ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله گیاهان زراعی تراریخته

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله گیاهان زراعی تراریخته دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

ارائه آمار و ارقام تحلیلی از تولید گیاهان زراعی تراریخته در جهان
گیاهان زراعی تراریخته (ترانسژنیک) از جمله محصولات بیوتکنولوژی نوین هستند که پیش‌بینی می‌شود انقلاب عظیمی در کشاورزی به‌وجود آورند. بنابراین کشورهای مختلفی در جهان نسبت به توسعة کشت این گیاهان اقدام نموده‌‌اند. هدف از این مقاله بررسی وضعیت کشت جهانی گیاهان زراعی تراریخته از سال شروع به توسعة آنها (۱۹۹۶) تا آخرین آمار معتبر منتشر شده (۲۰۰۳) از زوایای مختلف است. امید است که این مطلب مورد توجه مسئولان مختلفی واقع شود که در رابطه با توسعه و یا عدم توسعة این گونه گیاهان تصمیم‌گیری می‌نمایند:
مقدمه
گیاهان زراعی تراریخته، گیاهانی شبیه به همتای طبیعی خود هستند، با این تفاوت که با استفاده از دستکاری ژنتیکی، در یک یا چند صفت ویژه نسبت به نوع طبیعی خود برتری دارند. کشت این گیاهان منافعی را برای تولیدکنندگان (کشاورزان) و مصرف‌کنندگان در بردارد؛ به‌عنوان مثال، علاوه بر اینکه محصول بیشتری عاید تولیدکننده می شود، مواد شیمیایی کمتری (آفت کش یا علف کش) نیز مصرف می شوند. مصرف کننده نیز مواد غذایی ایمن تری را در نتیجة کاهش استفاده از مواد شیمیایی در تولید محصولات کشاورزی، مصرف خواهد کرد. تاکنون محصولات تراریخته در گیاهان مختلفی در جهان تولید شده‌اند که از آن‌جمله می توان موارد زیر را نام برد:
سویا، برنج، ذرت، جو، پنبه، سیب‌زمینی، کلزا، سیب‌زمینی شیرین، گوجه‌فرنگی، کدو، چغندرقند، پاپایا، سیب، انبه، موز، آناناس و نارگیل.
نقش گیاهان زراعی تراریخته در رفع نیاز غذایی بشر
گزارش برنامة جهانی غذا در سال 2003 نشان داد که به تعداد افرادی که در جهان دچار سوء تغذیه هستند، 25میلیون نفر افزوده شده و از 815میلیون نفر به 840میلیون نفر رسیده است. در چنین شرایطی، نیاز به تولید مواد غذایی بیشتر، بیش از پیش احساس می‌شود و بیوتکنولوژی و به‌خصوص کشت گیاهان زراعی تراریخته می‌تواند از طرق زیر در تأمین غذای میلیون‌ها نفر انسان مؤثر باشد:
- افزایش محصول گیاهان زراعی و در نتیجه تولید غذای بیشتر در جهان؛
- حفظ تنوع زیستی به‌عنوان یک فاکتور مهم در تولید محصول بیشتر؛
- افزایش پایداری محصول در برابر تنش‌های زنده و غیرزنده؛
- ایجاد منافع اقتصادی و اجتماعی برای جوامع مختلف و در نتیجه، کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه.
سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته در جهان در سال 2003
در سال 2003، 7,67میلیون هکتار (167میلیون ایکر) از اراضی کشاورزی جهان به زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته رفت که 3درصد نسبت به سال 2002 بیشتر شد و به حدود 15درصد از کل اراضی زیر کشت دنیا رسید. این آمار و ارقام، 3میلیون هکتار سویای تراریخته‌ای را نیز شامل می‌شود که برای اولین بار در سال 2003 در کشور برزیل مجوز کشت دریافت کرد. نمودار 1 سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته را از سال 1996 تا 2003 نشان می‌دهد.

 

نمودار 1. سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته را از سال 1996 تا 2003 (میلیون هکتار)
آمارها نشان می‌دهد که از سال 1996 که گیاهان تراریخته برای اولین‌بار در مقیاس وسیع کشت شدند تا سال 2003، سطح زیر کشت این گیاهان در جهان مرتباً در حال افزایش بوده است؛ به‌طوری‌که سطح زیر کشت در سال 2003 تا 40 برابر نسبت به سال 1996، افزایش داشته است و از 7,1میلیون هکتار در سال 1996، به 7,67میلیون هکتار در سال 2003 رسیده است. همچنین، تعداد کشورهای کشت‌کنندة این گیاهان در سال 2003 نسبت به سال 1996، به بیش از دو برابر رسیده است.

 

وضعیت توزیع گیاهان زراعی تراریخته در کشورهای صنعتی و در حال توسعه
سهم کشورهای در حال توسعه از کشت گیاهان زراعی تراریخته در سال 2003 نسبت به سال‌های قبل از آن بیشتر شده است؛ به‌طوری که از 14درصد در سال 1997 به 30درصد در سال 2003 رسیده است (جدول1). یعنی یعنی در سال 2003، تقریباً یک‌سوم (4,20میلیون هکتار) از کل سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته در جهان (7,67میلیون هکتار) مربوط به کشورهای در حال توسعه شده است (نمودار 2).

 

 

 


افزایش سهم کشورهای در حال توسعه در این رابطه، تا حدی به کشت سویای تراریخته برای اولین بار در برزیل و همچنین افزایش سطح زیر کشت این گونه گیاهان در چین،‌ آرژانتین، آفریقای جنوبی و هند مربوط است.

 

 

 

نمودار 2. کل سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته در کشورهای صنعتی و در حال توسعه (میلیون هکتار)
میزان افزایش سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته در سال‌های 2002 تا 2003 در کشورهای در حال توسعه (4,4 میلیون هکتار) و صنعتی (6,4 میلیون هکتار) تقریباً با هم برابر بود (جدول1)؛ اما درصد رشد در کشورهای در حال توسعه (28درصد) بیش از دو برابر کشورهای صنعتی (11درصد) بود.

 

