل‌ بن‌ سهل‌ به‌ یکى‌ از همان‌ جاسوسان‌ خود که‌ فضل‌ بن‌ ربیع‌ در امور با او مشورت‌ مى‌کرد، نوشت‌ که‌ کوشش‌ کند تا سپهسالاری‌ امین‌ به‌ على‌ بن‌ عیسى‌ سپرده‌ شود (همو، 8/399). این‌ على‌ بن‌ عیسى‌ مدتى‌ در زمان‌ هارون‌ ولایت‌ خراسان‌ داشت‌ و بیدادها و غارتها کرده‌ بود و بر اثر شکایتهای‌ پى‌ در پى‌ مردم‌ عزل‌ شد (همو، 8/286؛ نیز نک: ه د، ابن‌ ماهان‌). بنابراین‌، فضل‌ بن‌ سهل‌ مى‌دانست‌ که‌ حضور على‌ بن‌ عیسى‌ در کنار امین‌، در پیوستن‌ مردم‌ به‌ جانب‌ مأمون‌ تأثیری‌ بسزا خواهد کرد. پیش‌ از آنکه‌ کار به‌ جنگ‌ بکشد، در جمادی‌ الا¸خر 195/فوریة 811 امین‌ خانواده‌ و بستگان‌ و اطرافیان‌ خود را گرد آورد و در خطبه‌ای‌، مأمون‌ را پیمان‌ شکن‌ خواند و اعلام‌ کرد که‌ وی‌ خود را امام‌ نامیده‌، و نام‌ خلیفه‌ را از سکه‌ و طراز افکنده‌ است‌ (همو، 8/390). پیش‌ از این‌ مجلس‌، در ربیع‌الا¸خر 195، امین‌، على‌ بن‌ عیسى‌ بن‌ ماهان‌ را بر ناحیة جبال‌ ولایت‌ داد و لشکری‌ گران‌ با اموالى‌ هنگفت‌ در اختیار او نهاد (همو، 8/389-390). على‌ بن‌ عیسى‌ از پیروزی‌ در این‌ جنگ‌ چندان‌ مطمئن‌ بود که‌ زبیده‌ برای‌ به‌ بند کشیدن‌ مأمون‌، زنجیری‌ سیمین‌ به‌ او داده‌ بود (همو، 8/406). از توصیه‌های‌ زبیده‌، هنگام‌ حرکت‌ على‌ بن‌ عیسى‌ به‌ شرق‌ - که‌ گفت‌ به‌ وقت‌ دستگیری‌ مأمون‌ جایگاه‌ برادر خلیفه‌ را رعایت‌ کند - پیداست‌ که‌ در میان‌ نزدیکان‌ امین‌ تصور دقیق‌ و درستى‌ از وضعیت‌ مأمون‌ وجود نداشته‌ است‌ (همو، 8/405-406). با اینهمه‌، ظاهراً بجز فضل‌ بن‌ ربیع‌ و على‌ بن‌ عیسى‌، بیشتر بزرگان‌ و فرماندهان‌ اطراف‌ امین‌، او را از خلع‌ مأمون‌ و جنگ‌ با او باز مى‌داشتند (همو، 8/399-400). على‌ بن‌ عیسى‌ در شعبان‌ 195 به‌ ری‌ رسید. وی‌ که‌ نیروی‌ نظامى‌ خود را برای‌ پیشبرد جنگ‌ کافى‌ مى‌دید، بر آن‌ شد تا نظر ملوک‌ محلّى‌ طبرستان‌ و جبال‌ را جلب‌ کند که‌ به‌ نفع‌ مأمون‌ وارد جنگ‌ نشوند (همو، 8/408). با آنکه‌ لشکریان‌ على‌ بن‌ عیسى‌ بر سپاهیان‌ طاهر بن‌ حسین‌ فرمانده‌ سپاه‌ مأمون‌ فزونى‌ چشمگیری‌ داشتند، اما خراسانیان‌ در پیکاری‌ که‌ در حوالى‌ ری‌ درگرفت‌، بر نیروی‌ خلیفه‌ برتری‌ یافتند و على‌ ابن‌ عیسى‌ کشته‌ شد و شکست‌ در لشکر خلیفه‌ افتاد (یعقوبى‌، 2/437؛ طبری‌، 8/411؛ جهشیاری‌، 340). پس‌ از آن‌ مأمون‌ خلع‌ امین‌ را اعلام‌ کرد و در تمام‌ مناطق‌ خراسان‌ با او به‌ خلافت‌ بیعت‌ شد (طبری‌، همانجا). خبر