ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ژیکو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه

اختصاصی از ژیکو واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه


واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه

واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحه: 14

 

 

 

بخشی از متن:

فعالیت شماره یک : قــصــــــه

عنوان قصه : لطف الهی و هدایت جوان

ذوالنّون مصری [ثوبان بن ابراهیم، عارف و زاهد معروف قرن سوّم هجری در گذشته ی سال 246 ه.ق ] می گوید: روزی در کنار رود نیل سیر و سیاحت می کردم و گذر می نمودم و از نسیم دل انگیزی که می وزید سرخوش بودم ناگاه حرکت شتابان کژدمی مرا جلب کرد، آن را تحت نظر گرفتم ببینم کجا می رود، دیدم به لب رود نیل آمد، ناگهان دیدم قورباغه ای از میان آب آمد و خود را به کژدم نزدیک کرد، کژدم بر پشت او نشست، قورباغه کژدم را با خود برد، من با خود گفتم قطعا رازی در این حادثه وجود دارد، ماجرا را دنبال کردم، با شتاب به وسیله ی قایق از این سوی رودخانه به سوی دیگر حرکت کردم دیدم، آن قورباغه در آب شنا کرد و کژدم را به آن سوی رود آورد و کژدم را بر زمین نهاد و به درون آب بازگشت، کژدم با شتاب به حرکت خود ادامه داد، تا اینکه به زیر درختی که در آنجا بود رفت، من نیز به آنجا رفتم، ناگاه دیدم نوجوانی در زیر آن درخت خوابیده و مار سیاهی قصد او کرد و به او نزدیک می شود تا گزندی بر او وارد سازد، در همین لحظه آن کژدم فرا رسید و بر سر مار رفت و نیشی بر سر مار زد، آن مار همان دم لرزید و مرد. کژدم از همان راهی که آمده بود بازگشت وقتی که به لب آب رسید همان قورباغه در انتظار آن بود، آن را بر پشت خود سوار کرد و به آن سوی رودخانه رسانید.

من حیران و شگفت زده شدم و با خود گفتم : لابد این نوجوان خفته از اولیای خدا است که خداوند با فرستادن کژدم، او را از گزند مار نجات داده است، نزدیک آن رفتم تا پای او را ببوسم، ولی نگاه کردم دیدم نوجوان مستی است که بر اثر شرابخواری ، مست و مخمور در آنجا افتاده، بر تعجّب و حیرت من افزود، در این اندیشه فرو رفتم که چگونه این مست گنهکار مورد لطف خدا قرار می گیرد؟ ولی در فکر خود به این نتیجه رسیدم که گناه بنده هر چه افزون باشد، رحمت و لطف خداوند افزونتر خواهد بود.


دانلود با لینک مستقیم


واحد شماره ده طرح کرامت تـــــــوبــــه

واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد

اختصاصی از ژیکو واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد


واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد

واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحه: 5

 

 

 

بخشی از متن:

فعالیت شماره یک : قــصــــــه

عنوان قصه : گناه مرغ خانگی

روزی بود روزگاری بود . روزی یک باز شکاری را با تیر زده بودند و پس از مقداری پرواز در نزدیکی یک مرغ خانگی که مشغول دانه خوردن بود به زمین افتاد و ناله می کرد . مرغ خانگی به باز گفت : بلا دور است اگر کاری از من برمی آید در خدمتگزاری حاضرم .

باز شکاری گفت : نمی خواهم برایم کاری بکنی و از من دور شو ، من و تو نمی توانیم با هم بسازیم و هیچ از اخلاق تو خوشم نمی آید .

مرغ خانگی گفت : کم لطفی می کنید مگر من چه گناهی کرده ام که شما از دیدار من بیزارید ؟

بازشکاری گفت : عیب تو این است که از وفا و جوانمردی بویی نبرده ای و من شخصی بزرگ هستم و از آشنایی با مردم بی وفا ننگ دارم .

مرغ خانگی با تعجب گفت : چرا به من تهمت می زنی و بی دلیل سخن می گویی در صورتی که من اهلی هستم و تو وحشی . دلیل تو بر بی وفایی من چیست ؟

باز شکاری گفت : علامت بی وفایی تو این است که آدم ها درباره تو خوبی می کنند ، آب و دانه ، جا و منزل می دهند و تو از لطف و مهربانی آنها گوشه و توشه ای داری ولی هر وقت می خواهند تو را بگیرند از جلوی آنها فرار می کنی و از مرغ های وحشی نیز وحشی تر می شوی و از ارباب خود می ترسی ولی ما بازهای شکاری با اینکه وحشی هستیم همین که چند روزی با کسی آشنا شدیم و از دست او آب و غذا گرفیتم وفاداری می کنیم برای آنها شکار می کنیم و هر چه از آنها دور باشیم وقتی ما را صدا می کنند و سوت می زنند فوری برمی گردیم و روی دست و شانه آنها می نشینیم و از مرغ های اهلی خودمانی تر می شویم.