توزیع گیاهان زراعی تراریخته بر اساس کشور
در سال 2003، شش کشور عمدة تولیدکنندة محصولات تراریخته (آمریکا، آرژانتین، کانادا، برزیل، چین و آفریقای جنوبی)، 99درصد از سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته را به خود اختصاص داده‌اند. جدول 2 سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته را در کشورهای مختلف در سال‌های 1996 تا 2003 نشان می‌دهد.
ملاحظه می‌شود که از این شش کشور پیشرو در زمینه کشت گیاهان زراعی تراریخته، چهار کشور در حال توسعه و دو کشور جزء کشورهای صنعتی هستند (نمودار 3). در این کشورها، آمریکا با 8,42میلیون هکتار (63درصد) سطح زیر کشت، مقام اول را دارد و پس از آن، به‌ترتیب آرژانتین با 9,13میلیون هکتار (21درصد)، کانادا با 4,4میلیون هکتار (6درصد)، برزیل با 3میلیون هکتار (4درصد)، چین با 8,2میلیون هکتار (4درصد) و آفریقای جنوبی با 4,0 میلیون هکتار (1درصد) در رده‌های دوم تا ششم قرار دارند.از این شش کشور، چین و آفریقای جنوبی با نرخ رشد 33درصد، بالاترین نرخ رشد سالانه را به‌خود اختصاص داده‌اند. چین در سال 2003، سطح زیر کشت پنبة Bt خود را تا 8,2میلیون هکتار افزایش داد که این مقدار برابر 58درصد از سطح زیر کشت پنبه این کشور در سال 2003 (8,4میلیون هکتار) است. آفریقای جنوبی نیز در سال 2003، سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریختة خود را که شامل ذرت، سویا و پنبة تراریخته بود، افزایش داد و به 4,0میلیون هکتار رساند که در مورد ذرت سفید، میزان رشد سالانه بیشتر از بقیه محصولات بود؛‌ به‌طوری‌که سطح زیر کشت این گیاه در این کشور از 6هزار هکتار در سال 2003 به 84هزار هکتار در سال 2003 افزایش یافت.
سطح زیر کشت گیاهان تراریخته در کانادا نیز با یک میلیون هکتار افزایش (26 درصد) در سال 2003 نسبت به سال قبل به 4,4میلیون هکتار رسید. این یک میلیون هکتار افزایش، مربوط به کشت سه گیاه تراریختة کلزا، ذرت و سویا بوده است. در آرژانتین، به‌رغم مشکلات اقتصادی، سطح زیر کشت گیاهان تراریخته در سال 2003، حدود 3درصد رشد داشته است که در مورد ذرت Bt، افزایش میزان سطح زیر کشت بیشتر از سایر محصولات بوده ‌است.

 

 

 

نمودار3. کل سطح زیر کشت گیاهان زراعی تراریخته در سال‌های 1996 تا 2003 در شش کشور پیشرو (میلیون هکتار)
در آمریکا، رشد محصولات تراریخته در سال 2003، 10درصد بود (8,3میلیون هکتار) که این میزان رشد به‌ترتیب مربوط به ذرت مقاوم به حشره و علف‌کش و سویای مقاوم به علف‌کش بوده است.
علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری نیز به جمع کشورهای تولیدکنندة محصولات تراریخته پیوستند. به‌عنوان مثال، دو کشور برزیل و فیلیپین، کشت گیاهان زراعی تراریخته را برای اولین بار در سال 2003 تصویب کردند. برزیل به‌طور قانونی کشت سویای مقاوم به علف‌کش را در اواخر سپتامبر 2003 و کمی قبل از شروع فصل کشت، تصویب کرد و این زمانی بود که 50درصد زمین‌ها به زیر کشت سویا رفته بود. با این وجود، 3 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی این کشور به زیر کشت سویای تراریخته رفت. در فیلیپین، در سال 2003 و برای اولین بار 20هزار هکتار به زیر کشت ذرت Bt رفت و به این ترتیب برزیل و فیلیپین به جمع 16 کشور عمدة تولیدکنندة گیاهان تراریخته پیوستند تا شمار این گونه کشورها در سال 2003 به 18 کشور افزایش یابد. علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری نظیر هند، ‌اسپانیا، اروگوئه و رومانی نیز افزایش تولید محصولات تراریخته را در سال 2003 گزارش کردند. هند سطح زیر کشت پنبة Bt خود را در سال 2003 تا 100درصد افزایش داد. اسپانیا سطح زیر کشت ذرت Bt را تا یک سوم افزایش داد که این مقدار، 6درصد از کل سطح زیر کشت ذرت را در این کشور در سال 2003 تشکیل می‌دهد. در برخی از کشورها نیز مانند کلمبیا و هندوراس که در سال 2002 به جمع کشورهای تولیدکنندة محصولات تراریخته پیوستند، رشد کمتری دیده می‌شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   27 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله گیاهان زراعی تراریخته

دانلود مقاله شناخت بتن

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله شناخت بتن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

الف) اهمیت شناخت دقیق بتون: اموروزه مصرف روز افزون بتون در کارهای مختلف، در تمام جوامع مهندسی عمرانی پذیرفته شده است. این امر به علت دارا بودن خواص مناسب، دوام کافی و در نتیجه، لزوم شناخت بیشتر مصالح تشکیل دهنده ی آن همراه با تکنولوژی ساخت بتون است.
ب) مواد تشکیل دهندۀ بتون: آشنایی کامل با خواص سیمان، مصالح سنگی و آب، ینی مواد تشکیل دهندۀ بتون ،شناخت مواد مضاف و مواد افزودنی (مانند مواد پوزولانی، سرباره کوره های آهن گدازی و روان کننده ها) چگونگی ساخت، حمل و ریختن و جا دادن ، تراکم ، عما اوردن و پرداخت بتون و نز اطلاعاتی درباره ی میلگرد و قالب بندی در کارهای بتونی ، آزمایش های مختلف روی بتون تازه و سخت شدن بتون ریزی در وضعیت ویژه مباحثی است که امروزه دانستن آن برای همه کارگزاران کارهای بتونی ضروری و اجتناب ناپذیر است.
ج) تعریف بتون: بتون جسم بسیار سخت و سخت مانندی است که ترکیب مقدار معین و حساب شده سیمان ، شن،ماسه ، آب و بعضی مواد مضاف و افزودنی دیگر به دست می آید.

 

ب) ویژگی مصالح سنگی : مصالح سنگی باید از دانه های تمیز و سخت و مقاوم تشکیل شوند ؛ همچنینی باید عاری از مواد شیمیایی باشند ، نیز سطح دانه های مصالح ، پوشیده از رس و یا مواد ریزدانه ای (مانند خاک ، لای ، سیلت، رس، املاح ، فضولات انسانی و مواد آلی دیگر) نباشد.بسیاری از این املاح را می توان با شستن مصالح خارج ساخت.
گفتنی است مصالح سنگی ضعیف، شکننده و پولکی برای ساخت بتون مناسب نیستند. مواد آلی ماسه را نمی توان با شستشو خارج کرد .

 

