
پاورپوینت فارسی چهارم دبستان لطف حق / امید
فرمت فایل: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 23
- پیام درس
قدرشناسی از نعمت های خداوند ، درک حکمت و نظم در امور عالم
دانلود پاورپوینت فارسی چهارم دبستان لطف حق / امید..

پاورپوینت فارسی چهارم دبستان لطف حق / امید
فرمت فایل: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 23
قدرشناسی از نعمت های خداوند ، درک حکمت و نظم در امور عالم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 2
انواع آلیاژ
● آلیاژ A
آلیاژ نیکل - آهن دارای ۴۴% نیکل و مقدار کمی مس است. در ساخت ترانسفورماتورها و بلندگوها کاربرد دارد.
آلیاژ نیکل - آهن دارای ۴۴% نیکل و مقدار کمی مس است. در ساخت ترانسفورماتورها و بلندگوها کاربرد دارد.
فولاد مارجینگ MARGING
• کانکس مدرن و آلاچیق باغی و پشت بامی
شرکت آذین اندیشه البرز ( سهامی خاص) به شماره ثبت …
• درب و پنجره دوجداره UPVC- پنجره وین سان
پنجره وین سان، بخشی از گروه صنعتی آذین اندیشه البرز، …
• لوله و اتصالات
هوالرزاق با سلام آیرون پایپ در زمینه عرضه لوله …
آلیاژ فولاد نیکل، کبالت و تیتان که در پوسته جامد موشکها بهکار میرود.
آلیاژهای نیکل - کبالت
گروه آلیاژهای محتوی ۷۰% تا ۸۰% نیکل ۲۰% تا ۳۰% کبالت هستند. نیکل دارای رنگ مایل به زرد و کبالت آبی است. بهعلت بهاء زیاد کبالت گران میباشند. آلیاژ از هر یک از نیکل یا کبالت به تنهائی سختتر و نیز نسبت به خوردگی بیشتر مقاوم است. نوعی از آن، مقام گرمائی و اسیدی، محتوی ۷۳% نیکل ۵/۱۷% کبالت ۵/۶% آهن ۵/۲% تیتال و ۲/۰% منگنز است. برای رشتههای لامپ رادیو ابداع شده است. نوع دیگر آن آلیاژ ۵۰-۵۰ نیکل و کبالت برای روکش کردن است.
آلیاژ نیکل - مس
که برای افزودن نیکل به آلیاژهای غیرآهنی به مصرف میرسد. آلیاژ ۵۰-۵۰ نیکل - مس دارای نقطه ذوب °۱۲۷۷c و به آسانی حل میشود. ساچمه نیکل - مس با این ترکیب برای افزودنیهای پاتیل به آهن و فولاد دادوستد میشود.
آلیاژ مس - نیکل
نبر برای مقاصد خاص بهکار برده میشود. نوعی از آنکه برای فلز مغناطیسی حساس گرما در کنتور وات ساعت بهکار میرود. دارای ۵/۶۶% نیکل و ۳۰% مس و ۲% آهن است.
آلیاژ آهن نیکل - مولیبدن
گروه آلیاژهائی که برای مقاومت زیاد اسیدی بهکار میرود. محتوی حداکثر ۴۰% مولیبدن هستند که جای کروم را که در بیشتر آلیاژهای معمولی مقاوم خوردگی است، میگیرند. معمولیترین آلیاژ این دسته، محتوی حدود ۲۰% آهن ۲۰% مولبیدن ۶۰% نیکل و مقادیر کمی کربن است. این آلیاژ در برابر اسید هیدروکلریک و اسید سولفوریک بسیار مقاوم است.
آلیاژهای آتشزنه PYROPHORIC ALLOYS آلیاژهائی را گویند که با برخورد با فولاد جرقه میزند و بهطور عمده در فندکهای گازی بهکار برده میشود. آلیاژ اولیه آتشزنه، یا فلز جرقهزن به فلز اوئر معروف است. اوئرفن و لباخ آن را ابداع کرد و محتوی ۳۵% آهن و ۶۵% میش متال است. آلیاژ فلز فرانسوی آن بهنام فلز کونهایم محتوی ۱۰% منیزیم و یک درصد آلومینیم بهجای آهن است - آلیاژ زیرکونیم - سرب آلیاژی بسیار بادوام برای فندکها است و محتوی ۵۰% از هر یک از دو فلز است.
