ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله بررسی علم ژنتیک از تولد تاکنون

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله بررسی علم ژنتیک از تولد تاکنون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

علم زیست شناسی، هرچند به صورت توصیفی از قدیم‌ترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است؛ اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیده‌اند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی به وجود آورد. در قرن هجدهم، عده‌ای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند ولی به 2 دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجه‌ای نرسیدند. اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط «درویس»، «شرماک» و «کورنز» باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود. در سال 1953با کشف ساختمان جایگاه ژنها (DNA) از سوی جیمز واتسن و فرانسیس کریک، رشته‌ای جدید در علم زیست شناسی به وجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت.

 

با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماری‌های ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها می‌پرداخت، ادغام شدند و رشته‌ای به نام «مهندسی ژنتیک» را به وجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشته‌های مختلفی اعم از پزشکی، صنعت و کشاورزی را تحت الشعاع خود قرار دهد. پایه اصلی این رشته بر این اصل استوار است که با انتقال ژنی به درون ذخیره ژنی یک ارگانیسم، آن ارگانیسم را وادار می کند - که در شرایط محیطی مناسب برای بیان آن ژن - به دستورات آن ژن که می‌تواند بروز یک صنعت یا ساختار شدن یک ماده بیوشیمیایی و... باشد، عمل کند. امروزه مهندسی ژنتیک خدمات شایان ذکری را به بشر ارائه کرده که در تصویر دیروز او نمی‌گنجیده و امری محال محسوب می‌شد! از برجسته‌ترین خدمات این علم در حال حاضر می‌توان موارد زیر را برشمرد: اصلاح نژادی حیوانات و نباتات که باعث بالا رفتن سطح کیفیت و کمیت فرآورده های غذایی استحصال شده از آنان گردیده است.

 

تهیه داروها و هورمون ها با درجه خلوص بالا و صرف هزینه های پایین درمان بیماری های ژنتیکی با ایجاد تغییرات در سلول تخم که از جدیدترین دستاوردهای مهندسی ژنتیک محسوب می شود و بسیار محدود است . پیش بینی محدود بیماری ها در فرزندان آینده یک زوج که از این طریق به زوجهای جوانی که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند. خدمات مشاوره ژنتیک می دهند و آنها را از وضعیت جسمانی فرزندان آینده شان مطلع می سازند. اما اگر بخواهیم دورنمای مهندسی ژنتیک را ترسیم کنیم ، تمامی موارد زیر قابل تصورند:

 

اعضای بدن انسان از قلب گرفته تا چشم و دست و پا به صورت مجزا از طریق مهندسی ژنتیک تولید می‌شوند و بانکهای اعضای بدن به نیازمندان پیوند عضو، عضو جدید عرضه می کنند و هر فرد می تواند عضوی که دقیقا مشابهت ژنتیکی با خودش را دارد، خریداری کند و از این طریق مشکل دفع پیوند که به دلیل شباهت نداشتن رموز ژنتیکی، فرد دهنده و گیرنده عضو ناشی می‌شود، مرتفع خواهد شد. در نتیجه آمار مرگ و میر انسان نیز پایین خواهد آمد. تمامی بیماری‌های ژنتیکی حتی در دوره جنینی نیز قابل درمان خواهد بود. از جهشهای متوالی عوامل بیماری‌زا که عامل اصلی فناناپذیر بودنشان است ، جلوگیری به عمل می آید و درصد بالایی از بیماری های شناخته شده ریشه کن خواهد شد. کارتهای شناسایی افراد ژنتیکی خواهد شد که برای هر دو فردی روی کره زمین (بجز 2قلوهای همسان و کلونها) متفاوت خواهد بود و دقیقا هویت هر فرد را تعیین می کنند. مجرمان با گذاشتن کوچکترین اثر بیولوژیکی از خود مثل یک تار مو بسرعت شناسایی خواهند شد. می‌توان سرعت رشد موجودات مختلف را افزایش داد که خود این امر مزایای بسیاری را فراهم می‌آورد که از آن جمله می‌توان به پرورش سریع حیواناتی همچون گاو و گوسفند اشاره کرد که می‌توانند نیازهای غذایی یک جامعه را تا حد زیادی مرتفع کنند.

 

به نظر می‌رسد ژنتیک بخش بسیار عظیمی از آینده را به خود اختصاص خواهد داد و شاید یکه تاز زمان باشد. البته برای این علم جنجال برانگیز پایانی نمی‌توان متصور شد. تمامی مواردی که در بالا ذکر شد، از لحاظ نظری امکانپذیر است؛ ولی نیاز به تحقیق، مطالعات و آزمایشات فراوان دارد که بشر بتواند به آنها دست یابد و چون مسلط بودن بر این علم نیاز به پشتوانه قوی علومی همچون بیولوژی سلولی ملکولی، بیوشیمی، فیزیولوژی و آمار و احتمالات دارد، باید زحمات فراوانی برای دستیابی به ویژگی‌های این رشته از علم متحمل شد. در آخر ذکر این نکته نیز مهم است که باید قوانین بین المللی سخت و محکمی برای این رشته علمی تبیین کرد تا از انجام آزمایشاتی با نتایج اسفبار که این رشته امکان آن را فراهم می سازد، جلوگیری کرد؛ زیرا آنچه مسلم است این که ژنتیک در حالی که علم بسیار مفیدی برای انسان است ، می تواند در صورت استفاده های غیرمنطقی از آن نسل بشریت را گرفتار عواقب وحشتناکی کند و باعث انقراض او گردد.

 


ارتباط ژنتیک با سایر علوم
ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم سیتولوژی و سیتوژنتیک جنبه علمی‌تر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم می‌توان مورفولوژی ، فیزیولوژی و وظایف ضمائم مختلف یک یاخته را مورد بررسی قرار داد. سیتوژنتیک نیز بخشی از علوم زیستی است که روی کروموزوم ، ضمائم یاخته و ارتباط آن با پدیده‌های ژنتیکی بحث می‌کند و در واقع علم دورگه‌ای از سیتولوژی و ژنتیک به شمار می‌رود.

 

تاریخچه علم ژنتیکسالها پیش از آن که دانشمندان سعی کنند تا با استفاده از قوانین فیزیکی و شیمیایی علت پدیده های زیست شناختی را نیز تبیین کنند، زیست شناسان با مشاهده گیاهان و جانوران قلمرو دانش خود را گسترش می‌دادند. در واقع، تحقیقات دو تن از پیشگامان این علم وجود نوعی دستور یا کد وراثتی بر همگان اثبات کرده بود.
چارلز داروین (Charles Darwin) در سال 1859 نظریه تکامل خود را مطرح کرده بود و گرگور مندل (Gregor Mendel) نیز در سال 1865 موفق شده بود قوانین اساسی وراثت را کشف کند؛ اما هیچ یک از آنها نتوانستند دریابند که چه عاملی باعث کنترل و هدایت سیستم های مورد مطالعه آنها می‌شود. تنها چیزی که آشکار بود این بود که عامل هدایت کننده جایی در درون گیاهان و حیوانات پنهان بود. تا اینکه کشف ارزشمند دانشمند سویسی فردریش میشر (Friedrich Mischer) راه را برای ادامه تحقیقات گشود. او در سال 1869 در بیمارستانی در آلمان، ماده ای را از محل عفونت که غنی از گلبول های سفید بود، استخراج کرد. میشر این ماده را " نوکلئین " (nuclein) نامید. وی با کمال تعجب متوجه شد که منشاء این ماده فقط می‌تواند از کروموزوم‌ها باشد. بنابراین به حمایت از " نظریه وراثت شیمیایی " پرداخت و اعلام نمود که اطلاعات بیولوژیکی به صورت ترکیبات شیمیایی در سلولها ذخیره می‌شود و از نسلی به نسل بعد منتقل می‌گردد. با اینکه میشر در دورانی زندگی می‌کرد که اصول علم پزشکی - پس از چند هزار سال رکود - در حال دگرگونی اساسی بود، اما عده بسیار کمی از دانشمندان توانایی و پذیرش این اکتشاف مهم او را داشتند.
در قرن بعد، توماس مورگان (Thomas H.Morgan) زیست شناس آمریکایی، شروع به تحقیق و مطالعه در این مورد نمود. او دریافت که ژن‌ها بر روی محل های خاصی از کروموزم‌ها واقع شده اند و نتیجه گیری کرد که همین ژن‌ها عامل انتقال وراثتی مندل و نیز کلید اصلی تکامل داروینی هستند.
نقشه ای که مورگان از ژن های موجود بر روی کروموزم‌ها رسم کرد، سؤالات جدید بسیاری را مطرح نمود. ساختار پایه و خواص شیمیایی ژن‌ها هم چنان نامشخص بود. نحوه عمل آنها نیز هنوز به طور واضح مشخص نشده بود. هیچ کس نمی دانست که تکثیر یا نسخه برداری از ژن‌ها در سلول چگونه صورت می‌گیرد. منشاء بیماری های وراثتی و نقش جهش در این میان چه بود؟ و ... . اما اساسی ترین پرسش در این میان این بود که: ژن‌ها چگونه اطلاعات وراثتی را شامل می‌شوند و چه طور آنها را منتقل می‌کنند؟ و چگونه می‌توانند رشد کلیه سیستمهای زنده را هدایت نمایند؟
این بار مردی از انگلستان معما را حل نمود. در سال 1928، آزمایشات فرد گریفیث (Fred Griffith) بر روی باکتری های مولد ذات الریه به کشفی حیرت انگیز منجر شد. او دو نوع باکتری مختلف را شناسایی کرد. نوع اول که گریفیث آنها را " نوع S " نامید، دارای یک کپسول پلی ساکاریدی در اطراف خود بودند. نوع دوم یا " نوع R " فاقد این کپسول بود. " نوع S " بیماری زا بود، در حالی که " نوع R " خطری در پی نداشت. در واقع کپسول موجود در اطراف باکتری نوع S باعث مقاومت آن در برابر دستگاه ایمنی بدن می‌شد.
گریفیث سپس مخلوطی از باکتری های S - که با حرارت کشته شده بودند - و باکتری های R تهیه کرد و اثر آن را بر روی موشها بررسی نمود. با اینکه انتظار می‌رفت که این مخلوط اثر زیان باری نداشته باشد، مشاهده شد که تمامی موش‌ها به بیماری مبتلا شده و مردند. جالب اینکه در اجساد موشها باکتری های S زنده یافته شد. گریفیث نتیجه گرفت که نوعی انتقال بین دو نوع باکتری صورت گرفته است که سبب شده باکتری های نوع R دچار تغییرات ژنتیکی شوند. امروزه ما این پدیده را " ترانسفورماسیون " می‌نامیم.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  14  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بررسی علم ژنتیک از تولد تاکنون

دانلودمقاله ویندوز 98 و 2000

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله ویندوز 98 و 2000 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