5-1- سیمان
اگر از مخلوطی از سنگ آهک، خاک رس با گچ در کورۀ دوار با حرارت زیاد پخته شود؛ سپس با مقدار کمی گچ از طریق آسیاب کردن به پودر تبدیل شود، محصول به دست آمده « سیمان » خواهد بود. زمانی که سیمان با آب مخلوط شود ، واکنش شیمیایی آغاز می گردد و بر روی سطح هر دانه سیمان، مواد حاصل از هیدراته شدن پدید می آید که در اثر اتصال این مواد به یکدیگر تمام دانه ها با هم ارتباط می یابند .در اثر این ارتباط، بتون سفت و سخت می شود و سرانجام ، مقاومت حاصل می شود .
این واکنش شیمیایی « هیدراتاسیون» نامیده می شود که با تولید حرارت همراه است. البته در قطعات نازک ، مانند دیوارها و یا دال ها- تا 200 میلی متر ضخامت- حرارت حاصل از هیدراتاسیون به سرعت از بین می رود. پس از قالب برداری دیوارهای با ضخامت 200 میلی متر و بیش تر، حتی پس از 24 ساعت از زمان بتون ریزی چنانچه سطح آن لمس گردد، دمای بتون احساس می شود.
6-1- آب
( یکی از اجزای اصلی بتون آب است. بدون وجد آب هیچ واکنش شیمیایی در بتون انجام نمی گیرد. از نظر تئوری مقدار آب مورد نیاز بتون در حدود 20% وزن سیمان است. اما در عمل برای به دست آوردن کارایی لازم، مقدار آب مصرفی تا حدود 30 الی 55 درصد افزاطش می یابد ( آب اضافی باعث حل شدن ژله ی سیمان می شود و مقداری از آن وارد فعل و انفعال ذرات غیر فعالتر سیمان شده و قسمتی دیگر نیز در هوای مخلوط در بتون محبوس می شود و فضایی کوچک و میکروسکوپی را تشکیل می دهد. در اثر تبخیر آب، این فضاها مقاومت بتون را کاهش می دهند). در سالهای اخیر با استفاده از مواد روان ساز عالی ، نسبت آب به سیمان کاهش داده در نتیجه ، امکان ساخت بتون مرغوب (مقاومت و دوام بالا)حاصل شده است. مناسبترین آب برای ساخت بتون، آب آشامیدنی است.آبهای دارای املاح و کلرورهای مختلف برای بتون نامناسب و زیان آورند. بتون در اثر ترکیبات مختلف اجزای سیمان با نمک های محلول در آب صدمه می بیند؛ از این رو ، باید دقت کرد که در ساخت بتون از مصرف آبهای راکد، آبهای باتلاقی ، آبهای دارای املاح زیاد، آب دریا و آبهای کثیف و مصرف شده ( فاضلاب های خانگی و صنعتی ) خودداری شود.

 

 

 

7-1- مواد مضاف
مواد مضاف، شیمیایی خاصی هستند که به صورت محلول و آی پودر عرضه می شوند. مواد مضاف به بتون اضافه می شوند تا بعضی از ویژگی های بتون تازه یا سخت شده را تغییر دهد.
1-3- علل مصرف فولاد در بتون
دلایل کاربرد فولاد در بتن عبارتند از:
1- افزایش تنشهای کنشی در بتون
2- ترکیب بتون و فولاد در بتون مسلح
3- دارای محاسن هر دو ماده و فاقد عیبهای آن دو. می باشد .
4- افزایش دوام بتون
5- افزایش مقاومت برشی
6- افزایش مقاومت فشاری با استفاده از فولادهای جدید
7- پیوستگی کامل بین فولاد و بتون در مقابل ترکهای کششی
8- ساخت بتونی با مقاومت بالا ( با استفاده از روش پیش تنیدگی ) در نتیجه ، کاهش خیز و ترکهای کششی تحت اثر بارهای وارد شده.
9- امکان ساخت پوسته های مقاوم نازک به وسیله بتن مسلح

 

2-3- انواع فولادهای مصرفی در بتون
مقاومت فولادهای مسلح کننده معمولی در بتن 100 برابر مقاومت کششی بتن و 10 برابر مقاومت فشاری بتن است. دو نوع فولاد برای ساختن میله های مسلح کننده به کار می روند که عبارت اند از : فولاد نرم ، و فولاد با تنش جاری شدن بالا.
اکثر بتون های از نورد گرم فولاد نرم ساخته می شوند. مقاومت آنها در حدود 2400-1600 کیلوگرم بر سانتی متر مر بع است. فولاد آج دار با تنش جاری شدن بالا از از نورد گرم فولاد کم آلیاژ و یآ به وسیله عملیات سرد روی فلز نرم (پیچش و کشش ) به دست می آید .
11-3- استاندار خم قلاب انتهای میلگرد
1- میله هآی اصلی
- برای قلاب 180 درجه، طول قلاب برابر 10 و قطر و انحنای خم 180 درجه حداقل برابر 5 است.
- برای قلاب 90 دجه ، طول قلاب برابر 15 است.
2- خاموت ها :
- برای قلاب 180درجه ، طول قلاب بعد از انحنا( نیم دایره) برابر با 4 تا 5/6 سانتی متر است .
- برای قلاب 90 درجه ، طول قلاب بعد از انحنا برابر 4 تا 5/6 سانتی متر است .
- برای قلاب 135 درجه، طول قلاب بعد از خم 135 درجه برابر 6 تا 5/6 سانتی متر است .
3- میلگرهای آج دار:
بر اساس استانداردها، تنها استفاده از میله گرد آجدار در بتون – به دلیل چسبندگی بهتر با بتون- توصیه می شود. در شکل های صفحه بعد از قلاب های استاندارد برای میله گردهای آج دار و ساده نشان داده شده است.
13-3- فونداسیون
تعریف : شالوده یا فنداسیون قسمتی از سازه است که قالباً پاین تر از سطح زمین قرار می گیرد و نیروهای ناشی از سازه را به خاک آی بستر سنگی انتقال می دهد.
عملکرد فونداسیون: تقریباً تمامی خاکها تحت تأثیر نیرو، به مقدار نسبتاً زیاد ، فشرده می شوند که این کار باعث نشست سازه ی استوار بر آن می شود.
دو اصل اساسی در طراحی شالوده ها باید رعایت شود:
1- نشست کلی سازه به مقدار قابل قبول و جزئی محدود شود.
2- قسمت های مختلف سازه تا حد امکان نباید دارای نشست های نا مساوی باشند.
انواع شالوده ها:
شالوده ها در حالت کلی ه شالوده های دیوار و ستون تقسیم بندی می شوند. شالوده دیوار یک نوار از دیوار مسلح به عرض بزرگتر از ضخامت دیوار است (حد اقل عرض 50 سانتی متر) که بار دیوار را به سطح گسترده تری منتقل می کند( شالوده نواری). شالوده هاط منفرد معمولاً به صورت مربع و گاهی به صورت مستطیل هستند.
در بعضی از شالوده ها ممکن است مقطع به شکل ذوزنقه باشند. در بعضی حالت ها ، شالوده به صورت مکعب- برای انتقال بار 2 ظیآ جند ستون – ساخته می شوند. هر گاه مقاومت زمین در حد متعارفی باشد، از شالوده های ساده و مرکب استفاده می شود و زمانی که از زمین مقاومت کافی ندارند، از شالوده های گسترده یا صفحه ای استفاده خواهد شد.
شالوده های گسترده (رادیه) یک دال بتون مسلح یک پارچه است که در تمام سطح زیر ساختمان گسترده شده است.
14-3- میلگرد گذاری ساده شالوده ها
در عمل میلگردها به صورت شبکه ای در کف شالوده قرار داده می شود0 بااحتساب فاصله پوشش بتون). برآی ایجتاد چسبندگی و انتقال مناسب نیرو از فولاد به بتون و بر عکس در کناره های میلگردهای شبکه با خم 90 درجه به طول معین، شکل داده می شوند( 15 برای میلگرد ساده و 12 برای میلگر آج دار).
حداکثر فاصله ی آرماتورهای شبکه نمی تواند از 12 بیشتر باشد.
15-3- پوشش بتون میلگردها در شالوده های بتونی
برای انتقال کامل نیروها از بتون به فولاد یا به عس، لازم است که حد اقل پوشش بتون برای میلگردهای کناری برابر 3-5/2 و برای میلگردهای داخلی برابر 5/2 باشد. پوشش کناری میلگرها در نواحی گرظم و مرطوب، به علت خورندگی شدید بتون و خطر زنگ زدگی فولاد، برابر 5 در نظر گرفته شود.
20-3- تعریف ستون و عملکر آن
در ستون هایی که به طور عمده تحت تأثیر فشار محوری قرار دارند، از نظر اقتصادی به صرفه است که قسمت اعظم بار به وسیله بتون تحمل شود(نظیر ستون ها). اما به دلایل مختلف همیشه فولاد در ستون بتونی به کار برده می شود (در عمل، ستون های اندکی تحت تأثیر نیروهایمحوری خالص قرار دارند). واگذاری قسمتی از تحمل نیروهای فشاری محوری و گاه فشارهای جانبی و انتقال آن به قسمت پایین تر است)
21-3- میلگرد انتظار در پی و طبقات
حداقل طول میلگرد انتظار در پی برابر 60یا 60 سانتی متر است، همچنین حداقل طول میلگرد انتظار در طبقات برابر 50 یا 50 سانتی متر است .
زاویه درصد انحراف در آماتورهای ستون برابر است. براساس آیین نامۀ B.S مقدار فولاد موجود در وصله نباید از 10 % سطح مقطع ستون بیشتر باشد، بلکه باید حدود فاصله ای برابر 10 میلی متر بین قفسه های فولادی در وصله وجود داشته باشد.10/1 فاصله مرکز تا مرکز دو گروه از میلگرهای به هم بسته شده نباید از 150 میلیمتر بیشتر باشد. ابعاد میلگردهای آج دار یا مربع شکل پیچیده را می توان از ضرب عدد 1/1 در شماره اسمی انها به دست آورد.
22-3- جزییات خاص آماتوربندی ستون ها
- میلگرد انتظار خم شده ستون ها باید دارای این مشخصات باشد :
1- شیب قسمت مایل میلگردهای خم شده نسبت به محور ستون نبایدا ز 1 به 6 بیش تر باشد .
2- خم کردن میلگردهای انتظار باید قیل از قالب بندی انجام پذیرد .
3- هر گگاه وجه ستون یا دیوار بیش از 75 میلیمتر عقب نشستگی یا پیش آمدگی داشته باشد میلگردهای طولی ممتد نباید به صورت خم شده به کار برده شوند ؛ هم چنین در حالت عقب نشستگی باید میلگردهای انتظار مجزا برای اتصال به میلگردهای وجوه عقب نشسته با رعایت ضوابط مربوطه به مهارها و وصله در منطقه ی تغییر مقطع پیش بینی شوند .
27-3-تیر بتون مسلح
تعریف: تیرهای بتون مسلح که از دو مسالح مختلف در ساخت آنها استفاده شده است، همگن نیستند؛ بنابراین، روش تحلیل جداگانه ای برای آنها وجود دارد.در هر مقطع از تیر با صرف نظر کردن از نیروهای محوری-به علت کوچکی آنها-یک نیروی برشی و یک لنگر خمشی وجود دارد. لنگر خمشی، تجزیه پذیر به تنش های قائم بر مقطع است که به آن « تنش های خمشی» می گوییم. در تیر های بتون مسلح به علت ضعف بتون در مقابل نیروهای کششی، میلگرهای فولادی در ناحیه کششی قرار داده می شود (با در نظر گرفتن پوشش مناسب بتون به منظور جلوگیری از خوردگی فولاد ). در تطرهای بتون مسلح ، کشش ناشی از خمش به وسیلۀ میلگرد های مسلح کننده، و فشار ناشی از خمش به وسیله بتون ناحیه فشاری تحمل می شود.