تریمیتل آلومینیوم مایعی آتشزنهای است بیرنگ که با احیاء سدیم کلرور متیل آلومینیوم ساخته شده و بهعنوان سوخت آتشزنه بهکار میرود.
آلیاژ برنز
آلیاژ برنز (Bronze Alloy) از ترکیب مس با عناصری همچون قلع ، آلومینیوم ، منگنز و یا فسفر تولید می شود. آلیاژ هایی که اساساً از مس و قلع تشکیل شده اند، برنزهای قلع دار نامیده میشوند. از آنجا که به منظور اکسیژن زدایی هنگام ریخته گری، فسفر به این آلیاژها افزوده میشود، برنزهای قلع دار با نام تجاری « برنزهای فسفردار » نیز شناخته میشوند. این آلیاژها خواص مطلوبی مثل استحکام زیاد، مقاومت به سایش و مقاومت خوبی به خوردگی در آب دریا دارند.
برنزهای مس - قلع کارشده
برنزهای کارشده مس- قلع که 1.25 تا 10% قلع دارند، برنزهای فسفردار نامیده میشوند. زیرا این آلیاژها معمولاً تا حدود 0.1% فسفر دارند، که برای بهبود قابلیت ریخته گری و اکسیژن زدایی به آن ها افزوده میشود. اگر پس از اکسیژن زدایی مقداری فسفر باقی بماند ترکیب سخت Cu3P تشکیل میشود که استحکام و سختی برنز قلع دار را افزایش میدهد. برنزهای قلعدار کارشده محکم تر از برنج ها هستند، مخصوصاً در شرایط کارسرد شده و مقاومت بیشتری به خوردگی دارند. جدول زیر ترکیب شیمیایی، خواص مکانیکی و کاربردهای خاص آلیاژهای منتخب برنزهای قلع دار را مشخص میکند. ریزساختار برنز فسفردار ( 8Sn - %92Cu% ) در شرایط تابکاری شده در شکل رو به رو آمده است و شامل دانه های تبلور مجدد یافته و هم محور محلول جامد α است.
برنزهای مس - قلع ریخته شده
مقدار زیاد قلع، بیشتر از حدود 10%، آلیاژهای مس- قلع را کار ناپذیر میکند، ولی آلیاژهای ریختگی که تا 16Sn% داشته باشند برای ساخت قطعات مستحکم یاتاقان و چرخ دنده به کار میرود. برای اطمینان از ریخته گری سالم، چرخدنده ها اغلب به روش ریخته گری گریز از مرکز انجام میشود. برای یاتاقان ها حدود 10Sn% معمول است، البته برای بهبود شکل پذیری و تناسب سطح یاتاقان مقادیر متغیری سرب اضافه می شود.


لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"
فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحات:22
طرح پنج درس برای زبان آموزان سطح متوسط به قرار زیر است:
مدت زمان لازم برای ارائه هر درس 90 دقیقه در نظر گرفته شده است.
هر درس شامل فعالیتهای قبل از خواند به مدت 20 دقیقه، فعالیتهای حین خواندن به مدت 40 دقیقه و فعالیتهای پس از خواندن به مدت 30 دقیقه میباشد.