این‌ شکست‌ در دربار امین‌ شایعاتى‌ ایجاد کرد، اما امین‌ باز هم‌ با بذل‌ مال‌، بزرگان‌ دربار را خاموش‌ کرد (همو، 8/412). سپس‌ عبدالرحمان‌ بن‌ جبله‌ را برای‌ نبرد با طاهر به‌ ناحیة همدان‌ فرستاد، اما این‌ بار نیز سپاه‌ امین‌ به‌ سختى‌ شکست‌ خورد (یعقوبى‌، 2/438؛ طبری‌، 8/412-414) و طاهر بن‌ حسین‌، عمال‌ خلیفه‌ را از قزوین‌ و دیگر نواحى‌ جبال‌ گریزاند (همو، 8/415-416). امین‌ بار دیگر احمد بن‌ مزید را به‌ مقابله‌ با طاهر فرستاد و با آنکه‌ پیش‌تر سپاهیان‌ او دوبار شکست‌ خورده‌ بودند، به‌ احمد بن‌ مزید سفارش‌ کرد، در صورت‌ دستیابى‌ به‌ مأمون‌ با او به‌ درستى‌ رفتار کند (همو، 8/416)، آنگاه‌ عبدالله‌ بن‌ حمید بن‌ قحطبه‌ را نیز با لشکری‌ گران‌ با احمد بن‌ مزید همراه‌ کرد (همو، 8/423). دو لشکر در نزدیکى‌ خانقین‌ آمادة جنگ‌ شدند، اما طاهر بن‌ حسین‌ با هوشمندی‌، در سپاه‌ خلیفه‌ تفرقه‌ افکند، چندان‌ که‌ به‌ جای‌ جنگ‌ با سپاه‌ طاهر، میان‌ خود به‌ زد و خورد مشغول‌ شدند (همانجا). در این‌ هنگام‌ کار ولایات‌ گوناگون‌ در عراق‌ و شام‌ و حجاز هم‌ به‌ پریشانى‌ افتاده‌ بود؛ چنانکه‌ وقتى‌ امین‌ از شامیان‌ یاری‌ خواست‌، آنان‌ خود بر سر مسائل‌ قبیله‌ای‌ و جز آن‌ به‌ نزاع‌ مشغول‌ بودند (همو، 8/425-427). در رجب‌ 196/آوریل‌ 812 در مرکز خلافت‌ پریشانى‌ اوضاع‌ بدانجا رسید که‌ حسین‌ فرزند على‌ بن‌ عیسى‌ اختیار بغداد را در دست‌ گرفت‌ و حتى‌ امین‌ در یکى‌ از قصرهای‌ خود، مدتى‌ محبوس‌ شد، اما سرانجام‌ هواداران‌ او این‌ فتنه‌ را خاموش‌ کردند (خلیفه‌، 2/756؛ یعقوبى‌، 2/440؛ طبری‌، 8/429-430؛ ابن‌ اعثم‌، 8/300). مقارن‌ همین‌ ایام‌، فضل‌ بن‌ ربیع‌ که‌ پیروزی‌ امین‌ را بعید مى‌دید، پنهان‌ شد (جهشیاری‌، 247؛ ابن‌ قتیبه‌، 485؛ ابن‌ خلکان‌، 4/39) و شهرها و مناطق‌ مختلف‌ عراق‌ و حجاز و یمن‌ (طبری‌، 8/428-429، 435-436، 439-441؛ نیز نک: خلیفه‌، همانجا) امین‌ را خلع‌، و با مأمون‌ بیعت‌ کردند یا تسلیم‌ قوای‌ او شدند. از آن‌ سوی‌، طاهر بن‌ حسین‌ به‌ اهواز آمد، عامل‌ امین‌ را به‌ قتل‌ رساند و عوامل‌ خود را به‌ مناطق‌ پیوسته‌ به‌ اهواز مانند یمامه‌ و بحرین‌ و عمان‌ گسیل‌ کرد (طبری‌، 8/435). سپاهیانى‌ که‌ امین‌ پیاپى‌ به‌ نواحى‌ عراق‌ مى‌فرستاد تا در برابر پیشروی‌ قوای‌ طاهر بن‌ حسین‌ و فرمانده‌ دیگر قوای‌ خراسان‌، یعنى‌ هرثمة بن‌ اعین‌، بایستند، یکى‌ پس‌ از دیگری‌ شکست‌ مى‌خوردند (همو، 