اگر قصد نصب‌ ویندوز 98 را بر روی کامپیوتر خود دارید، ابتدا مطمئن شوید که این برنامه بر روی دستگاه شما اجرا می‌شود یا خیر، کمترین سخت‌‌افزار مورد نیاز برای اجرای ویندوز 98 عبارت‌ است‌ از:
پردازنده‌ی 80486 سری DX2-66
16 مگابایت‌ حافظه
150 مگابایت‌ فضای خالی روی دیسک‌ سخت‌
ماوس‌ یا یک‌ وسیله‌ی اشاره‌گر دیگر
نمایشگر VGA یا بهتر

 

سخت‌ افزار زیر برای اجرای بهینه‌ی ویندوز 98 توصیه میشود:
پردازنده‌ی پنتیوم P-75
32 مگابایت‌ حافظه
200 مگابایت‌ فضای خالی روی دیسک‌ سخت‌
ماوس‌ یا یک‌ وسیله‌ی اشاره‌گر دیگر
نمایشگر VGA یا بهتر
مودم با سرعت‌ 28.800 kbs

آشنایی یا محیط کار ویندوز 98

 

• بالا آوردن‌ ویندوز 98
• خروج‌ از ویندوز 98 و پایین‌ آوردن‌ سیستم‌
• استفاده‌ از منوی‌ شروع‌
• استفاده‌ از میان‌بُرهای‌ محیط کار
• باز کردن‌ یک‌ پنجره‌
• تعویض‌ پنجره‌ها
• بستن‌ یک‌ پنجره‌
• حداقل‌ و حداکثر کردن‌ پنجره‌ها
• بازیابی‌ یک‌ پنجره‌‌ی حداقل‌ یا حداکثر شده‌
• پاک‌ کردن‌ تمامی‌ پنجره‌ها از محیط کار
• انتقال‌ پنجره‌ها
• تغییر اندازه‌‌ی پنجره‌ها
• مرتب‌سازی‌ پنجره‌ها

 

 

 

 

 

 

 


هنگامی‌ که‌ ویندوز 98 بر روی‌ سیستم‌ شما نصب‌ شد، پس‌ از هر بار روشن‌ کردن‌ کامپیوتر، به طورخودکار اجرا می‌شود. گرچه‌ شما پیام‌هایی‌ را هنگام‌ بالا آمدن‌ اولیه‌ بر روی‌ صفحه‌ نمایشگر خواهید دید، اما ویندوز 98 به طور خودکار اجرا می‌گردد و سرانجام‌ محیط کار ویندوز نمایش‌ داده‌ می‌شود.
اگر ویندوز شما با چندین‌ پیکربندی‌ مختلف‌ )مثلاً برای‌ کامپیوتر کیفی‌ و کامپیوتر رومیزی‌) نصب شده‌ باشد، قبل‌ از بالا آمدن‌ ویندوز، صفحه‌ی متنی‌ از شما برای‌ انتخاب‌ پیکربندی‌ مناسب‌ سؤال ‌می‌کند. اگر ویندوز برای‌ استفاده‌ی چندین‌ کاربر و یا برای‌ اتصال‌ به‌ شبکه‌ پیکربندی‌ شده‌ باشد، یک‌ جعبه‌ی محاوره‌ای‌ درخواست‌ ورود ظاهر می‌گردد که‌ شما باید کلمه‌ی عبور خود را در آن‌ وارد کنید.ویندوز با پیکربندی‌ مخصوص‌ کاربر وارد شده‌، بالا می‌آید.
برای‌ اجرای‌ ویندوز 98 مراحل‌ زیر انجام‌ می‌شود:
کامپیوتر را روشن‌ کنید.صبر کنید تا پیام‌های‌ مختلف‌ )فراخوانی‌ راه‌اندازها، تست‌ حافظه‌ی سیستم‌ و غیره‌) پدیدار، شوند.
اگر صفحه‌ی انتخاب‌ پیکربندی‌های‌ مختلف‌ پدیدار شد، یکی‌ را برگزینید. اگر جعبه‌ی محاوره‌ای‌ درخواست‌ ورود ظاهر شد، کلمه‌ی عبور خود را تایپ‌ کنید. )نام‌ کاربری ‌شما باید درج‌ شده‌ باشد. اگر نام‌ صحیح‌ درج‌ نشده‌ است‌، باید آن‌ را هم‌ وارد کنید.)
هنگامی‌ که‌ اجرای‌ برنامه‌های‌ تحت‌ ویندوز پایان‌ می‌یابد و قصد خاموش‌ کردن‌ کامپیوتر را دارید، ابتدا باید با استفاده‌ از فرمان‌ )Shut Down پایین‌ آوردن‌)، به‌ طرز صحیح‌ از ویندوز خارج‌ شوید. شما نباید هنگامی‌ که‌ ویندوز در حال‌ اجرا است‌، کامپیوتر را خاموش‌ کنید.

 

احتیاط: هرگز قبل‌ از خروج‌ از ویندوز کامپیوتر را خاموش‌ نکنید، چرا که‌ ممکن‌ است‌ اطلاعات‌ و تنظیماتی ‌را که‌ به طور موقت‌ در حافظه‌ی سیستم‌ ذخیره‌ شده‌اند، از دست‌ بدهید. صبر کنید تا پیام‌ «خاموش‌ کردن‌ کامپیوتر ایرادی‌ ندارد»، ظاهر گردد.

 

نکته‌: برای‌ شروع‌ مجدد کامپیوتر بدون‌ پایین‌ آوردن‌ کامل‌، گزینه‌ی )Restart شروع‌ مجدد) را در جعبه‌ی محاوره‌ای‌
)Shut Down Windows پایین‌ آوردن‌ ویندوز) انتخاب‌ کنید. برای‌ شروع‌ مجدد ویندوز بدون ‌آن که‌ بخواهید تمام‌ سیستم‌ کامپیوتر را مجدداً بالا آورید، کافی‌ است‌ هنگام‌ انتخاب‌ گزینه‌ی Restart کلید Shift را پایین‌ نگه‌ داشته‌ و سپس‌ دکمه‌ی OK را کلیک‌ کنید.

 

چه‌ شما از محیط کار کلاسیک‌ و چه‌ از محیط کار فعال‌ استفاده‌ بکنید، منوی‌ شروع‌ وسیله‌ی خوبی ‌برای‌ اجرای‌ نرم‌افزارها است‌. کافی‌ است‌ دکمه‌ی شروع‌ را کلیک‌ کنید تا منوی‌ شروع‌ و زیرمنوهای‌ همراه‌ با آن‌ پدیدار گردند.
نشانگر ماوس‌ را روی‌ منو حرکت‌ دهید. زیرمنوهایی‌ برای‌ بعضی‌ عنوان‌ها ) Favorites ،Programs، Find، Settings و Documents) پدیدار می‌گردند.
برای‌ رفتن‌ به‌ عنوانی‌ در یک‌ زیرمنو، به‌ روی‌ نام‌ عنوان‌ در منوی‌ شروع‌ رفته‌ و سپس‌ نشانگر را به‌ سمت‌ چپ‌ یا راست‌، به‌ روی‌ زیرمنو ببرید. نشانگر را در روی‌ زیرمنو، به‌ بالا و پایین ‌حرکت‌ دهید.

 

نکته‌: اگر دارای‌ صفحه‌ کلید جدیدی‌ هستید، ممکن‌ است‌ روی‌ آن‌ کلیدهای‌ مخصوص‌ ویندوز قرار داشته‌ باشند. میان‌ کلیدهای‌ Ctrl و Alt را بنگرید، اگر کلیدی‌ با نماد ویندوز مشاهده‌ می‌کنید، آنرا فشار دهید تامنوی‌ شروع‌ باز شود. همچنین‌ ممکن‌ است‌ کلیدی‌ با شمایلی‌ شبیه‌ به‌ یک‌ منو داشته‌ باشید. فشردن‌ آن‌، سبب‌ باز شدن‌ منوی‌ میان‌بُری‌ مربوط به‌ موقعیت‌ مکان‌نما بر روی‌ صفحه‌، می‌گردد.

 

میان‌بُرها، شمایل‌های‌ روی‌ محیط کار هستند که‌ نماینده‌ی برنامه‌ها یا سندها هستند. کلیک‌ کردن‌ یک میان‌بُر محیط کار، یا برنامه‌ی متناظر با آن‌ را اجرا می‌کند و یا برنامه‌ای‌ را اجرا کرده‌ و سند متناظر با آن ‌میان‌بُر را فرا می‌خواند.

 

برای‌ اجرای‌ یک‌ برنامه‌ یا سند از یک‌ میان‌بُر، مراحل‌ زیر را انجام‌ دهید:
مکان‌نما را بر روی‌ شمایل‌ مورد نظر ببرید. سراندن‌ مکان‌نما به‌ روی‌ شمایل‌، باعث‌ برجسته‌ شدن‌ آن‌ می‌شود. شمایل‌ را کلیک‌ کنید. برنامه‌ یا سند، به‌ طور خودکار فرا خوانده‌ می‌شود.
تقریباً هر عملی‌ در ویندوز 98، نیازمند باز کردن‌ یک‌ پنجره‌ است‌. اگر چه‌ احتمالاً شما با دو روش‌ بازکردن‌ پنجره‌ها آشنایی‌ دارید، ممکن‌ است‌ تمامی‌ روش‌های‌ موجود را امتحان‌ نکرده‌ باشید.
متداولترین‌ روش‌ باز کردن‌ یک‌ پنجره‌ یا برنامه‌ به‌ صورت‌ زیر است‌:
دکمه‌ی شروع‌ را کلیک‌ کنید.روی‌ یک‌ فرمان‌، منو، پوشه‌ و یا سند کلیک‌ کنید.
در زیر روش‌های‌ دیگر باز کردن‌ یک‌ برنامه‌ یا پنجره‌ ذکر شده‌اند:
شمایل‌ یک‌ میان‌بُر روی‌ محیط کار را کلیک‌ کنید.
از داخل‌ My Computer )کامپیوتر من‌)، شمایل‌ یک‌ برنامه‌ یا یک‌ سند را کلیک‌ کنید.
از داخل‌ Windows Explorer ، شمایل‌ یک‌ برنامه‌ یا یک‌ سند را کلیک‌ کنید.
از روی‌ نوار میان‌بُر یک‌ برنامه‌ی دیگر، مانند نوار میان‌بُر Microsoft Office، یک‌ شمایل‌ راکلیک‌ کنید.
روشهای‌ انتخاب‌ یک‌ پنجره‌ عبارتند از:
کلیک‌ کردن‌ نوار عنوان‌ پنجره‌.
کلیک‌ کردن‌ هر قسمت‌ از پنجره‌ که‌ قابل‌ رؤیت‌ است‌.
کلید Alt را پایین‌ نگه‌ داشته‌، سپس‌ کلید Tab را آنقدر فشار دهید تا پنجره‌ی مورد نظر انتخاب‌ گردد )با این‌ روش‌ از تمام‌ پنجره‌های‌ باز عبور خواهید کرد). هنگامی‌ که‌ به‌ پنجره‌ مورد نظر رسیدید، کلید Alt را رها کنید.
هنگامی‌ که‌ کار شما با یک‌ پنجره‌ یا یک‌ برنامه‌ پایان‌ یافت‌، می‌توانید پنجره‌ را باز گذاشته‌ و یا آن‌ را ببندید. اگر پنجره‌های‌ زیادی‌ را باز بگذارید، محیط کار شما خیلی‌ شلوغ‌ خواهد شد. به‌ علاوه‌، بازبودن‌ برنامه‌های‌ زیاد، می‌تواند کارآیی‌ سیستم‌ شما را کاهش‌ دهد. در نتیجه‌، بهتر است‌ هنگام‌ پایان ‌یافتن‌ کار با هر پنجره‌ آن‌ را ببندید.
روش‌های‌ بستن‌ یک‌ پنجره‌ عبارتند از:
دکمه‌ی در گوشه‌ی سمت‌ راست‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ کنید
شمایل‌ گوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ مضاعف‌ کنید.
شمایل‌ گوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ کرده‌ و Close )بستن‌) را انتخاب‌ کنید.
اگر قصد بستن‌ برنامه‌ای‌ را دارید، منوی‌ File پنجره‌ را باز کرده‌ و Exit )خروج‌) را انتخاب‌ کنید.
دکمه‌ی پنجره‌ بر روی‌ نوارکار را راست‌ کلیک‌ کرده‌ و Close )بستن‌) را انتخاب‌ کنید.
کلیدهای‌ Alt + F4 را فشار دهید.