الف- فعالیتهای قبل از خواندن (20) دقیقه
هدف از فعالیتهای این مرحله فراهم کردن زمینه لازم برای درک متن، جلب توجه زبان آموزان به موضوع متن، فعالسازی دانشپیشین زبانآموزان و برانگیختن علاقه و انگیزه زبانآموزان و آماده شدن جهت یادگیری درس میباشد. مثلاً در درس اول که مربوط به دادگاه میباشد، معلم فیلمی را که قبلاً از دادگاه تهیه شده به مدت 10 دقیقه نمایش میدهد و 10 دقیقه هم در مورد صحنهها و افرادی که در فیلم دیده شدهاند، بحث میشود. با نمایش این فیلم، زبانآموزان اسامی افراد و عوامل دادگاه مثل قاضی، شاهد، جایگاه شاهد، متهم، جایگاه متهم و وکیل را یاد میگیرند. سوالات قبل از خواندن باعث میشود زبان آموزان تجربیات خود در مورد مثلاً دادگاه را بیاد آورده و در مورد آن بحث کنند و به همین منوال جهت یادگیری درس در خصوص این موضوع آماده میشوند. در این مرحله لغات و اصطلاحات جدید به کمک تصاویر و اشیاء و مترادفات و متضادهای آشنا، آموزش داده میشوند.
ب- فعالیتهای حین خواندن (40 دقیقه)
هدف از فعالیتهای این مرحله خواندن متن و جواب به سوالات بعد از آن و جواب به سوالات صحیح و غلط است. زبانآموزان باید فرصت کافی داشته باشند تا متن را به خوبی بخوانند و آنرا کاملاً درک کنند تا بتوانند به این سوالات و سوالات بعدی که در مرحله بعد مطرح می شود، جواب دهند. هدف از انجام این فعالیتها توجه دانشآموزان به موضوع اصلی متن است. بعضی از پرسشها صریح است به این معنی که جواب آنها در متن یافت میشود و بعضی از آنها استنتاجی است که زبانآموز باید با توجه به متن بداند که چه اتفاقی افتاده است. اهداف دیگر از این مرحله را میتوان سرخورده نشدن دانشآموزان در برخورد با واژه ها یا ساختارهای جدید و خواندن چند بار متن برای پیدا کردن جواب سوالها و در نتیجه یادگیری کامل متن دانست.
ج- فعالیتهای بعد از خواندن (30 دقیقه)
هدف از انجام این فعالیتها تحکیم و تثبیت دانش و تمرین مهارتهای چهارگانه میباشد. در این مرحله زبانآموزان بعد از حل تمرینها به مهارتهای مثل نوشتن دست مییابند مثلاً تمرینهای جملهسازی و ساختن مترادف و متضاد و پر کردن ماههای خالی به مهارت نوشتن آنها کمک میکند. تمرینها در این مرحله متنوع است.
درس اول
شهادت در دادگاه
سؤالات قبل از خواندن
الف- به سوالات زیر جواب دهید.
ب- واژههای جدید
تصادف: برخورد در ماشین به هم که عمدی نبوده و شامل خسارات میشود را تصادف گویند.
عبور کردن: گذشتن از مقابل چیزی، دور شدن
رخ دادن: اتفاق افتادن
وحشتناک: ترسناک، هراس آور
برزخ: کسی که در تصادف، جنگ یا زلزله آسیب ببیند.
احضار شدن: دعوت شدن به دادگاه برای انجام کاری
متعجب شدن: تعجب کردن
شهادت در دادگاه
در حالی که یک روز صبح حسن منتظر اتوبوس بود، اتومبیلی که با سرعت خیلی زیاد حرکت میکرد، از جلوی او عبور کرد. حسن تنها وقتی این را پیدا کرده که بگوید در این راننده حتماً تصادف میکند اگر . . . » اما قبل از اینکه بتواند جملهاش را تمام کنند. تصادف رخ داده و دار آن یک اتوبوس که همان موقع از آنجا میگذشت و همان اتومبیل با یکدیگر تصادف کردند. صدای وحشتناکی به گوش رسید و خسارت زیادی هم به اتومبیل و هم به اتوبوس وارد شد.
حسن با عجله رفت که بینید آیا کسی مجروح شده است یا نه اما همه سالم بودند. سپس راننده اتوبوس از او خواست که بپذیرد وقتی لازم شد به عنوان شاهد تصادف عمل کند و صحنه تصادف را توضیح دهد. حسن با این درخواست موافقت کرد. بعد از چند روزی حسن به دادگاه اخطار شد و آنجا قاضی از او پرسید «شما از جاییکه تصادف اتفاق افتاد چقدر فاصله داشتید؛ حسن جواب داد: «یازده متر و چه و پنج سانتیمتر قاضی متعجب شد و گفت «چطور این فاصله را اینقدر دقیق میدانید؟» حسن جواب داد «چون انتظار داشتم کسی مثل شما این سوال را از من بپرسد.»