8/438، 441). واپسین‌ امید امین‌ که‌ برای‌ ایجاد اختلاف‌ در سپاه‌ طاهر، عده‌ای‌ از سران‌ سپاه‌ را به‌ بخشش‌ مال‌ فریفته‌ بود، به‌ پایمردی‌ و کوشش‌ طاهر از میان‌ رفت‌ (همو، 8/442-443). در 197ق‌/813م‌ قوای‌ طرفدار مأمون‌ سرانجام‌ بغداد را در محاصره‌ گرفتند، در حالى‌ که‌ امین‌ همچنان‌ مى‌کوشید با بذل‌ و بخشش‌ کسانى‌ را به‌ سوی‌ خود جلب‌ کند (همو، 8/445-446). پیش‌ از اقدام‌ نظامى‌، طاهر توانسته‌ بود با عده‌ای‌ از هاشمیان‌ و بزرگان‌ شهر مکاتبه‌ کند (همو، 8/456). با جلوگیری‌ از رسیدن‌ آزوقه‌ به‌ شهر، جمع‌ یاران‌ باقى‌ماندة امین‌ پراکنده‌ شدند (همو، 8/460-467). امین‌ که‌ شکست‌ خود را قطعى‌ دید، نابودی‌ هر دو طرف‌ منازعه‌ را از خداوند خواستار شد (همو، 8/470). سرانجام‌، طاهر بن‌ حسین‌ از جانب‌ شرقى‌ وارد بغداد شد (یعقوبى‌، 2/441؛ نیز نک: طبری‌، 8/474) و اقامتگاه‌ امین‌ را در محاصره‌ گرفت‌ (همو، 8/475-476؛ نیز نک: مسعودی‌، 3/401). در این‌ میان‌ کسانى‌ به‌ امین‌ اشاره‌ کردند که‌ با عده‌ای‌ از سواران‌ باقى‌ مانده‌ به‌ سوی‌ جزیره‌ و شام‌ بگریزد و امین‌ پذیرفت‌، اما چون‌ خبر به‌ طاهر رسید، آن‌ کسان‌ را تهدید کرد و امین‌ به‌ ناچار از این‌ کار چشم‌ پوشید (طبری‌، 8/478-479). در این‌ میان‌ طاهر و هرثمه‌ برای‌ دستیابى‌ بر امین‌ رقابتى‌ داشتند و کسانى‌ به‌ امین‌ پیشنهاد کردند تا برای‌ آنکه‌ جان‌ به‌ در بَرَد، خود را به‌ هرثمه‌ تسلیم‌ کند (همو، 8/481). به‌ هر حال‌ این‌ تدبیر نیز سودی‌ نبخشید و سرانجام‌، گروهى‌ از سپاهیان‌ طاهر بن‌ حسین‌ - که‌ گویا ایرانى‌ بودند، زیرا به‌ فارسى‌ سخن‌ مى‌گفتند - به‌ واپسین‌ جایى‌ که‌ امین‌ پناه‌ برده‌ بود، یورش‌ آوردند و سر از بدنش‌ جدا ساختند (همو، 8/485-487؛ قس‌: ابن‌ قتیبه‌، 385، که‌ مى‌گوید او را به‌ نزد طاهر آوردند و سپس‌ کشته‌ شد؛ برای‌ تاریخ‌ مرگ‌ او، قس‌: یعقوبى‌، 2/442؛ طبری‌، 8/498). سر امین‌ را بر باب‌ الانبار بغداد آویختند و خلقى‌ کثیر برای‌ تماشای‌ آن‌ گرد آمدند و سپس‌ آن‌ را برای‌ مأمون‌ فرستادند (یعقوبى‌، 2/441؛ طبری‌، 8/488؛ ابن‌ اعثم‌، 8/308). امین‌ را به‌ زیبارویى‌ (ثعالبى‌، 188) و بلاغت‌ و سخنوری‌ ستوده‌اند (ابوحیان‌، 2(2)/562) و استادانى‌ چون‌ احمر (ه م‌) و کسایى‌ (د 189ق‌) را از مؤدَّبان‌ وی‌ برشمرده‌اند (زبیدی‌، 134؛ یغموری‌، 283؛ ابن‌ خلکان‌، 3/464). از میان‌ 3 فرزند وی‌، موسى‌ - که‌ امین‌ او را به‌ ولایت‌عهدی‌