 

احتیاط: اگر سعی‌ کنید پنجره‌ی برنامه‌ای‌ را بدون‌ ذخیره‌ کردن‌ یک‌ سند ببندید، برنامه‌ به‌ شما اخطار داده‌ و فرصتی‌ برای‌ ذخیره‌ کردن‌ سند به‌ شما می‌دهد. شما باید ضبط کردن‌ یا نکردن‌ سند را، قبل‌ از بستن ‌پنجره‌ی برنامه‌، انتخاب‌ کنید.
شما می‌توانید اندازه‌ی یک‌ پنجره‌ را حداقل‌ یا حداکثر کنید. اگر پنجره‌ی برنامه‌ای‌ را حداقل‌ کنید، دکمه‌ی موقتی‌ برای‌ برنامه‌ روی‌
نوارکار باقی‌ می‌ماند.
روش‌های‌ حداقل‌ و حداکثر کردن‌ یک‌ پنجره‌ عبارتند از:
دکمه‌های‌ حداقل‌ یا حداکثر در گوشه‌ی سمت‌ راست‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ کنید.
شمایل‌ موجود در گوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ کنید و برای‌ حداقل‌ کردن‌ پنجره‌، Minimize و برای‌ حداکثر کردن‌ پنجره‌، Maximize را انتخاب‌ کنید.
دکمه‌ی پنجره‌ را روی‌ نوار کار راست‌ کلیک‌ کنید و برای‌ حداقل‌ کردن‌ پنجره‌، Minimize و برای‌حداکثر کردن‌ پنجره‌، Maximize را انتخاب‌ کنید.
برای‌ بازیابی‌ یک‌ سند حداقل‌ شده‌ در داخل‌ یک‌ برنامه‌، دکمه‌ی حداقل‌ آن‌ را در برنامه‌ کلیک‌ کنید.
روش‌های‌ دیگر بازیابی‌ یک‌ پنجره‌ی حداقل‌ یا حداکثر شده‌ به‌ حالت‌ قبلی‌ خود، عبارتند از:
دکمه‌ی Restore )بازیابی‌) را در گوشه‌ی سمت‌ راست‌ بالای‌ پنجره‌ )جایگزین دکمه‌ی حداکثر ) کلیک‌ کنید.
دکمه‌ی پنجره‌ را روی‌ نوارکار راست‌ کلیک‌ کنید و سپس‌ Restore )بازیابی‌) را انتخاب‌ کنید.
شمایل‌ موجود در گوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ را کلیک‌ کنید تا منوی‌ Control باز شود. سپس‌ برای‌ باز گرداندن‌ پنجره‌ به‌ اندازه‌ قبلی‌ خود، )Restore بازیابی‌) را انتخاب‌ کنید.
مراحل‌ زیر را برای‌ حداقل‌ کردن‌ تمامی‌ پنجره‌های‌ باز روی‌ محیط کار انجام‌ دهید:
برای‌ حداقل‌ کردن‌ همه‌ی پنجره‌های‌ باز به طور خودکار، دکمه‌ی )Show Desktop نمایش‌ محیط کار) را کلیک‌ کنید.
برای‌ برگشت‌ به‌ وضعیت‌ قبلی‌، دکمه‌ی Show Desktop )نمایش‌ محیط کار) را مجدداً کلیک‌ کنید.
نکته‌: شما همچنین‌ می‌توانید برای‌ حداقل‌ کردن‌ تمام‌ پنجره‌ها، قسمتی‌ خالی‌ از نوار کار را راست‌ کلیک ‌کرده‌ و از منوی‌ پدیدار شونده‌، Minimize All Windows )حداقل‌ کردن‌ همه‌ی پنجره‌ها) را انتخاب‌ کنید.
آسان‌ ترین‌ روش‌ انتقال‌ دادن‌ یک‌ پنجره‌ در روی‌ محیط کار، حرکت‌ دادن‌آن‌ با ماوس‌ است‌.
نشانگر ماوس‌ را روی‌ نوار عنوان‌ پنجره‌ قرار دهید.
کلید سمت‌ چپ‌ ماوس‌ را در وضعیت‌ پایین‌ نگه‌ دارید.
پنجره‌ را به‌ محل‌ مطلوب‌ بکشانید.
دکمه‌ی ماوس‌ را رها کنید.

 

تذکر: اگر برنامه‌ای‌ به‌ اندازه‌ی تمام‌ صفحه‌ در آمده‌ باشد، امکان‌ انتقال‌ آن‌ وجود ندارد. برنامه‌ باید قبل‌ ازحرکت‌ دادن‌ در روی‌ محیط کار، به‌ پنجره‌ی کوچکتری‌ حداقل‌ شود. شما همچنین‌ می‌توانید از صفحه‌ کلید برای ‌انتقال‌ یک‌ پنجره‌ استفاده‌ کنید. کلیدهای‌ Alt + Spacebar را فشار دهید تا شمایل‌ منوی‌ کنترل‌، درگوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ باز شود. پنجره‌ با یک‌ مرز خاکستری‌ رنگ‌ احاطه‌ می‌گردد. گزینه‌ی Move)انتقال‌) را انتخاب‌ کرده‌ و از کلیدهای‌ جهت‌نمای‌ صفحه‌ کلید برای‌ حرکت‌ دادن‌ پنجره‌ استفاده‌ کنید. برای ‌تکمیل‌ عمل‌ انتقال‌، کلید Enter را فشار دهید.

 

دو روش برای تغییر اندازة پنجره ها وجود دارد :
تغییر اندازه‌ی یک‌ پنجره‌، به‌ شما اجازه‌ می‌دهد که‌ آن‌ را در فضای‌ انتخاب‌ شده‌ای‌ روی‌ محیط کار خود جای‌ دهید. کافی‌ است‌ مراحل‌ زیر را دنبال‌ کنید:

 

1-از طریق ماوس :
نشانگر ماوس‌ را روی‌ یکی‌ از گوشه‌ها یا اضلاع‌ پنجره‌ قرار دهید. نشانگر ماوس‌ به‌ یک‌ فلش‌ دو سر، تغییر شکل‌ می‌دهد.
کلید سمت‌ چپ‌ ماوس‌ را در وضعیت‌ پایین‌ نگه‌ دارید.
با حرکت‌ دادن‌ ماوس‌، به‌ اندازه‌ی مطلوب‌ خود برسید. کشاندن‌ ماوس‌ به‌ سمت‌ داخل‌ پنجره‌، اندازه‌ را کاهش‌ و کشاندن‌ آن‌ به‌ سمت‌ خارج‌ پنجره‌، اندازه‌ را افزایش‌ می‌دهد. یک‌ خط اندازه‌ی ‌پیشنهادی‌ را نشان‌ می‌دهد.
کلید ماوس‌ را رها کنید.

 

2- با استفاده‌ از صفحه‌ کلید نیز می‌توان‌ اندازه‌ی پنجره‌ را تغییر داد. کلیدهای‌ Alt + Spacebar را فشاردهید تا شمایل‌ منوی‌ کنترل‌، در گوشه‌ی سمت‌ چپ‌ بالای‌ پنجره‌ باز شود. پنجره‌ با یک‌ مرز خاکستری ‌رنگ‌ احاطه‌ می‌گردد. گزینه‌ی Size را انتخاب‌ کرده‌ و سپس‌ با استفاده‌ از کلیدهای‌ جهت‌نمای‌ صفحه‌ کلید، اندازه‌ی پنجره‌ را تغییر دهید. برای‌ خروج‌ از حالت‌ تغییر اندازه‌ی پنجره‌، کلید Enter را فشار دهید.

 

مرتب‌سازی‌ پنجره‌ها
برای‌ مرتب‌ سازی‌ پنجره‌های‌ روی‌ محیط کار می‌توان‌ از منوی‌ مخصوصی‌ روی‌ نوار کار استفاده‌ کرد.
مکان ‌نما را در قسمتی‌ خالی‌ از نوار کار قرار داده‌ و سپس‌ کلید راست‌ ماوس‌ را فشار دهید. منویی‌ ظاهر می‌گردد
فرمانی‌ را از منو انتخاب‌ کنید.

برای‌ مرتب‌سازی‌ پنجره‌های‌ روی‌ محیط کار، نوار کار را راست‌ کلیک‌ کنید.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  44  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ویندوز 98 و 2000

دانلود مقاله نگرشی به برج پیزا

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله نگرشی به برج پیزا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
برجی را فرض کنید که بر روی زمینی نهاده شده است که شامل مواد انسجام یافته ای از ژله و یا اسفنج می باشد و این مواد در عمق زمین با یکدیگر سایش دارند. انحراف برج به طور بی امان به سوی محلی که در نهایت خواهد افتاد، در حال افزایش است. هر پارازیتی در زمین در سمت انحراف برج باعث واژگونی برج خواهد شد. از این بدتر اینکه مصالحی که برای ساخت برج بکار گرفته شده آنقدر شکننده است که هر فشاری که به سبب انحراف برج بوجود می آید باعث فرو ریختگی ساختاری برج می شد این تصویر وضعیت انحراف برج پیزا را نشان می دهد و اینکه چرا تثبیت آن کنکاش مهندسین عمران را برانگیخته است.

 

جزئیات برج و تاریخچه زمین
تصویر شماره 1، برش عرضی (یابرش مقطعی) از برج 14500 تنی را نشان می دهد که یک برج ناقوس در مجاورت کلیسای جامع است. برج تقریباً 60 متر ارتفاع داردو قطر پی آن 6/19 متر است پی ها در حدود 5/5 درجه به سمت جنوب شیب دارند و قرنیز هفتم در زمین در حدود 5/4 متر آویزان است.