فرمت فایل: ورد ( قابلیت ویرایش )
تعداد صفحات : 87 صفحه
مقدمه نیروگاه شهید بهشتی لوشان که در کیلومتر 90 جاده رشت به تهران قرار دارد ، این نیروگاه تشکیل شده از چهار واحد که دو واحد آن بخار و دو واحد آن گازی می باشد .
تولیدی واحد بخار هر کدام mw120 و در مجموع mw 240 می باشد و تولیدی واحد گازی هر کدام mw 60 که در مجموع mw 120 می باشد.
حال توضیحاتی مختصر و مفید راجع به واحد های بخار می پردازیم . واحد بخار در مجموع تشکیل شده از بویلر ، توربین و الکتریک یا ژنراتور که از ابتدا شرحی در رابطه با بویلر و بعد توربین و بعد ژنراتور می پردازیم. فصل اول بویلر 1-وظیفه دیگ بخار همانطور که در توضیح داده شد در ابتدا وظیفه دیگهای بخار تولید بخار جهت به حرکت درآوردن موتورهای بخار نظیر موتور وات برای انواع کارهای صنعتی بوده است که می توان موتورهای بخار قطارها یا پمپ ها را مثال زد.
ولی پس از کشف موتورهای دیزل و همچنین موتورهای الکتریکی موتورهای بخار مورد استفاده ای نداشته و لذا نیروگاهها بکار می روند.
بنابراین در عصرل حاضر دیگهای بخار با استفاده از سوخت های فسیلی و یا اتمی وظیفه تامین بخار را برای نیروگاههای برق عهده دارد هستند. 2-اساس کار دیگهای بخار : در ابتدا آب تغذیه ای وارد مخزن استوانه ای شکل به نام درام شده و پس از طی لوله های پائین آورنده وارد لوله های دیواره ای می شود .
در این محوطه درجه حرارت آب دائماً اضافه شده تا حدی که به نقطه جوش می رسد و سپس مقداری بخار در لوله های ایجاد می گردد.
در نهایت مخلوط آب و بخار وارد همان مخزن استوانه ای شده و توسط تجهیزات مخصوصی در این مخزن بخار ها جدا شده و آبها مجدداً مسیر فوق الذکر را ادامه می دهد .
بخارها پس از خروج از این مخزن وارد لوله ها معمولاً در معرض حرارت ناشی از دود بویلر قرار دارند.
بنابراین به درجه حرارت بخار داخل آنها افزوده می شود و در نهایت به صورت بخار خشک این لوله ها را ترک نموده و به طرف توربین هدایت می گردند. 3-اجزاء دیگ بخار ابتدا به شرح اجراء دیگ بخار که در مسیر آب و بخار قرار دارند می پردازیم : اکونومیزر ECONOMIZER اکونومیزر حاوی تعدادی لوله موادی است که در آخرین مراحل دود خروجی از بویلر قرار دارند .
داحل این لوله ها آب تغذیه ورودی به بویلر جریان دارد .
این آبها مادامی که لوله های اکونومیزر را طی می نمایند .
حرارت دود را جذب نموده و سپس به سمت درام هدایت می گردند.
اساس کار این اکونومیزر و بطور کلی نامگذاری آن بر این است که در واقع درآن از حرارت دود استفاده می شود که در بویلر های قدیمی این حرارت بوسیله دود و بدون استفاده از دودکش دیگ خارج می گردید.
بنابراین راندمان بویلرهای قدیمی کمتر از بویلر های جدید که اکونومیزر در آن بکار رفته است می باشد .
بنابراین مهمترین فلسفه وجودی اکونومیزر در داخل دیگهای بخار بالا بردن راندمان دیگ بخار و بطور کلی نیروگاه می باشد . 4-لوله های دیوراه ای و محوطه احتراق همانطور که از نام محوطه احتراق پیداست ،فضایی است که عمل احتراق در آن صورت می گیرد.