 

الف) انواع تیرها :
1- تیر ساده: تیری است با مقطع مربع یا مستطیل که بر روی دو تکیه گاه ساده تکیه دارد و نیروی ناشی از لنگر خمشی مثبت، در وسط دهانه تحمل می کند.
2- تیرهای دو سر گیردار: این تیرها در هر دو طرف تکیه گاه، لنگر(ممان)می پذیرد.
3- تیر ممتد: این تیر برای پوشش دهانه های وسیع استفاده می شود و قادر است نیروی فشاری ، برشی ، پیچشی و ممان های مختلف را تحمل کند.
4- تیر کنسولی یا تیر طره ای : تیری است که برای پوشش بالکن ها ، سردرها، باران گیرها و قسمت های جلویی آمده ی سقف بکار می رود.
5- تیرهای پوششی یا فرعی : تیرهایی هستند که بار خود را به تیرهای اصلی منتقل می سازند. این تیرها ممکن است با مقطع مربع مستطیل و یا مقطع T شکل باشند

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   23 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله شناخت بتن

دانلودمقاله فطرى بودن پوشش

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله فطرى بودن پوشش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، داراى جایگاه خاصّى است، و یکى از دلایل اساسى آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطرى است.
داستان حضرت آدم و حوّا نیز فطرى بودن پوشش را اثبات مى‏کند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که براى مسیحیان نیز مقدّس است)، مى‏خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکوست و به نظر، خوش‏نما و درختى دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نیز داد و او خورد*آن‏گاه چشمان هر دوى ایشان باز شد و فهمیدند که عریان‏اند؛ پس برگ‏هاى انجیر به‏هم دوخته، سترها براى خویشتن ساختند. . » بعد ادامه مى‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است * و خداوندْ خدا رخت‏ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». (1)
بر طبق این متن، آدم و حوّا لباسى نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهمیدند که عریان‏اند که بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسى از پوست بدیشان ارزانى داشت. در قرآن کریم در مورد داستان حضرت آدم و حوّا چنین آمده است: فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءتَهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ؛(2)
آن‏گاه که آدم و حوّا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گردید). و به سرعت، با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند. طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت آدم و حوّا قبل از چشیدن درخت ممنوعه داراى لباس بوده‏اند؛ امّا با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواى شیطان) لباس خود را از دست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند. به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگى (خواه طبق نقل تورات قبل از آن داراى لباس نبوده و یا طبق قرآن کریم داراى لباس بوده‏اند) بلافاصله خود را با برگ‏هاى درختان بهشتى پوشاندند. این احساس شرم از برهنگى، حتى بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ‏ها (ولو به طور موقت)، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانى از جانب خداوند یا فرشته وحى و یا تذکّر هر یک به دیگرى صورت گرفته است، بیانگر فطرى بودن پوشش در انسان است و ثابت مى‏کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن‏ها ایجاد نشده است؛ بلکه انسان‏هاى نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان‏ها، به طور فطرى بدان گرایش داشته‏اند. و بنا به گواهى متون تاریخى، در اکثر قریب به اتفاق ملت‏ها و آیین‏هاى جهان، حجاب در بین زنان، معمول بوده است. هرچند حجاب در طور تاریخ، فراز و نشیب‏هاى زیادى را طى کرده و گاهى با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولى هیچ‏گاه به‏طور کامل از بین نرفته است. اگر به لباس ملّى کشورهاى جهان بنگریم، به خوبى حجاب و پوشش زن را در آن مى‏بینیم. دقّت در لباس ملى کشورها ما را از ورق زدن کتب تاریخى براى یافتن ملل و اقوامى که زنان آنها داراى حجاب بوده‏اند، بى‏نیاز مى‏سازد و به خوبى اثبات مى‏کند که حجاب در میان اکثر ملت‏هاى جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب یا ملّت خاصى نداشته است. تمام ادیان آسمانى، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن دعوت کرده‏اند؛ زیرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبیعى در فطرت زنان به ودیعت نهاده شده است و احکام و دستورهاى ادیان الهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشریع شده است؛ پس در همه ادیان الهى پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در ادیان زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، حجاب زنان امرى لازم بوده است. کتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورها و احکام دینى، آداب و مراسم و سیره عملى پیروان این ادیان الهى، بهترین شاهد و گواه اثبات این مدّعاست.