 


سطوح درونی و بیرونی برج استوانه ای با مرمر پوشانده شده است اما فضای بین این پوشش با خرده سنگ و گل و آهک که در میان آنها خلل و خرج بسیاری دیده می شود، پر شده است. یک پلکان مارپیچی، انحناء یافته در این دوایر وجود دارد.
زمین زیر برج (تصویر شماره2) از سه لایه متمایز تشکیل شده است. لایه A در حدود 10 متر ضخامت دارد و عمدتاً از رسوبات نرم شنی دهانه رودها و گل و لای رسی که از حالات جزر و مدی به جا مانده اند، تشکیل شده است. بر اساس گونه های نمونه برداری شده و آزمایشهای مخروط به نظر می رسد.
جنس مواد جنوب برج نسبت به شمال برج که تراکم بیشتری دارد بیشتر از جنس رس باشد.
لایه B خاک رس نرم و حساسی است که به طور طبیعی با خاک رس دریایی آمیخته شده است. خاک رسی که با نام پانکون شناخته می شود و حدوداً تا عمق 40 متری گسترش یافته است.
این مواد بسیار حساس هستند و اگر دچار آشفتگی شوند استحکام خود را از دست می دهند. لایه C، شن متراکم است که تا عمق قابل توجهی گسترش یافته است. سفره آب در گستره لایه A بین 1 تا 2 متر زیر سطح زمین قرار دارد.
سطح روی خاک رس پانکون که در زیر برج به شکل مقعر شده است نشان می دهد که میانگین نشست بین 5/2 و 3 متر است. که دلیل معتبری است که نشان می دهد چقدر زمین زیر برج نرم است.

 

 

 

تاریخچه برج:
کار بر روی برج در تاریخ 9 آگوست سال 1173 آغاز شد. تا سال 1178 کار ساخت تا حدود کل کار تا طبقه چهارم پیش رفته بود که کار متوقف شد دلیل توقف کار مشخص نشد، اما می بایست بیش از این ادامه می یافت و توانایی تحمل برج بر روی خاک رس پانکون مورد آزمایشی قرار می گرفت. کار دوباره در سال 1272 زمانیکه استحکام خاک رس به واسطه تحکیم رس زیر وزن برج افزایش یافته بود. در حدود سال 1278 هنگامی کار ساخت به هفتمین قرنیز رسید شاید به دلیل فعالیت ارتشی دوباره کار متوقف شد. جای هیچ شکلی وجود نداشت که کار باید ادامه می یافت، سرانجام برج سقوط می کرد. در سال 1360 کار بر روی اتاقک زنگ آغاز شد و در سال 1370 تقریباً 200 سال بعد از شروع کار کامل شد.(تصویر شماره3)

 


محور برج مستقیم نیست و این نشان دهنده این است که فراموسون برای تغییر شیب از ساختار اولیه باید اصلاح شوند.
هندسة برج بازسازی انحراف برج بکار گرفته می شد. در ابتدا در سال 1272 وقتی که کار بازسازی برج دوبار آغاز شد برج کمی به سمت شمال به مقدار قابل ملاحظه ای در حدود 0.6 درجه انحراف پیدا کرد هنگامی که کار بازسازی ادامه پیدا کرد، بعد از آن برج آهنگ فزاینده ای بدست جنوب منحرف شد. در سال 1278 هنگامی که بازسازی به قرنیز هفتم رسید، برج در حدود 6/0 درجه کج شد. در طول 90 سال وقفه، انحراف در حدود 6/1 درجه افزایش یافت. بعد از تکمیل اتاق ناقوس تقریباً در سال 1370، انحراف برج به طور شگرفی افزایش یافت. در سال 1814 سنجش شاغول توسط 2 مهندس انگلیسی به نامهای کرسی و تایلور ساخته شد و آنها انحراف برج را به 5% رساندند. اندازه گیری های بیشتر توسط مهندس فرانسوی در سال 1859 نشان داد که خاکبرداری از (کاتینو) توسط گراردسکا در سال 1838 باعث افزایش قابل ملاحظه ای در انحراف برج در حدود درجه شد.

 

 

 

 

 

این تاریخچه از انحرتف برج برای سنجیدن ماکت شماره ای برج و زمین زیر آن بکار گرفته می شد. تصویر شماره 5، نمودار تغییرات پیش بینی شده انحراف برج بر حسب زمان را نشان می دهد و آن را با ارزشهای واقعی نتیجه گیری شده مقایسه می کند.
ماکت برج اولین چرخش کوچک برج به سمت شمال را نمایان نکرد. اما از سال 1272 به بعد مطابقت قابل توجهی بین ماکت و انحراف واقعی برج بوجود آمد. در خور توجه است که فقط هنگامی که اتاق ناقوس در سال 1360 ساخته شد، انحراف برج به طور شگرفی افزایش یافت. همچنین شایان ذکر است که خاکبرداری از کاتینو در سال 1838 منجر به چرخش پیش بینی شده برج درحد 75/0 درجه شد. آنچه قابل ملاحظه است این است که در حال حاضر انحراف برج ماکت 44/5 درجه است که کمی کمتر از مقدار واقعی آن یعنی 5/5 درجه است. مهندسین دریافته اند که هر افزایش بیشتری در انحراف نهایی مدل برج در نتیجه بی ثباتی آن است. و این یک دلیل واضح است که برج به سوی سقوط، نزدیک می شود. ناپایداری قریب الوقوع فونداسیون برج به خاطر ضعف زمین نیست بلکه می تواند به قابلیت تراکم بالای خاک رس پانکون (پانکون کلی) مربوط باشد. این پدیده (خم شدگی بی ثبات) نام دار

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  28  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نگرشی به برج پیزا

مقاله مفاهیم شبکه های کامپیوتری – مهندسی کامپیوتر

اختصاصی از ژیکو مقاله مفاهیم شبکه های کامپیوتری – مهندسی کامپیوتر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

توضیحات :

استفاده از شبکه های کامپیوتری در چندین سال اخیر رشد فراوانی کرده وسازمانها وموسسات اقدام به برپایی شبکه نموده اند. هر شبکه کامپیوتری باید با توجه به شرایط وسیاست های هر سازمان، طراحی و پیاده سازی گردد. در واقع شبکه های کامپیوتری زیر ساخت های لازم را برای به اشتراک گذاشتن منابع در سازمان فراهم می آورند؛ در صورتیکه این زیر ساختها به درستی طراحی نشوند، در زمان استفاده از شبکه مشکلات متفاوتی پیش آمده و باید هزینه های زیادی به منظور نگهداری شبکه و تطبیق آن با خواسته های مورد نظر صرف شود.
فهرست مطالب :

چکیده
فصل اول
شبکه کامپیوتری چیست ؟
مدل های شبکه
اجزا ءشبکه
انواع شبکه از لحاظ جغرافیایی
ریخت شناسی شبکه
پروتکل های شبکه
مدل Open System Interconnection OSI
ابزارهای اتصال دهنده
فصل دوم
مفاهیم مربوط به ارسال سیگنال و پهنای باند
کابل شبکه
کارت شبکه
• این مقاله در قالب فایل Word و در 45 صفحه ارائه شده است.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله مفاهیم شبکه های کامپیوتری – مهندسی کامپیوتر

دانلود مقاله تاریخچه چاپ درایران

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله تاریخچه چاپ درایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

تاریخچه چاپ سنگی در ایران
چاپ سنگی یا لیتوگرافی نیز برای نخستین بار چون چاپ سربی در تبریز دایر شد . استاد سعید نفیسی در همان مقاله چاپ مصور در ایران می نویسد، چاپ سنگی در ایران نخست در تبری دایر و عباس میرزا نایب السلطنه محمدصالح شیرازی که به میرزا صالح تبریزی معروف بوده به روسیه برای فراگرفتن هنرهای جدیده می فرستد. نامبرده با خود دستگاه چاپ سنگی به تبریز آورد و از نخستین کتاب های سنگی، قرآنی است که در سال ۱۲۵۰ ق. و زادالمعاد که در سال ۱۲۵۱ ق. بیرون آمده و چاپخانه سنگی تهران نیز ده سال بعد در سال ۱۲۶۰ قمری دایر شده و نخستین کتاب آن حدیقةالشیعه تألیف ملااحمد اردبیلی است . بنابراین برطبق اسناد و مدارک موجود کتاب های سربی، می توان گفت چاپخانه سربی ۱۷ سال قبل از چاپخانه سنگی در ایران تاسیس شده است .رواج چاپ سنگی ۲۲ سال طول کشید.

 

 

 

 

 