اطراف این محوطه عموماً تعداد زیادی لوله های موازی نزدیک به هم که لوله ها دیواره ای موسوم هستند پوشیده شده است .
بخشی از حرارت حاصل از احتراق از طریق تشعشعات
متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا دانلود نمایید
بعد از پرداخت ، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 78
پدیدآمدن مدعیان مهدویت و طعنه به اصل مهدویت
دکتر عبدالجبار شراره می گوید: «به حدّی عقیده مهدویت در جامعه اسلامی رسوخ کرده که حتی برخی افراد از این عقیده مسلم سوء استفاده نموده و ادعای مهدویت کرده اند، ولی خوشبختانه با گذشت زمانی نه چندان دور، باطلشان آشکار شده و سریع مفتضح شده اند.دکتر احمد امین در کتاب «المهدیه فی الاسلام» درصدد برآمده که این مسأله را از عوامل و اسباب طعن بر عقیده مهدویت و اصالت آن به حساب آورد، ولی صحیح، عکس آن است زیرا ادعای مهدویت از افراد در طول تاریخ، دلیل بر حقانیت اصل این عقیده و رسوخ آن در میان جامعه است.اگر چنانچه این نظریه صحیح باشد که ادعای دروغین سبب بطلان یک حقیقت است، باید نبوت انبیا را نیز انکار کنیم زیرا در طول تاریخ انبیا افرادی پیدا شدند که دروغین ادعای نبوت کردند».
شهید مطهری می گوید: «اولین باری که می بینیم اثر اعتقاد مهدویت در تاریخ اسلام ظهور می کند، در جریان انتقام مختار از قتله امام حسین علیه السلام است.جای تردید نیست که مختار مرد بسیار سیاستمداری بوده و روشش هم بیش از آنکه روش یک مرد دینی باشد روش یک مرد سیاسی بوده است، البته نمی خواهیم بگوییم مختار آدم بدی بوده یا آدم خوبی بوده است، کار به آن جهت نداریم.مختار می دانست ولو این که موضوع انتقام گرفتن از قتله سیدالشهداء است و این زمینه، زمینه بسیار عالی است، اما مردم تحت رهبری او حاضر به این کار نیستند.مسأله مهدی موعود را که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر داده مطرح کرد به نام محمد بن حنفیه بن امیرالمؤمنین و برادر سیدالشهداء، چون اسمش محمد بود، زیرا در روایات نبوی آمده است: «اسمه اسمی» نام او نام من است.گفت: ایها الناس! من نایب از مهدی زمانم، آن مهدی ای که پیغمبر خبر داده است.مختار مدتی به نام نیابت از مهدی زمان، بازی سیاسی خودش را انجام داد.حال آیا محمد بن حنفیه واقعاً خودش هم قبول می کرد که من مهدی موعود هستم؟ بعضی می گویند: قبول می کرد برای این که بتوانند انتقام را بکشند ولی این البته ثابت نیست.در این که مختار محمد بن حنفیه را به عنوان مهدی موعود معرفی می کرد شکی نیست، و بعدها از همین جا مذهب «کیسانیّه» پدید آمد.محمد بن حنفیه هم که مُرد گفتند: مهدی موعود که نمی میرد مگر این که زمین را پر از عدل و داد کند، پس محمد بن حنفیه نمرده است، در کوه رضوی غایب شده است.
ابوالفرج اصفهانی می گوید: وقتی خبر شهادت زید بن علی بن الحسین به زهری رسید گفت: «چرا این قدر این اهل بیت علیهم السلام عجله می کنند؟! روزی خواهد رسید که مهدی از آن ها ظهور کند». طرفداران محمد بن عبدالله محض معروف به «نفس زکیه» به جهت قیام بر ضدّ حکومت اموی، حضرت صادق علیه السلام را در جلسه ای دعوت کردند و به ایشان گفتند: ما می خواهیم قیام کنیم شما هم که سیدّ حسینیین هستید، بیعت کنید.امام فرمود: «هدف شما از این کار چیست؟ اگر محمد می خواهد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، من با او همفکری می کنم و تأییدش می نمایم، ولی اگر می خواهد به این عنوان که او مهدی این امت است قیام کند، اشتباه می کند، مهدی این امت او نیست، کسی دیگر است، و من هرگز تأیید نمی کنم.»