دانلود با لینک مستقیم


واحد شماره هفت طرح کرامت تفکر نقاد

واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری

اختصاصی از ژیکو واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری


واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری

واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحه: 6

 

 

 

بخشی از متن:

فعالیت شماره یک :

 قــصــــــه

عنوان قصه : خانه ای پر از طلا

جابر بن یزید جعفی می گوید:  روزی نزد امام باقر (ع) رفتم و از تنگدستی و فقر شکایت کردم و کمک مالی خواستم.

امام فرمود: «ای جابر، فعلا پولی در خانه نیست

چیزی نگذشت که کمیت شاعر داخل شد و اجازه خواست برای امام قصیده ای بخواند.

امام اجازه فرمود و پس از قصیدهخوانی کمیت، به غلام خود فرمود:«از آن اتاق، یک کیسه زر بیاور و به کمیت بده

غلام امر امام را اطاعت کرد و یک کیسه زر از اتاق کناری آورد و به کمیت داد.

کمیت باز اجازه خواست و دو قصیدهی دیگر خواند و امام به او دو کیسه زر دیگر بخشید.

کمیت گفت: « مولای من! به خدا قسم، ارادت من به شما از روی اغراض دنیوی نیست. نیتم از سرودن این قصائد، صرفا نزدیکی به رسول خدا (ص) است، و این وظیفه ای است که خداوند بر من واجب گردانیده است . »

امام باقر (ع) هنگامی که دید کمیت کیسههای زر را قبول نکرد، او را دعا کرد و فرمود: « ای غلام! کیسه ها را سر جایشان بازگردان . » پس از رفتن کمیت، به امام عرض کردم: « شما به من فرمودید در خانه چیزی ندارید ولی میخواستید به کمیت سی هزار درهم عطا کنید؟ »

امام فرمود: « ای جابر! برخیز و داخل آن اتاق برو و کیسههای زر را بیاور . »


دانلود با لینک مستقیم


واحد شماره پنج طرح کرامت آبرو داری

سهام عادی 22 ص

اختصاصی از ژیکو سهام عادی 22 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 22

 

دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد نیشابور

موضوع :

استاد راهنما :

جناب آقای اسعـدی

تهیه کنندگان :

حسن سعیـدی و مجتبـی یارزمان

بهار 86

سهـام عـادی

مقـدمه

معمولاً شرح ویژگیهای سهام عادی نسبت به سایر اوراق بهادار ، آسان تر است ، زیرا سهام عادی بسیاری از ویژگیهای پیچیده و فنی اوراق بهادار با درآمد ثابت را ندارد . از طرف دیگر ، تجزیه و تحلیل و ارزشیابی آن از ارزشیابی سایر اوراق بهادار بسیار دشوارتر است . برای بررسی روش های اصلی ارزشیابی و انتخاب سهام عادی نیاز به چندین فصل است .

به طور کلی اگر شرکتی بخواهد از منابع خارج از سازمان تأمین سرمایه کند سهام عادی بعد از اوراق قرضه در درجه دوم اهمیت قرار دارد و در زمان انحلال و زمانی که سایر مطالبات ( از قبیل سهام ممتاز ) پرداخت شد بقیه دارائی ها به سهامدارن عادی تعلق دارد و سهام عادی در مقایسه با سهام ممتاز و اوراق قرضه برای دارنده آن دارای بیشترین ریسک است .

شرکت های بزرگ صنعتی بین سالهای 1984 و 1986 در مجموع 100 میلیارد دلار سهام عادی جدید منتشر کردند . در طی همین دوره 300 میلیارد دلار از سهام عادی بازخرید و از دور خارج گردید ، زیرا بسیاری از شرکتها در هم ادغام شدند یا این که تعداد زیادی از سهام عادی ( از دیدگاه مالی ) دارای نقاط ضعف و قوت بسیار زیادی است . نقاط قوت این سهام ، از نظر تأمین مالی به مراتب بیش از نقاط ضعف آنها است ، در عین حال در هر مورد باید با توجه به شرایط موجود قضاوت کرد .

1. تعریف سهام عادی : سهام عادی یک نوع دارایی مالی است که نشان دهنده مالکیت در یک شرکت است . به عبارت ساده ، سهام عادی دلالت بر حقوق صاحبان سهام در شرکت دارد .

2. اساسنامه : ( Charter )

اساسنامه سندی است که مؤسسات و بنیانگذاران یک شرکت برای گرفتن اجازة تأسیس ، راه اندازی و بهره برداری مؤسسه ، آن را تهیه و در سازمان ثبت شرکتها به ثبت می رسانند . اساس و پایه اساسنامه ها معمولاً یکنواخت است و شامل حقوق کلی صاحبان سهام و حقوق خاص آنها به عنوان مالکین انفرادی مؤسسه است .