 

حجاب در شریعت زرتشت
«اَشو زرتشت» با توصیه‏ها و اندرزهاى خود، کوشیده است تا پایه‏هاى حجابى را که زنان ایرانى به عنوان یک فرهنگ ملّى در ظاهر عرف خود رعایت مى‏کنند، در عمق روح آنان متحکّم نماید و از این راه، ضمانت اجراى قانون حجاب را در آینده نیز تأمین نماید و بدین سان، جامعه خویش را در مقابل امکان انحراف‏هاى اخلاقى پنهان، بیمه کند. قسمتى از پند و اندرزهایى که «اَشو زرتشت» به پیروان خود توصیه نموده را نقل مى‏کنیم، تا این اقدام مهم «اشو زرتشت» بهتر نمایان گردد و حرکت او در جهت تعالى و آموزش ریشه‏هاى «حفظ حجاب» و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطن، روشن‏تر شود. او مى‏فرماید: * اى نوعروسان و دامادان! روى سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به خاطر بسپارید و با غیرت، در پى زندگانى پاک مَنشى برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزى، بر دیگرى پیشدستى جوید تا آن زندگانى مقدس زناشویى، با خوشى و خرّمى همراه باشد. * اى مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروى کنید. هیچ‏گاه گرد دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى که تباه کننده زندگى‏اند، نگردید؛ زیرا لذّتى که با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏اى است که با شیرینى درآمیخته و همانند خودش دوزخى است. با این‏گونه کارها زندگانى گیتى خود را تباه مسازید. * پاداش رهروان نیکى، به کسى مى‏رسد که هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد. کوتاهى و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس، چیز دیگرى نخواهد بود. * فریب‏خوردگانى که دست به کردار زشت مى‏زنند، گرفتار بدبختى و نیستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است؛ ولى زنان و مردانى که به اندرز و راهنمایى من گوش فرا مى‏دهند، آرامش و خوشى زندگى بهره‏شان خواهد بود و سختى و رنج از آنان دور خواهد گشت و به نیک‏نامى جاودانى خواهند رسید. (3)
و در کتاب «وَنْدى داد» این جمله به طور مکرّر آمده است: «کلام ایزدى است که کردار زشت را نابود مى‏کند: از تو - اى مرد! - خواهش مى‏کنم پیدایش و فزونى را پاک و پاکیزه ساز! از تو - اى زن! - خواهش مى‏کنم تن و نیرو را پاک و پاکیزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشى و شیر تو فراوان شود!». (4)در کتاب پوشاک باستانى ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏هاى میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتى چنین مى‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتى از آن استفاده مى‏کنند، شباهتى بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد؛ چنان‏که روسرى آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسرى بانوان بختیارى است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربى است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندرى است». دین زرتشت، بر سه اصل اساسىِ، «اندیشه نیک»، «گفتار نیک» و «کردار نیک» استوار گشته است. موبدان در تفسیر اندیشه و کردار نیک مى‏گویند: «یک زرتشتى مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دیگر دورى جوید». در اندرز «آذرباد مار اسپند» موبد موبدان آمده است: «مرد بد چشم را به معاونت خود قبول مکن». (5)
حجاب در شریعت یهود
رواج حجاب در بین زنان قوم یهود، مطلبى نیست که کسى بتواند آن را مورد انکار یا تردید خود قرار دهد. مورّخین، نه‏تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته‏اند، بلکه به افراطها و سخت‏گیرى‏هاى بى‏شمار آنان نیز در این زمینه تصریح کرده‏اند. در کتاب «حجاب در اسلام»، آمده است: «گرچه پوشش، در بین عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به‏وجود آورد، ولى در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللى که از فکر یهود پیروى مى‏کردند، حجاب، به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام مى‏خواست وجود داشت. در بین این ملت‏ها وجه و کفّین (= صورت و کف دست‏ها) هم پوشیده مى‏شد. حتى در بعضى از ملت‏ها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادتِ سفت و سخت درآورده بودند». (6)ویل دورانت، که معمولاً سعى مى‏کند موارد برهنگى یا احیاناً تزیینات و آرایش‏هاى زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعى جلوه دهد، در این مورد مى‏گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر مى‏آراستند، لکن به آنها اجازه نمى‏دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موى سر، خلافى بود که مرتکب را مستوجب طلاق مى‏ساخت. از جمله تعالیم شرعى یکى آن بود که مرد یهودى نباید در حضور زنى که موى سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد». (7)او در توصیف زنان یهودى مى‏گوید: «زندگى جنسى آنان على‏رغم تعدّد زوجات، به طرز شایان توجّه، منزه از خطایا بود. زنان آنان دوشیزگانى محجوب، همسرانى ساعى، مادرانى پُرزا، و امین بودند و از آن‏جاکه زود وصلت مى‏کردند، فحشا به حدّاقل، تخفیف پیدا مى‏کرد». (8)در کتاب مقدّس یهودیان، موارد متعدّدى یافت مى‏شود که به طور صریح و یا ضمنى، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تأیید قرار گرفته است. در برخى از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به کار رفته است که نشانگر کیفیت پوشش زنان آن عصر است. اینک به پاره‏اى از آن موارد اشاره مى‏گردد.
پوشش کامل در مقابل نامحرم
در «سِفْر پیدایش» تورات، چنین مى‏خوانیم: و رفقه، چشمان خود را بلند کرد و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد. زیرا که از خادم پرسید: «این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما مى‏آید؟». و خادم گفت: «آقاى من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانید. (9)

 

عدم تشبّه مرد و زن به یکدیگر
در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد؛ زیرا هر که این کُند، مکروه یهوه (خداى تو) است». (10)
نزول عذاب در اثر آرایش دختران یهود براى بیگانگان
در «تورات» مى‏خوانیم: «و خداوند مى‏گوید از این جهت که دختران صهیون متکبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه مى‏روند و به ناز مى‏خرام‏اند و به پاهاى خویش، خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند * بنابراین، خداوند فَرقِ سر دختران صهیون را کَلْ خواهد ساخت و خداوند، عورت ایشان را برهنه خواهد نمود * و در آن روز، خداوند زینت خلخال‏ها و پیشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد کرد*و گوشوارها و دستبندها و روبندها* و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردان‏ها و تعویذها را* و انگشترها و حلقه‏هاى بینى را * و رداها و شال‏ها و کیسه‏ها را * و آینه‏ها و کتان‏هاى نازک و عمامه‏ها و بُرقع‏ها را * و واقع مى‏شود که: به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض موهاى بافته، کَلى و به عوض سینه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زیبایى، سوختگى خواهد بود * مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست». (11)در تورات، از چادر و برقع و روبنده‏اى که زنان با آن، سر و صورت و اندام خویش را مى‏پوشانده‏اند، صریحاً نام برده شده است، که نشانگر کیفیت پوشش زنان است. براى نمونه در کتاب «روت» مى‏خوانیم: «بوعز گفت: زنهار کسى نفهمد که این زن به خرمن آمده است. و گفت: چادرى که بر توست، بیاور و بگیر. پس آن را بگرفت و او شش کیل جو پیموده بر وى گذارد و به شهر رفت». (12)در مورد عروس یهودا مى‏خوانیم: «پس رخت بیوگى را از خویشتن بیرون کرد. بُرقعى به رو کشید و خود را در چادرى پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست». (13)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله فطرى بودن پوشش