شاید تا حدودی مطلب برای خود محمد بن عبدالله محض هم اشتباه شده بود؛ زیرا هم اسم پیامبر بود، یک خالی هم در شانه اش بود.مردم می گفتند: نکند این خال هم علامت این باشد که او مهدی امت است.بسیاری از کسانی که با وی بیعت کردند، به عنوان مهدی امت بیعت کردند، معلوم می شود که مسأله مهدی امت آنقدر در میان مسلمین قطعی بوده است که هر کس که قیام می کرد و اندکی صالح بود.افرادی می گفتند: این همان مهدی ای است که پیغمبر گفته است، اگر پیغمبر نمی گفت این طور نمی شد.
حتی ما می بینیم که یکی از خلفای عباسی اسمش مهدی است، پسر منصور، سومین خلیفه عباسی...مورخین و از جمله «دارمستر» نوشته اند که منصور مخصوصاً اسم پسرش را «مهدی» گذاشت برای این که می خواست استفاده سیاسی کند، بلکه بتواند یک عده را فریب بدهد، بگوید آن مهدی ای که شما به انتظار او هستید پسر من است، و لذا «مقاتل الطالبیین» و دیگران نوشته اند که گاهی با خصیصین خود که روبرو می شد به دروغ بودن این مطلب اعتراف می کرد....
جریان های دیگری در تاریخ اسلام می بینیم؛ از جمله یکی از فقهای مدینه به نام «محمد بن عجلان» با محمد بن عبدالله محض بیعت کرد....منصور بعد از رسیدن به خلافت این مرد فقیه را خواست و بعد از آن که ثابت شد که او بیعت کرده است، دستور داد دست او را ببرند.فقهای مدینه جمع شدند و شفاعت کردند و به منصور گفتند: او تقصیر ندارد، او مردی است فقیه و عالم به روایات، گمان کرده که محمد بن عبدالله محض مهدی امت است و لذا با او بیعت کرده، و گرنه با تو قصد دشمنی نداشته است.
درتاریخ اسلام موضوع مهدی موعود ازمسائل بسیار مسلم و قطعی است.
حضرت صادق علیه السلام پسری داشت به نام اسماعیل که «اسماعیلیه» منتسب به او هستند.اسماعیل در زمان حیات حضرت از دنیا رفت.حضرت اصحابشان را صدا زدند، کفن را باز کردند، صورت اسماعیل را نشان دادند و فرمودند: این اسماعیل پسر من است، فردا ادعا نکنید که او مهدی امت است و غایب شد.این ها همه نشان می دهد که زمینه مهدی امت در میان مسلمین به قدری قطعی بوده است که جای شک و تردید نیست.»
نمونه ای از مدعیان
اینک به برخی از کسانی که ادعای مهدویت کرده یا در حق آنان چنین ادعایی شده اشاره می کنیم:
1-محمد بن حنفیه که مختار در حق او ادعای مهدویت نمود. و لذا فرقه کیسانیه که در قرن اول و دوم می زیستند مدعی مهدویت محمد بن حنفیه بودند.
2-موسی بن طلحه: ابن سعد می گوید: مردم در شأن او ادعای مهدویت شده اند.
3- ابوهاشم فرزند محمد بن حنفیه: نوبختی می گوید: گروهی معتقد شدند که او قائم مهدی امت است.
4-عمر بن عبدالعزیز: ابن کثیر به سند خود از وهب من منبه نقل می کند که می گفت: اگر در این امت مهدی علیه السلام باشد به طور حتم عمر بن عبدالعزیز است.
5-عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر: ابن حزم می گوید: بعد از هلاکت عبدالله بن معاویه حزبیه دو فرقه شدند: گروهی معتقد بودند که او زنده است و در کوه های اصفهان به سر می برد و نمی میرد تا این که متولی امور مردم شود و زمین را پر از عدل و داد گرداند و او مهدی منتظر است...»