تاریخچه چاپ سربی در ایران
در سال ۱۲۹۰ قمری ناصرالدین شاه در سفر خود به فرنگ از استانبول یک دستگاه چاپخانه سربی با حروف عربی و لاتین به قیمت پانصد لیره عثمانی خریده و دستگاه مزبور را با یک نفر حروف چین راهی طهران کرد _در مقاله چاپخانه و روزنامه در ایران درباره سرنوشت این چاپخانه بعد از رسیدن به تهران ادامه می دهد . . .ولی در طهران اهمال شده و در بوته تعویق ماند تا آنکه درسال ۱۲۹۲ بارون نرمان اجازه نشر روزنامه فرانسوی به اسم پاتری (وطن) تحصیل کرده و چرخ مطبعه را تعمیر و حروف را صاف کرده و به کار انداخت.
چاپ روی لباس
اگه منظورت چاپ دستی هست یعنی خودت روش چاپ کنی بهترین روش چاپ سیلک هست و با رنگ مخصوص پارچه روی لباس چاپ کنی البته ناگفته نمونه استفاده از این چاپ نیاز به تجربه داره یعنی حداقل چند هفته طول میکشه تا شما به نتیجه دلخواه برسی.
چاپ سیلیک
چاپ سیلک دستگاه نیست یه شیوه چاپی است که بیشتر برای چاپ روی پارچه استفاده میشه
البته کار به وسیله شابلون انجام میشه که از توی روزنه های اون که در کنار هم به شکل یک طرح است رنگ عبور میکنه و طرح روی پارچه چاپ میشه... و برای چاپ هر رنگ پارچه یک شابلون خاص اون باید طراحی بشه (امیدوارم منظورم رو فهمیده باشی) در کل پیچیدگی خاصی نداره
البته دستگاههای شابلون اتوماتیک وجود داره که این کارها رو به صورت اتومات انجام میده . البته اون چیزی که اکثر جاها رایج است کار با شابلون دستی هست.
در مورد قیمت هم ارزونترین نوع چاپ هستش (به دلیل سادگی و فراوانی مراکز چاپ سیلک) و بستگی به تعداد رنگ و نوع رنگ داره....
در مورد کیفیت هم برای کارهای ساده و بدون ترام(طیف رنگ متغییر) مناسب است
و مشکل این نوع چاپ ثابت بودن آن است که باید سعی شود از موادی استفاده شود که بیشترین ماندگاری را دارا باشد.
این هم توضیح چاپ سیلک
چاپ سیلکاسکرین یا «چاپ سیلک» روشی برای چاپ تصویر است. در این روش از پارچه با توری با سوراخهای بسیار ریز استفاده میشود. توری در قابی ثابت میشود. تصویر مورد نظر روی این توری نقش میشود. سپس بخشهایی از تصویر که نباید رنگ بخورد با مادهای مسدود کننده مانند موم پوشیده میشود. این قاب توری را در این حالت شابلون یا کلیشه مینامند. سپس مرکب چاپ یا رنگ را با فشار کاردک یا غلطک به سطح چاپ شونده منتقل میکنند. رنگ یا مرکب فقط از بخشهایی که مسدود نشده یه کاغذ یا سطح چاپ شونده منتقل میشود و تصویر روی آن ظاهر میگردد.
با این روش میتوان بر روی مواد مختلف چاپ های تکرنگ یا چندرنگ صورت داد. با سیلکاسکرین میتوان روی انواع مواد مانند پارچه و چینی و سرامیک و فلز و غیره تصویر چاپ کرد. با چاپ سیلک میتوان روی اجسام با شکلهای مدور و غیر مسطح نیز چاپ نمود که از این نظر در بین روشهای چاپی منحصر به فرد است. این نوع چاپ برای چاپ تبلیغی بر روی اشیای گوناگون مثل تقویم و سررسید و لیوان و کاغذ بکار می رود.
چاپ سیلک سابقهای چند هزار ساله دارد و گفته میشود که در ژاپن اختراع شده است.
بعد بگم شما میتونی به سه مدل این کار را بکنی روش اول که کم خرج تره شما باید توری را تهیه کنید و به چهار چوب بزنید و طرح مورد نظر خودتون را با کاغذ یا موقا در بیارید و بزاریر رو طوری بعد از کشیدن یک بار رنگ کاغذ یا مقوا به طوری میچسبه و حدود 20 تا چاپ اگه جنس مقواش خوب باشه جواب میده
روش دوم اینه که شما لاک مخصوص این کار را بخری و با اون سوراخ های طوری را پر کنی تا به طرح مورد نظرت برسی این کار تعداد زیادی کار را جواب میده یعنی میشه خیلی تکثیر کرد ازش و بعد از تموم شدن با تینر و آب لاک را از طوری از ین می برید
روش سوم پر هزینه ترین اما دقیق ترین هست اینه که شما کل طوری را با لاک پر میکنید و بعد لاک حساس به نور را در تاریکی به اون میزنید و طرح را روی کاغذ کالک میکشین و میزارین رو میز نور چهار چوب هم روی میز نور قرار میدین و میز نور را روشن میکنین برای مدت چند دقیقه بعد توری را می شورین و طرح مورد نظر شما روی اون افتاده البته بگم که طرح حتما باید نقطه نقطه باشه تا نتیجه خوبی بگیرین
قیمت توری ها هم متفاوت هست از 10 بگیر تا 200 هزار تومن بسته به نوع کیفیت و عمرشون چهار چوب هم که باید سفارش بدی برات نجار بسازه اومید وارم جواب کامل داده باشم.
استاد محیط طباطبائی در مقاله چاپ سربی و سنگی ذکر می کند
تا بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول اروپا کسی در صدد احیای صنعت چاپ سربی برنیامد چاپخانه سربی جدید عهد ناصری را هم که برای چاپ روزنامه سربی ایران آورده بودند به زودی شکست و از کار افتاد و بار دیگر این کار تا سفر مضفرالدین شاه به فرنگ و خرید چاپخانه موسوم به شاهنشاهی موقوف ماند
آقای حسین محبوبی اردکانی در کتاب تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران مطالبی چون دو مقاله دیگر می گوید و در دنباله آن می افزاید . . .
. . . چاپخانه سربی و آخرین بار در حدود سال ۱۲۹۶ قمری در تهران دایر و س از مدتی تعطیل شد و آخرین بار در حدود سال ۱۳۱۴ قمری چاپخانه سربی در تهران تاسیس گشت و دنباله آن تا امروز ادامه یافت.
اندازه و قطع کتاب های چاپ سنگی بسته به اندازة کاغذ هایی بود که برای این منظور در نظر گرفته می شد.
به طور کل می‌توان قطع این گونه کتاب ها را بر اساس جدول زیر تقسیم بندی نمود:
بازو بندی اندازه (تقریباً :۳۰۲۰ میلیمتر) بغلی اندازه تقریباً: (۴۰۶۰ میلیمتر)
جانمازی اندازه (تقریباً: ۷۰۱۲۰ میلیمتر) حمایلی اندازه (تقریباً: ۷۰۱۲۰ میلیمتر، که در زیر لباس به صورت حمایل آویزان می‌شد)
رقعی اندازه (تقریباً: ۱۶۰۲۲۰ میلیمتر) وزیری کوچک اندازه(تقریباً: ۱۶۰۲۲۰ میلیمتر)
وزیری اندازه (تقریباً: ۱۶۰۲۴۰ میلیمتر) وزیری بزرگ اندازه (تقریباً: ۲۰۰۳۰۰ میلیمتر)
سلطانی اندازه (تقریباً: ۳۰۰۴۰۰ میلیمتر) رحلی کوچک اندازه(تقریباً: ۲۵۰۴۰۰ میلیمتر)
رحلی بزرگ اندازه(تقریباً: ۳۵۰۶۰۰ میلیمتر) رحلی اندازه(تقریباً: ۳۰۰۵۰۰ میلیمتر)
خشتی (طول و عرض کتاب در اندازة مساوی(
دلایل برتری چاپ سنگی بر چاپ سربی
۱/ کمتر بودن اشتباه در چاپ سنگی،
۲/ هزینة کم و سهولت کار با چاپ سنگی،
۳/ استفاده از لوازم و ادوات داخلی (در حالی که چاپخانه های سربی نیاز به ابزار و ادوات وارداتی داشتند
۴/ رواج خـوشنـویـسی به عـنوان یکی از هنرهای بزرگ ملی ایران و دیگر ممالـک
اسـلامی (موردی که بـا رواج چـاپ سـربـی در حال از بین رفتن بود، و از این رو به
چاپ سنگی اهمیت بیشتری داده می شد.)
۵/ تأکید بر انتشار کتاب های دینی، احادیث، اخبار و ادعیه، و … که با چاپ سنگی بهتر از کار در می آمد.
روش کار در چاپ سنگی ،چاپچی های ایران
ابتدا مطالب یا تصاویر مورد نظر با مرکب مخصوص روی کاغذهای مشمع مخصوصی که زرد رنگ بود نوشته می شد. بعد به مدت ۲۴ ساعت در داخل آب نگه داشته می شد و سپس روی سنگ مخصوص که قبلاً ساییده شده و حرارت گرفته و داغ شده بود برگردانیده می شد تا خطوط به روی سنگ انتقال یابند. سپس بر روی سنگ اسید نیتریک ریخته می شد تا محل خالی سنگ (یعنی اطراف نوشته ها) به اندازة یک میلیمتر حل شود و نوشته های روی سنگ به صورت برجسته نمایان گردد.
سپس با غلتک، مرکب بر روی سنگ نقش می بست و با فشار یکسان و یکنواخت سنگ بر روی کاغذ، عمل چاپ صورت می گرفت.
برای آن که در هنگام چاپ، مرکب چاپ اطراف نوشته ها و خط ها را نگیرد از مخلوطی از آب و اسید و محلول صمغ عربی استفاده می شد. استادکار با قلم، جاهای خوب گرفته‌نشده را اصلاح می کرد و به آن صمغ می زد تا برجسته شود. بعد از محکم کردن سنگ با تسمه بر روی ماشین چاپ، کارگر مرکب‌زن با یک غلتک، مرکب را آهسته روی لوح می مالید. کارگر دیگری به نام کاغذگذار، ورق را با احتیاط روی سنگ می‌گذاشت. چرم گذار با ورقه ای از چرم ضخیم روی کاغذ را می پوشاند. این کار سبب می شد فشار وارد بر تمام سطوح کاغذ، یکسان باشد. دو نفر غلتک‌کش با حرکت غلتک و با یک فشار عمودی، عمل چاپ را انجام می دادند. کاغذ بردار، کاغذ چاپ‌شده را بر می‌داشت و لایه‌گذار، یک لایه میان ورقه های چاپ‌شده می گذاشت تا کاغذهای چاپ شده زودتر خشک شوند.
ماشین قادر بود ساعتی ۲۰۰ برگ چاپ کند و با هر سنگ هفتصد برگ چاپ می‌شد. در پایان، سنگ ساب‌ها سنگی را که یک بار از آن استفاده شده بود، از چاپ درمی آوردند، آن را گرم می کردند و سپس با یک سمبادة زبر به اندازة کف دست، آنقدر روی سنگ می ساییدن تا نوشته ها کاملاً پاک شود. بعد از آن با اسید رقیق، آن رامی شستند تا برای مرحلة بعدی که شامل نوشتن، تیزابکاری و… است آماده باشد
اما درمورد چاپ سنگی
:یکی از قدیمی ترین انواع چاپ روش سنگی هست . این نوع چاپ بیشترجهت چاپ کتاب مورد استفاده قرار میگرفت
در این نوع چاپ ابتدا نقوش ویا متن به وسیله مرکب مخصوصی که از دوده،روغن پخته معمولا پی ، موم و سقز تهیه شده بود روی یک کاغذضدآب کشیده ویا نوشته می شد . این کاغذ را برای مدتی ( یک تا دو شبا نه روز ) در اب نگاه می داشتند تا نرم بشه بعد انرا بصورت صاف روی سنگ آهکی صاف سائیده شده قرار داده و حرارت می دادند تا نقوش به منافذ سنگ انتقال پیدا کند، وقتی که روی سنگ مرکبی میشد(یعنی مرکب کاملا منافذ بسیارریز سنگ رو پرمیکرد) روی سنگ رو تیزاب (اسید) میزدند(باصطلاح آماده ش میکردند) تا حروف روی سنگ به اندازه یک میلیمتر ( در اثر حل شدن سطح سنگ در تیزاب ) برجستگی پیدا کند ومابقی سنگ فرورفته بشه . بعد از اینکه فرورفتگی لازم ایجاد شد با استفاده از نورد یا غلتک سطح سنگ رو مرکبی میکردندسپس کاغذ را روی سنگی که حالا تبدیل به کلیشه شده قرار میادند وبوسیله ی دست گاه های پائی یا دستی (مثلا پرس های چرخ وفلکی) وبعدامکاانیکی
درکل کار پردردسری بود!!
حالا این هم ازقسمت شیرین ماجرایک روش جالب دیگه چاپ سنگی هم هست که:
این نوع چاپ که در سال ۱۷۹۸ توسط اَلواسان اِمُلدِر اختراع شد، یک تکنیک گرافیکی است که در آن با استفاده از رنگ روغن، نقاشی بر روی یک صفحه از سنگ آهک منتقل می‌شود، به‌طوری که فقط قسمت‌های نقاشی شده، رنگ‌های چاپی را می‌پذیرند و بقیه‌ی قسمت‌ها رنگ‌های چاپی را پس می‌زنند. سپس با پرس کردن، نقاشی بر روی کاغذی که در بالای آن قرار گرفته است، چاپ می‌شود.
برای حکاکی بر روی سنگ می‌توان نقاشی را مستقیماً بر روی آن کشید و یا نقاشی را بر روی آن چاپ کرد.
مارک شاگال در کنار تابلوهای نقاشی و تابلوهای ویترا، تنوعی پرمحتوا و غنی در گرافیک ایجاد کرد. چاپ سنگی امکانات گسترده‌ای را برای شاگال ایجاد کرد؛ او بر حسب وسیله (ابزاری) که به کار می‌گرفت، می‌توانست نتیجه‌ای بدیع و زیبا به دست آورد و آثار لیتوگرافی‌اش را مانند نقاشی‌های آبرنگ و رنگ روغن لطیف و زیبا تولید کند. از آن‌جایی که رنگ در آثار شاگال خیلی با اهمیت بود و چاپ سنگی امکان گسترده‌ای از تنوع رنگ در اختیارش قرار می‌داد، شاگال این نوع چاپ را بر انواع دیگر چاپ ترجیح می‌داد.
تکنیک چاپ سنگی نه‌تنها مارک شاگال که شمار زیادی از هنرمندان دیگر، مانند هنری تولوز لوترک و پابلو پیکاسو را سحر کرد.