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مامون و امین و اختلافات میان آنها

شیوه های فرزندپروری

اختصاصی از ژیکو شیوه های فرزندپروری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

شیوه های فرزندپروری


شیوه های فرزندپروری

شیوه های فرزندپروری 

خانواده سمبل امنیت و آرامش 

در قسمت قبل به مطالب سرکوب نیازهای دوران کودکی ،  حمایت های افراطی  و احساس امنیت و مشاجرات والدین پرداخته شد . اینک در ادامه می خوانیم ... 

بسیاری از افراد در جامعه ما تربیت فرزند را وظیفه مادر می دانند. گویا  این تنها مادر است که باید خانه داری کند ، وسایل راحتی افراد خانواده را فراهم کند و در برخی موارد حتی بیرون از منزل مشغول به کار باشد و پدر با یک یا دو شیفته کار کردن ، منزل را محل استراحت خود تلقی کرده و می انگارد ورود به منزل به معنای رزرو یک اتاق در هتل است . در این گونه موارد  کدبانوی خانه است که با وجود کار و مشغله فراوان مجبور است فشار بی امانی را تحمل کند . این گونه روابط ( که این روزها در بسیاری از خانواده ها مرسوم شده است ) از دو جهت به تربیت صحیح و اصولی فرزندان لطمه وارد می کند .