6-اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام: که گروهی از مردم مرگ او را انکار کرده و قایل به مهدویت او شدند، آنها معتقدند که او نمی میرد تا این که حاکم بر تمام روی زمین شود...
7- محمد بن عبدالله بن حسن: که در سال صد هجری ادعای مهدویت نمود، بزرگان خطّ اعتزال عمرو بن عبید، واصل به عطاء حفص بن سالم، و دیگران مردم را به بیعت با او دعوت می نمودند...
ابوالفرج اصفهانی می نویسد: «کسی شک نداشت که او مهدی است، و حتی گروهی از بنی هاشم نیز با او بیعت کردند...»
8-مهدی عباسی: منصور عباسی لقب فرزندش را مهدی گذاشت تا مردم را از این طریق اغفال کرده و به اعتقاد مهدویت با او بیعت کنند...
مدعیان دروغین
سخن از امام مهدى علیه السلام و اعتقاد به وجود گرانمایه او مساله جدید یا پدیده نوظهورى نیست بلکه ریشه قرآنی دارد و سابقه تاریخى آن به عصر رسالت باز مى گردد.
این اندیشه پویا و عقیده راسخ از زمان پیامبر و امامان علیهم السلام تاکنون همواره در جامعه اسلامى ثابت و استوار بوده است.آیات و روایات از ظهور مهدى نجاتبخش در واپسین حرکت تاریخ و آینده جهان سخن مى گوید و با صراحت از شکوه و اقتدار و جایگاه والا و بى نظیر او پیام مى دهد به گونه اى که در تاریخ اسلام هیچ شخصیتى از نظر اقتدار و شکوه و برخوردارى از امکانات و حاکمیت بر کرده زمین پس از ظهور همانند او یافت نمى شود.این واقعیت بخاطر انبوه روایاتى که در مورد آن حضرت و ابعاد شخصیت والا و ظهور و نقش بى نظیر اصلاحى او آمده است به گونه اى در جامعه اسلامى مشهور و معروف شده بود که هیچ کس جراءت و جسارت انکار آن را نداشت و مساءله مهدویت براى جامعه اسلامى، یک مساءله قرآنى و روایى و شناخته شده و قطعى بخاطر استوارى این واقعیت عقیدتى و دینى در جامعه اسلامى بود که در تاریخ اسلام، از یک سو با شخصیتهایى روبرو مى شویم که طرفداران افراطى آنان براى پیشرفت دنیوى و سیاست خویش آنان را به عنوان مهدى نجاتبخش مطرح ساختند و از دگر سو با عناصرى آشنا مى شویم که بر اثر انگیزه هاى جاه طلبانه، وسوسه قدرت و شهرت و دنیاطلبى، به دروغ ادعاى مهدویت نموده و خود را همان مهدى نجات بخشى که قرآن و روایات نوید آمدن او را داده است معرفى کردند.شمار اینها طبق برخى آمارها به 50 نفر رسیده است و نکته در خور یادآورى در رابطه با این مدعیان دروغین این است که اینها به اعتبار بر چهار دسته قابل تقسیم اند:
1- گروهى از اینان از نظر نسب هویت، هدف و مذهب ناشناخته اند.
2- گروهى با کارهاى جنون آمیز خود را از نظرها ساقط کردند.
3- برخى نام و نشان و دعوت و پیروانشان از صفحه روزگار به گونه اى محو شده است که نشانى از آنها نیست.
4- برخى نیز مرده اند اما نام و یادى از آنان هست که ما، در این بخش نظرى گذرا به زندگى و عمل کرد دجالگرانه شمارى از آنان که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند خواهیم افکند.
سه گروه مدعى مهدویت
الف : گروه اول
کسانى که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند به اعتبارى بر سه گروه قابل تقسیم اند:
1- کسانى که دیگران روى انگیزه هاى خاصى، آنان را مهدى نجات بخش خواندند.
2- کسانى که به انگیزه جاه طلبى و قدرت خواهى چنین ادعاى دروغینى نمودند.