دانلودمقاله قوم ماد

اختصاصی از ژیکو دانلودمقاله قوم ماد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


تپه هگمتانه
تپه هِگْمَتانه تپه‌ای تاریخی با پیشینه‌ای متعلق به دوران مادها است که در شهر همدان قرار دارد.
پیشینه و نام
امروزه عموم باستان شناسان، تپهٔ باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را - که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است - بقایای ابنیهٔ کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌دانند. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتار می‌باشد، که با در نظر گرفتن بخش‌هایی که جزء محدودهٔ تپهٔ باستانی بوده، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز می‌رسد.
این تپهٔ بیضی شکل، در داخل محدودهٔ شهر فعلی همدان در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده‌است. «هگمتانه» یا «هنگمتانه» که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی «جا» و «متانه» به معنی «تجمع» است. این واژه در زبان یونان به صورت «اکباتانا» در آمده‌است و در کتیبه‌های عیلامی به صورت «آگ ماتونو» آمده‌است. برخی نیز معتقدند: «امدانه» یا «آمادای» که در کتیبه پلیسر پادشاه آشور آمده، به این محل اطلاق می‌شده‌است. «هگمتانه» در زبان ارمنی «اهمتان»، در زبان سریانی و پهلوی «اهمدان» و در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات «احتمانا» گفته شده‌است.
همچنین، سکه‌هایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها «اهمتان» قید شده‌است. نخستین اشارهٔ مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامهٔ بیست و چهارم سارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل از میلاد) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلاد) بوده‌است که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای» یا «آمادای» یاد کرده‌اند.

 

 

 


سرزمین ماد
ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و ناحیه امروزی تهران ( ری )،حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان‌، و کردستان را با نام ماد بزرگ می‌شناختند. پایتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغییر نام داد.

 

اقوام ماد
سرزمین ماد
مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می گردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحاد مادها یعنی بوسیان (کردوخی ها و میتانی ها) ، ستروخاتیان (ساگارتی ها، کرمانجها) وبودیان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران ( ری ) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی می کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته اند.

 


دوران مادها
آشوریان باستان به شهرهای قوم کاسی، عنوان «کار کاشی» داده بودند، که “ کار“ به معنی قرارگاه یا منزلگاه و “ کاشی “اسم قوم“ کاسی“ است.
آشورشناسان و مادشناسان، جملگی این کارکاشی (یا شهر کاسیان) را منطقه کنونی همدان دانسته‌اند. پروفسور گیریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی، معتقد است که اسم قبلی هگمتانه، «اکسایا» یعنی شهر کاسی‌ها بوده‌است و در مجموع اعتقاد غالب بر این است که شهر هگمتانه را یکی از اقوام آریایی بنام مادها ساخته‌اند و نخستین دولت ایرانی را در آن بنا نهاده‌اند. ولی نتایج تحقیقات، بیانگر آن است که شهر هگمتانه، پیش از انتخاب به پایتختی توسط مادها وجود داشته و مردمانی از قوم کاسی در آن زیسته‌اند. سپس بازماندگان قوم کاسی، بعدها با طایفه‌ای از آریایی‌ها، قوم موسوم به ماد را پدید آورده‌اند و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوری، دولت ماد را بنیان گذاشته و و پایتخت خود را «کارکاشی» قرار داده‌اند و از آن به بعد، این شهر هگمتانه نام گرفته‌است.
'مادها، گروهی از اقوام آریایی بودند، که از جنوب سیبری به سمت فلات ایران حرکت کرده و در غرب ایران ساکن شدند. عواملی مانند: رشد اجتماعی و فرهنگی، تماس با گروههای بومی ساکن فلات ایران، وجود همسایگانی قدرتمند و احساس نیازهای جدید سیاسی و اجتماعی، آنها را وادار به اتحاد و ایجاد حکومتی مقتدر نمود، به طوری که قوی‌ترین قوم آن روزگار یعنی آشوری‌ها را، برای همیشه از صفحه روزگار محو کردند.

 

گزارشات مورخین یونانی از ساختار قلعه
اسکلت انسانی در موزه هگمتانه که به همان شکل کشف شده نگهداری می‌شود
روایات مورخین یونانی نیز حاکی است که این شهر در دورهٔ مادها (از اواخر قرن هشتم تا نیمهٔ اول قرن ششم قبل از میلاد)، مدتها مرکز امپراتوری مادها بوده‌است و پس از انقراض آنها نیز به عنوان یکی از پایتخت‌های هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالاً محل خزانهٔ آنها) به شمار می‌رفته‌است. گفته‌های هردوت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد، مهم‌ترین ماخذ تاریخی در این مورد است. وی بنای اولیه این شهر را به «دایااکو» نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد (۷۲۸ قبل از میلاد). هردوت اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌داند.
دیگر مورخین یونانی چون پلی‌بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز دربارهٔ هگمتانه مطالبی جمع آوری کرده‌اند. دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی عظیم و مستحکم، به صورت هفت قلعهٔ تو در تو، گرفت. به طوری که کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعهٔ هفتم قرار داشته باشند. دیااکو به تقلید از رنگ آمیزی قصرهای بابلی دستور داده بود، کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص در آورند.
به این ترتیب: رنگ کنگره‌های قلعه اول؛ سفید، دومی؛ سیاه، سومی؛ ارغوانی، چهارمی؛ آبی، پنجمی؛ نارنجی و کنگره در باروی داخلی؛ سیمین و زرین بودند. محیط بیرونی‌ترین دیوار قلعه، تقریباً به اندازهٔ حصار شهر آتن بوده‌است.
قصر شاهی، که در آخرین قلعهٔ درونی بر پا شده بود، دارای صدها اتاق بوده و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند. بنا به درخواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی را که در آن می‌زیسته‌اند، رها ساخته و پایتخت را مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهی، خانه‌های خود را بنا کردند.
پلی بیوس مورخ یونانی (۲۰۴ تا ۱۳۲ قبل از میلاد) می‌نویسد: «در دامان کوه اورنت، («اورنت» یا «اورانتس» = الوند)، شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت‌آوری قرار گرفته و قصر شاهی در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده‌است. وضع ساختمانی، آرایش عجیب و تزئیناتی که در آن به کار رفته به نحوی بوده، که توصیف آن مبالغه‌آمیز به نظر می‌رسد. چوب‌هایی که در آن به مصرف رسیده، پوشیده از زر و سیم است. درها، ستون‌ها و رواقهای آن، با هزاران گونه کنده‌کاری و نقش و نگار آراسته شده‌اند. یک دیوار بی‌پیرایه و یک تیر عاری از زیور، در آن کاخ نیست. حتی کاشی‌هایی که زینت‌بخش «ازاره‌ها» و دیواره‌های درونی قصر است، با پوششی از آب نقره، سیم اندود گشته و همهٔ چوب‌ها از جنس سرو و کاج هستند.»
کنزیاس مورخ یونانی و پزشک معروف اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴ تا ۳۰۵ قبل از میلاد) می‌نویسد: ««سمیرامین» ملکهٔ آشور، پس از دیدن وضعیت شهر و موقعیت مناسب آن دستور داده، که برای او در آنجا کاخی بسازند و چون دیده‌است که در شهر جدیدالاحداث کمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزینه‌ای گزاف، نهری ساخته و آب دریاچه‌ای را که در آن سوی کوه اورنت (الوند) است، به این شهر سرازیر نمایند.»
ابوبکر احمد بن محمد اسحاق همدانی – معروف به ابن فقیه - در کتاب البلدان خود، که در حدود سال ۲۹۰ هجری به تحریر درآمده، به نقل از یکی از دانشمندان پارسی می‌نویسد: «همدان بزرگ‌ترین شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده‌است.»
بخت النصر بعد از فتح و ویرانی بیت المقدس، فرمانده‌ای به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان می‌فرستد، ولی وی با عدم موفقیت مواجه شده و طی نامه‌ای به بخت النصر می‌نویسد: «من به شهری آمده‌ام، دارای بارویی بلند و سرکش و مردمی بسیار و کوی و برزن‌هایی فراخ و رودهای فراوان.».
دوران هخامنشیان
پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزیت نخستین را نیافت، ولی به جهت قرار گرفتن در مسیر راه شاهی، که پارسه (تخت جمشید) را به سارد متصل می‌کرد، به عنوان پایتخت تابستانی هخامنشیان مورد توجه خاص بود و از این رو آن را آباد کردند.
در زمانی که داریوش سوم با اسکندر مواجه می‌شود، هگمتانه به صورت ویرانه‌ای بوده‌است. ولی داریوش سوم بنا به پیشنهاد یاران خود، دستور می‌دهد در میانهٔ شهر، کوشکی بزرگ که آن را ساروق می‌نامیدند، بسازند. در این کوشک، سیصد مخفی‌گاه برای گنجینه‌ها و دارایی‌ها بر پا شد و برای آن هشت درب آهنین ساختند، که همه دو اشکوبی (دو لختی) و هر اشکوب، به بلندای دوازده گز بود.