1. حق مالکیت

2. مسئولیت محدود سهامداران

3. حق رأی ( از جمله حقوق غیرمالی سهامدار )

4. کنترل شرکت

3. ویژگیهای سهام عادی : 5. حق دریافت سود سهام

6. سررسید

7. سهام مجاز و انتشاریافته

8. حق تقدم در خرید سهام

9. سایر حقوق

1-3 : حق مالکیت

دارندگان هر دو نوع سهام ( عادی و ممتاز ) مالک شرکت به حساب می آیند ، ولی از آن جا که دارندگان سهام ممتاز ( در مقایسه با دارندگان سهام عادی ) نسبت به دریافت سود و اصل سرمایه شرکت حق تقدم دارند می توان گفت دارندگان سهام عادی به اصطلاح مالک نهایی شرکت هستند .

به عبارتی مهمترین ویژگی سهام عادی رابطه مالکانه است ، یعنی سهامداران مالک شرکت می شوند و منافع حاصله نیز ناشی از درآمدهایی است که برای شرکت ایجاد می شود ( چه به صورت مزایای دریافتی و یا تغییر قیمت سهام ) و همین ویژگی موجب آن گردیده تا با سایر عقود اسلامی در امر سرمایه گذاری نزدیک باشد .

2-3 : مسئولیت محـدود سهامداران : limited liability

سهامداران دارای مسئولیت محدود هستند . به این معنی که سهامداران نمی توانند بیشتر از سرمایه گذاری خود در شرکت متضرر شوند . در مواقع مشکلات مالی ، طلبکاران فقط به دارائی های شرکت متوسل می شوند و سهامداران در این شرایط محفوظ هستند . این شاید بزرگترین مزیت شرکت و عامل موفقیت آن باشد . و تنها تعهد یک سهامدار در شرکت سهامی ، پرداخت مبلغ سهم است و اگر به این تعهد خود عمل کند ، به عنوان صاحب سهم تعهد دیگری ندارد . همچنین تعهدات سهامداران همان است که قبول کرده اند و نمی توان با تغییر اساسنامه تعهد جدیدی بر عهدة آنان گذاشت یا تعهدات فعلی آنان را افزایش داد . در این زمینه قانون نیز به صراحت عنوان کرده که هیچ مجمع عمومی نمی تواند تابعیت


دانلود با لینک مستقیم


سهام عادی 22 ص

واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف

اختصاصی از ژیکو واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف


واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف

واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحه: 6

 

 

 

بخشی از متن:

فعالیت شماره یک :

 قــصــــــه

عنوان قصه : جوان با انصاف

هوا تاریک روشن بود که عمار با عجله گوسفندانش را از آغل بیرون آورد. هنوز پرنده ی خواب توی چشمان عمار لانه کرده بود. خمیازه ای کشید. گوسفندها که راه افتادند در آغل را بست. از چاه کنار آغل دلو آب را بالا کشید. آبی به سر و صورتش زد تا پرنده ی خواب از چشمانش بپرد. به آسمان نگاهی کرد و گفتتا سپیده نزده باید راه بیفتم، تا صحرای فخّ راه درازی دارم . »

 شال آبی کمرش را محکم کرد. چوب دستی اش را از کنار در آغل برداشت و به دنبال گوسفندها که انگار هنوز خواب بودند و سرشان را پایین انداخته و راه هر روزشان را می رفتند، دوید. از کوچه بیرون نرفته بود که با صدای مادرش برگشت. مادر پیرش با سفره ی نان و خرما به دنبالش می دوید. عمار به شتاب به سوی مادرش رفت.

مادرش می گفت:« چرا با این عجله پسرم؟ هنوز که هوا روشن نشده؟» سفره ی نان را گرفت و گفت:« باید به صحرای فخ بروم. آن جا با کسی قرار دارم.» و به طرف گوسفندان دوید.

صدای مادرش را شنید:« مواظب خودت باش پسرم! زود برگرد. مادرت را دل نگران نکنی

مادر از دور دستی تکان داد و در پیچ کوچه ای از نگاه مادر ناپدید شد.

عمار تا توانسته بود گوسفندها را دوانده بود. نفس نفس می زد. بالای تپه که رسید، نشست. نفسش بند آمده بود. نسیم، بوی علف صبحگاهی را به مشامش رساند. خورشید تازه طلوع کرده بود. دستش را سایه بان چشمانش کرد. صحرای فخ بود. همه جا پر از علف سبز تازه بود؛ اما یک دفعه دلش ریخت. باورش نمی شد. فکر کرد کس دیگری است. بیشتر دقت کرد. درست می دید. محمد (ص) بود که روی تپه ای دورتر از او ایستاده بود. گوسفندانش را هم زیر درختی جمع کرده بود.


دانلود با لینک مستقیم


واحد شماره چهار طرح کرامت انصاف