اول این که کودک هیچ یک از والدین را به اندازه کافی نمی بیند و محبت لازمه را دریافت نمی کند و در نتیجه ی این کمبود محبت ، در بزرگسالی دچار عقده های روانی شده و نمی تواند محبت خود را به دیگران ابراز دارد . ثانیاً مادر در اثر تحمل فشارهای بی امان زندگی ممکن است شکیبایی خود را از دست داده و در برابر شیطنت های کودکان حرکات نادرستی از خود بروز دهد ؛ حتی بازی بچه ها را با فریادهای رعدگونه بر هم زده و با تمام این رفتارها ، تنها پرخاشگری را به کودکان خود بیاموزد . ( علاوه بر این کودک ، رفتارهای پدر را الگو قرار داده و در بزرگسالی برای زن و فرزند احترامی قائل نخواهد شد . در نظر او جنس مؤنث تنها برای ایجاد رفاه حال مذکران آفریده شده ، همانطور که مادرش بود ) از تمام اینها گذشته ، شاید بتوان از کمی ساعات حضور پدر در منزل در دوران کودکی چشم پوشی کرد ؛ اما وقتی فرزند به سن نوجوانی رسید دیگر حضور مادر کافی نیست . در این بُرهه ، احتیاج عاطفی به حضور پدر کاملاً مشهود است . البته واکنش دختران و پسران به عدم حضور پدر متفاوت است . دختران در سن بلوغ به جنس مخالف گرایش پیدا می کنند . آنها چون  نیاز به محبت پدرانه را در خانه دریافت نکرده اند ، سعی می کنند چنین محبتی را بیرون از منزل به دست آورند . پسران نیز ممکن است الگوهای نادرستی را برای خود ملاک رفتار مردانه قرار داده و رفتارهای ناسازگارانه ای از خود بروز دهند .

فردی که از کودکی مورد بی مهری والدین و اطرافیان قرار گیرد الگویی برای ابراز محبت به دیگران را نمی آموزد  و نمی تواند عواطف و احساسات خود را به دیگران منتقل کند . حال پسرکی را در نظر بگیرید که در محیط منزل به هر شکلی از عواطف و احساسات پدر محروم است ( پدر حضور فیزیکی و یا عاطفی کمتری در منزل دارد ) . او برای جلب محبت دیگران خصوصاً پدر دست به هر کاری می زند و چون  می بیند تنها هنگامی که مرتکب کار خطایی می شود مورد توجه قرار می گیرد ، پس شروع می کند به واکنش های منفی ، لجاجت ، پرخاشگری ، بد دهنی و در نوجوانی بزهکاری . این ناسازگاری ها زمانی به اوج خود می رسد که نوجوان اسیر باندهای بزهکارانه شده و با اندکی محبت از طرف آنها ، جذب شخصیت دروغینشان شده، کم کم از پرخاشگری کلامی به قتل ، دزدی ، اعتیاد و دیگر مفاسد اجتماعی کشیده می شود . زیرا انحرافات اخلاقی مثل دایره ای ، تسلسل وار هستند . دزدی به دنبال نیاز ، گاه نیاز در اثر احتیاج به پول برای تهیه مواد مخدر ، اعتیاد در اثر دوستی با دوستان ناباب و.... 

جامعه 

محیط اجتماعی در حد قابل توجهی در چگونگی تکوین شخصیت و زندگی انسان تأثیر دارد ؛ چنانچه کودک در محیط نامناسبی پرورش پیدا کند ، جایی که پرخاشگری ، اولین و آخرین راه حل هر کاری است . کودک روش زندگی خود را از محیط می آموزد و یاد می گیرد چگونه رفتار کند . کودکی که در محیطی نامناسب رشد کند یاد می گیرد برای رسیدن به مقصود ، پرخاشگرانه رفتار کند . پس در کودکی تیر و کمان را به عنوان وسیله دفاعی با خود حمل می کند و در نوجوانی چاقو و یا دیگر آلات در دسترس (اسلحه سرد). زیرا محیط زندگی خود را ، محیطی ناامن تلقی می کند و طبیعی است به نوعی از خود دفاع کند و از آنجا که دفاع منطقی را نیاموخته از همان روش معمول بهره می جوید که دیگران ( اطرافیانی که رفتار آنها را برای خود الگو قرار داده ) استفاده می کرده اند . 

مسئله وراثت و محیط 

بعضی از محققان معتقدند بزهکاری های نوجوانان و حتی بزرگسالان تنها در اثر زیستن در شرایط نامساعد نیست . بلکه تا حدی زمینه ارثی در بروز این مشکلات وجود دارند . این تفکر از فرهنگ های باستانی شروع شده وتا به امروز ادامه یافته است . 