 

چنانکه ملاحظه شد، دربارهٔ چگونگی احداث و نام بنیانگذاران هگمتانه در بین مورخین یونانی، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخین اسلامی نیز در این زمینه با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در مورد محل دقیق آن هم نظریات متفاوتی ارائه شده‌است. گر چه اکثر مورخین، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوی، پرفسور گیریشمن، اشمیت، لوشای و پرا دارا، تپه‌ای را که هم اکنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلی شهر باستانی هگمتانه می‌دانند.
نتایج حفاری‌های تپه هگمتانه
در حفاری‌های باستان‌شناسی سالهای اخیر در تپه هگمتانه مشخص شده‌است که محل کاخ و بناهای اشاره شده، در تپه هگمتانه کنونی واقع بوده‌است.
از جمله ویژگیهای شهر باستانی هگمتانه، معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده، که در بین آثار باستانی به دست آمده کم‌سابقه‌است. آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکهٔ منظم و پیشرفتهٔ آب‌رسانی در شهر حکومتی مادها و پارت‌ها است. در فواصل بین کانالهای آب رسانی، معابری بر عرض ۵/۳ متر وجود داشته و کف این معابر، تماماً با آجرهای مربع شکل و منظمی، مفروش بوده‌است. تحقیقات نشان داده که در فواصل ۳۵ متری بین معابر، دو سری واحدهای ساختمانی قرار دارند، که هر کدام شامل یک حیاط مرکزی (هال) است، با اتاق‌ها و انبارهایی به صورت قرینه در گرداگرد آن. به شکلی که هر واحد ساختمانی، فضایی در حدود ۵/۱۷ * ۵/۱۷ متر را در بر می‌گیرد. معابر مذکور با عرض ۵/۳ متر و پی بندی آجری در بخش وسیعی از تپه گسترش داشته و جهت شمال شرقی به جنوب غربی دارند.
پیشینهٔ حفاری‌های علمی این تپه، به سال ۱۹۱۳ میلادی بر می‌گردد، که هیئتی فرانسوی از طرف موزهٔ لوور پاریس به سرپرستی شارل فوسی، کاوش‌هایی در تپه هگمتانه انجام داد. ولی نتایج این کاوشها هیچ‌گاه منتشر نشد.
در طی ۱۰ فصل حفاری انجام شده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۸، که حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع از بقایای این شهر مورد کاوش قرار گرفت، یکی از کهن‌ترین دوره‌های تمدّن بشری نمایان شده‌است. همچنین یک حصار طولانی به ارتفاع ۹ متر و دو برج عظیم و کم‌نظیر در درون آن کشف شده‌است. از جمله کاوشهای علمی سال ۱۳۶۲ تا کنون که به سرپرستی آقای دکتر محمد رحیم صراف به انجام رسیده، منجر به شناسایی شهر بزرگی در دل تپه هگمتانه شده‌است.
همچنین ادامه کاوش‌ها، بخش‌هایی از حصار عظیم شهر به قطر ۹ متر و ارتفاع ۸ متر را آشکار ساخته‌است. این حصار در فواصل معین، دارای بر جهان عظیم بوده، که هگمتانه قدیم را در بر می‌گرفته‌است.
به طور کلی این تپه در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستان شناسان داخلی و خارجی قرار گرفته‌است. ضمناً در طول حفاریهای انجام شده، آثار ارزشمند و بی‌نظیری کشف گردیده، که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آنهاست.

 

لوح‌ها
• لوح زرین به نام «آریارمنه»: این لوح از زرِ ناب و به ابعاد ۱۲ در ۸ سانتیمتر و دارای ۱۰ سطر به خط میخی است. «آریارمنه»، جدِّ داریوش اول است. بنا به اظهار نظر باستان‌شناسان، این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی است ودر موزهٔ برلن آلمان نگهداری می‌شود.