درمورد تفاوتش با چاپ بوسیله ی حروف سربی هم باید بگم دوتا از تفاوت های اساسی اینها هستند:
دراین روش اولا تیراژکارپائین بود ولی حروف سربی تیراژ بالاتری رو تحمل میکنند
ثانیا نقوش ومتون بطور یک پارچه به روی سنگ (کلیشه)منتقل میشدند….مثلا اگه کسی که طرح اول رو می کشید درجائی یک حرف رو غلط نوشته بود باید کلیشه به کلی ازنو ساخته میشد ولی درچاپ باحروف سربی چون حروف بطور مجزا درکنارهمدیگه قرارمیگرفتند امکان تصحیح خطا بدون به هم خوردن فرم چاپی وجودداشت.
سیستم مدیریت و فروش در یک شرکت چاپ مارک بر روی لباس
مزایای سیستم برای نیروی فروش
سیستم‌های اتوماسیون نیروی فروش می‌توانند بهره وری نیروی فروش را بهبود بخشند. برای مثال:
- نیروی فروش به جای نوشتن گزارشات و فعالیت‌های فروش برروی برگه، می‌توانند از فرمهای الکترونیکی استفاده کنند. بدین ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شود.
- - نیروی فروش به جای ارائه گزارشات به صورت چاپی به مدیریت، می‌توانند با کمک اینترانت شرکت، اطلاعات را ارسال نمایند.
- - اگر ابزارهای اضافی بتوانند میزان رکورد کمتری را نگهدارند، روحیه کارکنان بهبود می‌یابد.
- - این سیستم‌ها می‌توانند به عنوان وسیله آموزشی اثربخش و کارآمد به کارر وند.

 


مزایای سیستم برای مدیرفروش
- مدیرفروش به جای جمع آوری برگه‌های کاری از مسئولین فروش و جدول بندی نتایج، می‌تواند نتایج را به طور اتوماتیک در جداول، چارتها یا گراف‌های قابل فهم ارائه دهد. و بدین ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شود.
- - گزارشات کاری، درخواست اطلاعات، سفارشات ثبت شده و سایر اطلاعات فروش سریع‌تر به مدیریت فروش ارسال می‌شوند و به وی امکان می‌دهند تا سریع‌تر پاسخ‌گو باشد. و بدین ترتیب مدیر فروش کنترل بهتری بر فرایند فروش خواهد داشت.
- - مدیر فروش می‌تواند سیستم را به گونه‌ای پیکربندی کند تا اطلاعات با کمک تکنیک‌های آماری پیچیده به طورخودکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و نتایج را به گونه‌ای کاربر پسند ارائه دهد.
این اطلاعات در موارد زیر کاربرد خواهند داشت:
- فراهم آوردن داده‌های تحقیقات بازار، جمعیت شناسی، رفتاری، پذیرش محصول، مشکلات محصول و تشخیص تمایلات مشتری
- فراهم آوردن داده‌ها تحقیقات بازار در زمینه: پویایی صنعت، رقبای جدید، محصولات جدید رقبا، فعالیت‌های تبلیغاتی جدید رقبا
- هماهنگی با سایر بخش‌های شرکت به ویژه بازاریابی، تولید و امور مالی
- شناسایی مشتریان سودآور و مشکلات مشتریان
- ردیابی بهره وری نیروی فروش