آنچه امروزه در یک دید واقع بینانه به اثبات رسیده آن است که توارث ، عامل مهمی در تعیین چگونگی واکنش شخص در مقابل محیط است ، اما عامل اصلی نیست . 

چند توصیه 

اصلاح وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خانواده ها گامی است مهم در جهت پیشگیری از بروز اعمال شنیع و جنایتکارانه در افراد جامعه . جامعه شناسان جنایی لوح ضمیر کودک را همچون آئینه ای پاک و شفاف می دانند که هر گونه نقش نیک و بد را در خود می پذیرد . از آنجا که خانواده به عنوان ابتدایی ترین محیط رشد و تکامل و والدین اولین الگوهای رفتاری کودک به حساب می آیند و می توانند تأثیر شگرفی در نحوه زندگی و افکار و عقاید فرد به جا بگذارند ،  لذا رفتار صحیح خانواده و توجه به شناخت نیازها ، علائق و خواسته های کودک ، بسیار اساسی به نظر می رسد. این اصلاح موقعیت خانواده در درجه اول با آموزش ، میسّر می شود . بسیار مفید است که برای مادران باردار قبل از تولد نوزاد کلاس های آموزشی جهت رفتار با کودک تشکیل شود . زمانی که دختران قبل از ازدواج ، آموزش شیرینی پزی و آشپزی را به عنوان نکته ای مثبت برای زندگی می دانند ، آیا تربیت فرزند که بسیار اساسی تر و حساس تر از این امور است کلاس آموزشی نمی طلبد ؟ معمولاً مراکز بهداشت و تنظیم خانواده در بیمارستان ها ، خصوصیات ظاهری ، قد ، وزن و بیماری های کودکان را کنترل می کنند ؛ چه خوب است اگر در کنار این مراکز بهداشت جسمی ، مکان هایی نیز جهت بهداشت روانی افراد خانواده تشکیل شود تا هرگاه مادران با مشکل تربیتی مواجه شدند از طریق این مکان ها رهنمودهای لازم را دریافت کنند . 

نوع فایل:word

سایز :34.2 KB  

تعداد صفحه : 35


دانلود با لینک مستقیم


شیوه های فرزندپروری

تحقیق در مورد مازیار

اختصاصی از ژیکو تحقیق در مورد مازیار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

مازیار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

مازیار

کیستی:

فرمانروای طبرستان

تبار :

سوخرائیان (قارن‌وند)

پدر او :

قارن

جنسیت :

مرد

کار مهم :

شورش علیه اعراب در ۲۲۴/۸۳۹

مازیار از فرمانروایان طبرستان در شمال ایران بود.

مازیار پسر قارن و از خاندان قارن‌وند، در اواخر سال ۲۲۴/۸۳۹ یعنی شش سال و اندی پس از آغاز خلافت المعتصم بر ضد عرب‌ها قیام کرد.۱

فهرست مندرجات

[نهفتن]

۱ رشته و نسب و خاندان

۲ سلسلهٔ قارن وند

۳ مازیار

۴ حکومت

۵ سرکشی مازیار

۶ نفس‌های آخر

۷ پانویس

۸ منابع

رشته و نسب و خاندان

از سلسله‌های حکام و شاهان طبرستان سلسله‌ای که مازیار از آن بود به دلیل آنکه نسبتشان به سوخرا میرسید به سوخرائیان و به سبب انتسابشان به خاندان کارن به قارن وند معروف اند، و هریک از سپهبدان این سلسله به لقب گرشاه ممتاز بوده‌است.

رشته و نسب مازیار از این قرار است : مازیار پسر قارن، قارن پسر ونداد هرمزد، ونداد هرمزد پسر فرخان و فرخان از نواده‌های سوخرا پسر انداذ پسر کارن پسر سوخرای بزرگ بود.