 

لوح زرین به نام (آریارمنه) این لوح از زرناب است به ابعاد ۱۲در ۸ سانتیمتر - دارای ۱۰ سطر به خط میخی است. آریا رمنه جد داریوش اول از شاهان هخامنشی است. بنا به اظهار نظرباستا نشتاسان این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی می‌باشد ودر موزه (برلن آلمان) نگهداری می‌شود.
• لوح زرین به نام «ارشام»: ابعاد این لوح ۸ در ۱۳ سانتیمتر است. لوح به خط میخی واز دوره هخامنشینان بجا مانده‌است. این لوح در اختیار مجموعهٔ شخصی مارسل ویدال امریکائی است.
• در سال ۱۴۰۷ هنگام پی کنی خانه‌ای در روی تپه هگمتانه دو قطعه لوح یکی طلا و دیگری نقره به اندازه هم پیدا شدند. ابعاد هر لوح ۱۹ در ۸/۱۸ سانتیمتر است و خطوط نوشته شده به خط میخی و محتوای هر دو نوشته یکی هست. لوح نقره‌ای در موزهٔ کاخ مرمر و دیگری در موزهٔ ایران باستان در تهران نگهداری می‌شوند.
• لوح زرین به نام داریوش دوم: این لوح از زرناب به ابعاد ۵/۲۰ در ۵/۱۸ سانتیمتر و خطوط نوشته شده ۲۳ سطر به خط میخی است. این لوح خارج از کشور بوده‌است که به‌وسیلهٔ موزه ایران باستان خریداری گردید و اکنون جزو گنجینه‌های موزه ایران باستان است. لوح دیگری به ابعاد ۲/۱۶ در ۱۳ سانتیمتر یافت شده که دارای ۲۹ سطر به خط میخی است و در سال ۱۳۳۱ خریداری شده و در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود.
• لوح زرین به نام اردشیر دوم: این لوح به نام اردشیر دوم پسر داریوش دوم هخامنشی و ابعاد آن لوح ۱۳ در ۱۳ سانتیمتر و دارای ۲۰ سطر به خط میخی است که در روی زر ناب حک گردیده‌اند.
دیگر اشیاء یافت‌شده

خمره‌هایی مخصوص غذا و آب که در موزه هگمتانه نگهداری می‌شوند
• کوزه‌ای شکسته، به جا مانده از دورهٔ خشایار شاه (پسر داریوش اول). این کوزه از نقره‌است که قطر دهانهٔ آن ۵/۷ سانتیمتر و ارتفاع آن ۱۲ سانیتمتر است. خطوطی میخی بر این کوزه نقره حکاکی شده‌است که برخی از کلمات آن باقی است و برخی دیگر روی تکه‌های شکسته شده بود و مفقود مانده‌است. این کوزهٔ دورهٔ هخامنشی که در خارج از کشور بوده‌است خریداری گردیده و در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود.
• بشقاب نقره‌ای با قطر دهانه ۲۰ سانتیمتر از دوره هخامنشی. این بشقاب در سال ۱۳۲۴ از طرف موزه ایران باستان خریداری و به کشور بازگردانده شد و در موزه ایران باستان تهران نگهداری می‌شود.
• بشقاب یا جام نقره مربوط به دوره اردشیر اول. قطر دهانهٔ آن ۷/۲۶ سانتیمتر است. این بشقاب در اختیار موزهٔ مترو پولیتن نیویورک است. در لبهٔ داخلی بشقاب به خط میخی یک سطرطولانی نوشته شده‌است که ترجمهٔ آن این است: «اردشیر شاه بزرگ، شاه کشورها پسر خشایار شاه، خشایارشا پسر داریوش شاه هخامنشی [بود] که این جام سیمین را [برای] کاخ پادشاهی خود درست کرد.»
• ظرف طلا که مانند کاسه‌ای است گود که رویهٔ بیرونی آن دارای برجستگهائی است. این نقوش از لبهٔ ظرف شروع شده و در وسط برآمدگی تکرار می‌شود. بین برجستگیها و لبهٔ بالائیِ ظرف یک سطرخط میخی نقره شده جمله‌ای به زبان پارسی باستان بابلی- عیلامی تکرار می‌شود و ترجمهٔ فارسی «داریوش شاه بزرگ» است. قطر دهانه ظرف ۴/۱۸ سانتیمتر و ارتفاع آن ۷/۱۰ سانتیمتر است. این کاسهٔ طلائی دورهٔ هخامنشی، گذشته از ارزش باستان‌شناسی‌ای که دارد می‌تواند از نظر هنر طلاکاری و ظرافت یکی از کارهای هنری منحصر به فرد محسوب گردد. این ظرف جزو مجموعهٔ گورگیان در نیویورک است.
• پایهٔ ستون سنگی مربوط به اردشیر دوم. این پایه ستون مربعی است به طول ضلع ۹۳ سانتیمتر که از سنگ یک تکه ساخته شده؛ بطوری که مربع زیرین بزرگ‌تر و در روی آن مربع وسط شال ستون بصورت دایره روی مربع وسط قراردارد. در حاشیهٔ فوقانی مربع زیرین این ته ستون کتیبه‌ای به خط میخی کنده شده‌است که ترجمهٔ آن چنین است: «ستون سنگی کاخ آپادانا اردشیر بزرگ...پسر داریوش شاه هخامنشی...». از قرار معلوم این ته ستون سنگی پیش از سال ۱۳۱۴ در تپهٔ هگمتانه بدست آمده و تا سال ۱۳۲۸ دراخیتار ادارهٔ فرهنگ وقت (آموزش و پرورش) بوده‌است. سپس به موزهٔ ایران باستان تحویل داده شد و در حال حاضر در همان موزه نگهداری می‌شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله قوم ماد

دانلود مقاله ارزش گویش نیشابوری

اختصاصی از ژیکو دانلود مقاله ارزش گویش نیشابوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله ارزش گویش نیشابوری


دانلود مقاله ارزش گویش نیشابوری

گویند که عمرولیث صفار چون نیشابور را به زیر نگین درآورد، گفت:
«شهری را گرفته ام که گل آن خوردنی، بوته ی آن ریواس و سنگ های آن فیروزه است»
امروز اگر آن دلاور سیستانی بر نیشابور دست می یافت جای آن بود که نخست از گرفتن شهری بر خویشتن ببالد که گنجور و گوهرستان واژه های ناب پارسی است.
گویش های محلی فارسی، چه در جای جای ایران کنونی رایج باشد، چه بیرون از مرزهای سیاسی، در حکم ذخایر ارزنده ای است که انبوهی از واژه ها، اصطلاحات، امثال، افسانه ها، اشعار و تصنیف های فارسی را نگاه داشته و گردآوری، ضبط، تحقیق و نشر اهم آنها ضرورتی انکار ناپذیر است.
نیشابور با آن گذشته درخشان تاریخی و فرهنگی، تاریخ هنوز از عهده شمارش بزرگان و دانشوران این سرزمین برنیامده، یکی از ارزشمند ترین گونه های گویش فارسی را تا امروز پاس داشته است. حفظ تلفظ های درست و کهن، همچون مراعات دقیق واو یا یای معلوم و مجهول، حفظ بسیاری از کنایات، استعارات و امثال برخی از وجوه زندگی گویش نیشابوری است که در این نوشته بدانها اشارتی هست.
عناصر دستوری
در گویش نیشابوری بسیاری عناصر دستوری ارزنده بر جای مانده که برخی امروز متروک و ناشناخته است و شناسایی آنها بس سودمند تواند بود، از آن میان به ذکر چند پسوند بسنده می کنم.
الف) «وک» (واو مجعول + کاف تازی)؛ این پسوند که پس از اسامی کوتاه و گاه اصوات می آید و معمولا صفت نسبی می سازد، کاربرد بسیار دارد و  هنوز زنده و تقریبا فعال است. همانند:

ارزش گویش نیشابوری
عناصر دستوری
خزانه واژگان
منتخبی اندک از واژه های جالب توجه نیشابوری:
امثال و اصطلاحات
نمونه ای چند از امثال و اصطلاحات نیشابوری:
استعارات
واژه سازی و واژه یابی
واژه نامه گویش نیشابوری
دیباچه
فلکلر (Folklore)
فلکلر و گویش

 

شامل 21 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارزش گویش نیشابوری