مزایای سیستم برای مدیربازاریابی
- شناسایی ساختار اقتصادی صنعت
- شناسایی بازارهدف
- شناسایی بهترین مشتریان
- شناسایی رقباومحصولاتشان
- توسعه محصولات جدید
- بنیان نهادن مکانیسم‌های اسکن محیط برای شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها
- شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت
- توسعه استراتژی‌های بازاریابی برای هر یک از محصولات با کمک آمیخته بازاریابی (قیمت، محصول، مکان توزیع، و تبلیغ)
- ایجادمزیت رقابتی پایدار
مزایای استراتژیک سیستم
-همانگونه که در فوق اشاره شد، بهره وری افزایش می‌یابد. نیروی فروش از زمانشان کارآمدتر و اثربخش‌تر استفاده خواهند نمود. و بدین ترتیب افزایش بهره وری از سه طریق مزیت رقابتی را ایجاد می‌کند: کاهش هزینه‌ها، افزایش فروش، افزایش سهم بازار.
- مسوولین فروش اطلاعات خود را با تناوب بیشتری ارسال می‌کنند. و بدین ترتیب زمان پاسخگویی مدیریت فروش کاهش می‌یابد.
- اگر از این سیستم‌ها به خوبی استفاده شود، رضایت مشتری افزایش می‌یابد.
معایب سیستم
- کارکردن با این سیستم‌ها دشوار است
- - نیازمند نگهداری مداوم، به روزرسانی اطلاعات و ارتقاء سیستم هستند.
- پرهزینه
- - مجمتع سازی این سیستم‌ها با سیستم‌های اطلاعات مدیریت دشوار است.
20 سال پیش که اولین پست مدیریتی فروش را کسب کردم، تیم فروشی تشکیل دادم که تعداد اعضای آن 10 نفر بود. تجربه کاری افراد تیم که به غیر از خودم 9 نفر بودند از یک سال فراتر نمی رفت. به وضوح می توان گفت که عملکرد آنها زیر استاندارد بود و طرز تفکرهای خاصی بر بخش فروش حاکم بود، حتی به خاطر پایین بودن عملکرد، بهانه هایی همچون «کمبود امکانات» و «قیمت بالای محصولات» را مطرح می کردند. اما چیزی که کمبود آن شدیداً احساس می شد، عدم وجود یک الگوی نقش متفاوت در میان اعضای تیم بود.
18 ماه بعد با اتخاذ استراتژی جدید، فروش شرکت افزایش فوق العاده ای پیدا کرد که محورهای آن عبارتند از:
مـرحله اول: کاری انجام ندهید: وقتی برای اولین بار مسئولیت بخش فروش را به عهده گرفتید با عجله دست به کار نزنید. زمانی را برای شناخت موقعیت سازمان، جمع آوری اطلاعات درمورد افراد شاغل در بخش فروش و سایر موارد اختصاص دهید.
مرحله دوم: مشکلات خود را تجزیه و تحلیل کنید: برای مثال بزرگترین مشکل من این بود که افراد بخش فروش من اعتماد به نفس و اعتقاد به خویشتن نداشتند. حتی هیچ گونه موفقیتی را تجربه نکرده بودند و هیچ الگوی موفقی را در پیش روی خود نداشتند که ادعا کنند «شخص موفقی همچون من در سازمان وجود دارد».
شاید فکر کنید که «آیا نقش من به عنوان مدیر فروش نباید الگویی برای آنها می شد؟»، البته جواب این سوال بلی است ولی الگویی که شما برای افراد خود تعیین کرده اید کافی نیست زیرا بسیاری از فروشندگان با دید رقابتی به اقدامات همکاران خود نگاه می کردند بنابراین، نیاز به فروشنده ای بود که نقش رهبری را ایفا کرده و باعث شود رفتارهای موفق در بین اعضای تیم متداول شود.
مرحله سوم: الگوی نقش موفق تیم خود را پیدا کنید: وقتی در ورزش، شخصی نقش رهبر در تیم را ایفا می کند به او پیشرو گفته می شود. اگر درتیم خود چنین افرادی را دارید آینده موفقی در انتظار شماست. شما به عنوان مدیر فروش باید آنها را از جایگاه مهمشان در تیم آگاه کنید و از آنها بخواهید که دانش وتجارب خود را به فروشندگان کم تجربه انتقال دهند.
متاسفانه به خاطر عدم وجود شخصی که توانایی رهبری در تیم را داشته باشد من مجبور بودم فروشنده دیگری را استخدام کنم که الگوی موفق تیم من باشد. مطمئن بودم که این استخدام می تواند نقش مهمی در مثبت بودن روند عملکرد تیم من داشته باشد.
خلاء وجود یک الگوی موفق درتیم با استخدام «بیل زیپ» پر شد. من به بیل گفته بودم که اگر واقعاً از برنامه های من پیروی کند و دقیقاً کــــارهایی را انجام دهد که من به او می آموزم، در این صورت فرد موفقی خواهدشد. بیل می دانست که من روی او حساب می کنم بنابراین، هیچ وقت به عنوان عامل منفی در عملکرد تیم تلقی نشد.
بعد از 4 ماه از استخــدام بیل، عملکرد او به طور فـــــوق العاده ای افزایش یافته بود. می توان گفت که طرزتفکر در بخش فروش در مورد عملکرد ضعیف یک شبه تغییر پیدا کرده بود و همه می پرسیدند عامل موفقیت «بیل زیپ» چیست و او چه کارهایی انجام می دهد.
عملکرد «زیپ» باعث شد دیگران نیز به حرکت دربیایند و از حالت رخوت و سستی خارج شوند و حتی بعداً به عملکرد ضعیف خود اعتراف کنند.
مرحله چهارم: عملکرد متوسط فروش را قبول نکنید: افرادی که دارای عملکرد ضعیف هستند به طرق ناکارآمدی به کار خود ادامه می دهند. شاید مدیر نخواهد به یک استخدام و جایگزینی دست بزند و از مقابله و رویارویی اجتناب کند، درحالی که این کار اشتباه بزرگی است. یک مدیرفروش موفق عملکرد فروش ضعیف را تحمل نمی کندبلکه درعوض با ارائه نقش مربیگری و آموزش به ارتقای عملکرد افراد می پردازد.
یکی از کارهایی که مدیر می تواند انجام دهد انتخاب افراد موفق از میان بخشهای دیگر است. در این صورت افرادی که دارای عملکرد ضعیفی هستند دو را ه چاره بیشتر در پیش رو ندارند: 1 - یا خود را به انجام رفتارها و فعالیتهای ضروری متعهد سازند و یا اینکه 2 - فوراً شرکت را ترک کنند.
اگر فکر می کنید نیاز به شخصی دارید که هنوز او را استخدام نکرده اید زود ست به کار شوید و این فرد را از میان بخشهای دیگر انتخاب کنید.
مرحله پنجم: معیارهای عملکرد را تعیین کنید: شما باید انتظارات خود را بیان کنید و معیارهای مطابق با رفتار، فعالیت و نتایج موردنظر خود را تعییـــن کنیـد. برای مثال، یک معیار رفتاری می تواند این باشد که هر روز قبل از ساعت 8 صبح سرکار خود حاضر باشید. یکی از معیارهای فعالیت می تواند این باشد که بایستی حداقل 25 مکالمه تلفنی در روز انجام شود و یک معیار مبتنی بر نتیجه می تواند این باشد که با افزایش تجربیات فروش کارکنان، شرکت باید ماهانه 50000 دلار فروش داشته باشد.
پیشنهاد می کنم که برای معیارهای مبتنی بر نتیجه دو نوع معیار تعیین کنید. اولین معیار باید مربوط به حداقل سطح ابقاء شغل باشد. به عنــــوان مثال، فروشندگانی که عملکرد فروش شان در سه ماه پیاپی پایین تر از حداقل سطح عملکرد باشد باید جابجا شوند و در صورتی که در فصل بعدی فروش مربوط به‌آن شخص افزایش نیافت دراین صورت آن فرد را بایداخراج کرد و دومین معیار عملکرد می تواند رسیدن به سطح فروش بالاتر باشد.
مرحله ششم: افرادی که عملکرد آنها پایین تر از حداقل استاندارد است را اخراج کنید: ممکن است کارمندان شما تعجب کنند و از خود بپرسنـــد که «آیا شما واقعاً این کار را انجام داده اید؟» اخراج اولین نفر این پیام آشکار را به گوش همه خواهدرساند که «عملکرد کاهش یافته است».
مرحله هفتم: هرچه می توانید در نقش مربی ظاهر شوید: مانند کسانی نباشید که دلشان را به رئیس بودن و میز ریاست خوش کرده اند. از پشت میز خود بیرون بیایید و با تیم خود شروع به کار کنید، زیرا این کار تنها عامل رشد و موفقیت شرکت و کارکنان شما خواهدبود.
مرحله هشتم: مفهوم کیفیت بهتر زندگی را ترویج کنید: این کار بسیار جذاب است. ما یک سری از مباحث را مطرح کردیم که باعث می شد افراد بر روی اهداف تیمی متمرکز شوند. برای مثال، اگــر به اهداف بخش فروش دست پیدا می کردیم برنامه ای را پیاده شده 20 سال پیش که اولین پست مدیریتی فروش را کسب کردم، تیم فروشی تشکیل دادم که تعداد اعضای آن 10 نفر بود. تجربه کاری افراد تیم که به غیر از خودم 9 نفر بودند از یک سال فراتر نمی رفت. به وضوح می توان گفت که عملکرد آنها زیر استاندارد بود و طرز تفکرهای خاصی بر بخش فروش حاکم بود، حتی به خاطر پایین بودن عملکرد، بهانه هایی همچون «کمبود امکانات» و «قیمت بالای محصولات» را مطرح می کردند. اما چیزی که کمبود آن شدیداً احساس می شد، عدم وجود یک الگوی نقش متفاوت در میان اعضای تیم بود.
18 ماه بعد با اتخاذ استراتژی جدید، فروش شرکت افزایش فوق العاده ای پیدا کرد که محورهای آن عبارتند از:
مـرحله اول: کاری انجام ندهید: وقتی برای اولین بار مسئولیت بخش فروش را به عهده گرفتید با عجله دست به کار نزنید. زمانی را برای شناخت موقعیت سازمان، جمع آوری اطلاعات درمورد افراد شاغل در بخش فروش و سایر موارد اختصاص دهید.
مرحله دوم: مشکلات خود را تجزیه و تحلیل کنید: برای مثال بزرگترین مشکل من این بود که افراد بخش فروش من اعتماد به نفس و اعتقاد به خویشتن نداشتند. حتی هیچ گونه موفقیتی را تجربه نکرده بودند و هیچ الگوی موفقی را در پیش روی خود نداشتند که ادعا کنند «شخص موفقی همچون من در سازمان وجود دارد».
شاید فکر کنید که «آیا نقش من به عنوان مدیر فروش نباید الگویی برای آنها می شد؟»، البته جواب این سوال بلی است ولی الگویی که شما برای افراد خود تعیین کرده اید کافی نیست زیرا بسیاری از فروشندگان با دید رقابتی به اقدامات همکاران خود نگاه می کردند بنابراین، نیاز به فروشنده ای بود که نقش رهبری را ایفا کرده و باعث شود رفتارهای موفق در بین اعضای تیم متداول شود.
مرحله سوم: الگوی نقش موفق تیم خود را پیدا کنید: وقتی در ورزش، شخصی نقش رهبر در تیم را ایفا می کند به او پیشرو گفته می شود. اگر درتیم خود چنین افرادی را دارید آینده موفقی در انتظار شماست. شما به عنوان مدیر فروش باید آنها را از جایگاه مهمشان در تیم آگاه کنید و از آنها بخواهید که دانش وتجارب خود را به فروشندگان کم تجربه انتقال دهند.
متاسفانه به خاطر عدم وجود شخصی که توانایی رهبری در تیم را داشته باشد من مجبور بودم فروشنده دیگری را استخدام کنم که الگوی موفق تیم من باشد. مطمئن بودم که این استخدام می تواند نقش مهمی در مثبت بودن روند عملکرد تیم من داشته باشد.
خلاء وجود یک الگوی موفق درتیم با استخدام «بیل زیپ» پر شد. من به بیل گفته بودم که اگر واقعاً از برنامه های من پیروی کند و دقیقاً کــــارهایی را انجام دهد که من به او می آموزم، در این صورت فرد موفقی خواهدشد. بیل می دانست که من روی او حساب می کنم بنابراین، هیچ وقت به عنوان عامل منفی در عملکرد تیم تلقی نشد.
بعد از 4 ماه از استخــدام بیل، عملکرد او به طور فـــــوق العاده ای افزایش یافته بود. می توان گفت که طرزتفکر در بخش فروش در مورد عملکرد ضعیف یک شبه تغییر پیدا کرده بود و همه می پرسیدند عامل موفقیت «بیل زیپ» چیست و او چه کارهایی انجام می دهد.
عملکرد «زیپ» باعث شد دیگران نیز به حرکت دربیایند و از حالت رخوت و سستی خارج شوند و حتی بعداً به عملکرد ضعیف خود اعتراف کنند.
مرحله چهارم: عملکرد متوسط فروش را قبول نکنید: افرادی که دارای عملکرد ضعیف هستند به طرق ناکارآمدی به کار خود ادامه می دهند. شاید مدیر نخواهد به یک استخدام و جایگزینی دست بزند و از مقابله و رویارویی اجتناب کند، درحالی که این کار اشتباه بزرگی است. یک مدیرفروش موفق عملکرد فروش ضعیف را تحمل نمی کندبلکه درعوض با ارائه نقش مربیگری و آموزش به ارتقای عملکرد افراد می پردازد.
یکی از کارهایی که مدیر می تواند انجام دهد انتخاب افراد موفق از میان بخشهای دیگر است. در این صورت افرادی که دارای عملکرد ضعیفی هستند دو را ه چاره بیشتر در پیش رو ندارند:
1 - یا خود را به انجام رفتارها و فعالیتهای ضروری متعهد سازند و یا اینکه 2 - فوراً شرکت را ترک کنند.
اگر فکر می کنید نیاز به شخصی دارید که هنوز او را استخدام نکرده اید زود ست به کار شوید و این فرد را از میان بخشهای دیگر انتخاب کنید.
مرحله پنجم: معیارهای عملکرد را تعیین کنید: شما باید انتظارات خود را بیان کنید و معیارهای مطابق با رفتار، فعالیت و نتایج موردنظر خود را تعییـــن کنیـد. برای مثال، یک معیار رفتاری می تواند این باشد که هر روز قبل از ساعت 8 صبح سرکار خود حاضر باشید. یکی از معیارهای فعالیت می تواند این باشد که بایستی حداقل 25 مکالمه تلفنی در روز انجام شود و یک معیار مبتنی بر نتیجه می تواند این باشد که با افزایش تجربیات فروش کارکنان، شرکت باید ماهانه 50000 دلار فروش داشته باشد.
پیشنهاد می کنم که برای معیارهای مبتنی بر نتیجه دو نوع معیار تعیین کنید. اولین معیار باید مربوط به حداقل سطح ابقاء شغل باشد. به عنــــوان مثال، فروشندگانی که عملکرد فروش شان در سه ماه پیاپی پایین تر از حداقل سطح عملکرد باشد باید جابجا شوند و در صورتی که در فصل بعدی فروش مربوط به‌آن شخص افزایش نیافت دراین صورت آن فرد را بایداخراج کرد و دومین معیار عملکرد می تواند رسیدن به سطح فروش بالاتر باشد.
مرحله ششم: افرادی که عملکرد آنها پایین تر از حداقل استاندارد است را اخراج کنید: ممکن است کارمندان شما تعجب کنند و از خود بپرسنـــد که «آیا شما واقعاً این کار را انجام داده اید؟» اخراج اولین نفر این پیام آشکار را به گوش همه خواهدرساند که «عملکرد کاهش یافته است».
مرحله هفتم: هرچه می توانید در نقش مربی ظاهر شوید: مانند کسانی نباشید که دلشان را به رئیس بودن و میز ریاست خوش کرده اند. از پشت میز خود بیرون بیایید و با تیم خود شروع به کار کنید، زیرا این کار تنها عامل رشد و موفقیت شرکت و کارکنان شما خواهدبود.
مرحله هشتم: مفهوم کیفیت بهتر زندگی را ترویج کنید: این کار بسیار جذاب است. ما یک سری از مباحث را مطرح کردیم که می شد افراد بر روی اهداف تیمی متمرکز شوند. برای مثال، اگــر به اهداف بخش فروش دست پیدا می کردیم برنامه ای را پیاده می کردیم که در آن نیروهای فروشی که به سطح استانداردهای فردی دست یافته بودند با سایر افراد در یک مسابقه گلف بازی می کردند. بنابراین، حس فعالیت و دستیابی به سطوح بالای عملکرد درمیان افراد تیم ایجاد می شد. نتیجه این اقدامات این بود که میانگین فروش هریک از افراد دو برابر شد و جابجایی افراد در حدود 45 درصد کاهش یافت.
مرحله نهم: خواسته های هریک از کارکنان فروش خود را شناسایی کنید: هریک از افراد عوامل انگیزشی خاص خود را دارند. شما باید خواسته های افراد خود را شناسایی کرده و به آنها کمک کنید تا به خواسته های خود دست پیدا کنند. با تک تک افراد خود بنشینید و سعی کنید مشخص سازید که خواسته های آنها از سازمان چیست و اهداف بیرون از سازمان آنها چه چیزی است؟
چگونه می توانید دررسیدن به اهداف و خواسته ها به آنها کمک کنید؟ برای مثال، یکی از افراد فروشنده تیم درنظر دارد خانه بخرد، درحالی که دیگری درنظر دارد در یکی از 10 تیم برتر گلف درجهان بازی کند، دو هدف کاملاً متفاوت، ولی این افراد می توانند با تلاش خود و با همفکری شما به این اهداف برسند.
پنج اشتباه بزرگی که ممکن است مدیر فروش مرتکب شود عبارتنداز:
1 - تمرکز بر کمیت مکالمات فروشندگان با مشتریان بالقوه و بالفعل به جای تمرکز بر کیفیت مکالمات؛
2 - اتلاف وقت دردفتر کار خود به جای ایجاد ارتباط با کارکنان فروش خود؛
3 - تصور اینکه چون فردی آموزش دیده است پس می داند که چگونه بفروشد؛
4 - نداشتن زبان مشترک فروش به منظور تشخیص فرصتها؛