این مقاله نیازمند ویکی‌سازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوه‌نامه آن را تغییر دهید.در پایان، پس از ویکی‌سازی این الگوی پیامی را بردارید.

سلسلهٔ قارن وند

ابتدای شاهی این سلسله در طبرستان از زمان انوشیروان خسرو اول پسر قباد بود که قارن پسر سوخرا را از سال ۵۶۵ میلادی و بعد رتبهٔ سپهبدی طبرستان داد و حکومت این ناحیه را وارث به خانواده او مخصوص گردانید.

خود سوخرا پسر ویشاپور سرکردهٔ کارن بود که یکی از هفت خاندان اشرافی پارس در عهد ساسانیان بود.

مازیار

از جمله فرزندان قارن مازیار بود که جانشین قارن گشت. سپهبد شهریار بن شروین قصد سرزمین وی را کرد. شهریار او را شکست داد و سرزمین اورا تصرّف کرد. مازیار امان نداد و به پیش ونداد اومید پسر عموی پدر خویش رفت. شهریار نامه‌ای به ونداد اومید نوشت که مازیار را دست بسته به نزد وی فرستد. او از حکم شهریار گذشت نکرد و مازیار رابگرفت و او را بندی کرد و به شهریار خبر داد که معتمدانی را برای انتقال مازیار بفرستد تا بدیشان بسپارم که مبادا افراد من او را از دست بدهند. زمانی که ایشان در پیگیری این موضوع بودن مازیار حیلت کرد و از بند فرار کرد و سر به بیشه‌ها نها دتا به عراق برسد و به نزد عبدالله ابن سعید حرشی پیوست. او پدرش قارن و جدش ونداد هرمزد را می‌شناخت و به طبرستان رسیده بود. در حق او نیکی و کرامت فرمود و او را به بغداد برد.(سال۲۰۴ هجری قمری)

مأمون منجمی به نام بزیست که پسر فیروز بود، داشت. که خلیفه نام او را یحیی بن منصور بدل کرد. مازیار طالع مولود را به نزد بزیست برد. بزیست به مطالعه مشغول شد امید در وی بست و جای خالی کرد و گفت : اگر من تو را تربیت کنم، حق آن شناسی و ضایع نگردانی و منت پذیری؟ مازیار پذیرفت و سوگند یادکرد. روزها گذشت تا فرصتی پیش آمد تا بزیست نزد خلیفه رفت و او را از طالع مازیار مطّلع ساخت و فرمود که از مازیار به دولت خلیفه خیری رسد. مأمون امر کرد تا او را حاضر کنند. مأمون پدر او قارن را می‌شناخت. فرمان داد تا مسلمانی را برایش شرح دهند. مازیار اسلام قبول کرد و مأمون او را محمد مولی امیر المؤمنین نام نهاد و کنیت ابوالحسن.

حکومت

در سال ۲۰۸ به دستور بزیست که مدعی بود طالع مازیار برای حکومت طبرستان موافق است مأمون او را به همراهی موسی بن حفص بن عمر بن اعلاء نامزد ولایت طبرستان و رویان و دماوند کرد۲ به این طور که مازیار والی کوهستان و موسی والی هامون. وقتی با یکدیگر به طبرستان رسیدند مردم زیر پرچم مازیار جمع شدند.

در این هنگام شهریار پسر شروین درگذشته بود و پسر بزرگش شاپور به شاهی نشسته بود و از بی‌ سامانی، بیشتر اتباع از او متنفر شده بودند و نزد مأمون شکایت‌ها نوشتند. مأمون به مازیار امر به استیصال و مالش شاپور به پریم شد و با او مصاف داده وی را اسیر کرد و به زنجیر بست. پس به موسی خبر داد که ظفر یافتم و پیروز شدم. شاپور وقتی فهمید مازیار او را خواهد کشت پنهان به موسی قاصد فرستاد که مرا یاری کن و آزاد کن تا به تو صد هزار درهم بدهم. موسی جواب داد که اگر تو را آزاد کنم گویی مسلمانی را کشته‌ام و مولی امیر المؤمنین شدم. جند روز بعد مازیار دستور داد تا سر شاپور را قطع کنند و نزد موسی فرستند(۲۱۰هجری قمری)