 


هدایت و رهبری در یک شرکت چاپ مارک
خیلی ها فکر می کنند که اگر بخواهند یک برند قوی و جدید داشته باشند که با استفاده از آن بتوانند بازار را به سوی خود سوق بدهند، باید از تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و عکس های خوشگل روی بیل بورد ها و بنر ها استفاده کنند. اما اصلا اینطور نیست. بلکه مسائلی که در ارائه برند و رهبری آن وجود دارد، پیچیده تر از آن است که با استفاده از صرفا تبلیغات بتوان به آن دست یافت. من برای این موضوع، یعنی هدایت و سکانداری برند ، از یک رویکرد 10 مرحله ای استفاده کرده ام که یک یک ارائه می دهم:
رییس سازمان باید توجه کند
مساله اول آن است که باید رییس سازمان و کسانی که در بالاترین الگوهای مدیریتی هر شرکت و سازمانی هستند،مفهوم برند را مد نظر داشته باشند و به آن توجه نمایند. بنابراین مدیران سازمان، علاوه بر تخصص اصلی، باید تخصص در بازاریابی و مشتری مداری یا همان مدیریت حوزه عمومی داشته باشند.
آی بی اِم در چندین سال قبل به جایی رسید که تقریبا باورشکستگی چندگامی بیشتر فاصله نداشت، اما با تغییر مدیریت اتفاقی افتاد که کاملا آن را متحول کرد. فردی که بر سر کار آمد و هدایت آن را بر عهده گرفت، فردی بود که از تکنیک های فنی این شرکت، به نسبت متخصصین و مهندسینی که درون آن فعالیت می کردند، چیزی نمی دانست، اما به واقع یک سخنگو و سخنران درجه یک بود و براحتی می توانست که با رسانه ها ارتباط برقرار کند و خبرنگاران را مجذوب خویش نماید. او رویکردی را اتخاذ کرد که آی بی اِم را نجات داد و دوباره جان تازه ای به این شرکت از نفس افتاده بخشید. می دانید او چه کرد؟
مدیر جدید آی بی اِم بازاریابی را به سطح اول مدیریتی این شرکت وارد کرد و به جای آنکه فقط خود در قله بنشیند و تولید کند، از همان ابتدا خود را وارد قضایای بازارسازی و بازاریابی نمود و بدین ترتیب ، بازاریابی و برندمحوری را به مهمترین موردی که سازمان متبوعش با آن مواجه بود تبدیل کرد تا به این صورت ، شرکت تحت مدیریتش را مجددا به سطح یک شرکت سودآور و پربازده برساند.
پس نکته این است که مسوول بازاریابی، باید درون حوزه مدیریت وجود داشته باشد و با جریان های مدیریتی آمیخته باشد تا بتواند نظرات و ایده هایش را به جای آنکه از پایین به بدنه تزریق کند، از بالا به مجموعه زیرین خود ابلاغ نماید.
شما نباید در فضای گنگ و ناشناخته قدم بزنید ، چرا که احتمال ضربه خوردنتان بیشتر است
بازار هم دقیقا همین است، باید خیلی واضح و روشن بدانید که فرق شما با دیگران چیست و چه تفاوت هایی میان سازمانی که شما در آن فعالیت می کنید، با دیگر رقبا و دیگر برند ها وجود دارد. مثلا اگر قرار است که پانزدهمین برند موبایل باشید، باید دقیقا بدانید که با 14 برندی که قبل از شما این شانس را داشته اند که به وجود آیند و خلق شوند، چه فرق هایی دارید تا با این مقایسه جایگاه خود را در بازار و در میان دوست و دشمن پیدا کنیدو به خوبی بشناسید و در جهت حفظ و تقویت آن حرکت نمایید
فاکتور مهمی به نام عاطفه
ما در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده ایم که در انتخاب مردم از یک برند،بیشتر از آنکه قیمت سهیم باشد، مساله عاطفی وجوددارد. یعنی اینکه برای یک خریدار مهم است که یک برند را دوست داشته باشد یا نداشته باشد. معلوم است که این قاعده در مورد برندهایی که قیمت های مساوی دارند با یکدیگر، حتما صدق می کند، چرا که مردم ، چیزی را می خرند که از آن خاطره خوبی داشته باشند و به آن علقه داشته و جزو موجودی های عاطفی شان باشد، ولی در کل، برندی که عامه به آن احساس خوبتری داشته باشند، محبوب تر و مورد توجه تر خواهد بود.
نباید فقط به فکر خود باشید
بلکه باید سایر ذی نفعان را نیز وارد قضیه کنید، چرا که یک برند، هیچگاه به تنهایی موفق نمی شود. شما برای آنکه به موفقیت دست یابید ، نباید خودخواهانه همه چیز را برای خود بخواهید و انتظار داشته باشید که به همه چیزی هم که مد نظر دارید، دست یابید. بلکه منفعت، در یک سود جمعی و عمومی ، بیشتر از یک شیوه انحصاری و انفرادی است.
یکی ازبرند های خوب، خطوط هوایی سنگاپور است؛ همان طور که می دانید هنگامی که سنگاپور از مالزی جدا شد، بر سر استقلال طلبی این کشور، نزاع های سیاسی زیادی وجود داشت، اما کار جالبی که سنگاپوری ها در بدو تاسیس خطوط هوایی شان انجام دادند، آن بود که به خطوط هوایی دیگراز آمریکا و اروپا اجازه دادند که به راحتی وارد محدوده هوایی سنگاپور بشوند و از آن بگذرند یا آنکه بار و مسافران خود را تخلیه کنند
در نتیجه همین استقبالی که دیگر خطوط از حیطه هوایی سنگاپور انجام دادند- با اینکه این کشور کوچک است و در کمتر از 3 دقیقه از پرواز، شما از مرز هوایی آن خارج می شوید- سبب شد که به عنوان یک شرکت هوایی که دیگر خطوط هوایی نیز می توانند از مزایای آن استفاده کنند مطرح بشود.
شرکت خطوط هوایی سنگاپور، مدیری دارد که خیلی آدم محجوب و ماخوذ به حیایی است و از آن تیپ شخصیت هایی است که ساکت هستند و لبخند می زنند و بیشتر از آنکه حرف بزنند، گوش می کنند و می شنوند.
مساله جالب آن است که کارهایی که آنها انجام داده اند، به نوعی سبب شده تا خیلی از شرکت های هوایی دیگر دقیقا نظیر همان ها را تکرار کنند تا این شرکت ، به نوعی الهام کننده و یکه تاز عرصه خطوط هوایی و به نوعی دیگر، یک سرمشق برای آسمان جهان قلمداد بشود.
یکی از کارهای جالبی که آنها انجام دادند آن بود که یک طراح لباس قوی از پاریس را به استخدام خود درآوردند تا از لباس سنتی کشور مالزی (مالای) استفاده کند و لباسی را برای یونیفرم مهماندارانشان طراحی کند. البته این لباس برای کسانی که در سنگاپور و مالزی زندگی می کنند، چیز تازه ای نبود، چرا که به کرات آن را برتن خانواده و هموطنان خود دیده بودند، اما برای مردمی که می خواستند از خطوط هوایی این شرکت استفاده کنند، به عنوان یک نوع پوشش سنتی بسیار جذاب و قابل توجه بود
از دیگر کارهایی که آنها برای اولین بار انجام دادند، استفاده از کنگورد در حدفاصل بین اروپا و آسیا بود، البته الان دیگر نسل کنگورد به دلیل آلودگی صوتی که ایجاد می نمود و سبب شکستن دیوارهای صوتی می شد، منقرض شده است، اما اینکه آنها شرکتی باشند که برای اولین بار از آن استفاده کنند سبب ارتقاء برند این شرکت شد.
البته آنها در استفاده از هواپیماهای شرکت ایرباس نیز پیشتاز بودند، بدین صورت که شرکت ایرباس، اولین پرواز بویینگ A-380 را در خطوط هوایی سنگاپور انجام داد.
اگر از من بپرسند که آیا این سنگاپور ایرلاین بود که از ایرباس خواست که اولین هواپیمای خود را در این شرکت تست کند، یا آنکه ایرباس بود که از سنگاپور ایرلاین تقاضا کرد،من حدسم آن است که این ایرباس بود که در یک تقابل برندینگ با سنگاپور ایرلاین ، خواستار آن شد که این هواپیما برای اولین بار در این شرکت به پرواز در آید.
طبعا این کار خطوط هوایی سنگاپور، با پوشش خبری رسانه های جهانی همراه بود و سبب شد که برند آنها، درانظار جهانی بیشتر به چشم آید، حال آنکه وقتی خطوط هوایی مالزی، مدتی بعد، از همان مدل ایرباس در خطوط خود استفاده نمود، به زحمت چند تا از روزنامه های بومی و محلی از مساله استقبال نمودند.
نکته ای که در اینجا وجود دارد آن است که باید به نقاط تماس با مخاطب( تاچ پوینت) بیشتر توجه نمود و از آن بیشتر سود جست. کاری که سنگاپور ایرلاین به خوبی آن را انجام داد.
یادم هست که یکبار از خطوط هوایی سنگاپوراستفاده کرده بودم و وقتی که هواپیما در سنگاپور نشست، دیدم که ساک پلاستیکی ای که من قبل از پرواز به خدمه باربری تحویل داده بودم، شکسته و درب و داغان شده است. من رفتم و این مساله را به دفتر خطوط هوایی سنگاپور گزارش کردم . آنها معذرتخواهی کردند و گفتند که شما شماره و آدرس هتل خود را بنویسید تا ما کسی را بفرستیم که این مساله را بررسی کند.
من فکر نمی کردم که آنها واقعا این کار را انجام دهند، اما روز بعد، فردی از سنگاپور ایرلاین آمدو یک ساک دیگر، دقیقا مثل همان ساکی که من داشتم، و با همان مارک، همراه با یک یادداشت به من تحویل داد. روی یادداشت نوشته بود: آقای مارتین رول از اتفاقی که برای ساک شما افتاد متاسفیم. امیدواریم که رنگ ساکی که برای شما انتخاب کرده ایم را بپسندید

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  49  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاریخچه چاپ درایران