پس از کشته شدن شاپور مازیار مالک مستقل تمام جبال گردید و چهار سال بعد نیز موسی وفات یافت و پسرش محمد به جای او نشست. مازیار از وی حسابی نگرفت و به کوه و دشت حکم او یکسان شد (سال۲۱۴). همین که مازیار به حکم طبرستان بود از قارن برادر شاپور وسایر مرز بانان آن ناحیه خراج گرفت آنان نیز بر او کینه ورزیدند و به مأمون شکایت کردند مأمون فرمان داد تا مازیار به بغداد بیاید. جواب نوشت که من در این زمان مشغولم و نمی‌توانم به بغداد بیایم. مأمون بزیست را با خادمی به نزد مازیار فرستاد تا او را با خود به بغداد بیاورند. مازیار مدتها ایشان را به ناز و نعمت و لطف و حرمت می‌داشت. عاقبت عذر و بهانه پیش آورد که من مشغولم، و به جای خود قاضی آمل و قاضی رویان را با ایشان روانه داشت.

وقتی به بغداد رسیدند و به نزد خلیفه شرفیاب شدند خلیفه از آنان حال و طاعت و سیرت مازیار را جویا شد جواب شنید که وی بر جادهٔ مطاوعت مستقیم است و رفتارش با خلایق نیکوست. وقتی از محضر خلیفه بیرون آمدند قاضی رویان به منزل رفت ولی قاضی آمل به محضر خلیفه بازگشت و راستی را باز گفت: او خلع طاعت کرده‌است و همان کشتی زرتشتی را بر میان بسته و با مسلمانان جور واستخفاف می‌کند و هر گز بار دیگر به میل خود به بغداد نمی‌آید. مأمون بر عزیمت سفر روم ساختگیها کرده بود. به قاضی گفت باید تحمّل کرد تا من از سفر روم باز گردم (سال۲۱۵) قاضی به آمل بازگشت و مسلمانان رویان که از آزار مازیار به امان بودند با همدیگر موافقت کرده، همه کارکنان و افراد کشتند و نزد خلیل بن ونداد سپان که پسر عموی پدر مازیار بود و در کوه‌پایهٔ آمل بزرگی و نفوذ و قدرتی داشت، کسان فرستاده و او را یار و معین ساخته. این خبر به ساری و به مازیار رسید، حشم جمع کرد و به همراهی برادر خویش، کوهیار به آمل لشکر کشید و آمل را فتح کرد.

پس از فتح آمل خلیل بن ونداد سپان را به دلیل خیانت وخلاف کشت. خلیفه پس از این ماجرا به محمد پسر موسی خشم گرفت و سرزمین او را به مازیار داد.(سال ۲۱۸)

پس از آنکه مازیار مخالفین خود را مغلوب و منکوب کرد شاه مستقل تمام طبرستان گردید. شروع به ساخت و تعمیر استحکامات نمود.

پس از مرگ مأمون برادر او محمد ملقب به المعتصم باالله به خلافت رسید. عبدالله ابن طاهر والی خراسان که شنید مازیار با مسلمانان چه معمله می‌کند پیش او رسول فرستاد و به جهت محمد بن موسی و برادر او شفاعت کرد مازیار سخن او شنید و رسول او را با خشونت جواب داد که «از ایشان خراج دو ساله طلب میکنم» رسول نا امید باز گشت. عبدالله بن طاهر از حال او به اسحاق بن ابراهیم بن مصعب که به درگاه خلیفه بود نوشت وبر معتصم افتاد.

سرکشی مازیار


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مازیار